حقوق بشر چه جایگاهی در انقلاب ۵۷ داشته است؟ چرا نظام برآمده از انقلاب ۵۷ ، خیلی زود به عنوان یکی از نظام های ناقض حقوق بشر شناخته شد؟

انقلاب اسلامی ۵۷ از جمله انقلاب هایی است که در مورد آن گفته اند :” انقلاب فرزندان خود را می خورد”. انقلاب ۵۷ که ظاهرا در اعتراض به استبداد شاه از یک سو، و نارضایتی ناشی از مدرن سازی شتابزده او شکل گرفته بود پس از پیروزی، به استقرار یک نظام اسلامی فقهی منتهی شد که برای حقوق جهانی بشر چندان اهمیتی قائل نبود و خیلی زود به عنوان یکی از رژیم های ناقض حقوق بشر شهرت یافت. آنچه بیش از هر چیز نیاز به پژوهش پیرامون نسبت میان انقلاب ۵۷ و حقوق بشر را برجسته می سازد نقض گسترده حقوق بشر پس از انقلاب است، چه در قالب قوانین موضوعه و چه با توجه به معیارهای دادرسی عادلانه و در رویه عملی. سوالی که نوشتار حاضر به آن می پردازد این است که «حقوق بشر» در معنای آنچه در اعلامیه جهانی و میثاقین (حقوق جهانی بشر) آمده است تا چه میزان، دغدغه انقلابیون بوده است و تا چه حد، محور مطالبات مردم و رهبران آنها به شمار می آمده است. برای تحلیل و بررسی این مساله، می توان به دو منبع رجوع کرد: یکی، شعارهای رایج در انقلاب و دیگری، بیانیه های سازمان ها و رهبران سیاسی. در این نوشتار، به دلیل کمبود زمان و امکانات، فقط به شعارهای اصلی و فرعی رایج در جریان انقلاب می پردازیم و با تحلیل محتوای آنها، بسامد موضوعی آنها و میزان قرابت محتوایی آنها را با منشور جهانی حقوق بشر می سنجیم تا نسبت میان شعارهای انقلاب با وضعیت استقرار یافته پس از انقلاب را دریابیم.

باید گفت که شعار و استفاده از لغات، کلمات و جملات یکی از بزرگترین ابزارهای یک انقلاب است. زبان و به عبارتی شعار مهمترین سلاح انقلاب و یک انقلابی محسوب می‌شود. فلسفه تفکر نهفته در هر انقلاب، در شعار بیرون آمده از آن نمود پیدا می‌کند و در واقع شعارها در انقلاب‌ها همانند ابزاری برای تبدیل تفکر و اندیشه به دیالوگ و کلام عمل می‌کنند. شعارها گه گاه به ابزاری برای انتقال تفکر انقلابیون از طریق کلام به دیگران و گه گاه به ابزاری برای همدردی حامیان با انقلابیون تبدیل می‌شوند. این ابزار تاثیرگذار، کم کم گسترش پیدا کرده و در میان مردم با واژگانی همچون “ما”(یعنی حامیان) و “شما” (یعنی مخالفان) همراه خواهد شد. شعارها معمولا برگرفته از لغات کم، محاوره‌ای و عادی و تاثیرگذار هستند تا تمامی ‌اقشار جامعه قادر به درک و استفاده از آنها باشند. قدرت شعار، به سادگی و گنگ جلوه دادن زیرکانه واقعیت نهفته در پس آن است. جوش مک‌فی ، نقاش، نویسنده و فعال سیاسی آمریکایی می گوید:

” در اغلب جوامع، شمار بسیار کمی‌از اقشار اجتماعی به مکانیزم‌ها و جریانات عمده رسانه‌های آزاد دسترسی دارند. اکثر ما حتی دسترسی بسیار کمی‌به ابزارهای تبلغاتی و اطلاعاتی همچون استفاده از تیترهای درشت روزنامه‌ها و حتی بیلبوردهای خیابانی داریم. و باید اعتراف کرد که استفاده از این گونه رسانه‌های تبلیغاتی در اکثر مواقع از سوی مقامات حکومتی بسیار کنترل شده و محدود بوده و هیچگاه نمی‌توان از آنها به عنوان ابزارهای رسانه‌ای و تبلیغاتی آزاد در راستای خواسته‌های جنبش‌های مدنی معترض استفاده کرد.

