در هفته جاری دو مساله تاسف بار، توجه بسیاری از ایرانیان و حتی جهانیان را به خویش مشغول نمود و تبعاتی برای مردم بیگناه از یک سو و مسؤولان از سوی دیگر به بار آورد که از جمله آن می توان به استعفای معاون وزارت راه و مدیرعامل شرکت راه آهن ایران اشاره نمود. جدا از اظهار تاسف و همدردی با مصیبت دیدگان و خانواده های این دو حادثه جانگداز، و تبعات آشکار آن که به جنبه ای از آن اشاره نمودیم، تبعات ضمنی دیگری به بهانه این حوادث به دوش دولت و بخصوص شخص روحانی و ظریف قرار داد.
حادثه برخورد قطارهای مسیر سمنان – تبریز – مشهد که مطابق تمامی اطلاعیه ها و اخبار، یک خطای انسانی باعث بوجود آمدن و داغدار نمودن عده ای از هموطنانمان شده است و شبیه چنین حوادثی در زمینه های ریلی و هوایی و حتی زمینی کم نبوده و اطلاع از این حوادث وجه مشترک تمام ایرانیان در هر سن و سال و در هر نسلی است و حادثه تروریستی حمله به زائران ایرانی کربلا که قرار است مسؤولیت آن بر دوش روحانی گذاشته شود.
قصد ما پرداختن به دلایل و عوامل اصلی اینگونه حوادث که بدون شک به روز نبودن و قدیمی بودن سیستمهای گوناگون حمل و نقل کشوری پس از انقلاب، به لطف عدم مدیریت صحیح از یک طرف و تحریمهای بین المللی از سوی دیگر دلیل آن می باشد، نیست ، بلکه بیانیه آقای خامنه ای بعنوان مسؤول بدون پاسخگو درباره این دو واقعه و همچنین سخنرانی ایشان در جمع فرماندهان نیروی دریایی ارتش مدنظر ما است.

بسیار کم اتفاق می افتد آقای خامنه ای در چنین حوادثی که هر روزه در جاده های کشور اتفاق می افتد و چندین بار در سال نیز خطوط هوایی و ریلی کشور را مبتلا می سازد، پیامی بصورت رسمی منتشر نماید و اگر پیامی هم منتشر شود، به این شدت و حدت نبوده و حل مشکلات مردم را بعنوان دغدغه خویش اعلام نمی کند.
اگر نگاهی گذرا به متن پیام آقای خامنه ای بیافکنیم، وجود یک واژه در میانه متن بسیار جلب نظر کرده و پیامهای ضمنی مهمی در آن نهفته است:
« در حادثه دوم نیز قصور یا تقصیر و بی تدبیری دست اندرکاران، خانواده هایی را داغدار کرد و موجب جان باختن و آسیب دیدگی جمعی از مردم عزیزمان شد»
استفاده صحیح از واژه ها و جملات در یک پیام یا گزارش ساده از بدیهیات می باشد حال اگر این پیام از جانب یک مقام مسؤول باشد بدون شک مشاوران و متصدیان نگارش بیانیه ها و پیام ها ی این مسؤولان، در رعایت ساده ترین نکات شدیدترین توجهات را به کار میگیرند.
در این پیام سه واژه قصور و تقصیر و بی تدبیری به هم عطف گشته اند که جادادن واژه
« بی تدبیری » هیچ سنخیتی با قصور و تقصیر ندارد مگر آنکه حاوی پیامهایی باشد؛ این واژه بی تدبیری بصورتی زیرکانه معکوس سازی شعار تدبیر روحانی است، طعنه ای است به عصاره و محور اصلی برنامه های دولت تدبیر و امید و آغاز رسمی یک روند از جانب آقای خامنه ای.

در قضیه تروریستی جانباختن زئران ایرانی کربلا، آقای خامنه ای از دست اندرکاران و مسؤولان خارجی می خواهد از این حوادث به آسانی عبور نکرده و حل چنین مصائبی را در اولویت کار خویش قرار دهند؛ آقای خامنه ای بگونه ای سخن می گوید انگار سیاست خارجی ایران کاملا در دست وزارت خارجه دولت روحانی است و فرماندهان منصوب ایشان در منطقه هیچ مسؤولیتی در این فاجعه ندارند، فرماندهانی که به بهانه ایجاد امنیت برای مردم ایران و حتی منطقه، حضور خویش در هلال شیعی را توجیه میکنند. بهتر می بود آقای خامنه ای به سران سپاه علی الخصوص سردار سلیمانی کبیر و نیروهای سپاه قدس و حشد الشعبی و دیگر گروههای کوچک و بزرگ مرتزق نظام جمهوری اسلامی پیام میداد و از آنان ریشه کن نمودن دلایل اصلی اینگونه مصیبتها را خواستار می شد.

