در حالی که اندوهی دیگر ایران را درنوردیده است و زلزله‌ای در غرب کشور به بزرگی ۳/۷ ریشتر رخ داده که صدها کشته و هزاران مصدوم و خانه ویران به جا گذاشته است، خبر می‌رسد که احمدی‌نژاد  فارغ از رنج مردم داغدار، در حمایت از یار غارش بقایی و شاید نگران از آینده‌ی خود، در حرم شاه عبدالعظیم معرکهًگیری کرده و به تسویه حساب‌های شخصی مشغول شده است. در این یادداشت می‌کوشم یادآوری کنم که رفتار این دولتمرد عوام‌فریب تازگی ندارد و  عادتی بود  که در دوران ریاست‌جمهوری نیز وجود داشت، اما از جانب کسانی که نظرشان به او نزدیک بود، کمتر مورد اعتنا و توجه قرار می‌گرفت.

ایران ما  از این گونه رویدادهای تلخ را کم ندیده است. اما، آنچه موجب درد مضاعف است اینکه افزون بر قهر طبیعت، سوء مدیریت و بی کفایتی زمامداران موجب دو چندان شدن این دست بلایا شود.

کافی است که در خصوص زلزله اخیر به یادآوریم که اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور گفته در این زلزله «بیشتر خانه های تخریب شده متعلق به ساختمان های مسکن مهر بوده است.»

به عبارت دیگر مقاومت این ساختمان های نوساز چیزی در حد مقاومت ساختمان های فرسوده و قدیمی بود. به بیان دیگر اگر مقاوم سازی ساختمان های «مسکن مهر» از آغاز در نظر گرفته می شد، ای بسا میزان خسارت ها جانی و مالی بسیار کمتر از میزان کنونی بود. اما، چرا مقاوم سازی ساختمان ها در نظر گرفته نشد؟

در خبری شگفت انگیز، رئیس سازمان نظام مهندسی ایران، اعلام داشته که «سازمان نظام مهندسی هیچ نظارتی در ساخت واحدهای مسکن مهر نداشته و هیچ مهندس ناظری هم از سوی این سازمان برای واحدهای مسکن مهر معرفی نشده‌اند.»

این یعنی در پروژه کلانی همچون مسکن مهر که تا کنون دو میلیون و ۳۰۰ هزار واحد مسکونی در شهرهای مختلف ایران ساخته شده، حتی بر یکی از این ساختمان ها، سازمان نظام مهندسی و لو اندک نظارتی نداشته است. ظاهرا چنین تصمیمی در دولت احمدی نژاد به این منظور گرفته شده بود تا از هزینه ساخت این پروژه کاسته شود. این یعنی صرفه جویی به طریق احمدی نژاد. صرفه جویی به قیمت جان مردم.

منهای قهر طبیعت دراین رویداد انصافاً باید دولت احمدی نژاد را در راه اندازی و پیشبرد این پروژه بدون نظارت سازمان نظام مهندسی مقصر دانست. چنین تصمیمی می تواند موجب اقامه پرونده قضایی علیه او و دست اندرکاران دولتش شود.

چنین ادعایی (یعنی اقامه دعوای قضایی علیه احمدی نژاد) مبتنی بر این پرسش است که مگر می شود باور داشت احمدی نژاد نسبت به جان مردمان کشورش بی خیال بوده باشد؟

برای پاسخ به این پرسش بازخوانی رفتار احمدی نژاد در زلزله سال ۱۳۹۱ در منطقه ورزقان کمک بزرگی به شناخت شخصیت بی مبالات او نسبت به سرنوشت هم میهنان عزیز آسیب دیده می کند.

در روز شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ زلزله ای به بزرگی ۶٫۴ ریشتر آذربایجان شرقی را درنوردید که در نتیجه آن خسارات هنگفتی به شهرها و روستاهای این منطقه وارد آمد. بر اثر این زلزله  ۳۰۶ نفر از هم میهنان کشته، بیش از ۵۰۰۰ نفر مجروح و ۵ هزارواحد مسکونی به طور کامل تخریب شده‌اند.  اما، رییس دولت وقت، محمود احمدی نژاد، در آن حادثه چه کرد؟

زلزله در ایران، احمدی نژاد عازم مکه
عربستان در روزهای ۲۴ و ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ با دعوت از سران کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی میزبان اجلاسی در مکه در ماه رمضان آن سال شده بود. محور این اجلاس تقیبح  رژیم اسد در کشتار مردمش بود. در حالی که سه روز پیشتر از موعد اجلاس، در آذربایجان شرقی زمین لرزه مهیبی مردم ایران را عزا دار کرده بود، احمدی نژاد نه تنها برنامه از پیش تعیین شده برای حضور در این اجلاس سازمان همکاری اسلامی را لغو نکرد بلکه در رأس یک هیأت بلندپایه از جمله با حضور وزیر مسکن خود عازم این اجلاس شد.