زمانی که این گونه سیستم‌های قانونمند رسانه‌ای کاربردی عمومی ‌برای مردم و گروه‌های اجتماعی پیدا نمی‌کنند مردم ناگزیر در جستجوی راه‌های گریز از این محدودیت‌های رسانه‌ای، به استفاده از هر گونه رسانه آزاد و متقابلا تاثیرگذار روی می‌آورند. موضوعی که در اکثر مواقع موجب خشم دولتمردان و حکمرانان شده و آنها را مدام تحریک می‌کند. در همین زمان است که تلاش‌های اکثرا بی‌نتیجه برای اعمال سانسور در ابزارهای رسانه‌ای غیر قانونی و یا ابزارهای رسانه‌ای مردمی‌آغاز می‌شود. و این درست همان زمانی است که حکومت‌ها به صورت علنی در مقابل جنبش‌های اجتماعی قرار می‌گیرند. گرافیتی (نقاشی دیواری) و هنر شعارنویسی خیابانی مدت‌های زیادی است که در نقش یک رسانه مردمی ‌(غیرقانونی) همانند سوپاپی، برای بروز خشم و سرخوردگی جنبش‌های معترض اجتماعی عمل می‌کنند. معترضان شعارهای خود را که بر گرفته از خشم و اعتراض است بر روی دیوارهای بزرگ و یا حتی پنجره‌های مراکز دولتی می‌نویسند تا با ساده ترین و تاثیرگذارترین ابزار رسانه‌ای خود بزرگ‌ترین جنگ رسانه‌ای را برپا کنند.

توسل به شعارنویسی‌های دیواری و یا همان هنر خیابانی زمانی صورت می‌گیرد که مردم واقعا احساس کنند هیچ راه خروج و یا کانال رسانه‌ای آزادی برای برقراری ارتباط ندارند. دراین زمان است که تمامی ‌پیام‌ها و اهداف درونی جنبش‌ها نمادی بیرونی پیدا کرده و دیوارها و معابر شهر به رسانه آزاد مردمی ‌بدل می‌شوند. در اکثر انقلاب‌ها و جنگ‌های داخلی معمولا همین شعارنویسی و تکیه مردم بر استفاده از حافظه تصویری جامعه بیشتر نقش رسانه‌ای تاثیرگذار را ایفا کرده ‌است. پاریس در مه ‌۱۹۶۸، نیکاراگوئه در اواخر سال ۱۹۷۰، آمریکای جنوبی در سال ۱۹۸۰ و حتی آرژانتین بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ میلادی نمونه کشورهایی بودند که تاثیر رسانه‌ای شعارهای دیواری جنبش‌های اجتماعی را به وضوح درک کردند”. البته به این فهرست می توان ایران در جریان انقلاب ۵۷ و نیز ایران در سال ۸۸ در جریان حنبش اعتراضی سبز را نیز افزود.

انقلاب ۵۷ ایران غالبا با شعار معروف و اصلی ” استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” شناخته شده است و هر گاه اهداف و مطالبات این انقلاب مورد تفحص قرار می گیرد به این سه وجه معیار توجه می شود. اما این تنها شعار انقلاب نبود. شعارهای بسیاری با موضوع و اهداف متفاوت، چه به صورت شفاهی و چه دیوارنویسی از تاریخ انقلاب به جا مانده است. برای بررسی دقیقتر این موضوع، شعارهای رایج را به چند دسته می توان تقسیم کرد :

