احمدی‌نژاد در تازه‌ترین اظهار نظرش در اهواز سخنانی را بر زبان آورد که تا اندازه‌ای متفاوت و با لحنی تندتر بیان شد. عده ای معتقدند که منظورش با آیت‌الله خامنه ای بوده و عده‌ای هم آقای روحانی را هدف احمدی‌نژاد می‌دانند.
معتقدم طرف سخن احمدی‌نژاد آقای روحانی و اصلاح طلبان اند:
۱- احمدی نژاد صاحب فکر و اندیشه و نظر نیست، بلکه دستورات را اجرا می کند.

۲- فهم سیاسی احمدی‌نژاد محدود به عوام است و در میان نخبگان سیاسی چه اصلاح طلب و چه اصولگرا جایگاهی ندارد.

۳- احمدی‌نژاد مانند بادکنکی است که بادش می‌کنند و هر وقت هم خواستند با نوک سوزنی می‌ترکانندش و یا از شدت گرما و سرما خود می‌ترکد.

۴- تازه به دوران رسیده‌ای است که چون جایگاهی بسیار بالاتر از شخصیت و منش و مشی و وجودش به وی اهدا کردند دچار توهم شده است و می‌پندارد کسی است و اگر بادش هم نکنند خودش متوهمانه خودش را باد می‌کند تا ارضا شود.

۵- احمدی‌نژاد توان و جراتی و جسارتی ندارد که با آیت‌الله خامنه ای در افتد.

۶- احمدی نژاد بازی خورده‌ای است در دست کانون‌های قدرت و البته یارانی هم دارد که او را هر از چندی باد می‌کنند تا جوی بسازد.

۷- احمدی نژاد می‌داند که بقایی تائید نمی‌شود( تائید بقایی یعنی فاجعه‌ای که شورای نگهبان نمی‌تواند خود را از افتضاح تائید کردنش خلاصی دهد) لذا این مهره سوخته را مامور کرده‌اند و در دست احمدی‌نژاد قرار داده‌اند تا فضای متشنج و غبار آلودی بسازند و در عین حال آرای پاره‌ای از عوام و عوام مسلکان را که ممکن است به نفع روحانی باشد بشکنند.

احمدی‌نژاد نیز به شکل خود از فرصت انتخابات استفاده می‌کند. او حاضر است که برای رسیدن به اهدافش، انتخابات را برای نظام هزینه‌مند سازد.

البته نباید از نظر دور داشت که پیامدهای ناخواسته گفتار و رفتار، غیرقابل پیش‌بینی است. انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، هنوز همه قوای خود را به فعلیت نرسانده است. رفتار و سخنان و عمل‌کرد احمدی‌نژاد می‌تواند برای رهبری و نظام هزینه‌ساز شود و بدون تردید تذکر جدی به وی داده می‌شود زیرا ماموریتش را نتوانسته به درستی انجام دهد و شائبه ورود به حریم ممنوعه! را ایجاد کرده است.

این سخن که «تو چه کاره‌ای که حرف ملت را نمی‌پذیری؟ ۸۰ میلیون نمی فهمند، تو می فهمی؟ این چه استکباری و چه فرعونیتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده.» خطابش با دکتر روحانی است اما احمدی‌نژاد در بیانش و در هیجانی شدن برای طرح آن شتابی کرد که برای رهبری هزینه‌ساز شد. کمتر کسی (به جز نخبگان سیاسی)می‌پذیرد احمدی‌نژاد با روحانی باشد چون می‌توانست در قالب همان نامه‌های کذایی و یا به صورتی دیگر مطرح کند ولی عجله و اشتیاق به دیده شدن و شور پوپولیستی و کج‌فهمی سیاسی و انحراف فکری و پارانوئیای پیشرفته شخصیت این فرد بازی را برهم زد. و باید به آنانی که وی را مامور به اجرای این سناریو کردند هم گوش‌زد کرد که باز هم عوضی نشانه گرفتند و دودش به چشم خودشان رفت.

هر روز که می‌گذرد احمدی نژاد و باند انحراف رسواتر می شوند و از دایره اعتماد اربابانشان هم خارج می گردند.

احمدی نژاد آینده سیاسی نداشت و با این شکل و شیوه و شمایلی که وی را به میدان فرستادند او را با سر بر زمین کوبیدند. هر چند از این به بعد احمدی نژاد و یارانش و اربابانش سعی خواهد کرد که جا بیندازند منظور احمدی نژاد روحانی و دولتش و اصلاح‌طلبان بود اما بیشتر در باتلاق سیاسی فرو خواهند رفت

بازگشت به صفحه اول