مهم‌ترین مواضع آیت‌الله خامنه‌ای در طی دوران رهبری‌اش پیرامون دانشگاه و جنبش‌ دانشجویی

زمان

اهم بیانات

محور سخنان
۱۳۶۸/۰۳/۲۳ در نظام جمهوری اسلامی دانشجو باید بارزتر از دیگر دانشجویان در هر جای دیگر دنیا، نقش داشته باشد.– مراسم بیعات دانشجویان – دانشجوی ایرانی فعال تر از دانشجوی غربی
۱۳۶۸/۰۳/۲۳ دانشگاه جهتدار و دیندار، بشدت متمایل به ارزشهای انقلابی و اسلامی دانشگاه جهت دار فقط در مسیر دین انقلاب
۱۳۶۸/۰۳/۲۳ عده‌یی از افراد ساده‌اندیش خیال میکنند که اگر دانشجو بخواهد حضور انقلابی داشته باشد، راهش این است که بر سر مسؤولان خود داد بکشد؛ خیر، این‌که انقلابیگری نیست. آن‌جایی که میبینید دانشجو بر سر مسؤولان امر داد میکشد، مسؤولان با دانشجویان هم‌جهت نیستند؛ آنها مزدور امریکا هستند و این جوانان نمیتوانند طاقت بیاورند و بالاخره فریاد اعتراض میکشند؛ دانشجویی که سر مسئول فریاد بکشد مزدور است
۱۳۶۸/۰۳/۲۳ مبادا عده‌یی به صورت فریب‌انگیز و با ترفندهای گوناگون بیایند و به چند جوان ساده تفهیم کنند که دانشجو بایستی فریاد بکشد! بله، فریاد باید کشیده شود؛ ولی بر سر امریکا فریاد و اعتراض دانشجو فقط بر سر امریکا
۱۳۶۸/۰۸/۱۰ برای نسل جوان دانشجو – بی تفاوتی و خونسردی جایز نیست. آن جوانی که به سرنوشت کشور نیندیشد و حوادث و خصومتهایی را که نسبت به کشورش در دنیا سازماندهی میشود، نبیند و نسبت به آنها نجوشد . تاکید بر تقابل دانشجو با دشمن
۱۳۶۸/۰۸/۱۰ دانشجویی که باید در برابر دشمنان انقلاب سینه سپر کند و سپر بلای این انقلاب بشود، خودش بلایی به جان این انقلاب شد! این، اصلاً قابل باور نیست؛ اما اتفاق افتاد. یاداوری اعتراضات دانشجویی سال۵۸-۵۹
۱۳۶۸/۰۹/۲۹ طلاب و دانشجویان و دانشگاهیان ارایه بدهند و نشان دهند که هردو نسبت به یکدیگر، با حساسیت مثبت و با علاقه همکاری میکنند. (دیدار طلاب با ایشان) لزوم نزدیکی طلاب دانشجویان
۱۳۶۹/۰۵/۲۳ انشگاههای ما، عیب و ایراد دارد؛ باید ایرادش برطرف بشود. البته توقع معجزه نیست. آنچه که من عرض میکنم، حرف یک آدم ایده‌آل‌گرای بیتوجه به واقعیتها نیست. شما میدانید که من چند سال مسؤول اجرایی این کشور بوده‌ام و حقایق را میدانم.(دیدار با روسالی دانشگاه ها ) نارضایتی از محیط دانشگاهی
۱۳۶۹/۰۵/۲۳ یک ذره از این آب و گلِ جزییات خلاص بشویم و ببینیم چه باید کرد، تا این چرخها را از گل بیرون کشید. ما همین‌طور دور خودمان نچرخیم؛ بلکه عقب نرویم.  
۱۳۶۹/۰۵/۲۳ دانشگاه ما دینی نیست. غرب زده است. روی دینی کردن دانشگاه تعصب داشته باشید. ز کلمه‌ی تعصب نترسید. تعصب جاهلی بد است. عصبیتی که از روی جهالت نباشد، خیلی هم خوب است. عصبیت، معنایش جهالت نیست. گلایه از اینکه محیط غیر دینی دانشگاه ها در دهه اول لنقلاب اصلاح نشده است
۱۳۶۹/۰۵/۲۳ اکثریتی دانشجوی بیمبالات و بیتقید نسبت به دین و مسایل دینی – نمیگویم بیاعتقاد – مشغول کار خودشانند و اقلیتی معتقد به دین، به دو، سه گروه تقسیم شده‌اند و به سروکله‌ی هم میزنند! این، بلاهت است. بعد از یک دهه بی دین های دانشگاهی در اکثریت هستند و دیندار اقلیت پر از اختلاف
۱۳۶۹/۰۶/۱۸ اعزام دانشجو به خارج، نبایستی به آن صورتی باشد که در گذشته بوده است؛ نبایستی به آن صورتی باشد که رعایت ضوابط نشود؛ نبایستی به آن صورتی باشد که در داخل، روح و توان تعلیم و تربیت، در معلمان و اساتید بمیرد. مخالفت با اعزام دانشجو به خارج
۱۳۶۹/۰۶/۱۸ بارها به برادران دانشگاهی که میآیند و میروند، گفته‌ام که حتّی در بعضی از مشاغل و مسؤولیتها، جاهایی هست که خالی بودن آن مسؤولیت، بهتر از این است که بعضی از افراد بیایند. البته همه جا این‌طور نیست؛ بعضی از جاها این‌طور است که ما نمیگوییم اگر متعهد و غیرمتعهد مساوی بودند، ما متعهد را میآوریم؛ نه، حتّی اگر نامساوی هم باشند، غیرمتعهد را نمیآوریم. اولین دستور رسمی عدم استفاده از اساتید غیر انقلابی
۱۳۶۹/۰۶/۱۸ همواره باید از دانشگاه انتظار برانگیختگی داشت. برانگیختگی بد نیست – چیز خوبی است – اما در شرایطی هم ممکن است بر این برانگیختگی، آثار بدی مترتب شود. هشدار به ایجاد برانگیختگی و هیجان در دانشگاه ها
۱۳۶۹/۰۶/۱۸ نگذارید که در محیطهای دانشگاه، چیزی از بیرون تزریق کنند. این خط و خطوط سیاسىِ بیرون دانشگاه را مطلقاً وارد دانشگاه نکنید.مراقبت کنید که دیگر این دعواهای بیرون دانشگاهی، داخل دانشگاه نیاید.من خیال میکنم که مقداری از این رعایتها انجام نمیشود. اعتراض به کشیده شدن اختلافات سیاسی به درون دانشگاهها
۱۳۶۹/۰۶/۱۱ کسانی هستند که در محیطهای خانوادگی یا محیط شهری خودشان، به انقلاب و اسلام و مبانی انقلابی معتقدند؛ اما به دانشگاه که میآیند، کمرنگ میشود، یا بیتفاوت میشوند – دیدار با مسئولان جهاد دانشگاهی – دانشگاه ، انقلابی ها را بی دین می کند
۱۳۶۹/۱۰/۰۴ نگذارید دانشجویان مسلمان ما، این‌قدر سر مسایل جریانی و خطی دعوا کنند.