فهرست شعارها بر پایهٔ موضوع:
بر ضد شاه و سلطنت
دربارهٔ روح‌الله خمینی
شعارهای ضد فرح
شعارهای ضد بختیار
شاخصه‌های هویت ایرانی
شعارهای مربوط به ارتش
شعارهای مربوط به گروه‌های سیاسی
شعارهای تاکتیکی و تهییجی
شعارهای تائید دولت بازرگان
شعارهای عامیانه و شوخی
شعار اصلی بیانگر آرمان های انقلاب

در این نوشتار، با آوردن شعارهای هر دسته، محتوای شعارها را به لحاظ درجه انطباق با حقوق مطرح شده در منشور جهانی حقوق بشر بررسی کرده ایم و موضوع آن را در کنار شعار، داخل پرانتز آورده ایم. باید خاطر نشان کرد که این شعار ها بطور “شکلی” و “محتوایی” مورد بررسی قرار گرفته اند و نه بر اساس بسامد استفاده. اینکه کدام شعارها بیشتر و کدامیک کمتر و با چه درصدی مورد استفاده قرار می گرفتند در این تحقیق مورد بررسی قرار نگرفته است. برخی از شعارها دارای دو یا سه بخش بودند که هر بخش آنها گاهی محتوای متفاوتی از بخش های دیگر داشت. به عبارتی، برخی شعارها دارای بیش از یک موضوع بود که همه موضوعات آورده شده است.

شعارهای بر علیه شاه و سلطنت:
۱.مرگ بر شاه (نفرین)
۲.ما می‌گیم شاه نمی‌خوایم، نخست‌وزیر عوض می‌شه! ما می‌گیم خر نمی‌خوایم، پالون خر عوض می‌شه! نه شاه می‌خوایم نه شاپور، لعنت به هرچی مزدور! :
(حق تعیین سرنوشت از طریق نفی شاه/نفرین)
۳.نصرُ من‌الله و فتحٌ قریب، مرگ بر این سلطنت پرفریب: (نفرین)
زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی، جان فدا می‌کنیم در ره آزادگی / سرنگون می‌کنیم سلطنت پهلوی / مرگ بر شاه: (مقاومت/شهادت/حق تعیین سرنوشت از طریق براندازی شاه)
۴.ای امام زمان رحمی به‌ما کن، ما را از دست این جلاد رها کن: (دعا)
۵.شاه زنازاده است، خمینی آزاده است: (دشنام ناموسی)
۶.ای بی‌شرف حیا کن سلطنت را رها کن: (دشنام/ حق تعیین سرنوشت از طریق نفی شاه)
۷.به‌همت توده‌ها، شاه تو را می‌کشیم: (تهدید و انتقام از طریق اعمال خشونت)
۸.با پتک کارگر، با داس برزگر، از ریشه برکنیم، این شاه حیله‌گر: (حق تعیین سرنوشت از طریق خشونت و نفی شاه)
۹.تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد: (مقاومت)
۱۰.این شاه آمریکائی، اعدام باید گردد: (انتقام از طریق خشونت)
۱۱.شاه جنایت می‌کند، کارتر حمایت می‌کند: (اعتراض به سلب حق حیات)
۱۲.به کوری چشم شاه، زمستون هم بهاره: (اعلام امید به پیروزی)
۱۳.تا شاه کفن نشود، این وطن، وطن نشود: (نفرین)
۱۴.امروز هوا بارونیه، کشتن شاه قانونیه: (تهدید و انتقام از طریق خشونت/ قانونی اعلام کردن قتل بدون محاکمه)
۱۵امروز هوا ابریه، مردن شاه حتمیه: ( پیش بینی مرگ)
۱۶.ما شیر و موز نمی‌خوایم، ما شاهِ دزد نمی‌خوایم (در مدارس): (حق تعیین سرنوشت از طریق نفی شاه)
۱۷.ای شاه خائن آواره گردی / خاک وطن را ویرانه کردی / کشتی جوانان وطن آه و واویلا / کردی هزاران تن کفن آه و واویلا / مرگ بر شاه: (اعتراض به سلب حق حیات)

