پیشگفتار:

سایت «زیتون» در مرامنامه خویش، به وفاداری اش به اسلامیت و ایرانیت اشاراتی دارد. در نتیجه، خوانندگان انتظار دارند که سایت، پاسدار هر دوی این ویژگی ها باشد. رفراندوم استقلال اقلیم کردستان عراق در پنجم مهر ۱۳۹۶، موضوعی قابل تامل و نگران کننده بود زیرا آن رفراندوم با منافع ملی و امنیت ایران نیز سر و کار داشت.

بررسی محتوایی و ورود به اصل بحث رفراندوم استقلال اقلیم کردستان، موضوع این نوشتار نیست. هدف این نوشتار، بررسی مواضع سایت زیتون در این مورد است. به هنگام بحران فوق، آیا سایت زیتون برای خویش رسالت و وظیفه آگاهی رسانیدن به مخاطبین در حمایت از منافع ملی و امنیت ایران را داشته است؟ یا خیر، فقط در نظر داشته است مواضع طرفین را به اطلاع مخاطبین برساند؟ اگر سایت برای خویش، وظیفه آگاهی بخشی، یا حداقل فقط وظیفه ابلاغ نظرات طرفین را قائل بوده است، در انجام این وظایف، چقدر موفق بوده است؟

شیوه این نوشتار، بررسی مواضع سایت زیتون از لابلای یادداشت های منتشره در این سایت است. ما شاهد تفاوتی ماهوی در منتشرات سایت، در زمان بحران، و در زمان پسارفراندوم هستیم. لذا این دو برهه را تفکیک کرده و یادداشت های منتشره را در دو بخش مورد بررسی قرار می دهیم: «در هنگام بحران رفراندوم» و «در زمان پسارفراندوم».

بخش اول: یادداشت های هنگام بحران رفراندوم
به هنگام بحران رفراندوم اقلیم کردستان عراق، سایت علاوه بر انتشار مصاحبه و گزارش ها، اقدام به انتشار هفت یادداشت می کند. انتشار یادداشت های این برهه، با نشر یادداشتی از سردبیر به تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۶۹ آغاز و با نشر یادداشتی از سردبیر در ۱۱ مهر ۱۳۶۹ به اتمام می رسد. بازه زمانی انتشار این سِری یادداشت ها، از حدود یک هفته پیش از رفراندوم تا یک هفته پس از آن است.

یادداشت اول: «کردهای ایران را بر سر دو راهی قرار ندهیم!»، طاها پارسا، ۲۳ شهریور ۱۳۹۶

نخستین یادداشت این مجموعه از یادداشت های سایت زیتون در مورد رفراندوم استقلال اقلیم کردستان عراق، توسط سردبیر سایت به رشته تحریر در آمده است. نویسنده یادداشت فوق، پس از بررسی نظرات و استدلالات موافقین و مخالفین رفراندوم، تلاش می کند به استدلال مخالفین رفراندوم پاسخ بگوید و مخالفت با رفراندوم را غیر موجه نشان دهد.

وی با ارائه راه کارهایی چون توصیه حکومت ایران به درازکردن دست تمنا به سوی کارشناسان و صاحب نظران کُرد، و پرهیز دادن از اشتباهات سال های اول پیروزی انقلاب، امیدوار است که حکومت ایران با استقلال کردستان عراق مخالفت نکند:

«به نظر می‌رسد زمان برای آن‌که حکومت ایران دست تمنا به سوی کارشناسان و تحلیل‌گران و صاحب نظران کرد و  شخصت‌های بومی دراز کند، فرا رسیده است […..]. چه بسا در سایه‌ی یک تصمیم درست هم برداشت حکومت از منافع ملی و مخالفت او با استقلال حریم کردستان تغییر  کند و هم همان نفرت تاریخی ناشی از خطاهای نسل انقلاب  از یادها برود.»

چنانچه ملاحظه می شود، در این یادداشت، نگارنده به صراحت از استقلال کردستان عراق حمایت می کند و منافع ملی ایران را در مخالفت نکردن با جدایی کردستان عراق می داند.

