در میان علوم و مخلوقات بشر، هیچ پدیده‌ای جز «ریاضیات» کاملا بی‌طرف نیست. تنها ریاضیات است که «زبان» فراگیر و مستقل خودش را دارد و مرز نمی‌شناسد، از آن هیچ فرهنگ و جغرافیایی نیست و «ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است». ( زبان هنر و حتی موسیقی هم چنین خاصیتی را ندارند).

از این بی‌طرفی و جهان‌گستری می‌توان تعبیری دیگر هم داشت. ریاضی‌دانانی چون «مریم میرزاخانی»، به هیچ جغرافیا و زمان و آیینی تعلق ندارند و در مکان و زمان محصور نمی‌شوند.

در ادبیات دینی تعبیری به اسم «ابدال» وجود دارد. آن‌جا می‌گویند ابدال (کسی یا) کسانی هستند که خداوند به وسیله‌ی آنان، زمین را بر پا می‌دارد، بلاها را از زمین دور می‌کند و هرگز زمین از وجودشان خالی نمی‌شود. به این زبان، مریم میرزاخانی از زمره‌ی ابدال بود و از آن‌هایی که هدیه‌ی الهی‌اند برای باقی‌ماندن حیات بر این کره‌ی خاکی و زیباتر ساختن لحظه‌های زندگی برای همه‌ی خاکیان.

 

«ریاضیات» را با «سیاست» نمی‌توان و نباید تحقیر کرد. مریم میرزاخانی را به داشتن و نداشتن حجاب، به نحوه‌ی انتشار عکس‌هایش در روزنامه‌ها، به داشتن و نداشتن پاسپورت ایرانی فرزندش، به همسر غیر ایرانی‌اش، به بازمانده‌ی اتوبوس مرگ «شریف»، به مهاجری که در غربت جان سپرد،.. تخفیف نباید داد. در این مقام، حتی تاکید بر هویت جنسی او، زن بودن او، او را «نخستین زن» برنده المپیاد و اولین زن برنده‌ی فیلدز خواندن، زمینی کردن مقام آسمانی او و تقلیل جای‌گاه زمین‌گستر اوست. مریم میرزاخانی این‌جا متعلق به همه است، همان‌سان که اعداد.

مریم میرزاخانی را نباید تقسیم کرد. همه باید او را الگوی فرزندان‌شان قرار دهند. بگذاریم حداد عادل هم خودش را با او جمع ببندد و عکسش‌ را با او منتشر کند. مهاجرت علمی او را نباید تحلیل سیاسی کرد. مهاجرت علمی مریم، فرار مغزها نیست، قدرت مغزهاست. برکت مغزهاست. معجزه‌ی مغزهاست. او فقط متعلق به ایران یا آمریکا نیست. ریاضیات گذرنامه نمی‌خواهد، بلکه نمی‌شناسد.

گاوس، ریاضی‌دان بزرگ گفته است: «ریاضی ملکه‌‌ی علوم است و حساب ملکه‌ی ریاضیات». و چه نیکو مریم میرزاخانی را هم «ملکه‌ ریاضی» خوانده‌اند. او نیز از جنس عدد بود و حساب، اعداد هرگز نمی‌میرند.

 

بازگشت به صفحه اول