unnamedدر مطبوعات و رسانه های صوتی و تصویری ایران که در تمامی حوزه ها به ویژه مسائل مرتبط با حوزه سیاسی، مستقیما اطلاعات دیکته شده حکومت در آن ها منتشر می شود هیچ گاه نمی توان و نباید انتشار اطلاعات چه در قالب گزارش و چه تحلیل را جدی گرفت مگر آنکه منابع خبری موازی، در خارج از کشور صحت موارد نقل شده را تائید کنند. آنچه در خصوص مساله شهرام امیری توسط رسانه های ایران بازتاب داده شده است همچون بسیاری دیگر از موارد پر ابهام و مناقشه در عرصه سیاست ایران، است.از اعدام های گسترده زندانیان سیاسی در سال ۶۷ تا قتل های زنجیره ای،حمله به کوی دانشگاه،ماجرای بابک زنجانی ، کودتای ۸۸ و… در بسیاری از این موارد روایت های رسمی غالبا مورد استناد نیستند چرا که عدم شفافیت و پاسخگویی اصلی نهادینه شده در جمهوری اسلامی است.فارغ از اینکه شهرام امیری برای سازمان سیا جاسوسی کرده است یانه که شواهدی دال بر صحت این ماجرا به تازگی روشن شده است. نحوه بازتاب مساله شهرام امیری در رسانه های داخل کشور نشان می دهد که سیستم سیاسی در ایران به هیچ وجه با افکار عمومی صادق نیست و عدم آزادی و امتناع حاکمان در ایران از پاسخگویی به افکار عمومی، امکان نشر آرای منتقدان در باب مسائل متعدد کشور را از آنان سلب کرده است و از این رهگذر علاوه بر از بین رفتن منافع ملی، عارضه اخلاقی که به آن دامن زده شده است رواج افسار گسیخته بی اعتمادی و دروغگویی در ایران و تشدید شکاف دولت ملت و از هم گسیختگی لایه های مختلف اجتماعی از یکدیگر است. چنانچه بخواهیم فرضیه جدید دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در خصوص جاسوس بودن شهرام امیری را پذیرفته و برفرضیه قدیم قهرمان هسته ای بودن او توسط همین دستگاه امنیتی خط بطلان بکشیم آنچه توسط محسنی اژه ای سخنگوی دستگاه قضایی در خصوص رو دست خوردن یا به عبارت بهتر فریب امریکایی ها پس از تائید اعدام او در جریان مصاحبه مطبوعاتی گفته شد،کاملا بی پایه و دروغ است.چون تخلیه اطلاعاتی امیری توسط سیا،آنچه مدعای جمهوری اسلامی است نمی تواند معنای رو دست خوردن داشته باشد و به اعدام قهرمان هسته ای ختم شود.

نمایش تناقض آمیز داستان ربوده شدن در سفر حج و بازگشت از امریکا به ایران از طریق دفتر حفاظت از منافع ایران در امریکا،استقبال مقامات دیپلماتیک از امیری در فرودگاه و انجام مصاحبه با او در برنامه خبری شبکه دو، سناریویی نیست که در آن بشود رو دست خوردن امریکایی ها را باور کرد. آنچه می تواند در ست باشد این است که شهرام امیری در قالب سفر پوششی حج با سفر به عربستان، و اتصال به مقامات سیا از طریق دستگاه اطلاعاتی عربستان،اطلاعات محرمانه ای در خصوص ابعاد مختلف برنامه هسته ای جمهوری اسلامی از جمله اهداف نظامی آن در اختیار امریکا قرار داده است و از این مسیر قصد داشته در امریکا اقامت کند . اما پس از تخلیه اطلاعاتی امیری در امریکا، تلاشهای او برای خارج کردن همسر و فرزندش از ایران با شکست مواجه می شود و وزارات اطلاعات ایران که با شنود مکالمات خانواده امیری و بستگانش،پی به ماجرا می برد با به گروگان گرفتن همسر و فرزندش،و تهدید جان آنان امیری را وادار به بازگشت می کند و از او می خواهند که سناریوی ربوده شدن را طی و یدئویی منتشر کند تا اسباب تبلیغاتی وهم چنین مظلوم نمایی برای رژیم فراهم کنند.

پس از انتشار این ویدئو، او در خواست خروجش از ایالات متحده را به وزارت خارجه اعلام می کند. سیا پس از اطلاع از قصد امیری برای بازگشت به ایران به دلیل بیم از جان او، ظاهرا او را از این کار برحذر می دارد اما از آنجایی که خودش اصرار به برگشت داشته است مخالفتی نمی کنند. مقامات امنیتی که از لو رفتن اطلاعات محرمانه اطمینان داشته اند به امیری می گویند چنانچه در فیلم تبلیغاتی قهرمان هسته ای رژیم بازی کند نه تنها از مجازات معاف خواهد شد بلکه به واسطه این نمایش واشاعه آن در افکار عمومی،منزلتی ویژه خواهد یافت او که تقریبا یقین پیدا کرده بود تهدیدها عملی خواهند شد ناچار خودش را به دفتر حافظ منافع ایران معرفی می کند به این امید که با بازی در نمایش قهرمان هسته ای از مجازات رهایی پیدا کند.

این سناریو البته تا حدودی به سود امیری پیش رفت هر چند پس از نمایش قهرمانی به زندان رفت اما با قول هایی که مقامات به خانواده اش دادند آنها زندانی بودنش را پنهان کردند. اما پس از آنکه تحریمهای بین المللی،جمهوری اسلامی را به زانو در آورد و برجام شکل گرفت و در کمتر از شش ماه،رویای اتمی شدن دود شد و به هوا رفت و بسیاری از پژوهشگران سازمان انرژی اتمی تعدیل شده یا در مراکز دیگری مشغول به کار شدند دستگاه امنیتی نیازی نمی دید که شهرام امیری زنده باشد، تا روزگاری اهداف جمهوری اسلامی از پروژه اتمی را این بار برای مخالفان داخلی جمهوری اسلامی یا پس از در گذشت آیت ا… خامنه ای برای ذکر در تاریخ بازگو کند، چرا که حالا تقریبا مسجل است امیری اطلاعاتی در خصوص پروژه اتمی ایران در اختیار سازمان سیا قرار داده است.

برخی از رسانه های داخلی که دیکته نویس حاکمیت استبدادی جمهوری اسلامی هستند آن زمان از ربوده شدن شهرام امیری به دستور حاکمیت سخن می گفتند و امروز هم پس از اعدام او از داستان را با ناپدید شدگی تعریف می کنند. ربودگی انعکاس مظلومیت جمهوری اسلامی بود و ناپدید شدن منعکس کننده مستحق اعدام بودن امیری،فارغ از بار معنایی متفاوتی که هر کدام از این کلمات دارند باید گفت که اگرچه با اعدام امیری یک سال پس از امضای برجام ممکن است برخی از پشت پرده های برنامه اتمی ایران و اهداف آن دفن شده باشد اما بخشهای مهمی از آنچه بر سر مردم ما به واسطه جاه طلبی اتمی جمهوری اسلامی رفته روزی فاش خواهند شد و از آن مهمتر روزی مشخص خواهد شد که دیگر دانشمندان اتمی که ترور شدند و شهید نام گرفتند بنا به روایت رسمی توسط سرویسهای جاسوسی خارجی از دنیا رفتند یا تنها شکل ترخیص آنان از دنیا با شهرام امیری که به دار آویخته شد، متفاوت بوده است.

بازگشت به صفحه اول