یادداشت دوم: «پنج نگرانی جدی از استقلال اقلیم کردستان عراق»، فرزانه روستایی، ۲۵ شهریور ۱۳۹۶

تیتر یادداشت فوق، به شکل واضح و روشنی، در تعارض با محتوای یادداشت اول قرار دارد، زیرا تیتر و عنوان این یادداشت، به روشنی بیانگر نگرانی نویسنده از استقلال کردستان عراق است.

هرچند یادداشتِ نخست، به قلم سردبیر سایت زیتون بوده است و ممکن است به گونه ای در ذهن خوانندگان، تبادر کند که آن یادداشت بازگوکننده نظرات سایت است، اما شایان یادآوری است که این یادداشت دوم که در نقطه تقابل با یادداشت اول قرار دارد، توسط یکی از اعضای هیئت مؤسس و شورای سیاست‌گذاری همین سایت، به نگارش در آمده است و نشان از موضعی دیگر در این زمینه دارد.

نویسنده، در ابتدا به صراحت، بحران کردستان عراق را دارای پتانسیلی می داند که بالقوه می تواند برای امنیت ملی کشور ما بحران زا باشد:

«با توجه به جدال دو جریان نفوذ تهران و ریاض در منطقه خاورمیانه، بحران مستقل شدن اقلیم کردستان عراق دانسته یا ندانسته پتانسیل قابل توجهی دارد تا به یک بحران امنیت ملی در ایران تبدیل شود. در پروژه داعش هیچگاه ردپایی از اسراییل دیده نشد اما در این مورد خاص، روابط استراتژیک تل آویوـ ریاض و حمایت قاطع عربستان و امارات از استقلال کردستان عملا پای اسراییل را بدون واسطه به این بحران باز می کند.»

در ادامه، نویسنده، پنج نگرانی خویش از استقلال کردستان عراق را به شرح ذیل، فهرست می کند و سپس یکایک آن ها را تشریح می کند:

اقلیم کردستان درگیر اختلافات قومی عشیره ای
دشمنی بی پایان حزب دمکرات و جبهه میهنی کردستان
درگیری داخلی دو حزب  و کشانده شدن پای طرف های منطقه به جنگ
خطر فرصت سوزی برای استقلال کردستان و بحران آوارکان
نگرانی از ارتباط استقلال کردستان با دلار سعودی ها

یادداشت سوم: «رفراندوم کردستان و لزوم رویکرد واقع‌گرایانه به منافع ملی»، طاها پارسا، ۲ مهر ۱۳۹۶

در این یادداشت نویسنده، مثل یادداشت پیشینش (یادداشت اول)، تلاش دارد تا با بیان خوانشی جدید از منافع ملی ایران، به منافع ایران از استقلال احتمالی کردستان عراق اشاره کرده و دولتمردان ایران را به سوی هواداری از استقلال کردستان عراق، جهت دهد:

«اقلیم کردستان، در صورت استقلال، کشور ثروتمندی است و بنا به آمار غیر رسمی اقلیم کردستان سومین شریک اقتصادی ترکیه است! این کشور ثروتمند می تواند در گسترش و توسعه قدرت اقتصادی ایران سهم قابل توجهی داشته باشد و لذا بر مبنای تعریف واقع گرایانه ی مورگنتا از منافع ملی (منافع ملی از رهگذر قدرت)، چون موجب افزایش قدرت ایران می شود، حسن رابطه و همجواری با آن در راستای تامین منافع ملی است. اشاره ای که امروز مسعود بارزانی، کمتر از ۲۴ مانده به برگزاری رفراندوم، به دیدار خود با قاسم سلیمانی و سیاست ایران در این خصوص داشت، این امیدواری را  ایجاد می کند این بار (خلاف سوریه) منافع ملی ایران به شکل واقع گرایانه تعریف شده باشند.»

یادداشت چهارم: «پایان سایکس-پیکو و مصائب یک لندلاکد»، پیمان عارف، ۵ مهر ۱۳۹۶

این یادداشت، بیشتر به جنبه تاریخی شکل گیری ساختار ژئوپلیتیک منطقه پرداخته، و با بررسی ضعف ها و مرارت های ناشی از آن ساختار تصنعی و ساختگی، از شکل گیری ساختار جدید نیز اظهار نگرانی می کند و آن را به نقد می کشد:

