دونالد ترامپ پایبندی ایران به برجام را تایید نکرد و سپاه نیز تحریم شد. دو ماه آینده کنگره آمریکا سرنوشت برجام بلاتکلیف را روشن می کند. حتی اگر به زور بتوان برجام را سر پا نگه داشت تاثیر این بحران به احتمال زیاد برای چند سال آخرین رمق های نداشته اقتصاد ایران را به یغما می برد و مردم فقیر تر٬ تورم بیشتر٬ بیکاری انبوه تر٬ آرامش در کشور دست نیافتنی تر٬ قوه قضاییه ابزاری تر٬ امنیتی ها آزادتر٬ فضای سیاسی بسته تر٬ آینده کشور نامطمئن تر٬ و امید کم سو تر خواهد شد. از اکنون می توان پیش بینی کرد که رشد اقتصادی کشور از همه کشورهای منطقه نازل ترشود و برخلاف نظر دکتر سریع القلم، ایران حتی در حد یک هتل سه ستاره هم باقی نخواهد ماند و با ادامه فرسایش هسته ای٬ به مسافرخانه ای بی ستاره و بلاتکلیف در منطقه تبدیل خواهد شد که قبلا آباد بوده است.

اکنون دیگر فرماندهان سپاه می توانند پایگاه‌های آمریکا را در هزار تا دو هزار کیلومتری ایران  هدف قرار دهند تا درسی به ترامپ داده باشند. هر آنچه را هم که تاکنون در اختیار نداشتند به بهانه تهدید آمریکا و وضعیت فوق‌العاده می توانند به کنترل درآورند. برای رهبر ایران نیز دلایل کافی جدیدی فراهم است تا دور جدید سخنرانی های ضد آمریکایی را شروع کند. با این حال، شاید برخی انتظار دارند تا بخشی از این نوشته سمت و سوی ضد آمریکایی به خود بگیرد و تکه هایی از آن علیه ترامپ باشد٬ اما برای چنین مرثیه‌خوانی هایی علیه کاخ سفید دیر است و اکنون به وضوح می شود درک کرد که فقدان برجام ۲ و برجام ۳ ( یعنی اصلاحات سیاسی فرهنگی اقتصادی ) برجام یک را نیز در معرض فنا قرار داده است و این قابل پیش بینی بود.

اتفاقا علیه این رییس جمهور آمریکا در سراسر جهان زیاد نوشته می شود. تعداد کارتون های مضحک در باره ترامپ و نیز کاخ سفیدی که او ادراه می کند از حد و اندازه خارج است. اما هیچ‌یک از آن کشورهایی که علیه ترامپ فیلم و فکاهی و مقالات خنده دار منتشر می کنند شاهرگ های اقتصاد کشورشان با یک سخنرانی ترامپ دچار انسداد نمی شود. این کشورها نه تنها ده‌ها میلیارد دلار از سرمایه های ارتش آنها ( سپاه )درخارج از کشور در معرض توقیف قرار ندارد٬ بلکه شهرهای‌شان نیز شاهد تظاهرات مردم مال باخته کفن پوشیده و فلاکت زده نیست. در واقع رئیس جمهور فعلی آمریکا برای بسیاری از کشورها نماد طنز و فکاهی بوده است٬ اما متاسفانه برای ایران در نقش قطره ای ظاهر شد که هر دو فنجان و نعلبکی را با هم سرریز می کند.

به عبارت دیگر، با موضعی که ترامپ علیه جمهوری اسلامی اتخاذ کرد مردم ایران تاوان آن را پرداخت خواهند کرد. نه مواضع صریح و شفاف و سریع خانم موگرینی به کاری خواهد آمد و نه مقاومت های روسیه و چین در شکل گرفتن این معادله جدید تاثیری خواهد داشت. از آنجا که چنین موضع تند و افراطی از سوی شخص ترامپ قابل پیش بینی بود، مسئولان ایرانی باید با هر قیمت و هر هزینه ای مانع شکل گرفتن آن می شدند٬ اما به دلایل زیر نخواستند :

