زیتون- براساس هماهنگی و برنامه ریزی های قبلی صورت گرفته توسط انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اشراق بجنورد، قرار بود تا مسعود باستانی با موضوع «انتخابات ۹۶ در بستر جنبش های اجتماعی» که قرار بود در روز ۱۶ آذر و گرامیداشت روز دانشجو، در این دانشگاه، سخنرانی کند.

به گزارش «زیتون» به ناگهان و بدون اعلام قبلی این برنامه از سوی مسئولین این دانشگاه لغو شد.bastani-bimarestan
به نوشته سایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اشراق بجنورد از مدتی پیش دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مزبور و همین طور شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه درصدد برگزاری گرامیداشت مراسم روز دانشجو در شانزدهم آذرماه بودند.
با توجه به پیگیری های لازم و نظر مساعد از سوی فعالین سیاسی و روزنامه نگار کشوری؛ مسعود باستانی به عنوان سخنران اصلی مراسم انتخاب گردید.
از سوی مسئولین دانشگاه قول اولیه مساعد برای حضور سخنرانِ مدعو داده شده بود. هرچند علیرغم تمام هماهنگی های صورت گرفته، چند روز پیش از برگزاری مراسم روز دانشجو در این دانشگاه، خبر لغو مراسم به یکباره و بدون دلیل اعلام گردید.
با پیگیری های صورت گرفته گویا سابقه زندان سخنران، مسئولین دانشگاه را از برگزاری مراسم منصرف کرده است و با تمام پیگیری ها تاکنون نیز جواب مستدل و قانع کننده ای به دبیر انجمن اسلامی دانشگاه از سوی مسئولین دانشگاه داده نشده است.
به هر حال، در شانزدهم آذرماه امسال جای خالی سخنرانی اصلاح طلب که گویا هیات امنایی همسو با دولت نیز دارد به خوبی نمایان است.
شنیده های تایید نشده ایی حاکی از آن است که علت لغو سخنرانی مسعود باستانی «محکومیت وی در مسایل مربوط به انتخابات سال ۸۸ ذکر شده» و از سوی مراکز امنیتی به مدیران دانشگاه ابلاغ شده است.
این روزنامه نگار اصلاح طلب، پس از لغو سخرانی اش، متن آن را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد.

متن این سخنرانی به این شرح است:

