آقای سید ابراهیم رییسی در گرد هم آیی فعالین ستادهای انتخاباتی خود بعد از اعلام نتایج ، ضمن اعتراض مجدد به نحوه برگزاری انتخابات و شمردن ادعاهایی که قبلا تکرار کرده بود خطاب به دولت آقای روحانی گفت :
” شما باید سیاست خارجه ملتمسانه را کنار بگذارید. اینکه فلان آقا برود کنار امیر فلان کشور زانو بزند این سیاست خارجه را ما بلد نیستیم” .
اشاره ایشان به عکس آقای دکتر ظریف ، وزیر امور خارجه کشورمان بود که در جلسه علنی مجمع عمومی سازمان ملل چند دقیقه ای در کنار صندلی امیر کویت نشسته و با ایشان حرف زده بود .

ماجرای عکس چه بود ؟
عکس در سال ۱۳۹۴ و تنها سه روز بعد از فاجعه منا ثبت شده است . در آن تاریخ رییس جمهور به همراه وزیر امور خارجه در نیویورک به سر می بردند و دولت وقت عربستان جهت اعزام افرادی از سوی ایران به عربستان بمنظور پیگیری امور حجاج آسیب دیده سخت گیری هایی می کرد و البته این مسئله مختص ایران نیز نبود هر چند در باره ایران سخت گیری فراتر از بقیه کشورها به نظر می رسید . از طرفی در شرایطی که هیچگونه نظر رسمی در باره چگونگی و دلایل وقوع این حادثه منعکس نشده بود و در حالی که پلیس و اورژانس و ارتش در حال جمع آوری جنازه ها هستند و در بهت نجات حادثه دیدگان و چگونگی جلوگیری از آسیب بیشتر به جنازها حیرانند قرار هم نیست در باره دلایل اولیه منجر به حادثه چیزی منتشر شود ، اما واکنش های پرخاشگرانه و ایراد اتهاماتی از سوی رسانه های داخلی ایران به دولت عربستان و صدور سند بی کفایتی آن دولت در اداره حج و معرفی پسر ملک سلمان که سودای رهبری دارد به عنوان عامل اصلی فاجعه ، از همان واکنش های اولیه منتشر شد . روزنامه قدس درنخستین واکنش فریاد بر آورد که “به داد اسلام برسید” و کیهان در تیتر اول خود در نخستین واکنش نوشت : “سودای پادشاهی پسر ملک سلمان فاجعه آفرید . آل سعود از کشته پشته ساخت “. در چنین فضای غبار آلودی فضای همکاری متقابل به شدت آسیب دید و در ادامه با حمله به کنسول گری عربستان در مشهد و سفارت عربستان در تهران تنش ها به اوج خود رسید .

زوار ایرانی تنها آسیب دیدگان این حادثه نبودند هر چند بیشترین قربانیان این حادثه با ۴۶۴ شهید متعلق به ایران بود. از ۲۴۳۱ نفر جان باختگان این حادثه ، کشورهای مالی با ۳۱۲ ، نیجریه با ۲۷۴ نفرو مصر با ۱۹۰ نفر و بنگلادش با ۱۳۷ نفر ، بیشترین جانباختگان این حادثه را بعد از ایران تشکیل میدادند . آن کشورها روشهای آرام و مسالمت آمیزی در برابر این حادثه از خود نشان دادند . با هیچ فرض و احتمالی نمی توان یک دولت مستقر و قانونی را به برنامه ریزی برای وقوع چنین حادثه ای متهم کرد . حداکثر می توان برای نشان دادن عصبانیت کمی به دولت مربوطه طعنه زد ، درخواست کرد که مسئولیت خود را در این باره بپذیرد و برای همدردی با بازماندگان و مردم جامعه اعلام عزای عمومی کرد . تشخیص ضعف مدیریت و ناتوانی در کنترل بحران در چنین مواقعی به اطلاعات دقیق و کارشناسان متخصص برای تجزیه و تحلیل نیاز دارد که به هنگام صدور کیفرخواست در تریبونهای ایران چنین دقت نظری به حادثه از سوی خطبای محترم دیده نشده است . لیکن چون طرف مقابل وهابی است لابد هرگونه تهمت و افترایی نه تنها لازم که واجب و مستوجب ثواب اخروی هم هست . گزارش حادثه پلاسکو بعد از ۵ ماه منتشر شد ، روزنامه وابسته به همین شهردار در سومین روز کیفرخواست را هم صادر کرده بود .

