سالی دیگر، با تمام کش‌وقوس‌ها و چالش‌های انرژی‌بر در حوزه سیاست، برای ایران به پایان رسید. اما به شکلی غریب، فرجام بسیاری از روندهای اجتماعی ـ سیاسی در سال ۱۳۹۵ و حاصل این چالش‌ها، مشخص نشد و معطل و معوق ماند.
پیوستگی رویدادهای سیاسی یا مرتبط بودن برخی رخدادهای اجتماعی ـ سیاسی به هم، موضوعی جدید نیست؛ اما به نظر می‌رسد برخی رخدادهای سیاسی سال ۱۳۹۶، فراتر از وضع مرسوم در حوزه سیاست، و به‌شکلی ویژه، برآمد روندها و رویدادهای سال ۱۳۹۵ باشند.
از این منظر، در سال ۱۳۹۶ از نتیجه‌ی برخی رقابت‌های پیدا و پنهان سیاسی سال ۱۳۹۵ رونمایی خاص خواهد شد. موارد زیر برخی سرفصل‌های مهم این ادعا هستند.

نخست؛ پروژه‌های روحانی

دولت اعتدال‌گرا در سال ۱۳۹۵ درگیر شرایط اقتصادی و سیاسی پسابرجام شد؛ وضع ـ به‌خصوص در تعمیق مناسبات اقتصادی با غرب ـ چنان‌که خوش‌بینی‌های نخستین روحانی مطرح می‌ساخت، پیش نرفت.
در خارج از مرزها، روی کار آمدن ترامپ در ایالات متحده بر طبل تردیدها و تهدیدها علیه برجام و ایجاد اختلال در تحقق آن کوبید. در داخل ایران نیز تند شدن انتقادهای شخص اول نظام از رویکردهای اساسی روحانی و به تبع آن ـ و همز‌مان ـ حمله‌ی مخالفان دولت و اقتدارگرایان، دولت را مستقیم و غیرمستقیم، زیر فشاری سنگین قرار داد.
نظر به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، در سال ۱۳۹۶ مشخص خواهد شد که آیا روحانی از امکان پیگیری برنامه‌ها و تحقق پروژه‌هایش برخوردار خواهد شد یا خیر. این‌چنین، پرسش‌های مهمی با موضوع نامزدی روحانی در انتخابات آتی گره می‌خورد.
آیا روحانی بار دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری خواهد شد؟ اگر پاسخ به این پرسش مثبت است ـ که دست‌کم تا لحظه نگارش این یادداشت، شواهد زیادی دال بر آن وجود دارد ـ آیا تأیید صلاحیت روحانی در انتخابات قطعی و حتمی است؟
چنانچه روحانی نامزد و صلاحیت وی تأیید شود، آیا او در رقابت انتخاباتی کامیاب خواهد شد؟ میزان رأی او و پشتوانه اجتماعی‌اش ـ در صورت پیروزی در انتخابات ـ چه میزان و کیفیتی خواهد داشت؟
پاسخ این پرسش‌ها ـ و سئوال‌های مشابه ـ جملگی در سال آتی معلوم خواهد شد؛ جواب‌هایی مهم برای تحلیل تحولات ایران در سال ۱۳۹۶.

دیگر؛ پروژه‌های راست افراطی
تمامیت‌خواهان چند ماهی است که به شکل فزاینده در حال حمله به دولت اعتدال‌گرا هستند؛ اثرگذاری بر روند و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، مرکز ثقل هجمه‌های اقتدارگرایان محسوب می‌شود.
این رویکرد، در هفته‌های آخر سال ۱۳۹۵ با افزایش تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم برای حضور ابراهیم رییسی در انتخابات، و نیز بازداشت فعالان رسانه‌ای و کنشگران مدنی حامی و همسو با دولت در روزهای پایانی سال، وارد فاز دیگری شد.
راست افراطی ـ مستولی بر سازمان اطلاعات سپاه و دادگاه انقلاب و مستقر در هسته اصلی قدرت ـ می‌کوشد در گام نخست از تعقیب چشم‌انداز مطلوب‌اش، مانع ادامه دولت روحانی برای یک دوره‌ی دیگر شود و گزینه‌ای همسو با خود را بر رأس هرم قوه مجریه بنشاند.
پروژه‌هایی که راست افراطی در سال ۱۳۹۵ کلید زده و آغاز کرده، در سال ۱۳۹۶ چه فرجامی خواهد داشت؟

