هفته آینده و بعد از انتخابات دهمین دوره ی مجلس شورا و مجلس خبرگان چه خواهد شد.
اگرهفته آتی حدادعادل و اصولگرایان دور و بَرش عکس یادگاری بگیرند و برنامه های تلویزیون را سرافرازانه قُرق کنند و احمد خاتمی در نماز جمعه ی تهران، فتحنامه ای بخواند که لیست انگلیسی ها رای نیاورد و به کوری چشم دشمنان، اذناب ولایت به خبرگان رسیدند، یعنی که مردم نیامده اند و در این بی رایی، دوباره همین طایفه ی بی اصل و نسبِ اصولگرایان به مجلس رفته اند.
اگر این اتفاق بیفتد رابطه ی مردم و مجلس در تمام چهار سال آینده، مثل دوره ی گذشته قطع خواهد بود و از بهارستان سر و صداهایی برخواهد خواست که هیچ ربط و دخلی به صدای مردم کوچه و بازار ندارد.
اگر هفته آینده اصولگرایان پیروزِ صندقهای خالی و میدان های خلوت باشند، پروژه ی مشتِ آهنینِ شورای نگهبان کاملا موفق شده و با تمکین اصلاح طلبان به نظارت استصوابی و شرکت در انتخابات و بی اقبالی مردم و نهایتا شکست، فرصت مناسبی دست خواهد داد تا سپاه و صدا وسیما حملات گسترده ی تبلیغی علیه اصلاح طلبان را آغاز کنند و از همین هفته ی بعد، پروژه ی حذف روحانی از ریاست جمهوری را کلید بزنند.
شکست هاشمی رفسنجانی در خبرگان، آخرین نمایندگان مستقل و منتقد را از خبرگان رهبری خواهد راند و هاشمی در پی این ناکامی در واپسین سالهای عمر به زودی بنا بر مصلحت نظام از مجمع تشخیص هم برکنار خواهد شد. هاشمی اگر رای آور نباشد و اگر با آرای پایین در گوشه ای از خبرگان بنشیند، دیگر بازیگری در هزار توی جمهوری اسلامی نخواهد بود. فیل خاکستری قدرت، سالهاست که کمین کرده بلکه در لحظه ای حساس و در فرایند انتخاب رهبرِ بعد از خامنه ای تاثیر گذار باشد و اتفاقا مردم ایران هم در سالهای گذشته ، سرمایه گذاری بسیاری بر هاشمی کرده اند و در انتخابات سال ۸۴ و پس از آن این مهره ی کارساز را به جمع منتقدان و احیانا اصلاگران قدرت کشانده اند. اگر که هفته ی آینده، هاشمی بازنده باشد، احتمالا دیگر فضا و زمانی نخواهد ماند تا بازیگری و بازی گردانی کند. هفته ی آینده و در پی حاضر نشدن مردم پای صندوقهای رای ، حزب سپاه پاسداران برنده ی اصلی انتخابات خواهد شد. مجلس خبرگان را تئورسین های خشونت و سپاه سالاری قبضه خواهند کرد و در مجلس شورای اسلامی راه برای حضور کامل سپاه در سیاست باز خواهد شد. باید به خاطر داشت که لغو تحریم های اقتصادی و احتمال حضور رقبای خارجی و بخش خصوصی در اقتصاد ایران ، سرداران سپاه را به تکاپو خواهد انداخت که با نفوذی که در مجلس دارند ، از حضور رقبا و احیانا از دست رفتن منافع رانتی جلوگیری کنند و در چنین شرایطی، فقدان اقلیت موثر اصلاح طلبان همه چیز را به کام سپاه خواهد کرد.
اما اگر هفته ی آینده فهرست انتخاباتی اصلاح طلبان وارد مجلس شود، می توان خوشبین بود که اصلاح طلبی به مرحله ای رسیده است که در و دیوار بر آن گواه است و مثل سیل از هر سدی ، سر ریز می شود. با اینکه شورای نگهبان انتخابات را به توپ بسته باز هم همین نمایندگان گمنام منتسب به اصلاحات توانسته اند به مجلس راه یابند. اگر اعجاز رای مردم بتواند در خبرگان سه مستبد، بزرگ یزدی و مصباح و جنتی را از ورود به خبرگان باز دارد، شورای نگهبان بر سر دو راهی تمکین به رای مردم-که کم از جام زهر ندارد- و ابطال انتخابات قرار می گیرد که هزینه سنگین اش آنقدری هست که رهبری را به تامل وادارد و به حذف بزرگترین حامیانش رضایت دهد و این شاید آغاز فترت ولایت فقیه در زمانی باشد که توهم قدرتش بیداد می کرد.نبودن سه مستبد بزرگ در خبرگان رهبری یقینا در گرایش خبرگان به رهبر بعدی تاثیر خواهد گذاشت چه اینکه اگر شخص جنتی در شورای نگهبان نبود شاید رد صلاحیت ها هم چنین گسترده نمی شد.
جوانه زدن امید با همین جویبار نحیفی که از چشمه انتخابات خواهد دمید، بسیار طربناک خواهد بود. بردن بازی باخته بسی شیرین تر از قهرمانی است و این نوید می دهد که به زودی این در بسته ی استبداد خواهد شکست. هفته آینده شاید امید جای ناامیدی را بگیرد و روزنه ای در دیوار شب گشوده شود.

باز گردد عاقبت این در بلی
رو نماید ماه سیمین بر بلی

بازگشت به صفحه اول