من دانشگاه را میشناسم. مسلمانِ باانگیزه‌ی ما در دانشگاه، مجموعاً اقلیت کوچکی هستند. نه این‌که دیگران بیدینند؛ نه، اکثریت مسلمانند و اقلیتی هم هستند که در بیدینی انگیزه دارند؛ اما آن نیروی پُرانگیزه‌یی که ما اسمش را حزب‌اللهی میگذاریم، عده‌ی معدودی هستند.

نگرانی از اختلافات دانشجویان اقلیت مسلمان
۱۳۷۰/۰۹/۲۰ دانشگاه، بیگانه و جدای از دین باشد، این یک فاجعه‌ی غیر قابل جبران است- دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی- ادامه نگرانی ها از بی دینی دانشجویان
۱۳۷۰/۰۹/۲۰ «تهاجم فرهنگی» را نباید انکار کرد؛ وجود دارد. اولین طرح جدی موضوع تهاجم فرهنگی ومقابله با ان
۱۳۷۰/۰۹/۲۰ باید مراقبت کرد که محیط دانشجویی، میدانی برای تاخت‌وتاز سیاستبازان حرفه‌یی نشود. این‌که آقایی از آن طرف بلند شود، برای خاطر یک غرض سیاسی و یک هدف ناسالم، به دانشگاه برود و وضعیت آن‌جا را به هم بریزد و ذهن عده‌یی از دانشجویان را مشوش کند، اصلاً قابل قبول نیست هشدار به نفوذ جریان های سیاسی در دانشگاه به دلیل تشویش ذهن دانشجو
۱۳۷۰/۰۸/۱۵ شما باید قدرت تحلیل سیاسی پیدا کنید. اگر جوانانی و ملتی بینش سیاسی نداشته باشند، فریب میخورند؛ آنها را از صحنه خارج میکنند و با ابزار دین، آنها را کنار میزنند  
۱۳۷۱/۰۹/۱۹ بعضی از علوم انسانی دچار وضع نامطلوبی است که آقایان مسؤولین دانشگاهها باید به این قضیه برسند. از برخی بخشهای علوم انسانی دانشگاهها گزارشهایی می‌رسد مبنی بر این‌که مثلاً در دانشکده‌ای، دروسی که زیر بناها و قاعده‌های اسلامی دارند، به وسیله‌ی بعضی تدریجاً؛ کنار زده می‌شوند و آن دروسی که پایه‌ها و زیربناهای غربی دارند بیشتر تشویق و ترویج می‌شوند. یا مثلاً گفته می‌شود «اساتیدی که نسبت به علوم انسانی با مبانی اسلامی، انس و اعتقاد دارند، به شکلی، کنار زده می‌شوند. یا واحدهای درسی‌ای که با این‌گونه علوم انسانی سر و کار دارند، حذف می‌شوند، یا برای حذف آنها تلاش می‌شود. یا دانشجویانی که تزهایی می‌نویسند که مایه‌های اسلامی دارند، تزهایشان مورد بی‌مهری و بی‌اعتنایی قرار می‌گیرد انتقاد از بی توجهی به علوم انسانی  در دانشگاه ها
۱۳۷۱/۰۹/۱۹ علوم انسانی را بر پایه‌های اسلامی، با دید اسلامی، با تفکر اسلامی، و مبتنی بر جهان بینی اسلامی تدوین کنیم. اگر پولی لازم دارد، صرف شود و اگر تربیت افرادی لازم است، این کار را انجام دهیم. زمانی را که ما از اول انقلاب تاکنون گذرانده‌ایم، زمان کمی نیست و قاعده‌اش این است که در چنین مدتی توانسته باشیم بخش عمده‌ای از کار را پیش ببریم. هر چه هم دیرتر بشود، بدتر خواهد بود. نگرانی از بی توجهی به علوم انسانی با گرایش اسلامی و عدم تربیت اساتید علوم انسانی
۱۳۷۱/۰۹/۱۹ علیه توحید هم ممکن است کسی کتاب بنویسد. این‌که اشکالی ندارد. علیه توحید کتاب می‌نویسند، ماهم له توحید کتاب می‌نویسیم. لکن یک وقت انسان مشاهده می‌کند از ملاحظه‌ی مجموع کارهایی که انجام می‌گیرد، و قرار دادن آنها در کنار هم، یک نقشه‌ی کلی به دست می‌آید. احساس می‌شود که این نقشه، نقشه‌ای تصادفی نیست و حاکی از وجود یک نقشه در پشت آن است. این را امروز، انسان احساس می‌کند. اعتقاد به تفکر سیستمی و زنجیره ای برای غیر اسلامی کردن علوم انسانی
۱۳۷۱/۰۸/۱۹ می‌بینم بحمدالله وزیر ما آقای دکتر معین است که برادری عزیز و مسلمانی انقلابی است و من چقدر ایشان را دوست می‌دارم و چه اعتقادی دارم به دیانت و روحیه‌ی انقلابی ایشان.مادیگر بهتر از ایشان، چه کسی را می‌توانیم در رأس آموزش عالی بگذاریم؟ یک برادر مؤمن، انقلابی، مسلمان و خوب. تعریف از وزیر علوم – معین- به عنوان فردی انقلابی
