سوال اصلی در شرایطی که با رد صلاحیت گسترده روبرو هستیم این است که وظیفه ما در انتخابات پیش رو چیست؟ پاسخ ما در ادوار و مقاطع گذشته، از همان مجلس اول، همواره حضور مردم در عرصه‌ انتخابات‌ بوده‌است. مهندس بازرگان، همانگونه که درنطق های پیش از دستورخود در مجلس اول گفتند، همواره بر مشارکت مردم در امر انتخابات تاکید داشتند و انتخابات را فرآیندی برای یادگیری دموکراسی و تربیت فرهنگی و سیاسی مردم می‌دانستند. متن اغلب نطق‌های ایشان در مجلس اول مبین همین مفهوم و گویای همین واقعیت است. در سه دهه گذشته نیزدر سایر انتخابات‌ هم ما عموما بر همین خط مشی وسیاست راهبردی تاکید داشته ایم و همواره به ضرورت حضور و مشارکت مردم در انتخابات در راستای نیل به تحول و توسعه سیاسی و تقویت فرایند گذار به دموکراسی باور داشته ایم.
آن چه در هر مرحله بایستی مورد بررسی قرار گیرد ملاک‌ها و معیارهای شرایط انتخابات آزاد، سالم و رقابتی بر پایه اصول قانون اساسی و ضوابط شناخته شده در سطح جهانی است. تجربه سه دهه گذشته نشان می‌دهد که ما نبایستی در قبال برخی از رد صلاحیت‌ها مایوس شده و بذر ناامیدی را در دل مردم بکاریم. همانطور که گفته شد انتخابات یک فرآیند یادگیری و آگاهی بخش است که هم آحاد جامعه و هم مسئولان و متولیان امر انتخابات به تدریج با آن آشنا می شوند و خود را با قانون و ملاک های انتخاباتی هماهنگ تر می سازند. یادآوری رد صلاحیت مهندس بازرگان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۶۴ با آن سوابق روشن و واکنش ایشان و یارانشان در اعتراض و حضور در عرصه های انتخابات در مراحل بعد می تواند برای نسل جدید امروز آموزنده باشد. به یاد داریم که در دوم خرداد سال ۷۶ شورای نگهبان همه نامزدهای شناخته شده را رد صلاحیت کرد، اما از بین همان ۴ نامزدی که به هرحال توسط شورای نگهبان تایید صلاحیت شدند، در نهایت اقای سید محمد خاتمی انتخاب شد و همانطور که می‌دانیم این انتخاب سنجیده مردم زمینه تحول و توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را در عرصه سیاست ایران رقم زد. رویدادی اثرگذار که نقشی کلیدی در ایجاد تحولات سیاسی و اجتماعی داشت و حاکمیت ۸ ساله دولت اصلاحات توانست نقش تعیین‌کننده و موثری را در فرآیند تقویت دموکراسی ایفا کند.
باز بیاد بیاوریم که در سال ۹۲ هم صلاحیت بسیاری از نامزدها و حتی صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی تایید نشد، اما از بین کاندیداهای باقیمانده، انتخاب آقای دکتر روحانی، آغازگر فصل تازه‌ای در سیاست ایران شد و دولتی روی کار آمد که توانستند مذاکرات هسته‌ای را پس از سال‌ها به فرجامی روشن و امیدوارانه برسانند و تحریم‌های فلج‌کننده‌ای که بزرگترین آسیبش را مردم متحمل شدند، از سر آنان بردارد. با این حال برجام با این امید به سرانجام رسید که این موفقیت در سطح مناسبات بین‌المللی دستاوردهایی هم در عرصه سیاست داخلی داشته باشد و به‌شکلی بستری شود برای تحول سیاسی و تعامل و مشارکت مردم درتقویت فرایند دموکراسی. در مقابل این تجربیات مثبت؛ البته با تجربه منفی انتخابات شورای شهر دوم تهران هم روبرو هستیم که در آن انتخابات، مردم با صندوق های رأی قهر کردند( خود زنی کردند) و پیامد طبیعی آن مشارکت حدود ۱۲ در صدی شهروندان در انتخابات بود و شورای شهری با جمع نا شناخته آبادگران و شهرداری آقای دکتر احمدی نژاد. والبته متعاقب آن دو دوره ریاست جمهوری وی و پیامد های تاریخی آن که ملت ایران هرگز آثارمخرب آن را فراموش نخواهد کرد.
بر پایه این تجربیات تاریخی، به رغم رد صلاحیت های گسترده، مردم ما کماکان نسبت به آینده امیدوار خواهند بود و با هوشمندی در انتخابات پیش رو در هفتم اسفند ماه صبورانه بهترین تلاش خود را بکار خواهند بست و با آگاهی و تدبیر، بهترین گزینه‌های ممکن را در راستای منافع ملی گزینش خواهند کرد. بنده بر این باورم که حضور مردم درانتخابات پیش رو بسیار مهم است؛ اما آنچه مهمتر است، طی همان فرایند یادگیری است، پروسه‌ای که در طی این سه دهه همواره در جریان بوده و باعث رشد و آگاهی بیشتر مردم شده است.
منبع: سر مقاله روزنامه ستاره صبح ۱۸ بهمن ۱۳۹۴

بازگشت به صفحه اول