از نخستین ساعات اعلام خبر ، رسانه های ایران فارغ از نگرانی وسیع خانواده ها فرصت را برای تسویه حساب سیاسی با دولت عربستان مغتنم شمردند . از انتشار آمار غیر رسمی تلفات ۷۷۰۰ نفری توسط سعید اوحدی رییس سازمان حج و زیارت که تا ۸۰۰۰ نفر هم افزایش یافت تا گزارش هایی در باره ضعف مدیریتی . به زودی داستانهایی در باره نقش عبور اتوموبیل پسر پادشاه در بوجود آمدن حادثه به عنوان اصل مسلم مطرح شد به نحوی که انگار از روی فیلم نامه خوانده می شد . درخواست تشکیل کمیته حقیقت یاب و پیشنهاد اداره شورایی مراسم حج پشت سر هم در حالی تکرار می شد که هنوز جنازه ها به کشور منتقل نشده بود و آمار دقیق تلفات نامعلوم بود . یک سناریو هم صحبت از دزدیده شدن سفیر سابق ایران در لبنان و انتقال به اسرائیل می کرد.هیچ کشوری در چنین شرایطی حاضر نمی شود در شرایط بحران بوجود آمده نمایندگانی از کشورهای دیگر را وارد مدیریت بحران کند .در همه جا همه حرفها به بعد از بازگشت به شرایط عادی قابل طرح است . کمیته حقیقت یاب زمانی مطرح می شود که در گزارش رسمی منتشره بتوان تشکیک کرد . و یا لااقل چند کشور در گیر در بحران هم زمان چنین درخواستی را مطرح کنند .

در نهایت نیز کشورهایی که در این حادثه آسیب دیده بودند با پیشنهادات ایران همراهی نکردند و در ایران با هجوم شبانه به سفارت عربستان رابطه دیپلماتیک بین دو کشور تعطیل شد .نتیجه حتی خسارت بار تر از هیاهوی بسیار برای هیچ تمام شد . سال بعد سفر حج زوار ایرانی انجام نگرفت .

در چنین چشم اندازی حرکت هوشمندانه دکتر ظریف در آن ایام کاملا بجا ، هوشمندانه – این هوشمندانه دوم به پاس سپاس از حرکت دکتر طریف در این جمله به ایشان هدیه شده است – حرکتی منطبق بر آداب دیپلماسی و حاوی نکات حساب شده بی شماری بود که من اینجا از صمیم قلب از تیم آقای رییسی تشکر می کنم که این عکس را برای نوشتن این توضیحات زنده کردند .

آیا این کار اسمش زانو زدن است ؟
اصل چنین اقدامی – نشستن در کنار صندلی در یک جلسه عمومی – در عرف دیپلماتیک به عنوان یک رفتار نرم در مواقع اضطراری پذیرفته شده است به شرطی که فرد مذکور در برابر مقامی مافوق و حداقل هم طراز نسبت به خود قرار بگیرد و از طرفی باعث آزردگی خاطر دیگر حاضرین جلسه و همزمان مخدوش شدن نظم عمومی نیز جلسه نشود .

شکی نیست که این یک لابی گری از سر ناچاری است . وقتی روابط ما با مهمترین همسایه امان که سالیانه بیش از صدها هزار توریست و زوار بین دو کشور در رفت و آمدند در حدی از خصومت است که وزاری خارجه دو کشور نمی توانند با هم دور یک میز بنشینند ،تا چه رسد که هر وقت خواستند بتوانند به راحتی با هم تماس بگیرند ، نتیجه یک حادثه که همواره در کمین چنین وضعیتی است موضوع را از حوزه سیاست خارج و به متن زندگی مردم منتقل می کند . یک دیپلمات شایسته و وطن دوست نمی تواند نسبت به نگرانی شهروندانش بی تفاوت باشد . اگر راه ها بسته اند ناچار است که دست به اقداماتی بزند و چه جایی بهتر از لابی گری در سالن مجمع عمومی سازمان ملل .اما انتخاب سوژه نیز ظرافت می خواهد .