دربارهٔ روح‌الله خمینی:
۱.درود بر خمینی، رهبر انقلاب، مدافع استقلال، آزادی و حقوق زحمتکشان: (حق تعیین سرنوشت با انتخاب رهبر/بکار بردن عبارات کلی و مبهم “حقوق و آزادی”)
۲.درود بر چریک‌های مسلمان و فدایی امام خمینی: (تحسین کردن)
۳.درود بر خمینی / سلام بر مجاهد / درود بر خمینی / رهبر مستضعفین: (تحسین کردن)
۴.درود بر خمینی رهبر ما مجاهدین: (تحسین کردن)
۵.درود ما کارگران پالایشگاه تهران بر امام خمینی: (تحسین کردن)
۶.کارگر، دهقان، مستضعف، رنجبر / خمینی است رهبر: (حق تعیین سرنوشت از طریق انتخاب رهبر)
۷.ما کارگران، حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی می‌خواهیم: (حق تعیین سرنوشت از طریق انتخاب نوع حکومت و رهبر با استفاده از عبارت کلی و مبهم “حکومت اسلامی”)
۸.الله اکبر، خمینی رهبر: (حق تعیین سرنوشت از طریق انتخاب رهبر)
۹.اینست شعار ملی: خدا، قرآن، خمینی: (حق تعیین سرنوشت از طریق انتخاب رهبر)
۱۰.با خون خود نوشتم، از جان خود گذشتم، یا مرگ یا خمینی: (شهادت/ حق تعیین سرنوشت از طریق انتخاب رهبر)
۱۱.خمینی بت‌شکن / ریشهٔ شاهو بکن: (حق تعیین سرنوشت از طریق نفی شاه)
۱۲.رهبر نهضت آزادگانست آیت‌الله خمینی / انقلابی‌ترین مرد جهانست آیت‌الله خمینی: (تحسین کردن)
۱۳.رهبر نهضت ما شیعیان است آیت‌الله خمینی / او فرستادهٔ صاحب زمان است آیت الله خمینی: (تحسین)
۱۴.کار شاه تمام است، خمینی امام است / استقلال و آزادی جمهوری اسلامی آخرین کلام است: ( حق استقلال، آزادی/ حق تعیین سرنوشت از طریق انتخاب نوع حکومت و استقلال)
۱۵.درود بر خمینی بت‌شکن / مرگ بر این یزید قانون شکن: (نفرین)
۱۶.بیا خمینی، وطن انقلابست / نقش مخالفین تو بر آبست: (حق تعیین سرنوشت از طریق انتخاب رهبر)
۱۷.جان ما فدایت / همچو مصطفایت: (ایثار و مقاومت)
۱۸.ما همه سرباز توایم خمینی / گوش به‌فرمان توایم خمینی: (اطاعت از رهبر)
۱۹.یک شنبه آقا نیاد / دوشنبه انقلابست: (تهدید)
۲۰.صل علی‌محمد / رهبر ما خوش آمد: (خوش آمد گویی)
۲۱.لحظه به لحظه گویم / زیر شکنجه گویم / یا مرگ یا خمینی: (مقاومت/حق تعیین سرنوشت از طریق انتخاب رهبر)

شعارهای ضد فرح:
۱.شاه جنایت می‌کند، جنده زیارت می‌کند: (دشنام ناموسی)
۲.فرح شورتت چه رنگه؟ کارتر می‌گه سه‌رنگه: (دشنام ناموسی)
۳.کارتر فرحو با نازش می‌خواد، شرکت نفتو جهازش می‌خواد: (دشنام ناموسی)
۴.فرح پاشو جا بنداز، کار جیمی رو راه بنداز: (دشنام ناموسی)
۵.فری غصه نخور مملی بمیره، جیمی خودش میاد تو رو می‌گیره: (دشنام ناموسی)
۶.اشک چشم ما شوره، کارتر با فرح جوره: (دشنام ناموسی)