«و باز اینکه اگر قرار است لندلاکدی شکل بگیرد که سرنوشت محتومش اگر جنگ و گسترش طلبی و ابزار قدرت‌های فرامنطقه ای بودن و ایجاد دردسر برای همسایگان و تکثیر مرارت ناشی از نظم یکصدساله سایکس-پیکو برای مردمان خاورمیانه نباشد، قطعا وابستگی به یکی از دو همسایه اش است. پس اساسا چنین استقلالی چه ضرورت عقلانی دارد؟»

یادداشت پنجم: «استقلال کردستان؛ تمامیت ارضی ایران»، مرتضی کاظمیان، ۶ مهر ۱۳۹۶

نگارنده یادداشت فوق، بدون ورود مستقیم به بررسی سود و زیان ما از استقلال کردستان عراق، نوشتار خویش را به تبیین نگرانی از داعیه های استقلال طلبانه احتمالی کردستان ایران و ارائه راهکارهایی در این زمینه اختصاص می دهد. چاره کار را نه استقلال و جدایی، بلکه رفع تبعیض ها و رعایت حقوق شهروندان می داند:

«چاره‌ی کار امنیت ملی و تمامیت ارضی و همزیستی مسالمت‌آمیز ایرانیان، در تلاش مشدد و سریع‌تر حکومت برای تحقق لوازم و تقویت زیرساخت‌های ضروری توسعه انسانی و پایدار است. […..].
چنین است که وقتی نگران تمامیت سرزمینی و امنیت ملی می‌شویم، هم‌زمان باید نگران حقوق بنیادین شهروندان ایران و بی‌عدالتی و تبعیض و باشیم و خواستار رعایت حقوق اساسی و مدنی ایرانیان، صرف‌نظر از جنسیت و قومیت و عقیده و مذهب و زبان و آیین ایشان.»

یادداشت ششم: «نقد تئوری اسراییل‌هراسی ایران در بحران کردستان عراق»، فرزانه روستایی، ۸ مهر ۱۳۹۶

در یادداشت فوق، نگارنده با استناد به یادداشت دیگرش در این مجموعه (یادداشت دوم)، ضمن تکرار نگرانی خویش از استقلال کردستان عراق، به نقد اسرائیل هراسی ایران پرداخته و بعید نمی داند که کردستان عراق، برعلیه منافع ملی ما با عربستان یا با اسرائیل هم پیمان بشود:

«بر اساس فاکت فوق پیش‌بینی شد که با بحران استقلال اقلیم کردستان عراق٬ پای تل آویو بی واسطه یا با واسطه ریاض به این بحران باز می شود. اتفاقا این پیش بینی خیلی زود محقق شد و شاهد بودیم که برای لجاجت با ایران یا به هر دلیل دیگری٬ پرچم اسراییل در روزهای رای گیری به وفور در دست مردم اربیل دیده شد و حتی تصاویر زیادی منتشر شد از گرفتن عکس یادگاری با پرچم اسراییل و نیز بوسیدن ستاره داوود در مراکز رای گیری کردستان عراق […..].

شاید اقلیم کردستان عراق تلاش کند تا در میانه تحریم همسایگان و فشار دولت مرکزی عراق تن به هر معادله ای بدهد تا با کمک اسراییل یا عربستان راهی برای بقای خود بیابد. اما این نه به مفهوم دیو بودن اقلیم کردستان عراق است و نه به مفهوم دلبر بودن یا مظلوم واقع شدن سیاست خارجی ایران است.»

یادداشت هفتم: «علی عونی، عبدالله رمضان‌زاده و قدم‌زدن در میدان مین»، طاها پارسا، ۱۱ مهر ۱۳۹۶

یادداشت فوق در واقع، نقدی بر منتقدان سخنان آقای علی عونی است. علی عونی، عضو شورای مرکزی حزب دموکرات کردستان عراق، ضمن سخنانی گفته بوده است «کشورهایی که بخش‌هایی از کردستان را اشغال کرده اند». بر این ادعای وی، نقدهایی وارد شده بوده است. از جمله، آقایان سیدجواد میری و عبدالله رمضان زاده، این سخنان علی عونی را نقد کرده بودند.

اما سردبیر، از نقدهای سیدجواد میری و عبدالله رمضان زاده برگفتار علی عونی بر آشفته می شود. سردبیر اظهار ناراحتی می کند و بیان می دارد که چرا دیگران بر این عبارت علی عونی تاکید کرده اند که عونی گفته است «کشورهایی که بخش‌هایی از کردستان را اشغال کرده اند».

