زیتون-مریم شادمان: مردم شهر بعد از شنیدن خبر انتخاب دونالد ترامپ هنوز انگار در شوک آخرزمانی خود گرفتارند. باران٬ خیابان‌ها را کمی خیس کرده است. جوانکی روزنامه به دست به سمت مترو خیابان ششم در حرکت است. اینجا نیویورک آبی است و به نظر همه چیز سر جای خودش قرار دارد اما التهاب را می توان در زیر پوست شهر لمس کرد.

ساعت ۹ صبح منهتن

به نظر می‌رسد هیچ کس حال کار کردن ندارد. دربان ساختمان که زنی سیاه پوست است صبح بخیر می‌گوید و تلاش دارد باب حرف زدن را با آدم‌هایی که تند از در شیشه‌ای خودشان را به درون ساختمان می‌رسانند باز کند. او در حالی که با یکی از کارمندان ساختمان درباره انتخاب ترامپ حرف می زند دست به پیشانی می‌کوبد و می‌گوید:«این یک فاجعه است؛ هنوز نمی‌خواهم باور کنم قرار است چهار سال صدای مردی را بشنوم که نژاد پرستی‌اش را پنهان نمی‌کند٬ روزهای سختی پیش رو داریم.»
بسیاری معتقدند هنوز نمی‌توان درباره روزهای پیش رو نظر قطعی داد و از حالا یاس را در بدن جامعه تزریق کرد. مدیر موسسه تحقیقاتی و پژوهشی رایموند در حالی که تلاش می‌کند با کارکنانش خوش و بشی کند٬ می‌گوید: «دموکراسی به هیولای کثیفی در حال تبدیل شدن است٬ چون یادش رفته مردم را آموزش دهد و حالا اکثریت جاهل قدرت را به دست گرفته‌اند.» این مدیر که اتفاقا از سفیدپوست‌های آمریکا هم هست از موج جدیدی که علیه مکزیکی‌ها٬ سیاه ها و مسلمان ها به راه افتاده خشنود نیست اما معتقد است جهان این روزها از حجم بالای «جهانی شدن»ترسیده است .

وقتی یک ایرانی یا سوری از کشورش می آید و در بهترین شهر امریکا کار می‌گیرد و در بروکلین آپارتمان اجاره می کند٬ برای یک سفید پوست تگزاسی که یک سفر به نیویورک آرزویش‌ است٬ سخت تمام می شود

جان شوارتز که دکترای جامعه شناسی از دانشگاه نیویورک دارد مرگ نخبه گرایی در آمریکا را آغاز انحطاط این کشور می‌داند. «‌مردم دیگر نخبه ها را ارج نمی‌نهند. نخبه دیگر تعریف سابق را ندارد. شاید این دنیای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بود که مردم را همه‌چیزدان کرد و به مرگ احترام و اعتقاد به نخبگان دامن زد.» جان هنوز ارائه یک تحلیل شفاف و واقعی از چرایی انتخاب ترامپ را زودهنگام می‌داند اما با این حال معتقد است این دو قطبی شدن کشور تاثیرات جدی بر همه شئون تمدن جهانی می‌گذارد چون آمریکا یک مدل برای کشورهای دیگر هم هست.

مگی همیلتون روزنامه نگار است. پیشتر او درباره ماجرای انتخابات سال های ۸۴ و ۸۸ و یاس مردم از انتخاب احمدی نژاد بارها در روزنامه‌ها مقالاتی داشته است. او در شباهت انتخاب ترامپ با انتخاب احمدی نژاد می‌گوید:«‌یک فرق عمده وجود دارد. پوپولیسم ایرانی آدم فقیر٬ بد لباس و همرنگ جماعت‌شو و خاکی را می پسندد و برایش کف می زند. درفرهنگ اسلامی ثروت مذموم است و آدم هایی چون احمدی نژاد که روی زمین می‌نشینند و نان می‌خورند تقدس می شوند اما در امریکا ثروت مهمترین مدال هویت آدم‌های مهم است. همه دوست دارند ثروتمند بشوند و حتی کارگر فقیر و ساده ترامپ را دوست دارد چون در آرزوهایش رسیدن به این ثروت را باور دارد. برای همین با کمال تعجب می‌بینید افراد کم در آمد زیادی از ترامپ میلیاردر حمایت کردند .»

