انتخابات مجلس و خبرگان را چگونه می توان تفسیر کرد ؟ واقعیت این است که افراد به تناسب موقعیتی که دارند، گرایش سیاسی شان، بر اساس آرزوها و یا آرمان خویش ، تجربه های خویش و نیز مجموعه اطلاعاتی که به دست می آورند، در باره یک پدیده داوری می کنند.
آرزوها و منطق موقعیت در داوری و یا انتظار از یک پدیده طبیعی؛ مثلا باران ببارد و یا آفتاب بتابد، دو زاویهٔ دید متفاوت و یا دو آرزو را در برابر هم قرار می دهد. ارزوی گازُر- رختشویی- که می خواهد آفتاب بتابد تا لباس ها خشک شود و از سوی دیگر برزگری که نگاهش به آسمان است تا باران بزند و کشتش آبیاری شود.
هر که نقش خویش می بیند در آب
برزگر باران و گازر افتاب
پیچیدگی وقتی افزون می شود که با یک پدیده رویاروییم. برخی سایت های وابسته به اصولگرایان- کدام اصول؟- در تفسیر انتخابات نوشته اند:
« اصلاح طلبان شکست قاطع خورده اند. یا اصولگرایان پیروزی قطعی به دست آورده اند. اصلاح طلبان دچار توهم پیروزی اند.» این یک نگاه و تفسیر است. نگاه دیگری از همان جبهه و جهت می نویسد:اصول گرایان شکست مطلق خورده اند و علتش فضای تمدنی و فرهنگی تهران است. یادداشت: « ما اصول گراها » نوشته محمد مهاجری هم در این باب مثال زدنی است.
داوری یک روحانی مشهور که سخنان غریب می گوید هم شنیدنی است. گفته است: تهران پایگاه ضد انقلاب و وضد ولایت فقیه است.
سوی دیگر یعنی اصلاح طلبان و اعتدال خواهان با توجه به نتیجه انتخابات مجلس در تهران، بدیهی است که از پیروزی سخن بگویند. تصور کنید اگر برعکس اتفاق می افتاد یعنی تمامی نامزدهای اصول گرایان به مجلس می رفتند و لیست امید کاملا نومید می شد، اصولگرایان حتما یک بار دیگر از مرگ اصلاح طلبان و اصلاحات سخن می گفتند. هر چند تا به حال بارها مرگ اصلاح طلبان را اعلام نموده اند.
در انتخابات طبیعی است که عده ای انتخاب می شوند و عده ای نیز حذف! انتخابات خبرگان در کشور ما و در تاریخ انتخابات جهان بی نظیر است ؛ گاه برای یک کرسی، یک نامزد وجود دارد. یا هفت نامزد وجود دارند تا مردم شش نفر را انتخاب کنند. این که یک اتفاق در تاریخ دموکراسی است. اما در مجلس شورای اسلامی می توان گفت رقابت تا حدودی وجود داشته است. اصلاح طلبان هم از همین فرصت بهره بردند و به صحنه سیاسی با حضوری پررنگ و قدرتمند بازگشتند.
این مقدمه بیشتر نگاه به صورت پدیده بود. پرسش اصلی این است که چرا این اتفاق افتاد؟
اصول گرایان شکست خوردند- دست کم در تهران- و اصلاح طلبان پیروز شدند. به اصطلاح سخن بر سر چرایی است و نه چگونگی.
یکم: دلایل شکست اصولگرایان
سخن بر سر کسانی ست که می پذیرند شکست خورده اند و گرنه روی سخن با آنانی که همچنان اصولگرایان را پیروز می دانند، نیست.
الف: اصول گرایان در این انتخابات یک لشکر بدون فرماندهی و یا تن بی سر بودند. نقشی که مرحوم آیه الله مهدوی کنی ومرحوم حبیب الله عسکر اولادی در جبهه اصول گرایان داشتند، نقش مرجعیت بود. با در گذشت آیه الله مهدوی جایگزینی برای ایشان یافته نشده است. دبیر کل فعلی موتلفه هم حساب و تاثیرش به کلی متفاوت بوده و هست. مهندس باهنر هم که در هوشمندی سیاسی اش تردید ندارم، به هنگام و با آینده بینی از شرکت در انتخابات کناره گرفت! آقای حداد عادل که به نحوی رهبری ائتلاف را بر عهده گرفتند و فهرست بزرگ ائتلاف را اعلام کردند. ابتکار ایشان مقبولیت عام در بین اصولگرایان نیافت. مثلا، یکی از نمایندگان افراطی جبهه پایداری اعلام کرد که مردم تهران به او تک رای بدهند! دیگری که البته خود ردّ صلاحیت شده بود، یک لیست سی نفره برای تهران اعلام کرد.. . آن عکس غریب با کلاه مخملی ها و داش مشتی ها هم، همان چوبی بود که قایم به بار بلور خورد.
ب: وزن عناصر افراطی در لیست اصول گرایان از حد لازم! بیشتر بود. عناصری که تبدیل به چهره های شاخص در برابر سیاست های دولت روحانی و به ویژه برجام شده بودند.
ج: زبان و ادبیات وجه غالب اصولگرایان، تند و تیز و همراه با کنایه و تحقیرو تهمت بوده است. شما همین پیام رئیس قوه قضائیه را ببینید. که می بایست معتدلترین و پر طمانینه ترین زبان را داشته باشد. با نثر ناصرالدین شاهی چه زبانی ریخته و تیر تهمت و طعنه ای نصیب مصالح نظام کرده است! داستان لیست انگلیسی هم در همین چارچوب معنا پیدا می کند. این زبان به رسانه های مکتوب و تصویری و مجازی اصولگرایان تسری یافته است. درست همان چیزی که موجب انزجار مردم شده و می شود.
د: گویی اصولگرایان که در انتخابات مستظهر به ردّ صلاحیت های رقبا بوده اند، گمان می کرده اند که داستان حمایت از آنان و دخالت در امر انتخابات به انواع راه و رسم ها و یا بی رسمی های سابق نمی گذارد که از صحنه حذف شوند. هشدار های برخی با تجربه ها را هم نادیده گرفتند.