۱۳۷۱/۰۸/۱۹ می‌شنوم که در بعضی از جاها، استاد نسبت به دانشجوی انقلابی و مسلمان، برخورد خشن دارد. اگر این طور باشد که کلاس یا محیط امتحان، برای دانشجوی مسلمان ما محیط ناامنی باشد، ما مجبوریم طور دیگری عمل کنیم. من خواهش می‌کنم آقایان رؤسای دانشگاهها، به این مهم توجه فرمایند. چنین چیزی امکان ندارد که یک پسر دانشجوی ما به‌خاطر ظاهر مذهبی‌اش مورد بی‌مهری قرار گیرد، یا یک دختر دانشجوی ما به خاطر حجابش مورد بی‌مهری یا خدای نکرده اهانت قرار گیرد. انشجوی مسلمان و انقلابی احساس ناامنی کند. این، اصلاً قابل قبول نیست. این را آقایان توجه فرمایند. اگر با چنین استادی برخورد کردید یا پیدا کردید، باید برخورد خشن بکنید. اعتراض به برخورد اساتید غیر دینی با دانشجویان مذهبی و انقلابی
۱۳۷۲/۰۸/۱۲ گیرم که تحلیلی هم بدهید که خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت کند آن دستهایی را که تلاش کرده‌اند و میکنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیر سیاسی کنند. کشوری که جوانانش سیاسی نباشند، اصلاً توی باغ مسائل سیاسی نیستند، مسائل سیاسی دنیا را نمیفهمند، جریانهای سیاسی دنیا را نمیفهمند و تحلیل درست ندارند. مگر چنین کشوری میتواند بر دوش مردم، حکومت و حرکت و مبارزه و جهاد کند!؟ بله؛ اگر حکومت استبدادی باشد، میشود. حکومتهای مستبد دنیا، صرفه‌شان به این است که مردم سیاسی نباشند؛ تاکید روی دانشجوی سیاسی و تاکید بر استبدادی بودن حکومت هایی که مردم را سیاسی نمی خواهند
۱۳۷۳/۰۲/۰۸ باید روحانی خوبی در دانشگاه باشید. اگر روحانی خوبی در دانشگاه شدید، آن وقت اختیاراتی که در اساسنامه‌ها مینویسند و به صورت بخشنامه ابلاغ میگردد و معمولاً از ده مورد، یک موردش هم عمل نمیشود، بدون نوشتن و ابلاغ، حاصل و عمل خواهد شد. یعنی یک روحانی موفّق که دانشجو او را دوست دارد و محیط دانشگاه قدرش را میداند، وقتی در آن محیط، با فلان معاون آموزشی، فلان رئیس و یا فلان استادِ فلان رشته که آدم نابابی است مواجه شود، اگر یک اشاره بکند دیگر آن فرد ناباب نمیتواند در آن‌جا زندگی کند. هیچ احتیاجی هم نیست که در صراط گزینش بگوییم از فلان کس سؤال کنید. مگر تا به حال که در راههای گزینشی سؤال کرده‌اند، تأثیر هم کرده است؟ چقدر تأثیر اساسی کرده است؟ تاکید بر لزوم حضور نماینده‌های ولی فقیه در دانشگاه‌ها
۱۳۷۳/۰۲/۲۶ فضای‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامی‌ باید از تعرض‌ افکار مسموم‌ و ضد اسلامی‌ مصون‌ بماند و مدیریت‌ این‌ دانشگاه‌ خصوصی‌ حق‌ دارد که‌ مانع‌ از اظهار هرگونه‌ سخنی‌ علیه‌ ارزشهای‌ اسلامی‌ و انقلابی‌ در محیطهای‌ آموزشی‌ و تحقیقی‌ خود شود. تدوین الزامات دانشگاه آزاد
۱۳۷۳/۰۸/۱۱ مواظب باشید انگیزه‌های صنفی، انگیزه‌های حزبی و انگیزه‌های گروهی و سلیقه‌ای و خطّی، شما را به یک طرف جذب نکند. این، کار شیطان است و شیطان بزرگ از این کار، بسیار خوشش می‌آید. ملاحظه کنید! اگر امروز از زبان کسی – حال این کس هر که میخواهد باشد – تصادفاً ساز مخالفی صادر شود؛ چه رسد به این‌که عمداً و با توجّه باشد، فردا بوقهای جهانی آن را پخش میکنند. چرا؟ چون به گوینده‌اش کاری ندارند؛ اصلِ سازِ مخالف در این کشور برای آنها اهمیت دارد. بنابراین وحدت کلمه را حفظ کنید. هشدار به سواستفاده رسانه های بیگانه از جنبش داشجویی
۱۳۷۳/۰۹/۲۷ تأسّفانه میبینم بعضی افراد در قضیه‌ی تهاجم فرهنگی هم بی‌انصافی میکنند. قضیه‌ی به این مهمّی را اصلاً به کلّی منکر میشوند و یا تفسیرها و تعبیرهایی میکنند که مورد نظر ما نیست. آن تفسیرها و تعبیرها برای هوچیگری خوب است. حال بماند که میآیند در رادیو و تلویزیون هم میگویند! نگرانی از تهاجم فرهنگی در دانشگاه ها  و بی توجهی دولت
۱۳۷۴/۰۲/۰۶ پیام اینجانب به نشست سالانه دفتر تحکیم وحدت به طور خلاصه این است: انقلاب اکنون در مرحله‌یی است که می‌توان آن را دوران «جهاد اکبر» نامید که دورانی است بسیار سخت، بسیار خطرناک و همه انقلابها این دوران را قاعدتاً تجربه می‌کنند و شاید بشود گفت که اکثر انقلابها در این دوران دچار لغزش و انحطاط می‌شوند. و شاید تعجب کنید اگر عرض کنم که انقلاب عظیم تاریخی نخستین اسلام در چنین دورانی بود که بیشترین نیروی خود را از دست داد.

