سخنان ترامپ در تهدید ایران و ننگین خواندن معاهده برجام محافل صلح دوست جهان به ویژه مردم ایران را نگران کرده است. تردیدی نیست که رفتار و گفتار رئیس جمهور آمریکا بوی جنگ می دهد. وقتی او برجام را مایه شرم می خواند و به رغم گزارشات مکرر آژانس هسته ای، ایران را ناقض روح برجام معرفی می کند می توان حدس زد که او دولت آمریکا و افکار عمومی این کشور را برای خروج از این معاهده آماده می کند.

راهی که دونالد ترامپ برگزیده اگر ادامه یابد به افزایش بی سابقه تنش در خاورمیانه و جهان می انجامد و نهایتا نیز می تواند به مداخله نظامی آمریکا علیه ایران و جنگی ویرانگر و به شدت خطرناک میان ایران و آمریکا بیانجامد که عواقب آن از مداخلات نظامی گذشته آمریکا در عراق و افغانستان بسیار گسترده تر است.

نتیجه مداخله نظامی آمریکا در عراق و افغانستان که قرار بود صلح و دموکراسی را برای این کشورها و کل منطقه به ارمغان آورد، در برابر چشمان ما است. اگر تا پیش از مداخله نظامی آمریکا و متحدان آن در عراق، افغانستان و لیبی نتایج شوم این حملات نظامی که همواره با گفتمان مبارزه علیه دیکتاتوری، بنیاد گرائی و دفاع از حقوق بشر همراه بوده اند معلوم نبود، امروز کمتر کسی است که از عواقب شوم این جنگها که ثمره ای مگر «ویرانی»، مرگ، بی خانمانی، دربدری و به موازات آن رشد بنیادگرایی، ناسیونالیسم و جنگ های منطقه ای نداشته اند، بی خبر باشد.

آیا می توان گفت که دونالد ترامپ و مشاورانی که او را احاطه کرده اند از عواقب راهی که در پیش گرفته اند، بی خبراند؟ اگر پاسخ منفی است به ناچار باید پرسید کدام انگیزه ای دونالد ترامپ را تا به این حد به ادامه دشمنی با برجام و تهدید ایران ترغیب می کند؟

معروف است که می گویند رئیس جمهور ی های آمریکا گاهی برای کسب حمایت داخلی به خونریزی در خارج نیاز دارند. شاید دونالد ترامپ هم که با پرونده ها و رسوایی های داخلی متعددی دست بگریبان است که هریک از آنها ممکن است جایگاه وی را زیر سئوال ببرد برای تحت الشعاع قرار دادن همه این دشواری های داخلی به یک جنگ خارجی نیازمند باشد. در این صورت هیچ هدفی مناسب تر از ایران نیست. چرا که ایران به دلایل مختلف در افکار عمومی آمریکائیان کشور شرارت معرفی شده است. اشغال سفارت آمریکا و اسارت ۴۴۴ روزه کارکنان آن هنوز در خاطره آمریکائیان زنده است. ایران به عنوان کشور «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» در افکار عمومی این کشور شناخته می شود و به همه این عوامل منفی سیاست های نابخردانه و ماجراجویانه دوران احمدی نژاد و رجزخوانی های روزانه سرداران سپاه و رهبر جمهوری اسلامی را نیز باید افزود. با این اوصاف در قمار مداخله نظامی علیه ایران، دونالد ترامپ می تواند روی حمایت مردم آمریکا حساب باز کند. علاوه بر این، دوستان ثروتمند آمریکا در منطقه (اعراب خلیج فارس) و متحد استراتژیک آمریکا ( اسرائیل) در کشاندن آمریکا به رویارویی نظامی با ایران با همه ظرفیت های خود به میدان آمده اند. بنا به همه این دلایل اگر حکومت آمریکا در آینده ی نزدیک برنامه ای برای ضرب شست نشان دادن به دشمنان خود در نظر داشته باشد، به احتمال زیاد هدف آن ایران خواهد بود نه کره شمالی هسته ای که در کنار پایتخت ۱۵ میلیونی کره جنوبی قرار دارد و ده ها هزار آمریکایی نیز در آن ساکن اند. چرا که مداخله نظامی علیه کره شمالی می تواند همه شبه جزیره کره را در کام یک فاجعه هسته ای به خاکستر تبدیل کند. و خطر رویارویی آمریکا و چین را نیز به همراه دارد.

شاید جریان های افراطی حکومت جمهوری اسلامی همراه با حکومت دست راستی اسرائیل و سران عربستان و امارات از سخنان آتشین رئیس جمهور آمریکا در سازمان ملل به وجد آمده باشند. اما اگر جنگی میان ایران و آمریکا درگیرد آنان نیز از این جنگ طرفی نخواهند بست.

ایران با اقتصادی ویران شده و بحران بیکاری و فقر فزاینده به ثبات سیاسی به عنوان پیش شرط جذب سرمایه های بین المللی نیازمند است. از تشدید خصومت میان ایران و آمریکا همچون گذشته قبل از همه مردم ایران متضرر می شوند. می شود از جنگ میان ایران و آمریکا اجتناب کرد و برجام را نیز حفظ نمود، به شرط آن که ایران با خودداری از درغلتیدن به سیاست مقابله جویانه، از دامی که حکومت دست راستی آمریکا و اسرائیل و متحدان عرب آنان برایش گسترده اند، اجتناب کند. سخنان صریح ایمانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه در سازمان ملل که صریحا از برجام و ضرورت حفظ آن دفاع کرد اختلاف عمیق میان ایران و اتحادیه اروپا را در قبال این معاهده بین المللی و مناسبات با ایران نشان داد. دیپلماسی ایران اگر هشیارانه و بر اساس تنش زدایی تنظیم شود می تواند روی همکاری با اروپا حساب کند. با این همه نباید فراموش کرد که کلید بهبود مناسبات ایران و غرب را باید در خاورمیانه جستجو کرد.

جمهوری اسلامی با هر شعار مرگ بر اسرائیل که تاکنون سر داده، یک ضربه بزرگ به منافع ملی ایران زده و یک خدمت بزرگتر به سیاستهای دولت اسرائیل کرده است. در تخریب مناسبات ایران و عربستان نیز نقش جمهوری اسلامی برجسته است. نباید فراموش کرد که اتحاد کشورهای عربی و اسرائیل علیه ایران نتیجه مستقیم سیاست های جمهوری اسلامی است.

ایران باید از شعار نابودی اسرائیل دست بردارد و مناسبات خود را با همسایگان عرب خلیج فارس بهبود بخشد. در این صورت اتحادیه اروپا و سایر قدرت های بزرگ و اثر گذار جهانی نیز در کنار ایران می ایستند و این دولت آمریکاست که در صحنه بین المللی منزوی می شود. تنها با اتحاد چنین دیپلماسی هشیارانه ای است که خطر تحریم و جنگ از مرزهای ایران دور می شود.

بازگشت به صفحه اول