دوم: اصلاح طلبان و اعتدال گرایان
الف
: از انتخابات سال ۱۳۹۲ شاهد یک مرجعیت سیاسی و اجتماعی محبوب در جبهه اصلاح طلبان هستیم. بدون تردید دکتر محمد رضا عارف در تثبیت چنین مرجعیتی نقش بسیار مهم و تاریخی ایفا کرد. ایشان با احترام و تبعیت از نظر حجه الاسلام و المسلمین سد محمد خاتمی، موجب پیروزی اصلاح طلبان و تحقق ریاست جمهوری دکتر حسن روحانی شد. این مرجعیت با ترکیب هاشمی رفسنجانی/ خاتمی اعتبار دورانسازی یافت. پیروزی نسبی در انتخابات خبرگان و پیروزی شکفت انگیز در انتخابات مجلس شورای اسلامی، ثمرهٔ توجه و تبعیت اصلاح طلبان از این مرجعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بود. اکثریت اعضای لیست امید که در تهران تماما رای اورده اند. نشانی از رای به مرجعیت سیاسی است و نه شناخت از افراد لیست.
ب: ردّ صلاحیت گستردهّ اصلاح طلبان در انتخابات خبرگان و مجلس شورای اسلامی، پیام مظلومیت اصلاح طلبان را به جامعه منتقل کرد. شورای نگهبان که این روزها سخنگوی آن دکتر ابراهیمیان گوشه هایی از سیطرهٔ سلیقهٔ دبیر شورای نگهبان را روایت کرده است. با ردّ صلاحیت مجتهدان محبوب و شناخته شده ای مثل آیات سید حسن خمینی، سید محمد بجنوردی و امجد در موقعیت چالش برانگیزی قرار گرفت. اکنون همه می دانند اگر سید حسن خمینی ردّ صلاحیت نشده بود. دیگر در لیست خبرگان تهران جایی برای دبیر شورای نگهبان باقی نمی ماند.
ج:از مجموعه لیست امید- به ویژه در تهران- هیچ صدای افراط گری به گوش نمی رسید.
د: معدل سنی لیست امید تقریبا یک دهه جوانتر از فهرست ائتلاف است.
ه: زبان و ادبیات اصلاح طلبان به قول فردوسی:« سخن گفتن خوب و آوای نرم» بود. این زبان خردمندانه وقتی اهمیت پیدا می کند. که اصلاح طلبان پیوسته از سوی رقیب به عنوان لیست انگلیسی معرفی می شدند.
و: واقعیت این است که سه دوره است، مجلس در اختیار اصولکرایان بوده است. این دهه همراه با هشت سال دولت احمدی نژاد بوده است . مجلس به تعبیر رئیس سابقش دکتر حداد عادل : « در پشت دولت بود و نه در مشت دولت» به عبارت دیگر نمی توان نقش مجلس را در ویرانی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی به بار امده از دولت سابق، نادیده گرفت. وقتی دکتر علی مطهری در صدد طرح سئوال از احمدی نژاد بود، نمایندگان افراطی و وکیل الدوله چه ها که نکردند. مردم خواسته اند که تغییری ایجاد کنند و فضایی تازه تحقق یابد.

منبع: وب سایت عطاالله مهاجرانی(  مکتوب)

بازگشت به صفحه اول