بلی دوران جهاد اکبر یعنی دورانی که شور و هیجان اولیه انقلاب تا حدود زیادی فرو نشسته، ضمناً موفقیتهایی هم بدست آمده و چهره راحت زندگی، خود را به بسیاری نشان داده و چرب و شیرین زندگی در دهانهایی مزه کرده است. این، آن دوران خطرناک است.

کمک گرفتن از تحکیم وحدت در دوران جهاد اکبر انقلاب
۱۳۷۵/۰۹/۱۵ آنها]حزب توده و روشنفکران چپ[هر کار میکردند،خیلی کم موفّق میشدند که دانشجویان را به سمت خودشان متوجّه کنند. عدم موفقیت تفکرات چپ در جنبش دانشحویی
۱۳۷۵/۰۹/۱۵ جنبش دانشجویی] یکی دو تا خصوصیت منفی دارد – جوان احساساتی است – همیشه یک عدّه رند ناقلای کمین گرفته، مایلند که از این مجموعه‌ی حسّاس آماده‌ی به تحرّک استفاده‌ای کنند. فلان حزب سیاسی یا گروه اقتصادی، فلان مجموعه‌ی فرهنگی یا فلان شخصیت، میتواند وارد محیط دانشجویی شود و با کیفیتی از محیط دانشجویی بهره ببرد. سو استفاده جریان های سیاسی از جنبش دانشجویی
۱۳۷۵/۰۹/۱۵ آن زمانهای قبل از انقلاب، معمول بود که پوستین را چپه میپوشیدند – پوستین را معمولاً باید بپوشند برای گرم شدن – برای این‌که یک نوع حرکتی کرده باشند، یا این لباسهای «لی» را سنگ پا میزدند، برای این‌که یک خرده نخ‌نما شود پوشش دانشجویان
۱۳۷۵/۰۹/۱۵ دانشجو حسّاس و احساساتی است. ممکن است تحت تأثیر هر حرف پر هیجان، یا حرف خوش ظاهری قرار گیرد. باید به این توجّه داشته باشید. این یک نقطه‌ی ضعف است. احساسی بودن دانشجویان
۱۳۷۶/۰۷/۱۶ این دانشجویان مثل فرزندان شما هستند. باید برخورد با جماعت دانشجو، مثل برخورد با فرزند باشد. انسان گاهی از فرزند خودش خطایی هم میبیند، حتّی گاهی ممکن است عصبانی شود؛ اما این عصبانیت، او را به یک برخورد خشن وادار نمیکند. باید این‌گونه باشد – مثل فرزندان خودتان – البته انسان برای فرزندان، مراتبی دارد؛ از یک فرزند خیلی راضی است، از یک فرزند به آن حد راضی نیست. تاکید بر نمایندگان ولی فقیه برای برخورد نرم با دانشجویان
۱۳۷۶/۰۷/۱۶ انجمنهای بعضی از دانشگاهها انصافاً خوب، خالص و متناسب با نام انجمن اسلامیند؛ ولی بعضی جاها نه، انجمنهای اسلامی دیواره‌ی ضعیفی دارند و در آنها نفوذ شده است. خودِ توده‌ی دانشجو – این دیگر کار شما نیست، کار دانشجویان است – اینها را شناسایی و انجمنها را خالص خواهند کرد؛ چون بالاخره فرد و مجموعه‌ی نفوذی، نمیتواند پرده‌ی پوشش را برای طولانی مدت، بر روی خودش نگهدارد. انتقاد از نفوذ در برخی انجمن های دانشگاهی
۱۳۷۶/۰۸/۱۴ دیدار با دانشجویان به مناسبت ۱۳ ابان است.  سخنرانی تنها در مورد سیاست خارجی ایران در قبال امریکا و اسرائیل است عدم ارتباط مستقیم با دانشجویان
۱۳۷۷/۰۲/۲۲ شکلهای دانشجویی نباید از بیرون الگو بگیرند؛ الگو نمی‌خواهد.اما این‌که حالا چه الگویی مورد نظر است، این الگو را بایستی خود دانشجویان پیدا کنند الگو نداشتن تشکل های دانشجویی
۱۳۷۷/۰۲/۲۲ این‌که من می‌گویم تشکل های دانشجویی چهل درصد را باید جذب کند، آنها کم‌کاری دارند، والا اگر کم‌کاری نداشتند، واقعا چهل درصد دانشجویان، بلکه بیشتر دانشجویان را جذب می‌کردند. کم‌کاری، گاهی کج‌سلیقگی و گاهی قصور عدم جذب دانشجویان در تشکل های دانشجویی
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ از اول انقلاب به بعد اگر کسانی در مسئولیتهای گوناگون مربوط به قضایای دانشجویان قرار داشتند  به این مقوله علاقه‌مند بودند، برکات زیادتری بر آن بار می‌شد؛ انتقاد به عدم استفاده از دانشجویان بعد از انقلاب
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ ]گروه‌های الحادی[دانشگاه را قُرق کرده‌اند و از زدن و کشتن و این چیزها هم اصلًا ابایی ندارند! .. دولت موقّت بودند که اصلًا جان و توان و دل و جگرِ ورود در این میدانها را نداشتند؛ چه کسانی در مقابل این‌ها ایستادند؟ خودِ دانشجویان.. یک مجموعه‌ی انقلابیِ محض همه زنده و فعّال داخل دانشگاه ریختند و آنجا را تطهیر کردند پاکسازی دانشگاه توسط دانشجویان انقلابی
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ از آفات مهم جنبش دانشجویی، سطحی شدن است. عزیزان من! از سطحی‌اندیشی به‌شدت پرهیز کنید.