شعارهای ضد بختیار
۱.این است شعار بختیار ، منقل و وافور رو بیار (دشنام)
۲.بختیار، بختیار، مأمور بی‌اختیار، سگ جدید دربار (نسخهٔ دیگر: نوکر بی‌اختیار): (دشنام)
۳.نه شاه می‌خوایم نه شاهپور، مرگ بر این دو مزدور: (حق تعیین سرنوشت از طریق نفی شاه/نفرین)
۴.کابینهٔ بختیار، توطئه آمریکاست: (تحلیل سیاسی)
۵.بختیار شیره‌کش، باید بره مراکش: (دشنام)
۶.وای به‌حالت بختیار، اگر آقا فردا نیاد (نسخهٔ دیگر: اگر خمینی دیر بیاد): (تهدید)
۷.بختیار توله‌سگ، آقا میاد صددرصد: (دشنام)
۸.یک مملکت، یک دولت، آن هم به‌رأی ملت: (حق تعیین سرنوشت)
۹.بختیار بختیار منقلت رو نگه‌دار. (در پاسخ شعاری که دارودستهٔ بختیار ساخته بودند که «بختیار بختیار سنگرتو نگه‌دار»): (دشنام)
۱۰.برنامه خمینی برچیدن یزید است / کابینه بختیار یک حیله جدید است: (تحلیل سیاسی)

شعارهای بیانگر هویت ایرانی
۱.ایران کشور ماست، خمینی رهبر ماست: (حق تعیین سرنوشت از طریق انتخاب رهبر)
۲.ایران ما دریای خون است، رژیم ظالم شاه سرنگون است: (پیش بینی یا دعا)
۳.ایران وطن ماست، خاکش کفن ماست: (ایثار و شهادت)
۴.ارتش ایران حسینی شده، رهبر ایران خمینی شده: (حق تعیین سرنوشت از طریق انتخاب رهبر)

شعارهای مربوط به ارتش
۱.ارتش دنیا دشمن‌کش است، ارتش ایران برادرکش است: (اعتراض به سلب حق حیات)
۲.ارتش به این بی‌غیرتی، هرگز ندیده ملتی: (دشنام)
۳.به گفتهٔ خمینی، ارتش برادر ماست: (تحسین کردن)
۴.ما به شما گل میدیم، شما به ما گلوله: (اعتراض به سلب حق حیات)
۵.ارتش تو بی‌گناهی آلت دست شاهی: (تحلیل سیاسی)
۶.ارتش تو هم با ما باش با ملت هم صدا باش / در راه حق به‌پا باش با دشمن آشنا باش: (تشویق کردن)
۷.ارتش تو خون ملتی تا کی اسیر ذلتی: (تشویق کردن)
۸.سرباز برادر ماست ارتش دشمن ماست: (مرزبندی)
۹.فرمانده ارتشی توئی که آدم‌کشی، سرباز زحمتکش است: (اعتراض به سلب حق حیات)
۱۰.اگه ارتش نباشه شاه به‌خودش می‌شاشه: (تحقیر و تمسخر)
۱۱.گل‌های ایران همه پرپر شده / ارتش ما خر بوده خرتر شده: (دشنام)
۱۲.ارتش جنایتکار است مزدور استعمار است: (اعتراض به سلب حق حیات)
۱۳.ما ارتش ملی می‌خوایم نه ارتش آمریکایی: (حق تعیین سرنوشت از طریق تشکیل ارتش)

شعارهای مربوط به گروه‌های سیاسی
۱.تنها ره رهایی، راه مجاهدین است: (تشویق)
۲.درود خلق و خالق، نثار تو مجاهد: (تحسین)
۳.تنها ره رهایی، پیوند با فدایی: (تشویق)
۴.فدایی، فدایی، تو افتخار مایی: (تحسین)
۵.درود بر فدایی، سرچشمه رهائی: (تحسین)
۶.تنها ره رهایی، مسلسل مجاهد و فدایی: (ارائه روش)
۷.درود بر فدایی، رزمندهٔ نهایی: (تحسین)