گام نخست این است که عصیان گرایانه بگویم چه بسا شما آمده اید تا به کمک همدیگر بفهمیم چگونه با بهره گیری از جنبش های اجتماعی می توان در انتخابات آتی به پیروزی رسید؟
حال آنکه بر خلاف انتظار شما می گویم قضیه کاملا معکوس است و انتخابات برای جنبش اجتماعی یک فرصت سیاسی است تا جنبش در مسیر تکوین خود گام دیگری به سمت اهداف خویش بردارد.
دوم اینکه طی چند سال گذشته تجربه بهار عربی و حتی برخی تحولات و تغییرات شگرف سیاسی که در بستر دموکراتیک یا اجماع روی مطالبات عمومی رخ داد، نشان داد آنچه بیشتر از برنامه های از پیش طراحی شده احزاب و سیاستمداران بر سرنوشت جوامع اثرگذار است،مسیرجنبش های اجتماعی شکل گرفته در بدنه جامعه است.
حتی احزاب متمایل به تغییر نیز زیر چتر جنبش اجتماعی توفیق یافتند تا در انتخابات آرای بیشتری کسب کنند.
سوم اینکه جنبش های کنونی عصرما بیشتر متأثر از گفتمان کنونی مسلط بر جهان امروز یعنی عنصر «هویت» به مثابه ارزش کلیدی و « هویت یابی»به عنوان مسیرحرکتی خود هستند.
این جنبش ها چه از نظر ساختار درونی و چه از زاویه کارکرد بیرونی و نحوه اعتراضات و پیگیری مطالبات کاملا با اسلاف خویش متفاوت بوده و باعنوان جنبش های اجتماعی جدید
شناخته می شوند.
چه بسا اکنون ما نیز بشدت محتاج شناخت جوانب تئوریک و پراتیک آنها هستیم.
جنبش های قدیم ساختمانی هرمی شکل دارند و از رهبری اسطوره ای تبعیت می کنند در حالیکه در جنبش های جدید سازمان داخلی مسطح و شبکه ای است و نقش آن فرمانده یا رهبر اسطوره‌ای به مدیرانی واگذار شده که صرفا مجری توافقات حاصله از تعاملات بدنه هستند.
یکم/ گمان می کنم اگرچه جنبش دانشجویی ذاتا ملهم از قیام ۱۶ آذر است و خصلتی معترضانه دارد اما این جنبش امروز قادر است با معیارهایی جدید یعنی تعریف هویت نوین دانشجو به عنوان یک شهروند پرسشگر، ناظر آگاه به امور و مطالبه جو در قالب همین جنبش های نوین خود را بازسازی کرده و بشکلی فراتر از تاثیر گذاری بر رقابت های انتخاباتی بر سرنوشت کشور تاثیرات شگرف بگذارد.
دوم/ گمان می کنم آنچه اسلاف جنبش در گذشته تحت عنوان اعتراضات سیاسی و به شکل اعتراضات خیابانی سازماندهی می کردند،اکنون دگرگون شده و فعالان جنبش دانشجویی که نیروهای مسلط به تکنولوژی‌های ارتباطی روز هستند _نسبت به بقیه اقشار جامعه_بهتر می توانند با بهره گیری از شبکه های اجتماعی موجود در کشور که نقش اساسی و کلیدی دارند، اهداف و حتی تاکتیک های اعتراضی خود را محقق کنند.
واقعیت این است که شبکه های اجتماعی موجود که فعلا در دسترس عموم قرار گرفته و بشدت در حال رشد روزافزون است علاوه بر توسعه سخت افرازی محتاج رشد نرم افرازی و تولید محتواست.
اغلب شهروندان بیشتر اخبار و اطلاعات موجود را بین دوستان و آشنایان خویش می چرخانند و کسی نسبت به تولید محتوای متناسب با نیاز های ملی و مطالبات عمومی شهروندان اهتمام ندارد.
پرکردن این خلاء به شکل هوشمندانه می تواند به کارکرد درخشان جنبش دانشجویی تبدیل شود و از قضا یک سازماندهی شبکه ای جدید در بدنه جنبش هویدا گردد.
سوم/اردوگاه سیاسی جناح محافظه کار در کشور و احزاب اصولگرا اکنون با استفاده از تجربیات گذشته جناح اصلاح طلب مجددا نگاه خویش را به سمت دانشجویان چرخانده ولیکن با استفاده از همان الگوی استفاده از دانشجویان به عنوان پیاده نظام ستاد های انتخاباتی درصدد جبران مافات هستند.
لازم است تاکیدکنم که این خطای فاحش جنبش را به «ناجنبش» بدل می سازد.
در حالیکه در این سو هم جنبش دانشجویی و همچنین همفکران ایشان در احزاب اصلاح طلب این مجال را دارند تا در فرصت سیاسی ناشی از انتخابات آتی و با شناخت از کارکردهای نوین جنبش دانشجویی دقیقا بر خلاف جناح رقیب از دانشجویان به عنوان حاملان پردازشگر مفاهیم مورد مناقشه در رقابت های سیاسی کمک گرفته و تبلیغات درباره مصادیق را به بدنه ستادهای انتخاباتی واگذار کنند.
یقینا ارزش های ملی و مطالبات عمومی که با صدای جنبش دانشجویی و پس از بحث های کارشناسی به شکل فراگیر به جامعه منتقل می شود، نقطه کلیدی برای پیروزی احزاب سیاسی وفادار به آرمان دموکراسی و مقید به عدالت اجتماعی خواهد بود.

بازگشت به صفحه اول