نباید سطحی بود. به هر شعاری، به هر حرف گرمی، به هر دهان گرمی و به هر نقلی، نمی‌شود اعتماد کرد

سطحی نگری دانشجویان
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ کى از آفات جنبش دانشجویی، پشت کردن به آرمانها، فراموش کردن آرمانها و از یاد بردن آرمانهاست. دوری دانشجویان از آرمان ها
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ اگر مجموعه‌های سیاسیِ قدرت طلبِ بدنیّتِ بددلِ بدسابقه، به طرف حرکت دانشجویی آمدند و خودشان را به آن چسباندند و بر آن دست گذاشتند، این آفت می‌شود . هشدار در مورد نزدیکی جریان های سیاسی به دانشجویان
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ من برای جنبش دانشجویی ، نام بیداری دانشجویی را بیشتر می پسندم
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ مجتمع بودن دانشجویان در یک محیط خاص، تأثیر گرفتن از امواج عمومی جامعه و بازتاب آنها را نشان دادن – چه مثبت و چه منفی – .. در صورتی که از آن استفاده نشود و یا بد استفاده شود، بسیار خطرناک هم خواهد بود. سوءاستفاده از چنبش دانشجویی
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ عناصر و مجموعه‌های ناباب به آن طمع بورزند و بخواهند از آن سوءاستفاده کنند. در دوره‌ای – که ما هم در آن دوره، خودمان از نزدیک شاهد و واقف به کارهای اینها بودیم – بعضیها بودند که دلشان می‌خواست سر به تن جنبش دانشجویی نباشد! هرجا که حرکت جوانان، بخصوص دانشجویان بود، اینها رویشان را درهم می‌کشیدند و طاقت نداشتند! اینها وقتی ببینند که میدانی هست و بالاخره دانشجو و نسل جوان در کشور حرف می‌زند و تعیین کننده است، بنا می‌کنند اول سینه‌خیز، بعد یواش‌یواش نیم خیز، بعد هم یواش‌یواش با گردن افراشته می‌آیند که بله، ما هم هستیم! سو استفاده از جنبش دانشجویی
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ گاهی از همین تجمعها و تشکلهای دانشجویی که پیش من می‌آیند، به آنها صریحا گفته‌ام که آن مجموعه‌های خطرناک چه کسانی هستند. چون این صحبت ممکن است پخش شود، در این‌جا پیش شما اسم نمی‌آورم؛ اما برای آنها اسم هم آورده‌ام. افشا نام سو استفاده کنندگان از جنبش دانشجویی
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ نمی‌شود بگوییم کسانی مواظب دانشجویان باشند؛ این نقض غرض خواهد شد. خود دانشجویان باید مواظب باشند که انسانهای بد نیت، تجمعهای بد نیت، تشکیلاتهای بد نیت، مجموعه‌های بد نیت و بد سابقه و بد نام، نزدیک نشوند. نظارت دانشجو بر دانشجو
۱۳۷۸/۰۹/۰۱ یک عده بیایند به‌عنوان دانشجو، نقطه‌ی مقابل حرکت شانزده آذر را علم کنند؛ یعنی گرایش به امریکا تحت عناوین بسیار پوچ و سست و غیرمنطقی و غیرمستدل. این پشت کردن به جنبش دانشجویی است؛ این اصلا جنبش دانشجویی نیست؛ این به‌کلی یک چیز دیگر است؛ عکس آن است. مسأله‌ی مخالفت با امریکا را در قالبهای بسیار کوچک و سست و بی‌بنیاد جناح‌گرایی و امثال آن قرار دهند، برای این‌که اصل قضیه را از بین ببرند. این نمی‌شود. این از آفات جنبش دانشجویی است. نگرانی از کمرنگ شدن مواضع ضد امریکایی در جنبش دانشجویی
۱۳۷۹/۱۲/۰۹ امروز تئوریسینها و تبلیغاتچیهای غربی درصددند خط ارتجاع به غرب – خط برگشت به همان تحمیل‌پذیری غربی – را دوباره برگردانند. البته همان‌طور که گفتم، تحت عنوان یک تئوری شبه روشنفکرانه؛ نفوذ تفکرات غربی در دانشگاه
۱۳۷۹/۱۲/۰۹ تئوری جهانی شدن و تئوری تغییر گفتمان. می‌گویند دانشجوی این دوره دیگر نمی‌تواند دانشجوی دوران ضداستعماری باشد. می‌گویند دوران ضدیت با استعمار و استکبار و مرگ بر استکبار گفتن، گذشته است؛ دوران عدالت‌خواهی و مبارزه‌ی با سرمایه‌داری سرآمده است؛ نگرانی از تفکرات ضد استکبارستیزی
۱۳۷۹/۱۲/۰۹ گفتمان جدید دانشجویی عبارت است از گفتمان جهانی، جهانی شدن، گفتمان واقع‌بینی، گفتمان پیوستن به نظم نوین جهانی؛ یعنی سیاهی لشکر امریکا شدن! این جهانی شدن، اسمش جهانی شدن است؛ اما باطنش امریکایی شدن است. جهانی شدن ، گفتمان امریکایی ست