معلوم نیست که سردبیر از دیگران مطالبه دارد که در برابر این گفتار علی عونی، سکوت کنند؟ در این صورت، آیا این سکوت به معنای این نیست که کشورهایی مثل ایران یا عراق، اشغالگر هستند و اقلیم کردستان را اشغال کرده اند؟!!

سردبیر ادعا می کند که این سخنان علی عونی «به شکل خاصی» در ایران انعکاس یافته است. منظور خویش از «شکل خاص» را بیان نمی کند و توضیح نمی دهد که به نظر وی بایستی به چه شکلی مطرح می شد که «شکل خاص» نبوده باشد و مورد انتقاد سردبیر قرار نگیرد. سردبیر ضمن نقد سخنان برخی از ناقدین علی عونی، مثل سیدجواد میری و عبدالله رمضان زاده، از این که یادداشت میری در کانال تاجزاده باز نشر شده است، اظهار تاسف می کند:

«این بخش از سخنان علی عونی، با تاکید بر عبارت «کشورهایی که بخش‌هایی از کردستان را اشغال کرده اند»، به شکلی خاص و معنادار در برخی رسانه‌ها و از سوی بخشی اشخاص در ایران انعکاس وسیعی یافت. کسانی، بخش ناقصی از سخنان یک تحلیل‌گر در یک برنامه را، را در حد مواضع رسمی اقلیم کردستان بالا کشیدند، تا بتوانند فرضیه‌های خود را مبتنی بر اینکه رفراندوم و استقلال اقلیم کردستان، یک توطئه اسرائیلی برای تجزیه ایران است، تقویت کنند و فضا را به نفع واکنش‌های تند و احتمالا قهرآمیز با آن تیره و تار کنند.»

بخش دوم: یادداشت های پسارفراندوم

پس از فروکش کردن بحران و شور اولیه در رفراندوم کردستان عراق، و پس از شکست آن، به نظر می رسد سایت نیز وارد فاز جدیدی می شود. در این برهه، ما شاهد انتشار سه یادداشت هستیم. یادداشت اول و سوم این سه یادداشت، در جایگاه نقد استقلال کردستان عراق است، ولی در بین این دو یادداشت، یادداشت دیگری از سردبیر منتشر می شود که هرچند در مجموعه یادداشت های ویژه نامه کردستان عراق قرار ندارد، ولی ایشان، در آن یادداشت که به بهانه زلزله غرب ایران نگاشته شده است، با بیان شایعه دخالت حاکمان و نظامیان ایران، از زمین گیر شدن رفراندوم استقلال کردستان عراق اظهار تاسف می کند.

چنین به ذهن تبادر می کند که پس از شکست رفراندوم، سایت تلاش کرده است تا مواضع نسبتا همدلانه اش را با جدایی اقلیم در زمان بحران، با نشر دو یادداشت منتقدانه نسبت به این رفراندوم، جبران کند. ولی سردبیر، همچنان تلاش داشته است تا موضع همدلانه خویش با جدایی اقلیم را بیان کند، اما، این بار، به دلیل فضای جدید پس از شکست رفراندوم، این موضع، نه به شکل تحریر مقاله با عنوان و تیتر مرتبط، بلکه در لابلای یادداشتی با عنوان غیرمرتبط، بیان شده است.

یادداشت هشتم/ یادداشت اول پسارفراندوم: ««ما» و مسأله‌ی رفراندوم در اقلیم کردستان»، حمیدرضا عابدیان، ۱۷ آبان ۱۳۹۶

در ابتدا نگارنده یادداشت فوق، تلاش می کند به پرسش های ذیل پاسخ بگوید:
 

چرا مسأله ی رفراندم استقلال در اقلیم کردستان، شایسته ی توجه است؟
آیا رفراندم استقلال اقلیم کردستان «مسأله ی داخلی» عراق است؟
چرا باید از موضع گیری های هویت گرایانه در این مسأله احتراز کرد؟
چرا باید به شکل گیری مرزهای سیاسی جدید در منطقه ی خاورمیانه که «هویت» های تکواره را مبنای تاسیس واحدهای سیاسی خود قرار می دهند، با دیده ی تردید نگریست؟