فردای روزی که با موشک ترامپ آزمایش شد

بی شک آزمایش های موشکی نابهنگام که قبلا در مقاله «با موشک ترامپ را آزمایش نکنید»  به آن اشاره شد تا حدود زیادی زمینه ساز شکل گرفتن و نهایی شدن موضع امشب کاخ سفید گردید. بدتر از آزمایش موشکی تبلیغات مدل کره شمالی پیرامون این آزمایش ها بود. شعارهای ضد اسراییلی که روی موشک ها نوشته شد لابی اسراییلی و ضد ایرانی ایپک را به ترامپ و جمهوری خواهان نزدیک کرد. اعلام تاریخ ۲۵ ساله برای نابودی اسراییل که در عرف بین الملل عضو سازمان ملل است، سیمای خشن و غیر منطقی و غیر عقلانی از ایران ترسیم کرد که برای بر هم زدن برجام قابل استفاده بود. مداخله ایران در یمن و حمایت از مخالفان عربستان سعودی که قبلا در لبنان و عراق و بعد در سوریه بازی را به ایران باخته بودند لابی و پول سعودی ها را علیه ایران فعالتر کرد. دستگیر کردن ملوانان آمریکایی که اشتباهی وارد آب های سرزمینی ایران شدند ــ در حالیکه این اشتباه در همه آب های جهان امکان پذیر است ــ در کنار تقدیر از سپاهیانی که این ملوانان را دستگیر کرده بودند از مدل رفتارهای شبیه کره شمالی بود که سیاست خارجی ایران را غیرمنطقی و خشن و تنش زا معرفی می کند. حمایت بیش از حد و پر تبلیغات از حزب الله لبنان و گروه‌های موهوم و به خود درگیر فلسطینی قطعات پازلی را در اطراف ایران کامل کرد که موضع امشب کاخ سفید ثمره آن بود. در حالی که آژانس بین المللی انرژی اتمی بر پایداری ایران به برجام بارها تاکید کرده است، حتی تاییدیه آژانس باعث نخواهد شد تا لابی میلیارد یهودی طرفدار اسراییل در آمریکا نسبت به رفت و آمد های مستشاران نظامی ایران در مناطق جنوب لبنان و شمال مرزهای اسراییل بی تفاوت و نظاره گر باقی بمانند.

اما کسانی که سفارش حمله به سفارت عربستان سعودی را از اطراف میدان حر دریافت کردند و از دیوار آن بالا رفتند و دولت عربستان را به سوی اتحاد استراتژیک با اسراییل هل دادند مهمترین سهم را دارند در اینکه دونالد ترامپ خلیج فارس را متناسب با تمایل شیوخ عرب و ریاض خلیج عربی نامید.

آیا ایران در کره شمالی حضور هسته ای دارد ؟

کسی نمی داند که واقعا ایران در سایه فعالیت های هسته ای و موشکی کره شمالی حضور دارد یا نه. شاید چنین راهکاری کپی برداری از سوابق فعالیت های هسته ای دیگر کشورهاست که بارها تکرار شده است. اسراییلی ها در هند فعالیت های هسته ای خود را محک می زدند. رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی قطعاتی از فعالیت هسته ای بی سرانجام خود را در اسراییل پیگیری کرد. عربستان سعودی با حضور در پاکستان همان کاری را می کند که احتمالا ایران قصد دارد با حضور احتمالی در کره شمالی به آن دست یابد. اما باز هم هیچ‌یک از این کشورها در معرض تحریم های بی سابقه و شدید بین المللی و نیز تحریم صنایع دفاعی موشکی قرار نداشتند. یا حداقل رهبران این کشورها چنین بی مهابا امنیت ملی و سرمایه های استراتژیک خود را با ادبیاتی ناشیانه و غیر دیپلماتیک در معرض خطر قرار نمی دادند. به همین دلیل٬ آنچه در ایران رخ داد بی‌شباهت به عامدانه بر هم زدن بازی برجام از داخل نبود.

آنچه ظریف نباید نسبت به آن سکوت می کرد

بی تردید سه فاکتور مهم اختلاف ایران و آمریکا٬ نقش تخریبی اسراییل٬ و جاذبه دلار اعراب توانسته است معادله های ضد ایرانی را در اطراف مرزهای ما تقویت کند، اما همواره این امکان وجود داشته است تا بتوان از بدتر شدن اوضاع و کنار هم چیده شدن و کامل شدن پازل های ضدایرانی جلوگیری کرد. با این حال٬ ظریف تاثیر شکل گرفتن معادلات خود بخودی جریان های مافیایی در سیاست خارجی را می فهمد. او از معدود کسانی است که باید نسبت به مداخله باند های نظامی در سیاست خارجی اقدام می کرد٬ اما با سکوتی ناشیانه از کنار همه آنها عبور کرد و تظاهر به نشنیدن کرد.

ظریف به این هم اشاره ای نداشت که کشورهایی که باندهای نظامی و امنیتی در آن نفوذ زیادی دارند همواره در معرض این تردید قرار دارند که در حال انجام فعالیت های مشکوک خارج از نظارت هستند. از آنجا که ایران حاکمیت سیاسی غیر یک دستی دارد همواره این تردید وجود دارد که اگر موازنه سیاسی فعلی در ایران به هم بریزد طیف بعدی حاکمیت در ایران چه رفتاری را اتخاذ خواهند کرد.