۱۳۸۰/۰۶/۰۳ دفتر تحکیم وحدت  تلاش سیاسی و فکری مؤمنانه و پرهیزگارانه‌ی خود را حفظ کنید، با دیگر مجموعه‌ی اسلامی دانشجویی هر چه بیشتر نزدیک شود، به کسانی که مقاومت‌شکنی را ترویج می‌کنند به چشم سوءظن بنگرید و همواره خدا را در یاد داشته باشید و از او کمک بخواهید پیغام به تحکیم وحدت مبنی بر نزدیکی به سایر انجمن های دانشجویی
.۱۳۸/۰۸/۱۵ ما می‌خواهیم جوان ما احساس کند که باید فکر کند و باید این فکر را مطرح و آن را مطالبه نماید. نمی‌خواهیم کار نمایشی کنیم و نیازی هم به کار نمایشی نداریم؛ اما به این‌که جوان ما – بخصوص مجموعه‌ی دانشجویی که در سطح کشور بسیار گسترده و وسیع است – این احساس را در خودش تقویت کند که در آینده‌ی کشور نقش و مسؤولیت دارد و باید تعهدی در این زمینه در خود احساس و برای آن تلاش کند،
۱۳۸۱/۰۵/۲۲ ست‌ پنهان‌ و آشکار دشمن‌، دانشگاهها را از جمله‌ی‌ اولین‌ آماج‌های‌ توطئه‌ می‌شمرد و این‌، همه‌ی‌ دلسوزان‌ بخصوص‌ خود دانشجویان‌ عزیز را به‌ بیداری‌ و حساسیت‌ روزافزون‌ فرا می‌خواند. نشانه‌ی‌ فتنه‌های‌ فرهنگی‌ و سیاسی‌ در برابر چشم‌ همگان‌ است‌. جوانان‌ با ایمان‌ و آگاه‌ می‌توانند این‌ فتنه‌ها را در نطفه‌ خفه‌ کنند و اگر غبار فتنه‌ بر پا شود آنرا فروبنشانند.-پیامم به شست انجمن های اسلامی مستقل- تاکید بر فتنه فرهنگی در جریان دانشجویی
۱۳۸۱/۰۸/۲۲ نخبگان یا گروههای دانشجویی – گله‌ها و حرفهایی دارند. از جمله مطالبی که در اظهاراتشان وجود دارد این است که جزوه‌های بعضی از اساتید به‌روز نیست؛ یعنی چیزی که دانشجو در آن دانشِ مربوط نیازمند است، در آن جزوه نیست! گله دیگر آنها این است که اساتید به دانشجویان نمیپردازند و فقط درس میدهند. ورود به مسائل آموزشی و نقد سیستم وزارت علوم
۱۳۸۲/۰۲/۲۲ بخش اعظم سخنرانی بیان سیاست های روز داخلی و خارجی بدون ارتباط با موضوع دانشجویان-دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی
۱۳۸۲/۰۸/۱۵ مسأله عدالتخواهی را که من با شما و جوانان مطرح میکنم، به معنای این نیست که با غیرجوانان مطرح نکرده‌ام. قبل از این نامه‌ای که یکی از دوستان مطرح کردند که دو سه سال پیش به یک تشکّل دانشجویی نوشتم، مسأله عدالتخواهی را دهها بار با مسؤولانی که وظیفه اجرایی دارند، مطرح کرده‌ام کلید زدن اصلی جنبش عدالت خواهی در جمع دانشگاهیان
۱۳۸۳/۰۴/۱۷ یکی از عزیزان در این‌جا از من عذرخواهی کردند، به‌خاطر این‌که فقط نقاط ضعف را میگویند و به نقاط مثبت اشاره‌یی نمیکنند. من میخواهم به این عزیزمان و به بقیه‌ی جوانها و به اکثر شماها بگویم که نقطه‌ی مثبت، خود شما هستید؛ لازم نیست بگویید. همین که جوان ما با این مایه‌ی از فهمیدگی و این نشانه‌های فرهیختگی این‌جا می‌آید و با ما حرف میزند، بزرگترین نقطه‌ی مثبت است. خدا را شاکر و سپاسگزارم از این‌که بنده را در زمانی قرار داده که با این همه انسان خوب، با این‌همه دل نورانی و با این‌همه جوانِ خوش‌عاقبت و مبارک زندگی میکنم ادبیات نرم؛تمجید و تایید دانشجویان و تحرکات دانشجویی
۱۳۸۳/۰۸/۱۰ اول انقلاب تعدادی استاد از کشور رفتند؛ اما آنهایی که رفتند، آنقدر زیاد نبودند؛ درباره‌ی شمار آنها مبالغه شد. امروز خوشبختانه ما اساتید فعال و مشغول در این‌همه دانشگاهی که در کشور به‌وجود آمده، فراوان داریم. تعداد دانشگاه‌های امروز نسبت به گذشته قابل مقایسه نیست. ممکن است در سیاستگذاریها و اجرای آن سیاست‌ها اشتباهاتی وجود داشته باشد – از گسترش کمّی به این شکل، من به‌طور مطلق دفاع نمیکنم – لیکن نکته‌ی اصلی این است که به علم اهمیت داده شد. اعلام رضایت از وضعیت دانشگاه ها به طور کلی
۱۳۸۴/۰۲/۱۹ گر ما نگاه کلانی به مسائل کشور، به آینده‌ی کشور و چالش‌هایی که فراروی ملت و کشور قرار دارد، نداشته باشیم، نه تنها نمی‌توانیم وظایف آینده را ترسیم کنیم، بلکه در فعالیت‌های فعلی هم احتمال سردرگمی وجود خواهد داشت.  
