زیتون- سید مصطفی تاجزاده در واکنش به انتشار فایل سخنان آیت الله منتظری، کشتار تابستان سال ۶۷ را تقبیح کرد و نوشت جمهوری اسلامی «یک پوزش خواهی و حلالیت طلبی به خانواده های آنان بدهکار است.»
او ضمن تایید رویکرد سازمان مجاهدین به سوق دادن جمهوری اسلامی به سوی خشونت نوشت که «حاکمیت می تواند با عذرخواهی از ملت ،حلالیت طلبی از بازماندگان و اصلاح ساز و کار قضائی میهن به گونه ای که تکرار چنین فجایعی را ناممکن کند، زخم ناشی از این اعدامها را التیام بخشد.» montazeri
این سیاست مدار اصلاح طلب در پایان از مردم خواست تا «با استناد به سخنان آیه الله منتظری به ایجاد دوگانه سازی های غیرضرور، تفرقه افکن و فرصت سوز» نه پردازد و «آگاه یا ناآگاه جبهه بزرگ دموکراسی خواهان و عدالت طلبان را در مصاف با انسداد طلبان داخلی و سلطه جویان خارجی تضعیف یا خدای ناکرده دو پاره کند.» از نظر تاجزاده «به عکس باید از توجه عمومی به این سخنان کمال استفاده را به سود استقرار دموکراسی ، نفی خشونت ورزی و حاکمیت قانون در ایران ببریم.»

متن کامل این یادداشت که در کانال شخصی او در تلگرام منتشر شد، به این شرح است:
۱- انتشار نوارسخنان آیت الله منتظری حقایق تلخی را درباره اعدام های گروهی سال ۶۷ برملا کرد. من بدون آن که از جزئیات آن فاجعه آگاه باشم در مقاله «حصر در د هه ۶۰ و ۹۰» نوشتم:  آن چه پس از عملیات مرصاد انجام شد غیرقانونی بود. پذیرفته نیست برای زندانیانی که محاکمه و محکوم شده اند، بدون ارتکاب جرم جدید حکم جدیدی صادر و اجرا شود. به باور من جمهوری اسلامی یک پوزش خواهی و حلالیت طلبی به خانواده های آنان بدهکار است که گذشت زمان آن را منتفی نمی کند…. من اندیشه، راهبرد و روش های تشکیلاتی فرقه رجوی را چنان فاشیستی و غیرانسانی می بینم که فقط با داعش قابل مقایسه است. با وجود این وقتی اعضای همین سازمان مخوف بازداشت، محاکمه و زندانی می شوند، حقوقی دارند که با هیچ توجیهی نمی توان و نباید آن ها را نادیده گرفت یا نقض کرد.
۲- من همچنین نقش و سهم سازمان مجاهدین خلق را در سوق دادن جمهوری اسلامی به کاربرد خشونت استرتژیک می دانم . رجوی با توهم کسب انحصاری و خشونت بار قدرت ، تروریسم گسترده و بی سابقه ای بر میهن و مردم تحمیل کرد و با قتل هزاران انسان بی گناه، از دولتمردان آزادیخواه وقانون گرا مانند دکتر بهشتی و باهنر تاشهروندان عادی در حد کاسبان محل ، آن هم تنها به دلیل اعتقاد به جمهوری اسلامی و رهبری فقید آن ، سیاست ورزی قانونی را تا حدود زیادی به محاق برد. همچنین از وطن فروشی سازمان مزبور ومزدوری و خبر چینی برای صدام ، آنهم در زمان جنگ و اشغال بخشی از خاک ایران توسط ارتش بعث وبویژه از اوضاع و احوال کشور و مدیریت آن در ماه های منتهی به پایان جنگ خبر دارم و می دانم که رجوی پس از پذیرش قطعنامه ۵٩٨ توسط ایران با لشگر کشی ناموجه جنایت بزرگ دیگری مرتکب شد و هزاران عضو ساده دل را با نام آزاد سازی ایران به کام مرگ فرستاد تاهم بر تحلیل غلط خود از خاتمه جنگ سرپوش گذارد وهم باجاری کردن شطی از خون چرخه ى خشونت ورزی رااستمراربخشد. با وجود همه این مسائل محاکمه مجد د زندانیان را در سال۶۷ و اعدام گروهی آنان را نقض موازین حقوقی و قانونی کشور به شمار می آورم. ما حق نداریم با استاندارهای دوگانه با پدیده ها و رخدادها مواجه شویم. کار اشتباه از سوی هرکس که سر زند اشتباه است. هنگامی که ما درباره خداوند می گوییم او جز عدل عملی انجام نمی دهد (در برابر اشعریان که شعارشان این بود: هرکار که خداوند انجام می دهد عدل است) تکلیف بندگان خدا روشن است. معیار سنجش ما در مورد هر موضوع و اقدامی حقیقت و عدالت است نه شخصیت افراد هر قدر هم که بزرگ و تاریخ ساز باشند.شاید به همین دلیل مهندس موسوی می گوید هم خود او در همان زمان نخست وزیری وهم رییس جمهور وقت-آیت الله خامنه ای – با این روش اعدام به شدت مخالفت کردند اگر چه وقتی متوجه ابعاد فاجعه شدند، که کار از کار گذشته بود.