ظریف باید مانع خرج شدن منافع دراز مدت مردم ایران در مسابقه شلیک موشک های دوربرد سپاه می شد٬ اما نه تنها به روی خود نیاورد٬ بلکه نسبت به استفاده ابزاری از تاسیسات موشکی ایران در تبلیغات حکومتی بی تفاوت بود.

او معنای این عبارت را می فهمد که بدون رابطه حداقلی با آمریکا نمی توان انتظار رشد و توسعه اقتصادی داشت و هزینه رشد اقتصادی چندین برابر می شود. ظریف نسبت به این واقعیت تلخ دنیای امروز هشدار نداد اقدام هایی که ظن نقض برجام را تقویت کند بحران های بین المللی و اقتصادی کمر شکنی را برای کشور فراهم می آورد.

ظریف حتی به این اشاره نکرد که در دنیای امروز نمی توان برجام امضا کرد ولی با استبداد به سرکوب شهروندان عادی و نویسندگان و هنرمندان و روزنامه نگاران و نهادهای حقوق بشری پرداخت و آنگاه انتظار داشت تا با کشور شما و میانمار مانند دیگر کشورها رفتار کنند. او در جایی اشاره نکرد وقتی کشوری همه معیارهای امروز حقوق بشر را زیر پا گذاشت و ده‌ها زندانی سیاسی بلاتکلیف در دست چندین نهاد امنیتی قرار دارد نمی توان تاثیراین اخبار را در رسانه ها و افکار عمومی جهانی نادیده گرفت٬ زیرا چنین رفتاری بهانه ای برای زیر سوال بردن توافقی مانند برجام از سوی لابی های ضد ایرانی خواهد بود.

ظریف در هیچ جا بر این نکته تاکید نکرد تا وقتی که ایران سیاسی ترین و امنیتی ترین قوه قضاییه را در سراسر جهان داراست هیچ سرمایه بزرگ بین المللی جرات وارد شدن به بازارهای مالی ایران را نخواهد داشت، زیرا ریسک وارد شدن به ایران سود سرمایه گذاری در ایران را کاهش می دهد و نیز همکاری با کشورهای ناقض حقوق بشرارزش سهام شرکت ها را تحت تاثیر قرار می دهد.

او هیچ‌گاه به این اشاره نکرد که هزینه همه معاملات ایران در سطح جهان پس از برجام حدود ۳۵ درصد گران تر از هر معادمله دیگری است زیرا همه معامله ها وقتی مقرون به صرفه اند که به دلار انجام شوند و یا خزانه داری آمریکا با آن مخالفت نکند. ظریف این را نیز باید می گفت که ین ژاپن و یوآن چین به علت ادامه تحریم های ایران از سوی آمریکا همه معامله ها را به قیمت گرانتر با ایران انجام می دهند و یورو خود را درگیر معامله هایی با ایران نمی کند که ممکن است با مخالفت خزانه داری آمریکا مواجه شود.

او در جایی نگفت که مشکل همه فعالیت های هسته ای ایران از همان روز ازل ادامه تنش با آمریکا و فراوانی شعارهای ضد اسراییلی است و در صورتی که روابط ایران و آمریکا خصمانه و سیاست خارجی کشور درگیر تسویه حساب با اسراییل نبود هیچ‌گاه فعالیت های هسته ای ایران به قعر چنین دره هولناکی سقوط نمی کرد.

و آنچه ظریف به خود زحمت نداد تا در مورد آن اظهار نظر کند این بود که ایران توانایی این را دارد تا همه شاخ‌های اسراییل را در منطقه خرد کند، اما گردن کشور ایران نیز خرد خواهد شد. ظریف باید از برجام دو و سه برای پایداری برجام یک دفاع می کرد اما سکوت کرد و ترجیح داد تا روابط بالا دستی اش آسیب نبیند.

مجموعه عوامل فوق منجر به تردید جدی در برجام از سوی آمریکا شده است. اکنون محمد جواد ظریف بیش از دیگران می داند که تردید در برجام٬ تطویل اجرای برجام٬ یا اضافه و کم شدن بند هایی به یا از برجام بدون اینکه مردم در جریان آن قرار بگیرند چه بحران طاقت فرسای پر هزینه‌ای است که باید از شکل گرفتن آن جلوگیری می شد.

بازگشت به صفحه اول