بر اساس ابتدایی ترین معیارهای سیاسی٬ انتخابات اخیر مجلس دهم و خبرگان باید تحریم می شد وموجی از اعتراض و قهر نثار کسانی می شد که با توسل بر نظارت استصوابی هر کسی را که همرنگ آنان نبود رد صلاحیت کرده و قصد دارند انتخاباتی برگزار کنند که در واقع ترجمه جدیدی از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است. با این وجود٬ مردم ایران به جای قهر و تحریم٬ کمپین استقبال از انتخابات راه انداخته و تصمیم گرفته اند یک رکورد استثنایی از خود باقی بگذارند.

شکل گیری کمپین استقبال از انتخابات به جای تحریم، استدلال هایی دارد که از ریشه های تنومند امید به آینده ایران نشات می گیرد و می رود تا از همبستگی ملی، دیواری تاریخی در برابر اراده کسانی بنا کند که دغدغه آینده ایران را ندارند. شش استدلال نسبی که کمپین استقبال از انتخابات به جای تحریم بر پایه های آن شکل می گیرد می تواند به شرح زیر بسط داده شود.

۱ـ انتخابات معیارمطلق است. دنیای مدرن امروز بر پایه انتخابات ادواری مدیریت می شود و مخدوش کردن راهکار صندوق رای برای جا به جا شدن قدرت سیاسی٬ یا به تنش های سیاسی غیر قابل کنترل منجر می شود یا فروپاشی نظام سیاسی و جنگ داخلی و تجزیه کشور را در پی دارد. هر چند رد صلاحیت های کسترده به منظور تحمیل اراده اقلیت حاکم بر اکثریت اعمال گردید٬ اما مردم در انتخابات شرکت می کنند و به لیست اصلاح طلبان رای می دهند به امید روزی که با همین انتخابات بتوان یک تغییر جدی و اساسی در نحوه اداره کشور ایجاد کرد قبل از اینکه خیلی دیر شود.

نگرانی از اینکه اهمیت انتخابات و کارکرد صندوق آرا و احترام به رای مردم در ایران مخدوش شود یک خطرجدی است .

نگرانی از اینکه اهمیت انتخابات و کارکرد صندوق آرا و احترام به رای مردم در ایران مخدوش شود یک خطرجدی است . زیرا مردم از این می ترسند که دیگر با انتخابات نتوانند بر سرنوشت سیاسی خود و کشورشان تاثیر گذارند. همچنین نگران روزی هستند که مثلا با فتوای امثال مصباح یزدی برگزاری هر انتخاباتی تا اطلاع ثانوی تعطیل شود وبه بهانه اینکه در متون فقهی چیزی به نام انتخابات نیامده است٬ مدلی از خلافت شیعی در ایران بنا گذاشته شود که ابوبکر البغدادی امیرالمومنین داعش در سوریه و عراق انگشت به دهان بماند.

۲ـ انتخابات سلبی یک ضرب شست انتخاباتی است. یعنی ساماندهی افکار عمومی برای رای ندادن و تحریم چند نامزد ویژه ٬ برای خود نمایش قدرتی است که بسیار بیشتر از یک انتخابات عادی قدرت رای مردم و نیز قدرت افکار عمومی را به نمایش می گذارد. به همین دلیل این انتخابات پتانسیل این را دارد تا به یکی از تاثیر گذار ترین تحولات سیاسی چند سال اخیر تبدیل شود.

این انتخابات پتانسیل این را دارد تا به یکی از تاثیر گذار ترین تحولات سیاسی چند سال اخیر تبدیل شود.

۳ـ وحشت از تکرار تجربه سوریه و لیبی و مصر جدی است. تحولات بهارعربی در عراق و مصر ٬ و نیز فروپاشی همه چیز و همه کس در لیبی و سوریه به ساکنان خاورمیانه اثبات کرد که دیر رسیدن به آزادی بهتر از هرگز نرسیدن به آزادی و عدالت اجتماعی است. مردم با کنار گذاشتن تحریم انتخابات ٬همه تلاش خود را به کار گرفته اند تا از تثبیت شدن کسانی جلوگیری کنند که در تلاشند جامعه را هر چه بیشتر دو قطبی کنند و از این نظر برای خود یک بشار اسد و ژنرال سیسی و یک سرهنگ قذافی میهنی هستتد.

۳ـ بحث نفوذ دشمن تئوری از کار افتاده ای است. جریان راست افراطی و همان هایی که فرمان انتخابات فرمایشی را در دست دارند با ادعای اینکه نفوذ انگلیس و دشمن رای مردم را تحت تاثیر قرار داده است وحشت خود را از بسیج مردم در انتخابات به زبان می آورند. مردم با استقبال گسترده از انتخابات و نمایش رای سلبی خود بر این تاکید می کنند که دوران آمریکایی و انگلیسی خواندن ارای مردم گذشته است٬ زیرا حداقل ترور کارکنان تاسیسات هسته ای ایران در امنیتی ترین لایه های حفاظت شده ثابت کرده است اتفاقا همان کسانی که مردم را تحت تاثیر تبلیغات انگلیس می خوانند خود تحت تاثیر موساد هستند که در مراکزتصمیم های حساس نقوذ هایی دارد.

