بالاخره آقای دونالد ترامپ به صحنه آمد و حرف خودش را زد و به قول شیرازی‌ها شف شف نکرد و گفت شفتالو.
واقعیت‌های جهان خارج و داخل ایران آن‌طور نیستند که ما آرزو می کنیم . خیال پردازی در سیاست جایی ندارد، در سیاست نیروهای واقعا موجود را همان طور که هستند باید پذیرفت و با آن‌ها به مذاکره نشست. نیروهای مخالف برنامه‌های ایران در واقعیت هم در کاخ سفید و هم در سنا و هم در مجلس نمایندگان خیلی قوی‌تر از أن هستند که ما فکر می‌کنیم. سه ژنرالی که در کاخ سفید آقای ترامپ را کنترل می‌کنند، هر سه مخالف جمهوری اسلامی و برنامه های حکومت اسلامی در منطقه هستند و شوخی هم نمی‌کنند . هر سه ژنرال در افغانستان و عراق از نزدیک با برنامه‌های سپاه قدس درگیر بوده‌اند و معتقدند که جمهوری اسلامی در منطقه بیشتر از داعش، موجب نا امنی  شده و آمریکایی‌ها را هم اینجا و آنجا کشته است. آقای ترامپ را ممکن است دوست نداشته باشیم همان‌طور که روشنفکران آلمان هیتلر را دوست نداشتند و یا اعضای حزب لنین، استالین را دوست نداشتند ولی در توانایى ان‌ها در جنگ و کشتار تغییری ایجاد نکرد .

من هم در آمریکا و در خود واشنگتن علیه ترامپ به خیابان رفتم و علیه او شعار دادم و به ایشان هم رای ندادم ولی توازن نیروها در حدی است که نمی توانم چشم‌ها را ببندم و خیال‌پردازی کنم و به مردم بگویم که انشاالله گربه است.

امروز ترامپ همان کاری را کرد که ریگان با جمهوری اسلامی کرد و به رفسنجانی پیغام داد که ۴٨ ساعت وقت دارید تا این بساط را تمام کنید و آمریکایی‌ها را ازاد کنید و رفسنجانی چون سیاستمدار بود شعار نداد بلکه به دادوستد و به مذاکره روی آورد نه به شعار. این بار ترامپ از ریگان هم جلوتر رفت و تمام سپاه  را تروریست اعلام کرد و شمشیر را از رو بست. رییس‌جمهور این قدرت را دارد که به هر دلیل درست و یا نادرست به هر کشوری اعلان جنگ کند و حتی کنگره هم ممانعت نکند. مگر در عراق هم همین طور نشد؟ این ژنرال‌ها که قدرت را در کاخ سفید به عهده دارند، آمده اجرای فرمان رییس‌جمهور هستند، حتی اگر رییس‌جمهور تصمیم بگیرد به کره شمالی حمله یک‌جانبه اتمی کند. از زمان دستور تا اجرا و فشردن دکمه‌ها فقط ۵ دقیقه فرصت است. یادمان باشد معاون ترامپ، مایک پنس هم همین‌طور فکر می کند فقط روش او متفاوت است ، این أقایان با جو بایدن و باراک اوباما و جان کری بسایر متفاوت‌اند، تفاوت‌شان از فرق خمینی تا منتظری و یا طالقانی است .

به نظر می رسد که دانلد ترامپ و تیم ایشان سیاست مذاکره با دولت جمهوری اسلامی را به‌کل  کنار  گذاشته‌ و به تغییر رفتار حکومت ایران اعتقادی ندارند، یعنی  خیلی روشن به تغییر رژیم رسیده‌اند. لذا همه جناح‌های جمهوری اسلامی را یکی می‌دانند و کلیت سیستم را تروریست و عامل بی ثباتی منطقه ارزیابی می‌کنند.

