زیتون– نسخه الکترونیکی کتاب «درویشی و خرسندی؛ در فلسفه، ادبیات و روشنفکری» نوشته‌ی « احسان ابراهیمی» منتشر شد. آن‌چه در ادامه می‌آید دیباچه‌ی این کتاب است که بوسیله‌ی نویسنده در اختیار زیتون قرار گرفته است.

***

دیباچه:
کتاب حاضر مجموعه مقالاتی است که در سالهای ۹۱ تا ۹۴ خورشیدی منتشر شده اند. سه حوزه اصلی که مضمون کلی این مقالات هستند عبارت اند از فلسفه- روشنفکری دینی و ادبیات.

این سه حوزه همواره از جمله دلمشغولی ها و مرکز توجه و مطالعه من هستند و سالهاست پیگیر آنها هستم.
همچنین دو مقاله به همراه یک سخنرانی برای نخستین بار در این کتاب منتشر می شوند.

تاریخ انتشار مقالات را در چیدمان این کتاب رعایت کرده ام و اولین مقاله در واقع تقدم زمانی دارد اما دو مقاله پایانی که نخستین بار در این مجموعه منتشر می شوند مربوط به سال ۸۸ خورشیدی هستند. دلیل آن عمدتاً این است که موضوع این دو مقاله پیوند یا مناسبت زمانی ایی ندارند و دو مقاله صرفاً تحقیقی هستند که بیشتر درباره شان سخن خواهم گفت.

اما نخستین مقاله با عنوان «در سنجش روشنفکران عرفی» ناظر به سنجش مفهوم و مصداق «روشنفکر عرفی» در جامعه ایران است. به نظر من و بنا به تفصیل مندرج در مقاله، روشنفکران عرفی در سپهر فکری اجتماعی ایران بلاموضوع هستند.

دومین مقاله در این مجموعه «محمد صادقی تهرانی و ایدئولوژی قرآنی» ناظر به نقد روایت و نقد مرحوم دکتر محمد صادقی تهرانی است درباره نظریه «قبض و بسط تئوریک شریعت» دکتر عبدالکریم سروش. در این مقاله تلاش کرده ام ضمن امانتداری در نقل نقد صادقی تهرانی، موارد نادرست خوانش و سنجش وی را بر قبض و بسط شریعت روشن و مشخص کنم.

سومین مقاله، مطلبی است با عنوان «خطاهای روایت ملکیان از روشنفکری دینی». در این مطلب نسبتاً مستوفا، تلاش کرده ام نقد قدیمی مصطفی ملکیان را به روشنفکری دینی باز بشکافم و میزان درستی آن را بیان و نقد کنم.

مقاله چهارم با عنوان «درویشی و خرسندی» ناظر است بر خوانش نگارنده از فلسفه اخلاق و مبانی اخلاق فلسفی در دیوان حافظ. مقاله حاضر در واقع بخش منتشر شده از مقاله بلندی است که هنوز منتشر نشده است. همین بخش منتشر شده هم بخش عمده ای از کتاب حاضر را به خود اختصاص داده است. تلاش کرده ام خوانش خود را از ابیات حافظ در دیوان غزلیاتش ذیل مفاهیم و مکاتب فرااخلاق و اخلاق فلسفی بدست دهم.
در مقاله پنجم که عنوانش «نظریه انگیزش الهی و معضل شرّ» است، به راه حل پیشنهادی لیندا زاگزبسکی درباره معضل قدیمی و فلسفی شرّ که در کتاب «نظریه انگیزش الهی» طرح شده است پرداخته ام. این کتاب هنوز به فارسی برگردانده نشده است. کتابی است در فلسفه اخلاق که نظریه نوین نویسنده در فرااخلاق در آن مطرح شده است.

مطلب ششم دوباره در نقد خوانش مصطفی ملکیان است از روشنفکری دینی تحت عنوان «ملکیان، ذات گرایی و نگرش غیرتاریخی». این مطلب که در واقع مصاحبه من است با دکتر سروش دباغ، ناظر به گفتگوی منتشر شده مطصفی ملکیان است با هومان دوراندیش که در آنجا ملکیان بار دیگر نقد پیشین خود را به روشنفکری دینی تکرار کرده است. در این مصاحبه تلاش کرده ام با مطرح کردن اهم نقدهای ملکیان، میزان قوت منطقی نقد وی را آفتابی سازم. همچنین درباره نظرات وی راجع به فقه و دیگر موضوعات، پرسشهای انتقادی خود را از دکتر سروش دباغ پرسیده ام.