در بین کشور های عربی منطقه ، ایران با سه کشور عمان ، قطر و کویت روابط به نسبت دوستانه تری دارد . از این سه کشور ، کویت مناسبات نزدیکتری نسبت به دو کشور دیگر با عربستان دارد.از طرفی کویت بعد از جنگ اول خلیج فارس که ایران در آزاد سازی کشورشان با نیروهای ائتلاف بین المللی همکاری سازنده داشت ، مناسبات عمیق تری با ایران دارد به نحوی که بارها از بابت این همکاری از ایران قدردانی هم کرده است ، هر چند در اغلب نشستهای عربی و اسلامی مواضعی نزدیک به عربستان اتخاذ می کند . اما نکته مهم دیگر این است که امیر کویت در بین سران این سه کشور فوق ، نفوذ و قدرت تاثیر گذاری بیشتری نزد رهبران عربستان دارد . و چون ملاقات با امیر کویت در نشست مجمع عمومی برای هیات ایرانی پیش بینی نشده بود ، اقدام دکتر ظریف با محاسبات چنین وضعیتی بود که بسیار هوشمندانه از فرصتی که بوجود آمده بود استفاده کرد و نتایج مثبتی نیز به همراه داشت .

ای کاش مشاوران آقای رییسی اندک آگاهی از چنین اموری داشتند و مشاوره ای صحیح به ایشان میدادند . شخصا بعید میدانم آقای رییسی در برابر مشاوره ای فنی و دیپلماتیک حاضر می شد در باره اقدام آقای ظریف چنین موضعی بگیرد. ای کاش فرد امین و علاقه مند به جمهوری اسلامی با دانش و تجربه سیاسی حتی مثل مرحوم رجایی خراسانی کنار آقای رییسی بود تا مشاوره ای درست و از سر منافع ملی به ایشان بدهد نه اینکه او را با مقداری شعار وارد گود سیاست و رقابت کنند تا در باره هر چیزی هر طور که می پسندند حرف بزنند .آقای رییسی ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک رهبر سیاسی و معنوی برای اصول گرایان دارد و ای کاش چنین ظرفیتی بیش از این خدشه دار نشود .

تکلیف آن مشاوران مشخص است . آنها مجبورند هر روز در گوشه ای از کشور بالای منبر بروند و در باره مسائل سیاسی هرگونه که دلشان خواست اظهار نظر کنند و بدون توجه به پیشینه مسائل با هر چیز به طور شکلی برخورد کنند و اسم یک رفتار دیپلماتیک تعریف شده را ” زانو زدن” فرض کنند .خود اینها کم بلد بودند چیزهایی هم از آقای احمدی نژاد استاد و مراد سابقشان یاد گرفتند .
مردم متوجه می شوند وقتی دکتر ظریف برای رفع نگرانی صدها هزار خانواده ایرانی که در روزهای وقوع این فاجعه نگران عزیزانشان بودند چنین اقدامی کرده ، اقدام وزیر خارجه اشان را می ستایند نه آن دیپلماسی مخربی که در تهران و مشهد با ریختن به سفارت و کنسولگری عربستان باعث وهن نظام و هتک حیثیت مردم و کشور ایران شد .

اما در کنار همه این حرفها ، من آقای رییسی خردمند را می خواهم تا بتوانم به شخصیت متین و با وقار رهبر حزب رقیبم هم ببالم . من آن آقای رییسی را می خواهم که توانسته ۱۶ میلیون رای دهنده را به سمت خود جلب کند و از اینکه فردی مثل آقای رییسی با آن مواضعی که در مناظره ها از او شنیدم رهبر جناح مقابلم باشد بی نهایت خرسندم .

البته انتخاب با خود آقای رییسی است . فقط از ایشان می توانم بخواهم که از افرادی مثل آقایان علی لاریجانی و علی مطهری و احمد توکلی و حتی از دکتر زیبا کلام هم مشاوره بگیرد و نگذارد آن چهره جدیدی که از ایشان برای خود ساخته بودیم فرو بریزد

بازگشت به صفحه اول