نویسنده یادداشت فوق، در جمعبندی خویش به صراحت با استقلال کردستان عراق مخالفت کرده و چنین مرزبندی هایی را مرزبندی صلح و پایان بخش مرارت ها نمی داند. بلکه وی، منشور سیاسی مشترکی که حقوق آحاد مردم را صرف نظر از هویت های متکثری که دارند، به رسمیت بشناسد را زمینه ساز تحقق یک زندگی مسالمت آمیز می داند:

«خیلی صریح و روشن، چون چنین مرزهایی، مرزهای «صلح» نخواهند بود! چه کسی می تواند با خط کشی در دست و به صورتی عادلانه، چنین مرزهایی را ترسیم کند؟ این مرزهای احتمالی را «توازن قوا» ترسیم خواهد کرد. امنیت چنین مرزهایی، امنیتی میلیتاریستی خواهد بود که هر لحظه بیم آن می رود تا با بهم خوردن توازن قوا،به آشوب کشیده شوند. به «کرکوک» و سایر مناطق مورد مناقشه نگاه کنید و مدعیان شان را بشمارید! حافظه ی تاریخی مردم در این سامان، پاکسازی های قومی و کوچ های اجباری منبعث از تمایلات توسعه طلبانه ی ارضی را با هدف تغییر بافت قومی از یاد نبرده است. جایی باید بایستیم و با تجدید نظر در مسیری که امده ایم، بر این رنج ها، نقطه ی پایانی بگذاریم.»

یادداشت نهم/ یادداشت دوم پسارفراندوم: «مسکن مهر و مهرورزی ایرانی»، طاها پارسا، ۲۲ آبان ۱۳۹۶

این یادداشت، به زلزله اخیر در غرب ایران می پردازد. اما نگارنده یادداشت، نقبی به رفراندم کردستان عراق می زند و به بهانه زلزله اخیر، با بیان شایعه دخالت حاکمان و نظامیان ایران، از زمین گیر شدن رفراندوم استقلال کردستان عراق اظهار تاسف می کند:

«همین چند هفته پیش، شایعه دخالت حاکمان و نظامیان ایرانی، در زمین‌گیر شدن رفراندوم استقلال اقلیم کردستان دل بسیاری از کردهای ایران را به‌ درد آورد و اسرائیلی‌خواندن خواست یک ملت از جانب تعدادی از سیاستمداران، می‌رفت که بذرهای نفرت و تجزیه‌طلبی را بکارد و بهانه‌ی خلق «ما» و «دیگری» در ایران شود و سیاست‌های تفرقه‌طلبانه‌ی اسرائیل را خواسته یا ناخواسته در منطقه تقویت کند.»

یادداشت دهم/ یادداشت سوم پسارفراندوم: «چرا حکومت دموکراتیک عراق به همبستگی نیاز دارد؟»، بهروز قاسمی، ۲۸ آبان ۱۳۹۶

نویسنده یادداشت فوق به صراحت بیان می کند که هدف نوشتارش، بیان اصلی ترین دلایل ضرورت همبستگی در عراق، و بیان اشتباه بودن جداییِ استقلال اقلیم کردستان از تمامیت ارضیِ عراق است که می تواند منتهی به تنزلِ حق شهروندی به خاطر تفاوت در وابستگیِ قبیله ای بشود:

«انجام همه پرسی برای استقلال بخشی از یک خاک مشاع (اقلیم) و آینده مردم آن بخش را به قانونی حواله دادن که قرار است بعدا” نوشته شود و دست بالا یافتن بانیانِ آن استقلال (بارزانی ها) در نوشتن آن قانون که قرار است همه را به تساوی به رسمیت بشناسد… خبر از یک توسعه نمی دهد که ترس از یک جدایی و تبعیضی ماندگار در آن خاک جدا شده را بیشتر به مصیبت می ماند تا رهایی.»

