۱.مسعود بارزانی، رهبر اقلیم کردستان، در کنفرانسی خبری  با رسانه ها که ساعاتی پیش برگزار شد، ضمن تائید خبر دیدار امروز خود با قاسم سلیمانی، در حالی که لبخندی بر لب داشت در پاسخ به سوال خبرنگار بی بی سی فارسی گفت آنچه دولت ها در عرصه ی عمومی و رسانه ها اعلام می کنند، لزوما مواضع آن ها نیست و تلویحا اشاره کرد که ممکن است راهبرد عملی سیاست خارجی ایران در خصوص رفراندوم اقلیم کردستان «چیز دیگری» باشد.

۲. هانس مورگنتا، نظریه پرداز روابط بین الملل، که رویکردی واقع گرایانه به منافع ملی دارد، «نفع ملی» را مترادف با «کسب قدرت» می داند و «منافع ملی» را تلاش برای «کسب و بسط قدرت» تعبیر می کند. مورگنتا معتقد است که منافع ملی یک کشور باید متناسب با قدرت و توانایی های آن باشد و می گوید یک دولتمرد و دیپلمات منطقی و معقول باید همواره موازنه ظریفی بین آرمان ها و نیازهای کشور متبوع خویش و منافع دیگران به وجود آورد. به عقیده او همگون سازی منافع و اهداف کشورها یکی از ضرورت های اخلاق سیاسی ( با اخلاق فردی اشتباه نشود)، در دنیای امروز متشکل از نظام های گوناگون دولت های ملی است. مورگنتا اصل «منافع ملی از رهگذر قدرت» را به عنوان هسته اصلی نظریه خود به کار می گیرد و معتقد است سیاست بین الملل، مانند هر سیاست دیگر، مبارزه برای کسب قدرت است .

۳.مخالفت حکومت ایران با رفراندوم استقلال اقلیم کردستان، یا ریشه در منافع ملی دارد و یا آرمان هایی که الزاماً ارتباطی با منافع ملی ندارند و آرمان های همه ی مردم ایران نیستند. (البته در یک رویکرد آرمان گرایانه می شود منافع ملی را نیز بر مبنای آرمان های حاکمان و یا طبقه حاکم معرفی کرد که این یادداشت آگاهانه آن را نادیده می گیرد. مراد آرمان هایی دینی، مذهبی از قبیل صدور انقلاب و یا بسط مذهبی شیعه است). ایران اگر چه در سطح وزارت امورخارجه از دیپلمات های مجرب و متبحری برخوردار است اما مشهور و گاه مشهود است که در موارد عدیده ای سیاست خارجی ایران را آنان تعیین نمی کنند و یا پیش نمی برند و کسانی عهده دار آن می شوند که شناخت درستی نسبت به منافع ملی ایران و معادلات جهانی ندارند و یا در مواردی از ایجاد تنش در مناسبات بین المللی برخوردار و منتفع می شوند.

۴.احتمالا اصلی ترین علتی که می تواند مبنای مخالف ایران با رفراندوم اقلیم کردستان باشد،  تنها هراسی نیست که ناامنی را به مرزهای ایران نزدیک می کند بلکه سرباز کردن زخم و وسوسه ای کهنه است که کردهای ایران را هم مشتاق تجربه ای مشابه کند. با هر رویکردی که به منافع ملی بیاندیشیم، جدا شدن بخشی از خاک یک کشور، دغدغه ای ملی است و در قلمرو منافع ملی قرار می گیرد. حتی مورگنتای واقع گرا هم حمایت از هویت فیزیکی را بخشی از منافع ملی می داند و اقلیت های مذهبی و فرهنگی را تهدیدی علیه آن قلمداد می کند.

۵.مخالف و موافق، بر این باورند که نسبت کردهای ایران با ایران متفاوت از نسبت آن ها با ترکیه، عراق و سوریه است. اپوزیسیون جدایی طلب کرد ایرانی، پایگاهی جدی و قابل تامل ندارد اما تهدیدهای هویتی می تواند هویت قومی کردهای ایران را فعال و پررنگ ساخته و هویت ملی را در قیاس با آن تضعیف کند. هر گونه سیاست، اظهار نظر و یا کنش سیاسی ( مثبت یا منفی) که بتواند این هویت را تحریک کند، به منزله ی اقدام علیه امنیت ملی است و در وضعیت فعلی، خطر کنش های منفی ( اقدام های سلبی) بیشتر است، یعنی رویکرد آرمان گرایانه به سیاست خارجی و منافع ملی  خود خطر اول برای منافع ملی است! ( در اینجا بیشتر در این باره نوشته ام)

۶.اقلیم کردستان، در صورت استقلال، کشور ثروتمندی است و بنا به آمار غیر رسمی اقلیم کردستان سومین شریک اقتصادی ترکیه است! این کشور ثروتمند می تواند در گسترش و توسعه قدرت اقتصادی ایران سهم قابل توجهی داشته باشد و لذا بر مبنای تعریف واقع گرایانه ی مورگنتا از منافع ملی (منافع ملی از رهگذر قدرت)، چون موجب افزایش قدرت ایران می شود، حسن رابطه و همجواری با آن در راستای تامین منافع ملی است. اشاره ای که امروز مسعود بارزانی،کمتر از ۲۴ مانده به برگزاری رفراندوم، به دیدار خود با قاسم سلیمانی و سیاست ایران در این خصوص داشت، این امیدواری را  ایجاد می کند این بار (خلاف سوریه) منافع ملی ایران به شکل واقع گرایانه تعریف شده باشند.

بازگشت به صفحه اول