۳- یکی از دلنشین ترین اخباری که پس از آزادی شنیده ام سخنان پدر یکی از قربانیان سال ۶۷ در جمع گروه دیگری از والدین اعدام شدگان همان سال بود، که برخلاف روال سالیان گذشته و برخلاف مضامین سرودهای رایج مجاهدین خلق، که دعوت به کینه ورزی و انتقام گیری می کند،وی خواهان آن شد که به کینه و نفرت پایان داده شود و به جای آن دعوت به مهر و دوستی کرد. مهم تر آن که این پیام با استقبال و تشویق بعضی دیگر از خانواده ها مواجه شد.
۴-حاکمیت می تواند با عذرخواهی از ملت ،حلالیت طلبی از بازماندگان و اصلاح ساز و کار قضائی میهن به گونه ای که تکرار چنین فجایعی را ناممکن کند، زخم ناشی از این اعدامها را التیام بخشد. من به سهم خود از خانواده های اعدام شدگان آن فاجعه از جمله بازماندگان قربانیانی که عضو مجاهدین خلق نبودند، پوزش می طلبم. و متواضعانه آنان را فرامی خوانم تا با تأسی به ماندلا “ببخشند اما فراموش نکنند” تا ایران و ایرانی از چرخه شوم نفرت و کینه و انتقام رها شوند. از رهبر هم می خواهم که پیش از آن که دیر شود پرچم دوستی و مهر و آشتی ملی برافرازد و با پایان دادن به حصرها، زندان ها، پناهندگی ها و مهاجرت های سیاسی ،تلخ کامی این روزها را به شیرینی هم زیستی مسالمت آمیز آحاد هم وطنان تبدیل کند تا قطار انقلاب در ریل اصلی خود که “همه با هم بودن” است، قرار گیرد.
۵- شهروندان ایران زمین در این باب می توانند نقش بسیار مهم و به باور من تعیین کننده ای ایفا کنند. آنان نه تنها نباید اجازه دهند هیچ فرد یا گروهی با استناد به سخنان آیه الله منتظری به ایجاد دوگانه سازی های غیرضرور، تفرقه افکن و فرصت سوز بپردازد و آگاه یا ناآگاه جبهه بزرگ دموکراسی خواهان و عدالت طلبان را در مصاف با انسداد طلبان داخلی و سلطه جویان خارجی تضعیف یا خدای ناکرده دو پاره کند، به عکس باید از توجه عمومی به این سخنان کمال استفاده را به سود استقرار دموکراسی ، نفی خشونت ورزی و حاکمیت قانون در ایران ببریم و به آرمان طرفین، که خواهان سربلندی ایران و بهروزی ایرانیان بوده اند، اگرچه به نظر ما مسیر را اشتباه پیموده اند، جامه عمل بپوشانیم. ما شهروندان می توانیم و باید خودمان را، رهبر و نهادهای منصوبش را، خانواده های قربانیان راو نیروهای سیاسی اعم از مخالف و موافق را به نماندن درگذشته، در عین درس گرفتن از آن، ونگاه به آینده و تلاش برای اجرای بدون تنازل قانون اساسی دعوت کنیم و با تبدیل آشتی ملی و مهر و دوستی به خواستی عمومی ،فردایی بهتر را برای خود و فرزندانمان رقم زنیم.

بازگشت به صفحه اول