بعضی از فعالان سیاسی هستند در این ماجرا  مثل شاعران عمل می‌کنند. شاعر معمولا گوشه‌ای می نشیند و سیگارش را می‌کشد و بدی ‌ها را به زیبایی نشان می‌دهد و آن‌چه را که دلش می‌خواهد ببیند به تصویر و یا شعر می‌آورد و اگر هم مثل حافظ جرات داشته باشد می گوید که: ای ملت این واعظان که در بالای منبر این‌طور شکر می‌خورند، هرکدام یک اسکله خصوصی دارند و پنجاه تا امامزاده پر درآمد دارند و  پشت پرده چنین و چنان می‌کنند  ولی تفنگ که بر نمی‌دارند به جنگ بروند و یا در میز مذاکره با حریف مذاکره سیاسی نمی‌کنند، آن‌گونه که لوک‌تو پیرمرد در جنگ ویتنام با آمریکا و اروپا کرد و یا ظریف با ۵ به‌علاوه ١ کرد.

اوضاع در منطقه آماده یک تغییر است، شاید یک جراحی و این جراحی خونبار و دردناک است و ممکن است که بیمار زیر عمل بمیرد. چون ممکن است عربستان و پوتین و نتانیاهو اعضای تیم جراحی باشند و همسایگان ما هم تماشاگر تابرای برنده هورا بکشند! باید دید که  آقای روحانی به عنوان رییس‌جمهور انتخابی چقدر دانش و هوش سیاسی دارد تا بتواند مثل هاشمی و خاتمی ایران را از یک جنگ ویرانگر کنار بکشاند و به مردم فرصت دهد تا یک‌بار دیگر زنده بمانند و در آینده، کشورشان را بسازند.

آرزوی من به عنوان یک معلم ایرانی و امریکایی این است که از این دامگه حادثه سلامت بیرون بیاییم و از تخریب و کشتار جمعی ایرانیان جلوگیری کنیم . من بدبین نیستم ولی کور و کَر هم نیستم. همین‌که در این شرایط، پادشاه عربستان به خدمت پوتین می رود تا مذاکره کند و همین‌که در ایران به ناگاه یادشان می‌آید که خاتمی را محدودتر کنند مبادا فریادی از سردرد بکشد و همین‌که روحانی به سپاه نزدیک و نزدیک‌تر می شود و آن‌ها را دیگر دولت با اسلحه نمی‌خواند و همه مردم ایران را هواخواه سپاه پاسداران قلمداد می‌کند، نشان می دهد که خبرهایی در راه است.

راه برون رفت از این خطر، مذاکره با دشمن، خرید وقت و زمان و در همان حال فشار از پایین است. به‌خصوص در آمریکا که گاهی فشار از پایین کمک می‌کند و من احتمال می‌دهم  که آقای مولر که روی پرونده ترامپ و روس‌ها کار می‌کند، به‌طور آشکار تحقیقات خود را سرعت بخشیده تا قبل از این که ترامپ دست به عملی بزند او را به دادگاه عالی بکشد تا فرصت نابودی جهانی را از او بگیرد و ترامپ هم بسیار باهوش و زرنگ است و این اقدام را پیش‌بینی کرده است و همین است که الفاظ و حملات و تبلیغات او نسبت به کره و ایران تندتر شده است.

عده‌ای هم به اعلامیه‌های فرانسه و سخنرانی خانم موگرینی دلبسته‌اند و فکر می‌کنند که اروپا قدرت وتوانایی سیاسی از بروز جنگ دیگری در خاورمیانه را دارد!  اروپا به‌دنبال قراردادهای شیرین و چرب با ایران است و هرگونه تحریم جدید از طرف آمریکا و وزارت خزانه‌داری أمریکا، اروپا را از سرمایه‌گذاری درایران منصرف می‌کند.
اگر امروز کاری نکنیم ، ممکن است فردا دیر باشد. خطر را ببینیم  و در رفع آن به میدان بیاییم.

بازگشت به صفحه اول