در مقاله هفتم از این مجموعه، به سراغ ترجمه و شرح دکتر سروش دباغ از اثر کلاسیک رساله منطقی فلسفی لودویک ویتگنشتاین رفته ام که در سال ۹۴ منتشر شد. در «تراکتاتوس در ترازو» ضمن معرفی ترجمه و شرح این اثر، نقدهایی چند به ترجمه وارد کرده ام و آنها را توضیح داده ام.

سه مطلب پایانی این مجموعه برای نخستین بار منتشر شده اند لذا جا دارد کمی بیشتر درباره آنها سخن بگویم.
مطلب هشتم با عنوان «انسان در متن ایدئولوژی» ناظر به انسان شناسی دکتر علی شریعتی است در مجموعه آثارش. شریعتی به عنوان متفکری مهم در ایران معاصر، به مفهوم انسان بسیار پرداخته است. در میان مجموعه آثارش اعم از سخنرانی و نوشته ها، بخشی مهم و عمده ایی به انسان و تلقی و برداشت وی از مفهوم انسان اختصاص دارد. تاکنون تحقیقی اینچنین درباره انسان شناسی شریعتی صورت نگرفته است. این تحقیق در واقع متعلق به سال ۸۸ خورشیدی است اما برای نخستین بار در این مجموعه منتشر می شود.

مطلب نهم هم که از نظر زمانی متعلق به همان سال ۸۸ است مقاله ایست تطبیقی با عنوان «در باب سعادت» در آرای اخلاقی ایمانوئل کانت و امام محمد غزالی. دو تن از متفکران تاریخ ساز در دو سوی عالم. در این مقاله با استشهاد تام به اثر مهم کانت «نقد عقل عملی» و «کیمیای سعادت» غزالی تلقی هریک از این دو را از مقوله سعادت اخلاقی بیان کرده ام. این مطلب نیز نخستین بار است که در اختیار خوانندگان قرار می گیرد هرچند کلیاتی از آن در سلسله جلسات «فلسفه اخلاق» در بنیاد سهروردی در شهر تورنتوی کانادا مطرح شده است.
مطلب دهم و پایانی هم با عنوان «نقش و جایگاه سهراب در شعر نیمایی» در واقع متن سخنرانی ایست که در بنیاد سهروردی داشته ام به مناسبت سالروز سهراب سپهری شاعر نامدار همروزگار ما. تلاش کرده ام با مراجعه به آثار نیما و سهراب به تفاوتها و شباهتهای این دو شاعر مهم فارسی همچنین تاثیرات سهراب از نیما و تغییری که وی در روند شعر نوی فارسی پدید آورده است در مجال یک سخنرانی یکساعته بپردازم. این مطلب، سهم ادبیات را در این مجموعه ادا کرده است.

این مجموعه تأملات فکری من است درباره موضوعات پیش گفته و البته خود را در ابتدای راه می دانم. نگاهی به این مجموعه نشان می دهد که سهم «روشنفکری دینی» از دو عرصه دیگر بیشتر و پررنگ تر است. در رتبه بعدی مقالات فلسفی است و در انتها ادبیات.

اما در باب عنوان کتاب. بلندترین مقاله در این کتاب، مقاله «درویشی و خرسندی» است که به مختصری که گذشت درباره فلسفه اخلاق حافظ شیرازی است. بنظرم این عنوان را هم به دلیل بلندترین مقاله کتاب و هم به دلیل ترکیب شیوا و شیرینی که دارد می توان و باید به عنوان نام کل اثر برگزید.

امیدوارم خوانندگان، نگاه سنجشگرانه خود را فروننهند و با نقدهای خود بر ژرفای این مباحث بیافزایند.
تورنتو
سال ۲۰۱۷ میلادی

بازگشت به صفحه اول