شعارهای تاکتیکی و تهییجی
۱.زن‌ها به ما پیوستند، بی‌غیرت‌ها نشستند: (تشویق)
۲.مردم چرا نشستین؟ ایران شده فلسطین: (تشویق)
۳.می‌کشم، می‌کشم، آنکه برادرم کشت: (انتقام)
۴.مردم چرا نشستین؟ نکنه که شاه‌پرستین؟: (تشویق)
۵.تنها ره سعادت: ایمان، جهاد، شهادت: (تشویق)
۶.برادر مجاهد، شهادتت مبارک: (تحسین)
۷.برادر شهیدم، راهت ادامه دارد: ( شهادت)
۸.سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن: (تشویق)
۹.توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد، حتی اگر شب و روز بر ما گلوله بارد: (مقاومت)
۱۰.توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد: (مقاومت و شهادت)
۱۱.قسم به‌روح مادرم فاطمه ندارم از کشته شدن واهمه: (مقاومت و شهادت)
۱۲.وای اگر خمینی حکم جهادم دهد / ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد: (مقاومت)
۱۳.می کشم می کشم آنکه برادرم کشت: (انتقام)
۱۴.رکس آبادان را / کتاب قرآن را / مسجد کرمان را / شاه به آتش کشید / شاه به آتش کشید: ( طرح اتهام)

شعار اصلی بیانگر آرمان های انقلاب:
استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی: (تاکید بر آزادی/ حق تعیین سرنوشت از طریق تعیین نوع حکومت و کسب استقلال)

شعارهای تائید دولت بازرگان
۱.بازرگان، مجری حکم قرآن: (تحسین)
۲.سلام بر بازرگان، نخست‌وزیر ایران: (تحسین)
۳.بازرگان، بازرگان نخست‌وزیر مائی، بختیار، بختیار نوکر آمریکایی: (تحسین/تحقیر)

شعارهای عامیانه و شوخی
۱.ما اعتراض داریم، شوهر نیاز داریم: (طنز اعتراضی بدون هدف)
۲.چرا جوونا رو کشتین، ما رو بی‌شوهر گذاشتین: (اعتراض به سلب حق حیات)
۳.مجاهدا شعار میدن، شاه بمیره ناهار میدن: (دعا)

با بررسی موضوعی و آماری شعارهای انقلاب، نتایج زیر بدست آمد:

نفرین: ۵ مورد
دعا: ۳ مورد
حق تعیین سرنوشت
(تعیین رهبر/تعیین نوع حکومت/تعیین ارتش جدید): ۲۱ مورد
حق حیات: ۷ مورد
مقاومت: ۸ مورد
شهادت: ۶ مورد
دشنام (اعم از ناموسی و غیرناموسی): ۱۵ مورد
تحسین و مدح: ۱۵ عدد
تشویق: ۹ عدد
آزادی: ۲ مورد
تهدید و انتقام: ۷ مورد
و مابقی شعارها که دربردارنده “تحلیل سیاسی” و “پیش بینی” و .. بود.

