زیتون– حزب دمکراتیک مردم ایران با انتشار بیانیه ای انتشار فایل صوتی سخنان آیت الله منتظری را سندی مهم و تاریخی خواند.
به گزارش «زیتون» در این بیانیه آمده است: بر پایه ی این سند، آیت الله منتظری، این فقیه آزاده و فرهیخته با شجاعت والای اخلاقی و انسانی، یک تنه در برابر این اعدام های سیاسی می ایستد و بانگ اعتراض بر می آورد.
حزب دموکراتیک مردم ایران در ادامه نوشت «به باور ما، فاجعه ی کشتار همگانی زندانیان سیاسی در سال ۶۷، در چارچوب یک طرح از پیش اندیشیده و بستر سازی شده به وقوع پیوست. این تبهکاری محصول یک تصمیم گیری واکنشی و برق آسا و نسنجیده نبود. طراحان و مجریان آن دقیقا می دانستند که دست خود را به چه جنایت خونینی آلوده می کنند.»
این بیانیه می افزاید «متاسفانه هنوز بعد از گذشت نزدیک به سه دهه از این کشتار، شاهد آنیم که حتی گروهی از اصلاح طلبان، آگاهانه یا ناآگانه، در برخورد با این فاجعه، به همان دلیل آوری های توجیه گرانه ی کارگزاران این جنایت چنگ می اندازند.» آنها تنها و تنها از نقش آفرینی مجاهدین و کشتار آنها در پاسخ به حمله ی نظامی از خاک عراق سخن می گویند و درباره ی کشتار رهبران و اعضای احزاب و سازمان های چپ مطلقا خاموشی پیشه می کنند. آنها عملیات مرصاد را دستاویز قرار می دهند، تا کشتار هزاران زندانی مجاهد دارای محکومیت را برحق جلوه گر سازند و با توطئه ی سکوت از کنار اعدام چپ ها، از جمله صدها تن از رهبران و اعضاء حزب توده ی ایران و سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، اتحاد فدائی و فدائیان خلق ایران ـ پیرو بیانیه ی ۱۶ آذر، راه کارگر و… بگذرند.»
اعضای حزب دموکراتیک مردم ایران در پایان خواستار «برکناری آن جنایت کاران از همه ی مشاغل دولتی و محاکمه ی عادلانه ی آنها» شد.

