نتایج ثبت شده در یازده دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران نشان می دهد ۵۱ درصد واجدین شرایط در همه یازده دوره پای صندق رای رفته اند و بیست درصد واجدین شرایط در هیچ کدام از این یازده دوره در انتخابات شرکت نکرده اند . ۲۹ درصد نیز به فراخور شرایطی که بوجود آمده ، گاه همچون دوم خرداد ۷۶ – دور اول انتخاب آقای خاتمی – در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده اند و گاه مثل ششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری – دور دوم انتخاب آقای هاشمی – حتی یک نفر از آنها پای صندوق رای نرفته اند . به این ۲۹ درصد واجدین شرایط در ادبیات سیاسی ایران آراء خاکستری گفته می شود که اصلاح طلبان مدعی هستند اغلب به سود آنها وارد انتخابات شده اند .

تعداد انتخابات ریاست جمهوری در ایران در حدی نیست که بتوان نتایج آن را به عنوان داده های آماری برای استنباط رفتارهای انتخاباتی تکرار پذیر جامعه در نظر گرفت و نتایج انتخابات بعدی را با ضریب خطای قابل چشم پوشی پیش بینی کرد . در مطالعه آماری انتخابات ، برای تحلیل ، تفسیر و ارائه رفتارهای قابل تکرار هر چه تعداد داده های آماری بیشتر باشد ، پیش بینی رفتارهای تکرار پذیر از خطای کمتری برخوردار خواهد بود .

انتخابات دوره دهم – ۲۲ خرداد ۸۸ – از همه جهت یک استثناست و نتایج آن چه از نظر میزان مشارکت – ۸۵ درصد واجدین شرایط – و چه آراء رییس جمهور منتخب – رشد ۴۰ درصدی رای رییس جمهور منتخب – حتی با فرض صحت نتایج اعلام شده نیز در مطالعات آماری به عنوان نمونه آماری غیر قابل قبول کنار گذاشته می شود . هر سه رییس جمهور مستقر – آقایان خامنه ای و هاشمی و خاتمی – در دوره دوم انتخابشان با کاهش درصد مشارکت کنندگان مواجه شدند .در حالی که احمدی نژاد به هنگام انتخاب برای بار دوم با افزایش خیره کننده ۲۵ درصدی مشارکت کنندگان روبرو شد .

بجز آقایان بنی صدر و شهید رجایی که در همان سال نخست ریاست جمهوری سرنوشت تلخی پیدا کردند ، هر چهار رییس جمهور منتخب بعدی برای بار دوم نیز انتخاب شدند ، هر چند کیفیت انتخاب آنها برای بار دوم یکسان نبوده اما شباهت هایی نیز داشتند .

در دوره سوم انتخابات ریاست جمهوری که آقای خامنه ای برای بار اول انتخاب شد میزان مشارکت در کل کشور ۷۴.۲ درصد بود که آقای خامنه ای ۹۴.۴ درصد آرا را بدست آورد ، اما چهار سال بعد که ایشان برای بار دوم انتخاب می شدند ، میزان مشارکت با ۱۹ درصد کاهش به ۵۴.۷ درصد رسید و هر چند آراء ایشان با کاهش ۳.۷ میلیونی آراء مواجه شد ولی همچنان ۸۵.۷ درصد آرا را بدست آوردند .
در دور پنجم که آقای هاشمی رفسنجانی برای اولین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد ، میزان مشارکت ۵۴.۶ درصد بود – پایین ترین میزان مشارکت در انتخاب رییس جمهور تا آن روز – که ایشان با ۱۵.۵ میلیون رای ، ۹۴.۵ درصد آرا را بدست آوردند ، لیکن در دوره ششم که برای بار دوم انتخاب می شدند ، مشارکت با ۴ در صد کاهش به ۵۰.۶ درصد رسید که پایین ترین میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری تا به امروز است و هاشمی با کاهش ۵ میلیونی رای خود نسبت به چهار سال قبل ، ۶۲.۹ درصد آرا را کسب کرد و برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید .این نخستین انتخابات ریاست جمهوری بود که بعد از دوره اول ، در برابر نامزد اصلی رقیبی جدی قدعلم کرده بود که توانست ۴ میلیون رای بدست آورد .هر چند رقابت در این دوره ماهیت صف آرایی سیاسی نداشت .

هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نخستین رویارویی جناح های سیاسی داخلی در انتخابات ریاست جمهوری بود که بالاترین میزان مشارکت در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری به میزان ۷۹.۹ درصد ثبت شد و آقای خاتمی با کسب ۶۹ درصد آرا برای اولین بار به ریاست جمهوری رسید . چهار سال بعد و در دوره هشتم ، علی رغم اینکه میزان آراء آقای خاتمی از نظر تعداد ۱.۵ میلیون افزایش یافته بود ، لیکن میزان مشارکت با ۱۳ درصد کاهش به ۶۶.۷ درصد تنزل پیدا کرد و آقای خاتمی با کسب ۷۷.۱ درصد آراء برگزیده شد . در این دوره برای اولین بار درصد آراء رییس جمهور منتخب ۸ درصد نسبت به انتخاب قبلی اش افزایش یافت .

در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، اتفاق تازه دیگری رقم خورد و دو جناح سیاسی اصلاح طلب و محافظه کار ، هر کدام با چند کاندیدا وارد انتخابات شدند و نخستین انتخابات ریاست جمهوری دو مرحله ای را رقم زدند .با این حال میزان مشارکت در دور اول ۶۲.۸ درصد و در دور دوم ۵۹.۷ درصد بود که آقای احمدی نژاد در دور دوم با کسب ۱۷.۲ میلیون رای ، ۶۱.۸ درصد آرا را بدست آورد و برای اولین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد . چهار سال بعد در دوره دهم ، بر خلاف هر سه دوره قبلی که رییس جمهور منتخب برای بار دوم انتخاب می شد ، میزان مشارکت با ۲۵ درصد جهش به عدد خیره کننده ۸۵ درصد افزایش یافت و آقای احمدی نژاد با کسب ۶۲.۶ درصد آرا و با افزایش ۷.۲ میلیونی رای نسبت به چهار سال قبل برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید.

نتایج فوق نشان می‌دهد که در سه دوره از چهار دوره انتخاباتی که رییس جمهور منتخب برای بار دوم انتخاب می شد ، میزان مشارکت نسبت به دوره قبل با کاهش ۱۹ ، ۴ و ۱۳ درصدی مواجه بوده و تنها در دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری بود که رییس جمهور مستقر ، وقتی برای بار دوم انتخاب می شد شاهد افزایش میزان مشارکت به میزان ۲۵ درصد بودیم .

البته باید به این نکته توجه داشت که در انتخابات دوره دهم ، برای اولین بار رییس جمهور مستقر با رقبایی جدی به رقابت پرداخت و در هر سه دوره قبلی که روسای جمهور برای بار دوم انتخاب می شدند ، رقابت جدی شکل نگرفته بود .

دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز ساختاری شبیه انتخابات دوره دهم پیدا کرده است که رقبای جدی برای به زیر کشیدن رییس جمهور مستقر صف آرایی کرده اند .بر همین اساس می توان حدس زد که ممکن است میزان مشارکت نسبت به دوره قبل از خود افزایش محسوسی داشته باشد .

در دوره یازدهم میزان مشارکت ۷۲.۷ درصد بود که آقای روحانی با کسب ۱۸.۶ میلیون رای و ۵۰.۷ درصد آرا در دور اول به ریاست جمهوری برگزیده شد . شاید بخشی از انگیزه محافظه کاران برای جدی گرفتن این دوره از انتخابات ، فرض کاهش میزان مشارکت در این دوره بوده است .

آراء خاکستری چگونه عمل می کنند ؟
آمارهای ثبت شده نشان می‌دهد که ۵۱ درصد واجدین شرایط در همه دوره های انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده اند و ۲۰ درصد واجدین شرایط در هیچ دوره از انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکرده اند . ۲۹ درصد واجدین شرایط نیز بسته به وضعیت در انتخابات شرکت می کنند که در ادبیات سیاسی ایران از آنها به عنوان آراء خاکستری یاد می شود.

