زیتون–  کتاب  «حریم علف های قربت» نوشته‌ی «سروش دباغ» به وسیله انتشارات «اچ اند اس» منتشر شد. مقدمه کتاب برای انتشار در اختیار زیتون قرار گرفته است که در ادامه می آید. 

مقدمه

«ای شبیه/ مکث زیبا/ در حریم علف های قربت!/ در چه سمت تماشا/ هیچِ خوشرنگ/ سایه خواهد زد؟/ کی/ انسان/ مثل آواز ایثار/ در کلام فضا کشف خواهد شد؟»

مدتهاست دلمشغول حدود و ثغورِ سلوک معنوی در زمانۀ پر تب و تاب کنونی ام؛ روزگاری که به تعبیر ماکس وبر راززدایی شده و امر قدسی بسان گذشته، میان آسمانِ حقیقت فاش نمی درخشد و به سهولت از پنجره به ضمیر مشتاقان نمی تابد.
از پنج سال پیش بدین سو، تاملات و یافته هایم در این باب را در قالب مقالاتِ « طرحواره ای از عرفان مدرن» ریخته ام. دراین جستارها که تا کنون هشت قسمت از آنها منتشر شده، با وام کردن و بر ساختن مفاهیمی چون « سالک مدرن»، «ایمان آرزومندانه»، « کورمرگی»، « مرگ هراسی»…. مؤلفه های مختلفِ سلوک معنوی و باطنی به روایت خویش را تبیین کرده ام.
از بخت بلندم، به پیشنهاد مشفقانۀ دوستانِ عزیز و همدل، از چند سال پیش، توفیق برگزاری دوره های موسوم به « پیام عارفان برای زمانۀ ما» را در شهر تورنتو یافته ام. تا کنون، سه دورۀ پانزده جلسه ای از این ادوار برگزار شده است.
کتاب پیش رو، متن منقح و ویرایش شدۀ دورۀ سوم از این سلسه جلسات است، با محوریت مباحثِ خودشناسانه و خودکاوانه. مقولات و مضامین سلوکی و اگزیستانسیلی نظیر: غم، سکوت، مرگ، عشق، بی زمانی، بی خودی، باخودی، دعا، خشم، حسد، فروتنی، آفات زبان، قضاوت، عادات ذهنی… درفصول هشت گانۀ این درسگفتارها به بحث گذاشته شده اند.
در القاء و تقریر مطالب، افزون بر تجربۀ زیسته ام، از آثار انسانهای معنویِ بزرگی چون جلال الدین رومی، حافظ شیرازی، سهراب سپهری، کریشنا مورتی، اکهارت توله… بهره های فراوان برده ام. افزون بر این، در فصل اول در بحث از مفهوم «زمان»، از آراء ایمانول کانت، فیلسوف بزرگ قرن هجدهم استفاده کرده ام.
« دچار آبیِ دریای بیکران» گشتن و «همنورد افقهای دور» شدن و « به کودکیِ شور آبها» رسیدن و « به خلوت ابعاد زندگی» رفتن و تنهایی ژرفِ معنوی را چشیدن و « حضور هیچِ ملایم» را دیدن و درحریمِ آرامشِ و طمانینه پای نهادن و علف های قربت را بوییدن و « ریه را از ابدیت پر و خالی» کردن و « روی پای تر باران به بلندی محبت» رفتن و« در به روی بشر و نور و گیاه و حشره» باز کردن، در این زمانه، گوهری دیریاب است؛ بسانِ «ماهی گریزی» که «در برکه های آینه» می لغزد و سر می خورد و گم می شود. باشد که با غلت زدن و غوطه خوردنِ در آثار برجای مانده از انسانهای معنویِ بختیار و دم زدن در هوای آنها، « وزنِ بودن را احساس کنیم» و « ریگی از روی زمین برداریم» و لحظات نابی را تجربه نماییم: « رخت ها را بکنیم:/…لب دریا برویم/ تور در آب بیندازیم/ و بگیریم طراوت را از آب».
حریم علف های قربت، حاصل قبض و بسطها، روند و آیندهای آونگ آسا، حیرتها، تلاطم ها، تاملات و تتبعاتِ راقم این سطور در سالیان اخیر است. امیدوارم به کار کسانی که ذهن و زبانشان دیگرگون گشته، در فراورده های معرفتیِ جهان جدید به دیدۀ عنایت می نگرند و نسبت بدانها گشوده اند، در عین حال دلمشغولِ ساحت قدسیِ هستی و سامان بخشیدن به زیست معنوی و سلوک باطنی خویش اند، بیاید و اوقات خوشی را برایشان رقم زند.
ناگفته نگذارم که پروانۀ امانی، مجید فراهانی و ژاله رضایی زحمات زیادی برای ویرایش حریم علف های قربت کشیدند، از ایشان صمیمانه سپاسگزارم. همچنین، ممنونم از دست اندرکاران نشر « اچ اند اس» که مجال انتشار این اثر را فراهم کردند.

تورنتو
اردیبهشت ۹۶

کتاب‌ را از اینجا می توانید تهیه کنید

بازگشت به صفحه اول