زیتون– زهرا ربانی املشی، در نامه ای سرگشاده به انتقادات حسن خمینی نسبت به فایل صوتی آیت الله منتظری، پاسخ داد. در این نامه که از قم به جماران تهران فرستاده شده، آمده است: انسان غیرمعصوم نمی‌تواند حبل الله باشد و سایر انسان‌ها بدون چون و چرا از او تبعیت کنند. download (2)
عروس آیت الله منتظری، خطاب  به پسر احمد خمینی نوشت: در میان واکنش هایی که نسبت به انتشار این فایل صوتی نشان داده شد، «یکی از این واکنش‌های دور از ذهن و دور از شأن، واکنش آقای سید حسن خمینی بود.»
ربانی املشی در ادامه به لیستی از اشتباهات حسن خمینی اشاره کرد، از جمله اینکه سیدحسن خمینی «انگار انقلاب را قائم به شخص امام می‌دانند» و «به جای حبل المتین، امام را هویت بخش ملت ایران می داند.»
به نوشته او «اگر جناب حسن آقا به عنوان نوه و متولی حرمت ایشان صادقانه به اشتباهات ولو سهوی امام اعتراف کنند نه تنها عشق مردم به امام خمینی کمتر نخواهد شد بلکه بیشتر هم خواهد شد.»