مردم با استقبال گسترده از انتخابات و نمایش رای سلبی خود بر این تاکید می کنند که دوران آمریکایی و انگلیسی خواندن ارای مردم گذشته است٬

۴ـ انتخابات به منزله ادامه رای اعتراضی به سرکوب سال ۸۸ است. رهبر ایران و نظامیان سپاه هیچگاه درنیافتند که انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و مهندسی آرا و نهایتا سرکوب مردم ٬ بحران و کینه ای را در جامعه ایران ایجاد کرده که هنوز به پایان نرسیده است. آن ها این را نیز دریافت نکردند که توان ملی کشور با مدیریت فاسد و مشکوک احمدی نژاد به پرتگاه سقوط کشیده شد. شرکت مردم در انتخابات به جای قهر و تحریم٬ تاکید دوباره ای بر این واقعیت سیاسی جامعه ایران است که مردم هنوز پای رای خود در سال ۸۸ ایستاده اند ٬ هیچگاه سرنوشت کشور خود را واگذار نمی کنند٬ و در نهایت سرکوب های گسترده نتوانسته است مردم اسیب دیده ایران را نسبت به سرنوشت سیاسی خود منفعل کند.

۵ ـ پسا برجام یک واقعیت انکار ناپذیر است که همه در انتظارتحقق آن هستند. برجام ثمره نگاه تنش زدای دولت روحانی بر روابط خارجی کشور است. بهرمند شدن کشور از فضای باز اقتصادی و نیز ثمرات برداشته شدن تحریم ها در صورتی امکان پذیرتر است که فضای سیاسی داخلی نیز از فشار جریان های افراطی در نهادهای قدرت در ایران خلاصی یابد. رای مردم به لیست کامل اصلاح طلبان با همه نقدی که به این لیست وارد است و نیز به حاشیه راندن افراد نشان داری که از قبل برای وارد شدنشان به مجلس و خبرگان فرش قرمز پهن کرده اند تمایل افکار عمومی ایران به عادی شدن فضای سیاسی کشور و تنش زدایی داخلی را به نمایش می گذارد. هرچند ابوالحسن صدیقی امام جمعه تهران تحریم ها را نعمت خواند و فرماندهان سپاه نسبت به عادی شدن شرائط کشور هشدار داده اند قهر نکردن مردم با انتخاباتی که نه سالم است و نه دمکراتیک و نه منافع کشور در آن لحاظ شده٬ نشانی از این تمایل در مردم ایران است که می خواهند در آرامش زندگی کنند و از این وحشت دارند کسانی که کشور را اداره کنند برای تامین منافع خود تنش های غیر ضروری داخلی و خارجی ایجاد کنند.

قهر نکردن مردم با انتخاباتی که نه سالم است و نه دمکراتیک و نه منافع کشور در آن لحاظ شده٬ نشانی از این تمایل در مردم ایران است که می خواهند در آرامش زندگی کنند

۶ـ ماجرای فرزندی که دو مادرمدعی داشت. رای مردم در انتخابات اخیر و تحریم معکوس انتخابات اخیر به تمثیل مشهور و تصمیم آن مادری می ماند که برای نجات فرزندش از دو نیم شدن به دستور قاضی ٬ تسلیم شد و از سرپرستی فرزند خود گذشت تا به محکمه اثبات کند مادر واقعی است و دیگرانی که مدعی فرزند او هستند دغل بازند. در واقع شورای نگهبان و نظامیان و امنیتی هایی که انتخابات را مهندسی می کنند و در عصر فضا و ارتباطات تصمیم گرفته اند یک انتخابات فرمایشی برگزار کنند توانایی درک این واقعیت را ندارند که انتخابات فرمایشی آسیبی بسیار جدی به وحدت ملی وارد می کند و نیز امنیت ملی را در شرائط بحران منطقه ای در معرض تهدید جدی تری قرار می دهد. مردم ایران با شرکت در انتخابات به جای قهر و تحریم ٬ تلاش می کنند تا این آسیب را به حداقل کاهش دهند و با مقاومت در برابر ورود نااهلان به مراکز حساس تصمیم گیری ٬ مانع وارد شدن کشور به بحران هایی شوند که عواقب سنگینی را در پی خواهد داشت.

علاوه بر این ٬ همانند آنچه پس از تحریها بر سر کشور آمد وقتی مدیران نالایق اداره کشور را بر صورت انحصاری و باندی در اختیار می گیرند بزودی هاله نور می بینند و در کنار خود برای امام زمان صندلی خالی می گذارند. اما هزینه های این اختلال روانی را مردم ایران باید بپردازند. بحرانی که با گرانی و تورم و کسادی کسب و کار وعقب افتادگی آموزشی و بهداشتی٬ خانواده های ایرانی را در معرض خطر قرار می دهد.

بازگشت به صفحه اول