بیانیه حزب دموکراتیک مردم ایران که نسخه ای از آن برای انتشار در اختیار «زیتون» قرار گفته، به شرح زیر است:
فایل صوتی سخنان آیت‌الله منتظری، در دیدار ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ با مسئولان اعدام‌های آن تابستان خونین، بی تردید سندی است مهم، تاریخی و معتبر. بازتاب اجتماعی و سیاسی سریع و گسترده ی این سند در سطح جامعه و افکار عمومی مردم و نیز نیروهای درون حاکمیت از یک سو، و واکنش خشم آگین محافل واپسگرای حاکمه علیه احمد منتظری بعنوان افشاگر آن از سوی دیگر، نشانه ی اهمیت بی همتای یک گواهی تاریخی است از سوی آیت الله منتظری. این فایل صوتی، سند حقوقی انکارناپذیری است که بر وقوع یک جنایت تاریخی، یعنی فاجعه ملی کشتار همگانی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گواهی میدهد. جنایتی که از منظر ابعاد هولناک آن و نیز چگونگی سازماندهی و همچنین کشتار بی محاکمه اسرای بی دفاع، در ایران دوران جدید، یعنی ایران پس از مشروطیت تا به امروز، بی سابقه بوده است.
بر پایه ی این سند، آیت الله منتظری، این فقیه آزاده و فرهیخته با شجاعت والای اخلاقی و انسانی، یک تنه در برابر این اعدام های سیاسی می ایستد و بانگ اعتراض بر می آورد. ایشان با روش و گرایش خشونت آمیز مجاهدین خلق با شفافیت مرزبندی می کند و بروشنی حقوق انسانی و آزادی عقیده و حقوق دگراندیشان را پاس می دارد. آیت الله منتظری می‌گوید:
“با آن تندروی‌ها که لاجوردی کرده اگر من هم بودم سر موضع ام می‌ماندم… اینها به عقیده و فکری معتقدند و عقیده را با کشتن نمی‌توان محو کرد.”
سرشت این رویکرد ژرف و هوشمندانه، جز انسان محوری و احترام به حقوق فرد انسانی نیست. این رویکرد، جایگاه وی را به بلندترین قله های اجتماعی و ملی می رساند. خروش دردمندانه و باورمندی انسانگرایانه این فقیه فقید، بدون تردید در وجدان بیدار ایرانیان انساندوست، بری از بستگی های دینی و سیاسی و قومی، نسل اندر نسل طنین خواهد انداخت.
به باور ما، فاجعه ی کشتار همگانی زندانیان سیاسی در سال ۶۷، در چارچوب یک طرح از پیش اندیشیده و بستر سازی شده به وقوع پیوست. این تبهکاری محصول یک تصمیم گیری واکنشی و برق آسا و نسنجیده نبود. طراحان و مجریان آن دقیقا می دانستند که دست خود را به چه جنایت خونینی آلوده می کنند. این کشتار نه تنها با زیرپا گذاردن خشن ابتدایی ترین موازین حقوقی، قانونی، سیاسی، اجتماعی و انسانی بین المللی، بلکه حتی با چشم فروبستن بر قوانین حقوقی و قضائی مصوبه ی نهادهای خود جمهوری اسلامی انجام گرفت. ابعاد و نحوه هولناک این کشتار و ترکیب قربانی های آن چنان بود، که دست اندرکارانش ده ها سال مهر خاموشی بر لب زدند و توطئه ی سکوت پیشه کردند. آنها از آگاهی افکار عمومی جامعه، از جمله پرسش گری از سوی پیرامونیان خود در حاکمیت هراس داشتند.
تبهکاران برای پوشیده داشتن ماهیت تبهکاری تاریخی خود و توجیه آن، همواره ادعا کرده اند که آنها تنها نسبت به کنش مجاهدین، بعد از پذیرش قطعنامه ی ۵۹۸، واکنش نشان داده اند. به دیگر سخن مدعی اند که این کشتار پاسخی به لشکر کشی مجاهدین و همکاری آنها با صدام بوده است. متاسفانه هنوز بعد از گذشت نزدیک به سه دهه از این کشتار، شاهد آنیم که حتی گروهی از اصلاح طلبان، آگاهانه یا ناآگانه، در برخورد با این فاجعه، به همان دلیل آوری های توجیه گرانه ی کارگزاران این جنایت چنگ می اندازند. باید ماهیت توطئه سکوت و توجیه گری های دست اندرکاران این کشتار جمعی را شناخت: آنها تنها و تنها از نقش آفرینی مجاهدین و کشتار آنها در پاسخ به حمله ی نظامی از خاک عراق سخن می گویند و درباره ی کشتار رهبران و اعضای احزاب و سازمان های چپ مطلقا خاموشی پیشه می کنند. آنها عملیات مرصاد را دستاویز قرار می دهند، تا کشتار هزاران زندانی مجاهد دارای محکومیت را برحق جلوه گر سازند و با توطئه ی سکوت از کنار اعدام چپ ها، از جمله صدها تن از رهبران و اعضاء حزب توده ی ایران و سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، اتحاد فدائی و فدائیان خلق ایران ـ پیرو بیانیه ی ۱۶ آذر، راه کارگر و… بگذرند.
دست اندرکاران واپسگرای رژیم، برای پشتیبانی از جنایت آفرینان، با تمام قوا تلاش می کنند که با بهره برداری از سیاست همسویی مجاهدین خلق با صدام ـ و اینک با عربستان سعودی ـ ، قتل عام زندانیان سیاسی را صرفا به انتقام گیری از مجاهدین فروکاهند.
اصلاح طلبان، آزایخواهان و اعتدال گرایان و همه ی مسلمانان باورمند باید بدانند که سینه ی سردارانی نظیر سرهنگ کبیری و ناخدا افضلی که از قهرمانان و فرماندهان کلیدی جنگ در دفاع از ایران بودند، هم سرب آجین شد. آیا مگر آن دهها افسر وظیفه چپ گرا همچون گلعلی آتیک، که در میدان های جنگ زخمی و معلول و در جریان کشتار جمعی زندانیان به جوخه اعدام سپرده شدند، از هموندان و هم اندیشان مجاهدین خلق بودند؟ آیا مگر دانشوران و روشنفکران فرهیخته ای چون منوچهر بهزادی، امیر نیک آیین، اصغر محبوب، مهرداد فرجاد، انوشیروان لطفی و هیبت معینی که همه وجودشان آرمانخواهی و انسانگرایی بود، جرمی جز دگراندیشی داشتند؟ آیا مگر صدها دانشجوی ممتاز همچون نصرت درویش مولا و حیدر نیکو، که در تابستان مخوف ۶۷ به جرم توده ای بودن اعدام شدند، از بهترین فرزندان ایران نبودند؟
آنچه که باز خوانی کلام صادقانه منتظری را هنوز “روزآمد” می کند، نه دمیدن بر آتش انتقام گیری، بلکه بازاندیشی و به رسمیت شناختن آن جنایت بزرگ و درخواست برکناری آن جنایت کاران از همه ی مشاغل دولتی و محاکمه ی عادلانه ی آنها است. آن هزاران پیکر له شده اسرای سیاسی و عقیدتی با مشت‌های گره کرده، دهان‌های باز، بدن‌های مچاله شده و در خود فرو رفته، هنوز هم همچون یک آینه در برابر میلیونها ایرانی و بویژه دولتمندان جمهوری اسلامی قرار دارد تا این جنایت تاریخی به رسمیت شناخته شود.
حزب دمکراتیک مردم ایران برآنست که راه اندازی یک کارزار دفاع از احمد منتظری، که بعد از انتشار فایل صوتی، تحت پیگرد مراجع امنیتی و قضائی قرار گرفته است، وظیفه جدی همه ی نیروها آزادیخواه و مردم دوست است. این انسان شجاع را نباید تنها گذاشت. دفاع از او، دفاع از حقوق بشر، شرافت انسانی، آزادی بیان و گشایش فضای باز سیاسی در ایران است.
حزب دمکراتیک مردم ایران، در پی پشتیبانی رئیس قوه ی قضایی از “گروه مرگ”، خواهان آنست که ابراهیم رئیسی، معاون وقت دادستان و تولیت آستان قدس رضوی در حال حاضر، حسینعلی نیری، حاکم شرع وقت و مصطفی پورمحمدی، نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین در زمان اعدام های سال ۱۳۶۷ به اتهام شرکت مستقیم در یکی از بیرحمانه ترین آدم کشی های سیاسی قرن بیستم و جنایت علیه بشریت بنا به قوانین بین المللی مبتتی بر حقوق بشر تحت تعقیب مراجع بین المللی قرار گیرند.

حزب دمکراتیک مردم ایران
پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۵

بازگشت به صفحه اول