آمارهای ثبت شده برای ده دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز نشان می‌دهد که ۵۱ درصد واجدین شرایط در همه دوره های انتخابات مجلس شرکت کرده اند – عددی دقیقا برابر با انتخابات ریاست جمهوری – لیکن ۲۹ درصد واجدین شرایط در هیچ یک از ده دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت نکرده اند . ۲۰ درصد واجدین شرایط نیز بسته به وضعیت در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت می کنند . به بیان دیگر آراء خاکستری در انتخابات مجلس ۲۰ درصد ولی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ درصد است .

از تفاوت ۹ درصدی آراء خاکستری در انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس می تواند نتیجه گرفت آراء خاکستری بیش از آنکه در رقابت های منطقه ای و قومی و قبیله ای برای رای رفتن به پای صندوق های رای تحریک شوند ، به هنگام تشدید رقابت های سیاسی در بین جناح ها تحرک بیشتری دارند .

بیشترین میزان تحرک آراء خاکستری در انتخابات دوره هفتم – در بالاترین میزان – ۲۹ درصد واجدین شرایط – بوده که به پیروزی آقای خاتمی به عنوان نامزد اصلاح طلبان منجر شده است . بعد از آن در انتخابات دوره سوم، ۲۳ درصد واجدین شرایط بعنوان آراء خاکستری در انتخابات شرکت کرده اند که منجر به پیروزی آقای خامنه ای در اولین دور انتخابشان شده است که این می تواند ناشی از فضای سیاسی بعد از ترور رییس جمهور تازه انتخاب شده باشد . پس از آن در دوره یازدهم ۲۱ درصد واجدین شرایط که در گروه آراء خاکستری قرار داشتند در انتخابات شرکت کرده و پیروزی آقای روحانی را رقم زدند .همچنین در تنها موردی که آراء خاکستری در دومین مرحله انتخاب یک رییس جمهور مستقر شرکت کرده اند ، انتخابات دوره هشتم بوده که ۱۵ درصد واجدین شرایط و بیش از نصف آراء خاکستری در انتخابات شرکت کرده و پیروزی مجدد و قاطع آقای خاتمی را رقم زدند .

بیشترین تحرک آراء خاکستری در انتخاباتی بوده که رییس جمهوری برای اولین بار انتخاب می شد و کمترین میزان حضور آراء خاکستری نیز در دوره هایی بوده که رییس جمهور منتخب برای بار دوم انتخاب شده است . به بیان دیگر چشم انداز شرکت آراء خاکستری در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری چندان روشن نیست .

از دیگر نکات قابل توجه در تحرک آراء خاکستری شرایط سیاسی حاکم بر جامعه است . آراء خاکستری در دو مورد از تحرک خود – انتخابات ۲ خرداد ۷۶ و ۲۴ خرداد ۹۲ که مشارکت حداکثری داشتند به ایجاد تغییر در مسیر جریان سیاسی حاکم بر دولت مستقر منجر شده اند . در دوم خرداد ۷۶ و در انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ ، آراء خاکستری به سود جریانی وارد انتخابات شدند که منتقد جدی اوضاع سیاسی و فرهنگی وضع موجود بود و تداوم مسیر دولت قبل را تغییر دادند .

از بین سه مقوله اقتصاد ، سیاست داخلی و سیاست خارجی نیز ، تغییر جهت‌گیری سیاست خارجی دولت قبل بیشترین انگیزه برای حضور آراء خاکستری در انتخابات بوده است . هم در ۲ خرداد ۷۶ و هم در ۲۴ خرداد ۹۲ ، موضوع جهت گیری های سیاست خارجی دولت مستقر که منجر به تنش هایی با دولت‌های غربی شده بود آراء خاکستری بیشتری را به پای صندوق‌های رای کشیده است.
با این حال رقابتی بودن انتخابات نقش موثری در حضور آراء خاکستری در انتخابات داشته است .

بازگشت به صفحه اول