با انطباق این آمارهای بدست آمده با اعلامیه جهانی حقوق بشر، نکات زیر را در می یابیم:
۱.از میان ۲۸ حق ایجابی تعیین شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر، شعارهای انقلاب ۵۷ عمدتا بر “دو” حق مشخص و صریح، تاکید می کنند: حق تعیین سرنوشت و حق حیات.
۲.آنطور که از شعارها برمی آید،حق تعیین سرنوشت عمدتاً در قالب تعیین “شخص رهبر” و تعیین “نوع یا نام” حکومت است و اینکه محتوا و ساختار حکومت مورد نظر چگونه باشد معلوم نیست.
۳.از میان ۲۱ مورد شعار با محتوای حق تعیین سرنوشت، “۱۷” مورد آن با محتوای نفی شاه و انتخاب رهبر جدید بوده است! یعنی آنچه بطور آشکارا مورد تاکید انقلابیون بوده است “شخص” بوده است و نه ساختار و محتوای حکومت آینده! که نشان می دهد عمده انقلابیون تصوری از اهمیت ساختار حکومت نداشتند.
۴.حق آزادی بسیار محدود و به شدت کلی و مبهم مطرح می شده است و مصادیق آزادی چندان به چشم نمی خورد!
۵.حق حیات که بنیادی ترین و مهم ترین حق بشری است و دیگر حقوق دیگر بشر، بر حق حیات پایه گذاری می شوند بسیار “کمتر” از حق تعیین سرنوشت مورد تاکید بوده است و این جای تامل دارد!
۶. “مقاومت و شهادت”، واژگان و مفاهیمی ایدئولوژیک و “تهدید و انتقام”، مفاهیمی خلاف حقوق بشر هستند که در شعارهای انقلاب ۵۷ به وفور یافت می شوند. و این نشان می دهد که ایدئولوژی گرایی و خشونت، بسیار بیش از مطالبه محوری و حقوق بشر، بر فکر و عمل تحول خواهان سیطره داشته است.
۷.دشنام های ناموسی و غیرناموسی سهم زیادی در شعارهای انقلاب دارد که جای شگفتی است و می تواند نشاندهنده “بی اخلاقی انقلابی” در میان انقلابیون باشد.
۸.تحسین و مدح رهبر و یا گروه های چریکی هم سهم بسزایی در شعارها دارد که احساسی بودن تفکر انقلابیون، بت سازی و جای خالی منطق و استدلال را نشان می دهد.

نتیجه:
مطالعه موضوعی شعارهای انقلاب ۵۷ نشان می دهد که حق محوری، مطالبه محوری، حقوق بشر و آگاهی از مصادیق عینی آن، در تفکر غالب انقلابیون مفقود بوده است و کلی نگری و ابهام در خواسته ها و نامشخص بودن آینده، ویژگی بارز این انقلاب می باشد. حق تعیین سرنوشت، عمدتا با تاکید بر نفی “شخص” و تایید “شخص” بوده است و شخص گرایی به جای ساختارگرایی، بر تفکر مردم حکم می رانده است. تاکید بر “جمهوری اسلامی” و یا “حکومت اسلامی” به عنوان نوع حکومت مطلوب، تاکیدی سرشار از ابهام و بدون آگاهی از ساختار حکومت بوده است. استفاده شگفت آور از دشنام های جنسی و ناموسی و دیگر دشنام ها، سقوط اخلاقی برخی تحول خواهان را ثابت می کند و انتقام جویی و خشونت، هم که ذاتاً خلاف حقوق بشر است همراه با عنصر ایدئولوژی، عملا هیچ جایی برای ریشه دواندن اندیشه حقوق بشر باقی نگذاشته بوده است.
نتایج این مطالعه نشان می دهد که جنبش های اجتماعی آینده باید دقت فراوانی در انتخاب نوع شعارها بکنند و اگر خواستار تحولات اجتماعی و سیاسی دموکراتیک، اخلاقگرایانه و حقوق محور هستند شعارهای خود را با اهداف دموکراتیک خود تنظیم و بازسازی نمایند. شعارها همانطوری که می توانند برخواسته از نوع تفکر غالب بر مردم باشند به همان اندازه، شکل دهنده تفکر مردم هم هستند. لذا رهبران سیاسی و اجتماعی تحولخواه نمی توانند آینده ای مطلوب، بدون برنامه ریزی علمی و اخلاقی در مورد شعارها را متصور باشند.
این تحقیق، محدود به بررسی شعارهای انقلاب ۵۷ بوده است و بررسی بیانیه ها و اعلامیه های سازمان های سیاسی را مد نظر نداشته است و بنابراین مدعی تمام حقیقت نیست. تحقیق در حوزه بیانیه ها را به پژوهشگران آینده می سپاریم تا تصویر دقیقتر و کاملتری از انقلاب ۵۷ و حقوق بشر کسب کنیم.

منابع:
۱. وبسایت تاریخ ایرانی: www.tarikhirani.ir/
۲. ویکی پیدیا
۳. اعلامیه جهانی حقوق بشر

بازگشت به صفحه اول