هر موشک سعودی یا اسراییلی که به سوی یک مرکز نظامی ایران شلیک شود دو امضای نتانیاهو و حسین شریعتمداری کیهان را بر بدنه خود دارد. این در حالی است که همه اخبار حول و حوش ایران حاکی از آماده شدن ائتلاف عربستان ٬ تل آویو  و کاخ سفید برای تحمیل یک جنگ خانمان سوز دیگر به ایران هستند. با این تفاوت که پس از این جنگ دیگر کسی خاطره ای از درگیری در نبرد نخواهد نوشت. زیرا این جنگ نبرد تکنولوژی های مدرن نظامی آمریکا و اسراییل با پایگاه‌‌ها و احتمالا مراکز موشکی ایران است و نیروی انسانی چندانی در آن نقش ندارد.

در همه جنگ ها ستون پنجمی وجود دارد که برای دشمن فعالیت می کنند و به آتش دشمن گرا می دهد. در جریان جنگ ایران و عراق نیز بودند عوامل ستون پنجم که پس از کشیده شدن آژیرخطر٬ از درون شهرها به هواپیماهای عراقی علامت می دادند تا خانه های مردم را دقیق تر بمباران کنند. حسین شریعتمداری روزنامه کیهان یک تنه نقش همه آن ستون پنجم ها را در شرائطی بازی می کند که برای دومین بار تقریبا همه اعراب٬ اما این بار به سرپرستی اسرایل برای تسویه حساب تاریخی با ایران در حال آماده شدن هستند.

هیچ منبع مستقلی نمی تواند اثبات کند موشکی که به سوی فرودگاه ملک خالد ریاض شلیک و رهگیری شد از طرف ایران به حوثی های یمن داده شده است. حداکثر می توان با شکایت ایران یا عربستان سعودی یک کمیته تحقیق بین المللی تشکیل شود تا پیرامون موضوع تحقیق کند. اما بعید به نظر می رسد حتی در صورت تشکیل چنین کمیته ای نتیجه کار آن پس از چند سال به سرنوشتی بیش از سرنوشت کمیته بین المللی تحقیق در مورد ترور رفیق حریری در سال ۲۰۰۵ منجر شود.

هر کشور دیگری به جز ایران بود٬ موضعگیری روزنامه کیهان را که به صراحت مسئولیت موشک شلیک شده به فرودگاه ریاض را ــ به عنوان نماینده رهبر ایران ــ رسما بر عهده گرفته است در دادگاه‌های نظامی فوق العاده مورد رسیدگی فوری قرار می داد. زیرا آماده باش نظامی یک ماه اخیر همه نیروها و قوای نظامی و امنیتی کشور از سپاه و ارتش حاکی از وجود تهدیدی است که در حال جدی تر شدن است و به هیچ وجه نباید آن را تحریک کرد یا ابلهانه به استقبال آن رفت.

هر چند رژیم بشار اسد یکی از خونریزترین رژیم های منطقه است٬ اما وحشتی که داعش از خود باقی گذاشت تهدیدی بزرگتر از هر توحش دیگری است. این روزها همه مراکز اصلی داعش در عراق و سوریه با کمک ائتلاف بین الملل و نیز با مداخله نظامی ایران و روسیه تقریبا پایان یافته است. غائله استقلال اقلیم کردستان عراق نیز به پایان رسید و نتوانست پای سعودی ها را به نزدیک مرزهای ایران باز کند. هنوز هیچ طرحی برای آینده سوریه‌ی ویران قابل تصور نیست٬‌اما هرچه هست توانایی ایران برای به عقب رانده همه قوای داعش در سوریه و عراق آثار بروز معادلاتی را آشکار می کند که بر اساس آن سعودی ها هر چه بیشتر و بیشتر در منطقه به حاشیه رانده می شوند.

هم سعودی ها دچار درگیری های داخلی جدی و جنگ قدرت هستند که دستگیری شاهزاده ها و وزرای فعلی از سوی طیف های افراطی دلیل آن است و هم دولت ترامپ با بحران مشروعیت و به هم ریختگی داخلی به ده‌ها دلیل مواجه است. اما هر چه هست اسراییلی ها به عنوان یک شاهکار سیاسی موفق شده اند تا در منطقه خاورمیانه دو بحران سعودی ها و ناهماهنگی دولت ترامپ را به هم گره زده و آن را به سوی ایران سرریز کنند.

برخی از اسراییل شناسان معتقدند که ارتش اسراییل هر هفت هشت سال یک بار به بهانه های متفاوت تهدید های شکل گرفته در اطراف خود در غزه یا جنوب لبنان را با استفاده از ارتش قوی خود درو کرده و برای حداقل چند سالی مطمئن می شود که دیگر تهدید شاخص و فوری بزرگی در اطراف مرزهایش وجود ندارد. آخرین جنگ اسراییل به جنگ پنج سال پیش در غزه باز می گردد که عملا پرتاب راکت از غزه به اسراییل را متوقف کرد.