او در سه روز باقی مانده تا اجلاس نه تنها یک سرکشی کوچک از مناطق زلزله زده نکرد؛هیچ؛ حتی یک پیام تسلیت خشک و خالی به منظور ابراز همدردی با آسیب دیدگان ارسال نکرد. شگفت انگیزتر اینکه او دو روز زودتر از موعد اجلاس عازم مکه شد، لباس احرام به تن کرد، حج استحبابی به جا آورد و سپس در اجلاسی شرکت کرد که سرتا پا زیان سیاسی برای کشور بود.

در این اجلاس که میزبان (عربستان) به تعمد از دولت سوریه برای شرکت در آن دعوت به عمل نیآورده بود، کلیه کشورهای حاضر به استثنای جمهوری اسلامی رأی به تعلیق عضویت سوریه در سازمان همکاری اسلامی دادند . به این ترتیب، سوریه پس از تعلیق عضویتش در اتحادیه عرب، از سازمان همکاری اسلامی نیز تعلیق عضویت یافت. پنجاه و پنج کشور اسلامی همنوا با ریاض رای به محکومیت اسد دادند و به این ترتیب وزن جمهوری اسلامی در سازمان همکاری اسلامی نیز دانسته شد.

حتی اگر زلزله ای در ایران رخ نداده بود، از نظر کارشناسی حضور احمدی نژاد در آن اجلاس به صلاح نبود چرا که ارزیابی ها به خوبی نشان می داد که اجلاس قطعا به نفع میزبان رأی به تعلیق سوریه خواهد داد. بنا بر این، برای جامی اسد شایسته تر بود یا اجلاس را تحریم می کرد یا اگر بنا به حضور در آن بود، سطح هیأت جمهوری اسلامی نمی بایست در سطح رییس جمهور، آن هم با هیأتی بلندپایه، می بود. حتی در این صورت نیز قطعا ضرورتی در حضور دو روز زودتر در مکه وجود نداشت. به این ترتیب، احمدی نژاد سه خبط بزرگ مرکتب شد:

یکم: در مقام عالی ترین مقام اجرایی از سرکشی به زلزله زدگان خودداری کرد در حالی که دو روز وقت سرکشی به مناطق زلزله زده را داشت.
دوم: از ارسال پیام تسلیت به مردم خود امتناع کرد.
سوم: به اجلاسی رفت که آبروی جمهوری اسلامی را برد و وزن ن را در جهان اسلام نشان داد.

در فضای پر التهاب سال های پایانی ریاست جمهوری احمدی نژاد، این بی مبالاتی او اننقادات تندی را نه تنها از سوی مردم و رسانه ها بلکه نمایندگان مجلس برانگیخت. پس از بازگشت از سفر مکه، احمدی نژاد پس از دو هفته از وقوع زلزله، سفری به مناطق زلزله زده نمود تا اندکی از بار انتقادات خود بکاهد وگرنه حضور او دیگر فایده ای نداشت.

این مثال گواهی است روشن از شدت بی مبالاتی احمدی نژاد به سرنوشت مردم کشورش حتی در سخت ترین زمان ها که نیازمند رسیدگی و مساعدت داشتند. در زلزله ورزقان شرمساری همیشگی بر پیشانی رییس جمهوری ماند که سفر حج را بر رسیدگی به مردم مصیبت زده کشورش ترجیح داد. در زلزله اخیر نیز بی کفایتی او در ساخت ساختمان های غیر مقاوم فاجعه را تشدید کرده است. گرچه دیرزمانی است احمدی نژاد دیگر در مسند قدرت نیست اما، سایه شوم بی کفایتی او همچنان برای کشور زیانباراست.

بازگشت به صفحه اول