۱۳۸۵/۰۵/۲۳ حرکت سیاسی دانشجویان و کار سیاسی در دانشگاهها چیز مثبتی است. من سالها پیش در همین حسینیه، یک جمله‌ای گفتم که آن وقت بعضی از مسئولان هم گله‌مند شدند. آن جمله راجع به تحرک سیاسی دانشجویان در دانشگاهها بود؛ این لازم است؛ نه فقط برای اینکه دانشجو تخلیه بشود. بعضی خیال میکنند که تحرک سیاسی دانشجویان در دانشگاهها، فقط فایده‌اش این است که این جوان یک خُرده تخلیه بشود؛ نه، این جوان را ما برای فردای اداره‌ی کشور لازم داریم. این باید سیاست را بفهمد؛ مغزش در زمینه‌ی سیاست، مغز پخته و کارآمدی باشد؛ والّا فریبش میدهند و زمینش میزنند. خوب، این لازم است؛ منتها آنچه که لازم است، قدرت تحلیل و فهم سیاسی است؛ آن چیزی که متأسفانه جریانهای سیاسی بیرون از دانشگاه – که دائم برای پیشبرد مقاصد سیاسی خودشان به دانشگاهها دست‌اندازی کردند – مطلقاً به این توجه نکردند. همان استثماری که ما مدتهای طولانی در زمینه‌ی اقتصاد و فرهنگ و سیاست و … دچارش بودیم، متأسفانه جریانهای سیاسی، بخصوص در این چند سال اخیر، این را نسبت به دانشجو در دانشگاه اعمال کردند. این، غلط است؛ لیکن باید فکری بکنید تا این جریانهای سالم دانشجویی – چه انجمنها، چه بسیج، چه تشکلهای گوناگون دیگری که بحمدالله امروز تشکلهای دانشجویی خوبی در دانشگاه هست – تاکید بر سیاسی بودن دانشجو  و لزوم حرکت سیاسی دانشجویان
۱۳۸۵/۰۷/۲۵ تصور میکردیم که این‌گونه اظهارات و شایعه‌پراکنیها خیلی تأثیر ندارد، اما حالا میبینیم نه، بیتأثیر هم نبوده است! یعنی شما که دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستید، واقعاً تصور میکنید که دولت، عقبه‌ی کارشناسی ندارد! نمیشود چنین قضاوتی بکنید، این‌طور نیست. یا مثلاً در اظهارات شما بود که: تغییراتی که در دولت انجام میگیرد، تا آن اعماق بدنه‌ی اجرایی، تغییر ایجاد میشود! این‌گونه نیست. انتقاد از مواضع تند دانشجویان نسبت به دولت احمدی نژاد
۸۶/۷/۱۷ دانشجو باید از افراط و تفریط پرهیز کند؛ من با افراطکاری و زیاده‏رویهای گوناگون در هر جهتی، موافق نیستم. با اعتدال، با روش منطقی و صحیح مسائل را دنبال کنید لزوم اعتدال و جلوگیری از افراط دانشجوین
۸۷/۷/۷ مجموعه‏ی دانشجوئی، همراه با مجموعه‌‏ی حوزوی، با برنامه‏ریزی خوب، میتواند به وجود بیاورد تا بنشینند درباره‏ی مسائل گوناگون فکر کنند. لزوم ارتباط دانشگاه و حوزه
۸۷/۷/۷ دانشجو حرفش را روشن و صریح و آشکار بزند و دچار سیاسی‏کاری نشود.بدترین اشکال و اشکال وارد بر محیط دانشجوئی این است که دانشجو دچار محافظه‏ کاری شود و حرفش را با ملاحظه‏ ی موقع و مصلحت خیالی بیان کند؛ نه، دانشجو باید حرفش را صریح بزند دانشجو محافظه کارنباشد
۱۳۸۸/۰۸/۱۲ تمام سخنرانی در جمع دانشجویان و دانش آموزان در مورد بصیرت و آمریکا و دشمن است . مرتب با دانشجویان سخنی بیان نمی شود.  
۱۳۸۸/۰۶/۰۸ در بین این مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی عظیم دانشجوئی کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلاً دانشجوی دولتی و آزاد و پیام نور و بقیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کشور داریم، حدود دو میلیون اینها دانشجویان علوم انسانی‌اند! این به یک صورت، انسان را نگران میکند. ما در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی علوم انسانی، کار بومی، تحقیقات اسلامی چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌های علوم انسانی مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزی که معتقد به جهان‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینی اسلامی باشد و بخواهد جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌شناسی یا روانشناسی یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، که این همه دانشجو برای این رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها میگیریم؟ این نگران کننده است. بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هائی هستند که مبنایش مادیگری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربیها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بیاعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست. این از جمله‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی چیزهائی است که بایستی مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دولتی مثل وزارت علوم، هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی، هم در هر مرکز تصمیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و بیرون دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها. به هر حال نکته‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی بسیار مهمی است. این حالا راجع به مسائل مربوط به دانشگاه. انتقاد شدید به ترویج علوم انسانی و ابراز نگرانی
۱۳۸۸/۰۶/۰۴ ه شما که دانشجو هستید و زبانتان باز است و راحت حرف میزنید، چه من که یک مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از تجربه و سالهای متمادی کارکرد در میدان را با خودم همراه دارم؛ در این جهت با هم فرقی نداریم – نمیتوانیم حکم کنیم که باید دستگاه قضا اینجور قضاوت کند؛ نه، دستگاه قضا باید نگاه کند، اگر دلائلی برای مجرمیت کسی، چه در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی سیاسی، چه در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اقتصادی، چه در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مفاسد گوناگون پیدا کرد، بر طبق او حکم کند. این شایعاتی که شما شنیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اید، بنده هم خیلی از این شایعات را میشنوم؛ ممکن است بسیاری از این شایعات مطابق واقع هم باشد و انسان شواهد و قرائنی هم برایش داشته باشد؛ اما قرینه و شاهد متفرق نمیتواند جرمی را علیه کسی اثبات کند؛ به این نکته توجه داشته باشید. لذا اینجور نیست که فرض کنیم یک مجرم قطعىِ پشت پرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای وجود دارد که دستگاه بنا دارد از جرم او به یک دلیلی بگذرد. این یک نکته. انتقاد از دانشجویان به زدن تهمت مفاسد به دولت احمدی نژاد
۱۳۸۸/۰۶/۰۴ وضوع دیگری که در بیانات دوستان مطرح شد، تخلفات یا حتّی جنایاتی است که در خلال این حوادث از سوی نیروهای ناشناس انجام گرفته. شما اشاره کردید به مسائل کوی دانشگاه یا از این قبیل مسائل – حالا کوی دانشگاه را چند نفر از دانشجویان عزیز تکرار کردند؛ شبیه کوی دانشگاه، مسائل دیگری هم در این مدت اتفاق افتاده – یا مثلاً قضیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی کهریزک را گفتند. این قضایا واقعاً یکی از آن مشکلات و معضلات کار دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اجرائی است. اولاً این را به طور قاطع بدانید که با اینها برخورد خواهد شد. حالا نمیخواهیم جنجال بکنیم که دستور بدهیم، این دستور توی رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها پخش بشود، باز یک پیوست زده بشود، باز یک پیرو زده بشود؛ من دوست ندارم کار تبلیغاتی انجام بگیرد؛ اما از اولین روزها دستور داده شده و کسانی دنبال هستند؛ منتها کارها باید درست با دقت و با مراقبت پیش برود.