پس از چند سال درگیری با داعش و نزدیک شدن پایان جنگ در سوریه٬ تهدید جدیدی علیه اسراییل شکل گرفته است. این تهدید تثبیت نسبی ایران در سوریه و قدرتمند شدن حزب الله بواسطه نزدیکی با ایران است. به این ترتیب، با توجه به سابقه ای که اسراییل از خود باقی گذاشته است می توان احتمال داد که چهار سال پس از جنگ غزه٬ اسراییل زمان را برای درو کردن تهدیدهایی که در اطراف مرزهایش شکل گرفته مناسب تشخیص داده است. اما این بار اسراییل عربستان و بیشتر اعراب را نیز در کنار خود دارد و طبعا حمله به مراکزی در ایران و نیز علیه حزب الله می تواند هدف اصلی اسراییل باشد.

ائتلاف به رهبری عربستان هنوز نتوانسته است جنگ در یمن را به پایان برساند و فرسایشی شدن آن سعودی ها را نگران کرده است. موشک های شلیک شده از یمن نیز بحران جدیدی است که جدا امنیت سعودی ها را تهدید می کند. هر چند که ایران بعد از اسراییل بزرگترین تجربه نظامی و گسترده ترین تاسیسات نظامی منطقه را دارد که به اعتبار فعالیت های هسته ای در ردیف بالاتری قرار می گیرد و نیز شمار موشک های دور برد اعتبار نظامی مضاعفی را برای ایران ایجاد می کند٬ اما نباید فراموش کرد که هزینه های نظامی عربستان سعودی در سال گذشته دو برابر آلمان بوده و پس از چین در جایگاه سوم قرار گرفته است. بودجه نظامی این کشور بالغ بر ۸۷ میلیارد دلار بوده، در حالی که بودجه نظامی روسیه ۶۶ میلیارد دلار و بریتانیا ۵/ ۵۵ میلیارد دلار بوده است. مقایسه بودجه ۸۷ میلیارد دلاری عربستان با بودجه چهارده میلیارد دلاری ایران ملاحظات دقیقی را می طلبد. این در حالی است که عربستان در جریان سفر ترامپ به ریاض فقط ۱۱۰ میلیارد دلار ابزار و اسلحه خریداری کرد.

تفاوت سایز توان نظامی ایران با اتحادیه عربستان + اسراییل تهدیدی بالقوه ای برای ایران به شمار می رود. علاوه بر این ٬‌در صورتی که سعودی ها تصمیم بگیرند عملیاتی را علیه هدفی در ایران انجام دهند می توان احتمال داد که این نظامی های اسراییلی هستند که به نام ریاض آن را انجام خواهند داد. زیرا سعودی ها سلاح های مدرن دارند٬ اما این اسراییل است که می تواندعملیات پیچیده نظامی را هدایت کند.

در چنین شرایطی حسین شریعتمداری کیهان که از قضا نظر او هم به احمدی نژاد نزدیکتر است٬ با هورا کشیدن برای شلیک موشک به ریاض عملا دارد موشک های اسراییلی را به تهران دعوت می کند.

بسیاری از کشورها بعد از چهل یا پنجاه سال اسناد طبقه بندی شده خود را از ردیف محرمانه خارج و آن را منتشرمی کنند. بعید نیست پنجاه سال دیگر اسنادی از ردیف محرمانه خارج شود مبنی براینکه کسانی در تشکیلات روزنامه کیهان عمدا و حساب شده رهنمودهایی می دادند یا تیترهایی می زدند تا ائتلاف یا مجامع جهانی با استناد به آن بتوانند جنگی حساس را در یک مقطع حساس علیه ایران راه بیاندازند که عواقب جبران ناپذیری را برای مردم ایران در پی داشت.

گرا دادن به کشورهایی که برای حمله به ایران برنامه ریزی نظامی و توطئه می کنند هر چند ممکن است از یک بلاهت مذهبی ناشی شود٬ گاها بی‌چشمداشت به منافعی از سوی دشمن صورت می گیرد. برای مثال٬ محمد شوربه که به عنوان دست راست سید حسن نصرالله رهبر حزب الله سال‌ها از زندگی خصوصی نصرالله وهمه فعالیت های خارجی حزب الله مستقیما برای موساد جاسوسی می کرد و عماد مغنیه را نیز به اسراییل پیش کش کرد ــ که اسرائیل و سیا بیست سال در پی او بودند ــ حتی پول چندانی از موساد دریافت نمی کرد. او با پولی که بابت حدود ده سال جاسوسی از اسراییل دریافت کرد حداکثر توانسته بود دو سه قطعه زمین کوچک در غزه خریداری کند که ارزش چندانی هم نداشت.

ناگفته هایی از پشت پرده جنگ در غزه ،فرزانه روستایی روزآنلاین 

.

بازگشت به صفحه اول