پس از نقض صریح قانون اساسی و منشور خودنوشته‌ حقوق شهروندی و نیز بدعهدی سکان دار دولت تدبیر و امید به خاطر عدم دعوت از کردها و اهل سنت در مراسم تحلیف، امروز نیز آقای علی لاریجانی ریاست مجلس شورای اسلامی، در واکنش به سیل انتقادات داخلی و خارجی به بدعهدی پیش گفته، در اظهاراتی ناسنجیده و غیر دقیق علت عدم حضور و دعوت را به خاطر محدودیت جا و ظرفیت مکانی اعلام داشت.

پس از خواندن این اظهارات بسی متأثر شده و افسوس خوردم که در فضای داخلی مجلس با آن همه وسعت فقط به اندازه چند صندلی برای کوردها و اهل سنت جا نبود؟! مگر مساحت ساختمان مجلس چقدر است که چند صندلی حتا به عنوان اضافه جا نشد؟ البته همواره نجابت و شرافت مانعمان بوده که…. وگرنه به سان برخی مسولان پیشین در مراسم تنفیذ می شد صندلی را این جا و آنجا کشاند و…. اما حیف که نجابت مانع شیطنت و شرارت میشود.

آقای رییس جمهور! چرا در کمپین های انتخاباتی کرد و اهل سنت که قافله سالار بودند، اکنون حتی قعرنشین و بردرنشین هم بشمار نیامدند؟! ماجرای حضور مولوی عبدالحمید پس از پیروزی در سالن وزارت کشور که یادتان هست….!! چرا آنان که بنا به آمارهای رسمی و غیررسمی درصدر آرای انتخاباتی به حضرتعالی بودند، اکنون حتی محلی از اعراب ندارد و تنگی جا و محدودیت مکانی بهانه حذف، به حاشیه راندن و نادیده گرفتنشان می شود؟ بیم آن دارم که ماجرا بسی بغرنج تر از این اظهارات غیردقیق و ناسنجیده‌ی ریاست مجلس باشد!!

آقای رییس جمهور بار دیگر شهروندان کرد و اهل سنت در انظار دیدگان جهانیان به میدان آمدند و برادری، وفاداری و التزام خود به عمل و مشارکت سیاسی صادقانه و کثرتگرا را در سطح کشور به نمایش گذاشتند و دوست و دشمن نظاره گر و گواه نجابت و شرافت و بلکه مطالبات به حق آنها بود و بنا به اظهارات صاحبنظران و بلکه خود شما بهتر از هر کس دیگری می‌دانید که اگر آرای شهروندان کرد و اهل سنت پشتوانه‌ی انتخاباتی آرای شما قرار نمی گرفت، شما حایز جایگاه اکنون تان نبودید و رقیب شما پیروز میدان می گشت. چرا در جواب آن همه وفا و مهر، بااین بی مهری و بدعهدی زودهنگام مواجه شدند؟ راستی دیوار بی اعتمادی به کوردها و اهل سنت کی فرو خواهد ریخت؟ تمنای آن داشتیم که این دیوار چهار دهه ای بر دستان کارگزاران دولت تدبیر و امید که انفاس مسیحایی اصلاحات و اعتدال را در عقبه داشت، فرو ریزد، اما زهی خیال باطل…

راستی چه کسانی از مرتفع ساختن این دیوار و سترگ ساختن هرچه بیشتر آن که عمری قریب به چهار دهه ی انقلاب دارد، سود می برند؟؟! چرا در ایام حساس و سرنوشت سازی چون جنگ تحمیلی، انتخابات و مانند اینها ملت کرد و جامعه اهل سنت غیور و مرزداران باشرف هستیم اما در هنگامه‌ی جشن ها و شادکامی ها و اختصاص بودجه های عمرانی و… غیرخودی بوده و محلی از اعراب نداریم و همه سهم ایرانیت و شهروندی و… ما صرف و سهم به قول معروف خودی ها می شود و سهم ما همیشه محدودیت و محرومیت خواهد بود و محدودیت جا و مکان و اعتبار و… بهانه می شود؟

آقای روحانی باور کنید بیم انفجار آستانه بیکاری، فقر، محرومیت، محدودیت و… مناطق کرد و اهل سنت می رود. آقای رییس جمهور می رفت ایمان بیاوریم به منشور حقوق شهروندی تان؟! کجاست منشور حقوق شهروندی که دولت تدبیر و امید با خط مشی اعتدال گرایانه منادی و داعیه دار آن بود؟ مگر اصیل تر از ملت کرد و اهل سنت در ایران داریم که حقوق شهروندی شامل حالشان نمی شود؟ مگر ما چه کم از طیف‌هایی چون ورزشکاران، هنرمندان، بازیگران و یا حتی فلان و فلان کشور آفریقایی که حتی بر روی نقشه کره زمین هم قابل رویت نیست، داشتیم که نادیده گرفته شدیم؟! آقای رییس جمهور، همگان و بلکه خود حضرتعالی بهتر از هر کس دیگری می‌دانید که ما بر عهد خود ماندیم، اما سهم ما از کابینه بیست و چهار میلیونی چه شد؟ امروز که اسامی وزیران پیشنهادی نیز اعلام شد؟ تصور می‌کنم آنجا نیز جا برایمان تنگ بود؟ محدودیت وزیر داشتید؟ یا علیرغم این همه بزرگان عرصه علم کرد و اهل سنت، به قول آقای رحمانی فضلی با قحطی رجال در میان کردها و اهل سنت مواجه بودید؟!

و اما شما آقای لاریجانی توجیه غیردقیقتان براستی مصداق بارز عذر بدتر از گناه است. چرا دولت و مسئولان اجرایی ستاد برگزاری مراسم تحلیف و یا هر آنکه دخیل در این عدم دعوت بودند، با شهامت علت را اعلام نمی کنند و با یک معذرت خواهی ساده و رسمی پایانی به این ماجرا نمی‌بخشند، چه که ما اهل کینه از کسی نیستم و هر‌آن‌که گامی در راستای خدمت به مردم و این مرز و بوم بردارد، را ارج می‌نهیم؛ یا اینکه همه‌ی اینها یک بداخلاقی و بدعهدی سیاسی بوده و نشانه‌ی عدم اعتقاد به قواعد بازی سیاسی و شهروندی و رواداری و دگرپذیری فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و… و یا صرفاً گفتنی‌های پیشاتحلیفتان تنها اظهاراتی انتخاباتی جهت جلب آرای چند میلیونی کرد و اهل سنت بوده و اکنون که خاطرتان از بابت رقیب آسوده گشته است مهر آن مهربانان را به دست فراموشی سپرده‌اید. در نهایت در کمال تاسف و شگفتی، یاد قطعه ای از بیدارگر مشرق زمین علامه اقبال لاهوری می افتم که گفت، تاویلشان به حیرت انداخت هم خدا و هم مصطفا را….

بازگشت به صفحه اول