مگی معتقد است رسانه‌های جمعی٬ شبکه‌های اجتماعی و ساختار دولت اوباما مدام روی خانم کلینتون مانور داد و تاکید کرد. «خودمان پست نوشتیم و خودمان به اشتراک گذاشتیم و خودمان لایک زدیم بدون آن‌که یک جامعه دیگر٬ یک گروه دیگر را واقع بینانه ببینیم و بشنویم. آنها هشتم نوامبر پست خودشان را نوشتند٬ به اشتراک گذاشتند  و لایک زدند و ما مبهوت ماندیم.» مگی معتقد است حزب دموکرات در کنار زدن برنی سندرز و بالا آوردن هیلاری کلینتون اشتباه بزرگ تاریخی کرده است که می تواند بر سرنوشت آینده جهان نیز تاثیر بگذارد .

ساعت ۱۲ رستوران نزدیک محل کار

آنتونی کارمن یک آلمانی است که مطالعه روی گروه‌های جمعیتی نیویورک را در دست دارد٬ به ساندویچ‌اش گاز می‌زند و می‌گوید حالا به نظر شما آمریکا دوباره عظمت خود را پیدا میکند ؟‌ و قاه قاه می‌خندد. او وقتی لبخند تلخ همه همکاران دور میز را می‌بیند سری تکان می‌دهد و می‌گوید:‌«‌از قٍبل همین دموکراسی در کشورهای خاورمیانه ،‌شرق آسیا و الان امریکا٬ آدم‌های خطرناکی در حال تولد هستند . جهان سطحی و بدون عمق امروز با گسترش آزادی بی حد و حصر بیان و اینترنت اجازه داده گروه‌های تندرو یارگیری کنند و همدیگر را پیدا کنند و بتوانند از قلب همین دموکراسی علیه آن بسیج شوند. اگر مدل ترامپیسم در امریکا بیش از ۴ سال دوام بیاورد و در این چهار سال جنبش‌های مدنی و اجتماعی بزرگ رخ ندهد٬ باید دنیا به فکر مدل‌های جدید مدیریتی برای اداره کشورهای خود باشد. دموکراسی در این شکل دیگر جواب نمی دهد.» آنتونی معتقد است حجم بالای مهاجران و توانایی‌های بالفعل آنها در مقایسه با جامعه سفید پوستان آمریکا٬ آنها را ترسانده است. «‌وقتی یک ایرانی یا سوری از کشورش می‌آید و در بهترین شهر امریکا کار می‌گیرد و در بروکلین آپارتمان اجاره می‌کند٬ برای یک سفید پوست تگزاسی که یک سفر به نیویورک آرزویش‌ است٬ سخت تمام می‌شود.»
آنتونی معتقد است اگر حزب دموکرات٬ چپٍ واقع‌گرای سندرز را جلو می‌انداخت٬ گروه‌های پایین جامعه که این روزها بر سر مسائل اقتصادی در رنج‌اند بجای آن که به یک پوپولیست رای بدهند به سندرز روشنفکر و دارای برنامه و هدف رای می‌دادند و دیگر ما نگران نژادپرستی ، سکسیسم و لمپنیسم نبودیم. آنتونی معتقد است حزب دموکرات بدترین و نامحبوب‌ترین گزینه را برای کاندیداتوری این دوره معرفی کرد٬«در حالی که اولین بار بود یک زن به میدان آمده بود و شانس بزرگی برای پیروزی داشت اما انتخاب هیلاری نه تنها جمهوری خواهان را قدرتمند کرد که گزینه زنان را سوزاند.»

در حالی که تظاهرات بسیاری در شهرهای مختلف امریکا در جریان است اما هنوز کسی نمی داند آیا جنبشی تازه متولد خواهد شد یا آمریکا در چهار سال آینده مسیری کاملا متفاوت از آمریکای اوباما را طی خواهد کرد. مساله این است که صداهای دیگر که در دوران پرزیدنت اوباما شنیده نشدند اینک در گوش امریکا دیگر پچ پچ نمی‌کنند و با انتخاب ترامپ به فریادی مسالمت‌آمیز بدل شده اند؛‌صداهایی که شنیدن آنها خط کشیدن روی بسیاری از معیارهای حقوق بشری و انسانی در آمریکا خواهد بود اما دموکراسی اجازه داده شنیده شوند .

بازگشت به صفحه اول