متن کامل این نامه که برای انتشار در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته، به شرح زیر است:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا َفَرَّقُوا» «و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید». منظور از «حبل الله» (ریسمان الهی) چیست؟
در آیه ۱۰۱ آل عمران می‌خوانیم: «وَکیفَ تَکفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَی عَلَیکمْ آیاتُ اللَّهِ وَفِیکمْ رَسُولُهُ وَمَنْ یعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِی إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ»: «و چگونه کفر می‌ورزید با اینکه آیات خدا بر شما خوانده می‌شود و پیامبر او میان شماست و هر کس به خدا تمسک جوید قطعاً به راه راست هدایت شده است».
در این آیه به نظر می‌رسد که اعتصام به حبل الله را اعتصام به قرآن و رسول الله معنی می‌کند، یعنی واسطه‌ای که بین عبد و رب قراردارد قرآن و رسول است.
مفسران برای حبل الله احتمالات مختلفی ذکر کرده‌اند، مثل: قرآن، اسلام، و خاندان پیامبر و ائمه معصومین. مثلاً در تفسیر الدر المنثور از پیغمبر اکرم (ص) و در کتاب معانی الاخبار از امام سجاد (ع) نقل شده که فرمودند: «حبل الله» قرآن است، و در تفسیر عیاشی از امام باقر (ع) نقل شده که حبل الله رسول و آل رسولند که مردم، مکلف به تمسک به آن هستند.
نتیجه اینکه حبل الله همان قرآن است و یا رسول خدا (ص) و یا ائمه اطهار که بازگشت همه آنها به یک حقیقت است که همان الله می‌باشد، وخداوندتمام افراد جامعه اسلامی را به این وسیله به وحدت فراخوانده است.
در شأن نزول این آیات گفته‌اند که: پس از اسلام و قرآن و ایجاد اتّحاد و اخوّت در میان دو قبیله نیرومند «اوس» و «خزرج» در مدینه، روزی دو تن از تازه‌مسلمانان در کنار هم نشسته بودند و درضمن گفتگوی خود، از افتخارات پرشکوه قبیله خویش پس از اسلام سخن می‌راندند؛ تا آنجا که گفتگوی آن دو در فخرفروشی و تعصّب بالا گرفت و هر کدام فریاد برآوردند و قبیله خویش را فراخواندند؛ تعصّب و گروه گرایی مردان و جوانان آن دو قبیله نیز باعث شد که دست به سلاح بردند و آماده کارزار شدند. ماجرا به اطّلاع پیامبر رسید و حضرت بلافاصله خود را به آنجا رساند و آتش فتنه و تعصّب را خاموش ساخت. درست در این زمان بود که این دو آیه شریفه نازل شد و در آن همگان را با چنگ زدن به حبل متین به اتحاد دعوت کرد و در واقع با تعصب و شخص پرستی و قبیله گرایی که از آداب غلط جاهلیت است آنان را برحذر داشت
و امروز، ما مدعیان اسلام با نگرش به این آیات و تاریخچه آن باید توجه کنیم که:
همه به ریسمان الهی چنگ بزنیم و آن را عمود خیمه بدانیم و به اتحاد حول خدا بیندیشیم نه حول شخص و اشخاص.
اینکه خداوند حبل متین را علاوه بر قرآن، رسول و آل او می‌داند به این دلیل است که آنان معصومند و مرتکب خطایی نمی‌شوند.
انسان غیرمعصوم نمی‌تواند حبل الله باشد و سایر انسان‌ها بدون چون و چرا از او تبعیت کنند.
در آیه ۱۳۵ سوره نساء می‌خوانیم که: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَی أَنْفُسِکمْ أَوِ الْوَالِدَینِ وَالْأَقْرَبِینَ إِنْ یکنْ غَنِیا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَی بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَی أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا»: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید پیوسته به عدالت قیام کنید و برای خدا گواهی دهید هر چند به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندان شما باشد اگریکی از دو طرف دعوا توانگر یا نیازمند باشد باز خدا به آن دو سزاوارتر است؛ پس از پی هوس نروید که از حق عدول کنید و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید قطعاً خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است». با اینکه در همه جای قرآن بعد از اطاعت خدا به اطاعت از والدین سفارش می‌کند ولی در این آیه که پای قیام به قسط و عدالت و شهادت به عدالت پیش می‌آید رضایت والدین لازم نیست. یعنی در راه اقامه عدل و داد باید حتی از خوشنودی والدین گذشت.
قرآن در عین اینکه حبل متینی چون قرآن و رسول معرفی می‌کند ولی انسان‌ها را در انتخاب راه، کاملاً مختار و آزاد می‌داند و وظیفه پیامبر را انذار و بشارت می‌داند.
در روزهای اخیر و در سالگشت قضایای مرداد ۶۷، فایل صوتی از آیت الله منتظری پخش شد که مطالب آن نوار در کتاب خاطرات ایشان به چاپ رسیده بود؛ ولی از آنجا که این تهمت وارد شده بود که خاطرات از خود ایشان نیست لذا این نوار می‌توانست سندی باشد بر تأیید کتاب خاطرات و خط بطلانی بر یاوه گویی‌ها.
پخش این نوار با واکنش‌های متفاوت موافق و مخالف مواجه شد. یکی از این واکنش‌های دور از ذهن و دور از شأن، واکنش آقای سید حسن خمینی بود که به نظر اینجانب شامل اشکالات ذیل است:
ایشان [سیدحسن خمینی] انگار انقلاب را قائم به شخص امام می‌دانند که تصور می‌کنند که اگر انتقادی از ایشان بشود عمود خیمه‌ی انقلاب فرو می‌ریزد؛ در حالی که امام خمینی در عین اینکه از ویژگی‌ها و سجایای اخلاقی بسیاری برخوردار بودند ولی معصوم نبودند و احتمال خطای ایشان وجود داشت چون همه‌ی ابناء بشر ذاتاً جایز الخطا هستند.
ایشان [سیدحسن خمینی] فرموده: “برای یک ملت بیش از هر چیز عناصری که وحدت بخش و هویت ساز است اهمیت دارد”. آیا عامل وحدت مسلمانان باید غیر از تمسک به حبل المتین باشد و آیا هویت اصلی ما که باعث افتخار است غیر از بندگی فقط خدا و پیروی قرآن و اطاعت از پیامبر رحمت و ائمه هدی چیز دیگری است؟
ایشان [سیدحسن خمینی] فرموده: “اینکه قاطبه‌ی نیروهای فعال در کشور نسبت به امام محبت و عشق دارند یک سرمایه‌ی ملی است و اگر اینگونه عوامل را تقویت کنیم قدرت ملی نیز بالا می‌رود”. اگر جناب حسن آقا به عنوان نوه و متولی حرمت ایشان صادقانه به اشتباهات ولو سهوی امام اعتراف کنند نه تنها عشق مردم به امام خمینی کمتر نخواهد شد بلکه بیشتر هم خواهد شد. در آن صورت مردم خواهند گفت بیت امام چه شخصیت منصفی تحویل جامعه داده است.
ایشان [سیدحسن خمینی] فرموده: “اگر کسی به این نقاط هجمه آورد و آسیب بزند وحدت ملی را می‌شکند”. آیا دلسوزی و بازگویی حقیقت از زبان فقیهی آگاه و عالیقدر هجمه است؟ و آیا این قضاوت تهمت محسوب نمی‌شود؟
ایشان [سیدحسن خمینی] افشای واقعیت‌ها و مرور تاریخ را بغض و کینه نامیده، باید پرسید با این همه سفارش قرآن مبنی بر بررسی و عبرت گرفتن از تاریخ چه می‌کنید؟
ایشان [سیدحسن خمینی] فرموده: “بازگو کردن سخنانی که دروغ بودنشان معلوم شده و بی اساس است، چه فایده‌ای دارد؟”. آیا شما قضایای سال ۶۷ را انکار می‌کنید؟ آیا می‌دانید که شما برای اینکه یک فقیه را مصون از خطا بدانید به فقیهی دیگر تهمت دروغگویی که از گناهان کبیره است زده‌اید؟
ایشان [سیدحسن خمینی] فرموده: “البته یقین دارم که از این کار بهره‌ای نمی‌برند”. با تحقیق مختصری متوجه خواهند شد که نه تنها آیت الله منتظری دنبال دنیا و بهره‌های آن نبودند بلکه فرزندان ایشان هم چنین آرزویی نداشته و ندارند. پخش این نوار صوتی قرار نیست برای پخش کنندگان آن بهره دنیایی داشته باشد بلکه تنها هدف، ذکر واقعیت‌ها بوده است.
از برادر بزرگوارم حسن آقا خمینی انتظار دارم به جای جبهه گیری و تکذیب و همسویی با افرادی چون حسین شریعتمداری، با مرور بر تاریخ جدّ بزرگوارتان، اشتباهات را از دیگر موارد جدا کنند چرا که اگر چنین نشود دیوار اعتماد فرو می‌ریزد و نسل‌های آینده تمام این برهه‌ی تاریخی را تاریک و ناپسند خواهند دید. والسلام.

زهرا ربانی املشی ۲۸ /۵/۱۳۹۵

بازگشت به صفحه اول