در اولین سخنرانی پس از این پیام ضمنی، خامنه ای در دیدار با فرماندهان نیروی دریایی ارتش، لفافه سخن گفتن را کنار نهاده و بصورت واضح و آشکارا بر روحانی و سیاستهای داخلی و خارجی اش می تازد:
« ناتمام ماندن کارها، سؤال و اشکال ایجاد می کند،……. ، از جمله ی این مسائل، موضوع حقوقهای نجومی است که نتیجه رسیدگی به آن برای مردم روشن نشد و سؤالات در ذهن مردم باقی ماند»
گویا خامنه ای مساله واگذاریهای نجومی از جانب فرزند باجناقش ( سرهنگ قالیباف ) را مساله ای حل شده می داند که هیچ سوالی در اذهان مردم باقی نمانده است یا آنجا که در حین بررسی و تحقیق و تفحص از اختلاس سه هزار میلیاردی، فرمان کـِـش ندادن موضوع را می دهد؛ یا دزدی و سوء استفاده ملیاردی قاضی القضات مملکت که بجای توبیخ وی، افشاکنندگان این فضاحت را به زندان میافکنند؛ یا عدم توازن ترازنامه درآمد و هزینه های دولت احمدی نژاد که همگان را از سخن گفتن درباره آن برحذر می دارد، مساله ی مهمی نیست اما درباره این موضوع حقوق های نجومی باید هر روز سخن گفته شود و حتی اگر خاطیان هم مجازات شوند باز بنا بدلایلی باید کـِـش داده شود.

درباره دستاورد مهم مذاکره اتمی ایران که حاصل سیاستهای نادرست و توهم ولایت امری مسلمین جهان ِ آقای خامنه ای بود که پیامدهای ناگوار تحریمهای اقتصادی را مردم ایران به دوش کشیده و می کشند نه آقای خامنه ای و اعوان و انصارش، نیز آشکارا آن را به عجله و شتاب و بی ملاحظگی نسبت می دهد؛ هم علنا به انتقاد مخرب و نه سازنده از زحمات تیم مذاکره کننده می پردازد و هم پیشاپیش خود را از انجام نگرفتن برجام در صورت عملی شدن سخنان ترامپ و جمهوری خواهان، مبرا می کند. همچنین آنجا که سخن از اولویت حل مشکلات مردم به میان می آورد می خواهد القا کند اولویت سیاست خارجی ایران که حل مناقشه اتمی بوجود آمده از سیاستهای توسعه طلبانه آقای خامنه ای و اعوان و انصارش می باشد، یک اولویت گذاری اشتباه و به دور از تدبیر بوده است.

زمانی نظر آقای خامنه ای به نظرات احمدی نژاد مانند کاغذ پاره خواندن تحریمها نزدیک بود و تحریمها را عطیه الهی میدانست اما اکنون از رفع نشدن این عطیه الهی نگران بوده و آن را به بی تدبیری و بی ملاحظگی روحانی و ظریف نسبت میدهد. گویا فقط خود ایشان مطلع اند که این شتاب در مذاکرات که آقای خامنه ای از آن سخن می گوید به دستور خود ایشان و ماهها پش از شروع رسمی مذاکرات آغاز گشته است.
درنتیجه و با همه این سخنان می توان مطمئن بود آقای خامنه ای شمشیر را از رو بسته است و با بیان بی تدبیری و بی ملاحظگی روحانی علنا به وی خرده گرفته و پروسه تخریب روحانی را شروع نموده و به شخصه تبلیغات پیش از موعد انتخابات ریاست جمهوری علیه دولت روحانی و مسؤولیت ستاد رقیب ( هرکسی که باشد؟ ) را برعهده گرفته است تا دیگران از پس وی این روند را ادامه دهند؛ قطعا آقای خامنه ای سناریویی برای انتخابات آتی ریاست جمهوری نگاشته و خیز اول آن با منع حضور احمدی نژاد در انتخابات برداشته شد ( مراجعه شود به مقاله تحلیلی بر سخنرانی خامنه ای و نامه احمدی نژاد در سایت زیتون ) و به لطف و درواقع با سوء استفاده از این حوادث دلخراش فاز دوم این سناریو کلید خورده است و در روزها و هفته های آینده شاهد هجمه های شدیدی از جانب مخالفان بر سیاستهای اقتصادی و خارجی روحانی با محوریت برجام خواهیم بود؛ تا در ادامه این سناریو و بخصوص با آغاز ریاست جمهوری ترامپ، دستاورد زحمات ظریف آقای ظریف و دوستانشان از جانب یاران آقای خامنه ای به چالش کشیده شود و راه ورود برای پدیده ناشناخته ای (جلیلی وار و احمدی نژادصفت) مهیا شود.

بازگشت به صفحه اول