سوم؛ رییسی و انتخابات ریاست جمهوری
ابراهیم رییسی، تولیت آستان قدس رضوی و دادستان دادگاه ویژه روحانیت، یکی از گزینه‌های نشستن بر جایگاه رهبری نظام ـ پس از فوت دومین رهبر جمهوری اسلامی ـ است. او اما به شکل معناداری توسط برخی جناح‌های سیاسی در روزهای پایانی سال ۱۳۹۵ به‌عنوان یکی از نامزدهای محتمل انتخابات ریاست جمهوری، مطرح شد و توسط طیف‌هایی از اصول‌گران مورد حمایت و تبلیغ قرار گرفت.
نامزدی رییسی در انتخابات ۱۳۹۶ که بازتاب‌دهنده‌ی سطوحی از کشاکش‌ها و روندهای سیاسی ایران امروز است، رخداد بسیارمهمی محسوب خواهد شد؛ رویدادی که چه منتهی به پیروزی رییسی شود و چه منجر به ناکامی وی، چشم‌انداز تحولات در جمهوری اسلامی را ـ به‌خصوص در حوزه‌های پیوند خورده با رهبری آتی نظام ـ شفاف خواهد کرد.
عدم‌نامزدی رییسی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ با وجود تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم در چند هفته پایانی سال ۱۳۹۵ و نیز دلیل این اقدام نیز خود معنادار است؛ به‌ویژه در موضوع رهبری آتی نظام.

چهارم؛ پسابرجام
هرچند تغییر مسیر طی شده پس از تحقق برجام (برنامه جامع اقدام مشترک مصوب توسط ایران و گروه ۵ +۱) به آسانی ممکن نیست، اما بروز اختلال در آن یا حتی برهم‌خوردن توافق، منتفی نیست. همچنان‌که تسریع و تعمیق نزدیکی و بهبود مناسبات ایران با دولت‌های قدرتمند اروپایی نیز محتمل به نظر می‌رسد.
پاره‌ای اختلال‌ها و کاستی‌ها در تحقق عملیاتی برجام (به‌ویژه در حوزه مناسبات پولی و بانکی) پیامدهای نه چندان اندکی برای دولت روحانی و اقتصاد ایران در پی داشته است. تغییر این وضع ـ در دو وجه بهتر یا بدتر شدن و حتی ادامه‌ی روند پیش ـ واجد نتایجی غیرقابل گریز بر تحولات داخلی ایران ـ در عرصه‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ـ است.
از این منظر نیز شفاف‌شدن برجام در سال ۱۳۹۶ به‌نوعی در نتیجه‌ی روندهای سیاسی مرتبط با موضوع در سال ۱۳۹۵ محسوب خواهد شد. وضع جدید چه جامعه و چه حکومت را در سطوح مختلف از خود متأثر خواهد کرد.

آخر؛ بزنگاه‌ها و رخدادهای غیرمترقبه
احتمال وقوع برخی رویدادهای مهم و سرنوشت‌ساز در مسیر تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران در سال ۱۳۹۶ کم نیست؛ از آن‌جمله است: پایان یافتن حبس خانگی رهبران جنبش سبز و گشایش در فضای سیاسی و پیامدهای آن؛ ادامه بازداشت خانگی موسوی و کروبی و رهنورد و افزایش تهدید و تحدید علیه جامعه مدنی توسط راست افراطی؛ درگذشت رهبر جمهوری اسلامی؛ دستبرد و دخالت فاحش و موثر راست افراطی در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶؛ و یا حتی بروز برخی اعتراض‌های اجتماعی ـ اقتصادی برخاسته از مصائب معیشتی.
نه تنها هریک از این رخدادها یا نتایج مترتب بر آنها در روندها و وضع سیاسی سال ۱۳۹۵ ریشه دارد که هرکدام می‌تواند به‌مثابه‌ی بزنگاهی، پیامدهای غریب برای ایران به همراه داشته باشد.
نحوه‌ی مواجهه بازیگران سیاسی، جناح‌های سیاسی اصلی و موثر، و جامعه مدنی ایران و حاصل تعامل و چالش آنان با یکدیگر و نیز در قبال هریک از سرفصل‌های یادشده و رخدادهای محتمل در «بزنگاه» سیاسی، می‌تواند خود سال ۱۳۹۶ را دچار دگرگونی معنادار کند.

بازگشت به صفحه اول