9803c888-2d84-4068-8cc3-5a517f21a973

تخریب نسبت به اصلاح جز به جز جامعه وجود دارد در مقابل کافیست به نتایج معکوس انقلابات چند دهه اخیر رجوع کنیم تا شواهد خوبی بر علیه چنین ادعایی پیدا کنیم که ذکر آنها گفتن عینیات و مکررات است و من از آنها در می گذرم .
علل روانشناسانه اولویت اصلاح به تخریب
در روانشناسی اجتماعی( که شاخه ای از روانشناسیست و به تاثیر و تاثر بین روانشناسی و جامعه و شرایط محیطی فرد می پردازد) توضیح داده می شود که عموما رفتارهای فرد در گروه های بزرگ بسیار رادیکال تر و افراطی تر و عموما غیر عاقلانه تر خواهد بود علتش هم ظاهرا روشن است شما تا زمانی که در گروه کوچکی در سایز ۳ تا ۴ نفره هستید زمان زیادی را می توانید به هم اندیشی در باره رفتارها و اهدافتان تخصیص دهید در چنین شرایطی غالبا افراد عاقل تر که قدرت استدلال بهتری دارند در بین اعضا گروه نقش برجسته تر و متمایزتری پیدا خواهند کرد و گروه غالبا تابع اینگونه افراد خواهد شد اما در گروه مثلا ۱۰ نفره مشارکت هم اندیشانه ماثری اتفاق نخواهد افتاد چون زمان لازم برای ابراز عقیده همه افراد وجود ندارد و بنابراین اعضا پر سرو صدا تر و هیجانی تر نقش متمایز و برجسته تری پیدا می کنند و توجه افراد را بیشتر به خود جلب می کنند و غالبا نقش لیدری گروه را به عهده می گیرند به همین دلیل است که توصیه می شود کودکانتان تعداد دوستان صمیمی محدودی داشته باشند و در گروه های زیر ۳ تا ۴ نفره نقش اجتماعی خود را تمرین کنند تا احتمال بروز رفتارهای ضد اجتماعی در آنها کاهش یابد .
حال به اصل موضوع اگر برگردیم با در نظر گرفتن تئوری های روانشناسی اجتماعی اصلا عجیب نیست که رفتارهای براندازانه اپوزوسیون که عموما در صدد تحریک توده های عظیم مردمی است در صورت موفقیت به نتایجی ضد اهداف اصلاح طلبانه خود منجر گردد زیرا این حرکت توده وار و در گروه های بزرگ اجتماعی که سازمان حزبی هم ندارند نهایتا مطابق با تئوری های روانشناسی اجتماعی در دست رهبرانی هیجانی و افراطی قرار می گیرد و افراطیان و تخریب چیان بلقوه فرصت هدایت گروه های بزرگ را از دست عقلای قوم خواهند ربود و بسیار زودهنگام چنین جریاناتی مسیر افراط و تخریب ساختارهای مفید و زیر بنایی جامعه را در پیش گرفته و حتی متولیان اصلی انقلاب را غافلگیر می کنند .
ادله براندازان در نقد اصلاحات و تناقضات آن
اپوزسیون هم در نقد اصلاحات ادله هایی دارند و مهمترین آن اینکه اساسا انقلاب و براندازی زمانی بر ما حجت می شود که اصلاح امور از طرق دیگر مقدور نباشد و ما با یک نظام اصلاح ناپذیر و ضد مردمی طرف باشیم که تحمل هیچ اصلاح که حتی انتقادی را برنتابد و اینکه کسانی تحت عنوان اصلاح طلب قصد دارند تا از درون نظام به کار اصلاحات بپردازند در دید خوشبینانه متوهمانی هستند که چون قصد پرداخت هزینه مبارزه را ندارند به خود قبولانده اند که نظامی اصلاح ناپذیر را کم کم می توان اصلاح کرد و در دید بدبینانه عمال نظامند که نقش مخالف را بازی می کنند و در هر صورت نقش سوپاپ اطمینان را دارند .
اما این ادله چقدر منطقیست ؟ ابتدا به پیش فرض های گفته شده و ناگفته این استدلال بپردازیم این پیش فرض ها اینها هستند :
نظام قدرت در ایران یک سیستم یک پارچه است و ما با جریانهای واقعی رقیب در بدنه نظام مواجه نیستیم
امکان انتقاد و اصلاح در هیچ سطحی امکان پذیر نیست مگر اینکه همه سطوح با هم اصلاح شوند و نظام جایگزین گردد
اصلاح طلبان اهل پرداخت هزینه نیستند
سوپاپ اطمینان اساسا چیز مزخرفیست و انفجار دیگ بخار بهتر از داشتن چنین وسیله منحوسیست
حال سئوال اینجاست که این پیش فرض ها متکی به کدام شواهد و ادله از قبل بدیهی انگاشته شده اند ؟ این سئوالیست که اپوزسیون باید جواب بدهد و حتی بر فرض که این پیش فرض های عموما ناموجه درست هم باشند باز این سئوال پیش می آید که اگر در نظر اپوزسیون برانداز اندیش مردم ایران اینقدر قدرت دارند و اینقدر آماده پرداخت هزینه هستند که نظامی را تماما نابود کنند پس چگونه انکار می کنند که همین مردم بتوانند بخشهایی از چنین نظامی را در یک مبارزه پی گیر و مدنی و کم هزینه تر اصلاح نمایند این دو اعتقاد به وضوح در تناقض با هم هستند .
مگر اینکه باور کنیم که برانداز اندیشان برای اجرای پروژه براندازیشان به قدرتی غیر از مردم دلبسته اند یا اینکه بیش از آنکه معیار موفقیت را افزودن شادکامی مردم و کاستن از دردشان بدانند معیارو مقصودشان از موفقیت انتقام کور باشد که دیگر از دایره این بحث خارجند
کارنامه اصلاحات نیم کردار است و کارنامه اپوزسیون دو صد گفته
شاید در نگاه اول کارنامه اصلاحات را نمی توان جدی گرفت اما اگر دقیقتر و منصفانه تر به موضوع نگاه کنیم اگر به افزایش آگاهی ها و توقعات و امیدها و خودباوری های مردم نظر کنیم اگر به مختصر فضاهای رسانه ای که به همت و هزینه های بسیار در این جامعه باز می شود تا زبان مردم باشند حتی برای مدت کوتاه بنگریم اگر به تلاش جریان اصلاحات در جلوگیری از بحرانهای لاینحل در سیاستهای خارجی کشور و در جلوگیری از فاجعه هایی چون جنگ و نابودی کشور بنگریم اگر در تلاش روشنفکران دینی در تصحیح اعتقادت افراطی و جزمی نزد دینداران بنگرید و … انصافا کارنامه درخوریست اما حتی اگر به اندازه یک نیم کردار هم باشد باز هم باید اذعان نمود که دوصد گفته اپوزسیون خارج نشین پر هیاهو چون نیم کردار اصلاحات نیست .

بازگشت به صفحه اول