در کوی دانشگاه، در آن شب معین، قطعاً تخلفات بزرگی انجام گرفته، کارهای بدی انجام گرفته. ما گفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایم پرونده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ویژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای برای این کار تهیه شود و به طور دقیق دنبال بگردند و مجرمان را پیدا کنند و وقتی پیدا کردند، به وابستگیهای سازمانی آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند؛ این را من به طور قاطع گفتم.

من از فعالیتهای پلیس امنیتیمان، پلیس انتظامیمان، دستگاه بسیجمان تشکر میکنم؛

مهم‌ترنین مواضع در مورد اتفاقات حمله به دانشگاه در سال ۸۸
۱۳۹۲/۰۵/۰۶ سازوکار نظارت بر دستگاهی مثل مجلس چگونه است؟ یا سازوکار نظارت بر قوه‌ی قضائیه یا برخی دستگاه‌های دیگر چگونه خواهد بود؟ این یک موضوع مهمی است؛ این میتواند جزو موضوعاتی باشد که فعالان دانشجوئی در سطح فکر بالا، رویش برنامه‌ریزی کنند، فکر کنند، کار کنند، پیشنهاد تهیه کنند. دعوت از جنبش دانشجویی برای ورود به اختلافات بین قوا و ارائه پیشنهاد
۱۳۹۴/۰۴/۲۰ عمقی روی مسائل کار کردن؛ سطحی‌نگری ضرر میزند. انتقاد از سطحی نگری
۱۳۹۴/۰۴/۲۰ گاهی یک شعارهایی داده میشود، شعارهای به‌ظاهر اسلامی که باطناً اسلامی نیست؛ از جمله‌ی چیزهایی که اخیراً خیلی رایج شده و انسان می‌شنود در نوشته‌ها و در گفته‌ها، «اسلام رحمانی» [است]؛ خب، کلمه‌ی قشنگی است، هم اسلامش قشنگ است، هم رحمانی‌اش قشنگ است؛ امّا یعنی چه؟ انتقاد از جریان روشنفکری دینی
۱۳۹۴/۰۴/۲۰ اسلام رحمانی یک کلیدواژه‌ای است برای معارف نشئت‌گرفته‌ی از لیبرالیسم، یعنی آن چیزی که در غرب به آن لیبرالیسم گفته میشود. البتّه تعبیر لیبرالیسم و عنوان لیبرالیسم برای تمدّن غربی و فرهنگ غربی و ایدئولوژی غربی هم تعبیر غلطی است؛ چون واقعاً آنها نه لیبرالند، نه اعتقاد به لیبرالیسم به معنای واقعی کلمه دارند؛ ولی خب حالا یک اصطلاحی است لیبرالیسم. اگر اسلام رحمانی اشاره‌ی به این است، این، نه اسلام است، نه رحمانی است؛ مطلقا. یکسان دانستن لیبرالیسم  و روشنفکری دینی
۱۳۹۵/۰۴/۱۲ ک جلسه‌ای داشتیم، چندین جلسه پشت سر هم با تعدادی دانشجو در دانشگاه امیرکبیر فعلی -که آن‌روز اسمش پُلی‌تکنیک بود- و بحث درباره‌ی این بود که آیا خطّ امام یک واقعیّتی است و اصلاً چیزی است که وجود دارد یا نه؟ نمیتوانستند منظومه‌ی فکری امام را درک کنند و تحمّل کنند؛ بنده هم جزو مدعوّین آن جلسه بودم، بنی‌صدر هم جزوشان بود، بعضی‌های دیگر هم بودند، سه چهار نفر هم دانشجو بودند؛ بحث در این بود که اصلاً آیا یک منظومه‌ی فکری‌ای بر حرفهای امام حاکم هست یا نه؟ یعنی یک‌چیز به این واضحی را نمیتوانستند درک کنند؛ امروز برای شما این مسئله جزو واضحات است. کیفیّت دانشجوی انقلابی امروز نسبت به کیفیّت دانشجوی انقلابی آن‌روز خیلی بالاتر است. پایین بودن سطح دانشجویان انقلابی نسبت به دانشجویان فعلی
۳۹۵/۰۴/۱۲ اتاق جنگِ گروه‌های مختلف، با اسمهای مختلف با نظام [میجنگیدند]؛ گروه‌های چپ مارکسیستی دو سه نوعش؛ گروه منافقین، و گروه‌های گوناگون مختلفی در این دانشگاه بودند، مسلّح هم بودند؛ پادگانها غارت شده بود، دست اینها سلاح بود، آماده بودند برای اینکه یک شورش علیه انقلاب راه بیندازند؛ دانشجوهای مسلمان، دانشجوهای مؤمن و انقلابی با اینها مواجه شدند، معارضه کردند، شرّ اینها را کم کردند؛ دعوت از دانشجویان برای برخورد انقلابی با گروه های ملحد
۳۹۵/۰۴/۱۲ یکی از کارهای بزرگ دانشجوها این بود. عضویّت در سپاه پاسداران؛ خیلی از این شخصیّت‌های برجسته‌ی سپاه و این شهدای بزرگ، دانشجو بودند؛ الان هم همین‌جور است، اینهایی از سابقین سپاه که الان هم هستند، خیلی‌هایشان دانشجو بودند، از دانشجویی آمدند سپاه. در نهضت سوادآموزی دانشجوها نقش داشتند، در اقدامِ بهنگامِ تصرّف لانه‌ی جاسوسی در سال ۵۸ اینها نقش داشتند؛ دعوت از دانشجویان برای حضور در نهادهای انقلابی
بازگشت به صفحه اول