چکیده و نتیجه:

الف– در زمان بحران رفراندوم اقلیم کردستان عراق، سایت زیتون، هفت یادداشت منتشر می کند. حدود نیمی از این یادداشت ها (یادداشت اول و سوم و هفتم)، نگرشی همدلانه با استقلال کردستان عراق دارد و تلاش می کند تا به حاکمیت ایران نیز بفهماند که مصلحت ایران در حمایت از استقلال کردستان عراق است. این بخش از یادداشت های همدلانه با استقلال کردستان عراق، به قلم سردبیر سایت نوشته شده است. سردبیر در نخستین یادداشتش، ایران را به عدم مخالفت با استقلال تشویق می کند. در دومین یادداشتش، گامی فراتر نهاده و ایران را به موافقت با استقلال دعوت می کند. در سومین یادداشتش، به نقد افرادی می پردازد که سخن علی عونی مبتنی بر اینکه «کشورهایی که بخش‌هایی از کردستان را اشغال کرده اند» را نقد کرده بودند.

ب- نوشتن نیمی از یادداشت های همدلانه فوق توسط سردبیر سایت، ممکن است این شائبه را نزد خوانندگان ایجاد کند که به هنگام رفراندوم استقلال کردستان، سایت زیتون، نگاهی همدلانه با استقلال کردستان داشته است. اما شاید بتوان به این شائبه پاسخ داد که أولا دلیلی وجود ندارد که یادداشت های سردبیر سایت، بیان گر مواضع سایت باشد و ثانیا در همین بخش، یعنی در یادداشت های زمان بحران، دو یادداشت (یادداشت دوم و ششم) در مخالف با استقلال کردستان به قلم یکی از اعضای هیئت مؤسس و شورای سیاست‌گذاری سایت، تحریر شده است و همین نکته، حداقل بیانگر وجود اختلاف نظر مسئولان سایت در این زمینه می باشد، بنابر این نمی توان به صرف یادداشت های همدلانه سردبیر سایت با استقلال کردستان، به مواضع سایت پی بُرد.

ج- در زمان پسا رفراندوم، به نظر می رسد سایت، رویه جدیدی در پیش گرفته است. سایت، در این مقطع سه یادداشت منتشر کرده است که دو عدد از آن ها (یادداشت هشتم و دهم) که مستقلا در زمینه استقلال کردستان عراق است به صراحت در مخالفت با استقلال کردستان عراق نگاشته شده است. هرچند سردبیر، در فاصله زمانی ما بین انتشار این دو یادداشت، در یادداشتی که به مناسبت زلزله اخیر غرب ایران می نگارد، به صراحت، از زمین گیر شدن رفراندوم استقلال کردستان عراق اظهار تاسف می کند.

د- یادداشت های سردبیر یک پایگاه خبری یا تحلیلی، بسان یادداشت سردبیر یک نشریه، اجمالا بیانگر مواضع آن رسانه می باشد. قید «اجمالا» از این جهت آورده شده است که سردبیر رسانه های أحزاب سیاسی یا صنفی، مرتبط با مواضع شورای مرکزی بوده و مواضع آنان را بازتاب می دهد. اما در رسانه هایی مثل سایت زیتون، که متعلق به یک حزب سیاسی و دارای مواضع تعریف شده و یکسان سیاسی نیستند، در اینگونه موارد، سردبیر، اجمالا، بازگو کننده معدل نظرات شورای سیاستگذاری است. یادداشت سردبیر به دلیل جایگاه حقوقی اش، مورد تامل مخاطب عام و مورد رصد، توسط پیگیران سایت می باشد. خویشتن داری سردبیر از بیان تمایلات و مواضع شخصی اش، به سود معدل نظرات دست اندرکاران سایت، امری رایج در رسانه هاست. مواضع سردبیر، به این دلیل، از اهمیت بیشتری برخوردار می شود که آن مواضع، معدل نظرات شورای سایت تلقی می گردد. بنابر این، قاعدتا، این شائبه پیش می آید که نظرات همدلانه سردبیر سایت با جدایی اقلیم کردستان عراق، بازگو کننده معدل نظرات سایت است. در سطور پیشین (بند ب نتیجه)، این شائبه بررسی شد.

ه- اگر بنا را بر این بگذاریم که یادداشت های سردبیر، بیانگر مواضع رسمی سایت نیست و سردبیر نیز بسان سایر نویسندگان، اظهار عقیده می کند، به نظر می رسد، ما شاهد تفاوتی در مواضع سایت در زمان رفراندم و پس از آن هستیم. در زمان رفراندوم، سایت هرچند مقالات دو طرف موافق و مخالف جدایی کردستان عراق را منتشر می کند و به ظاهر خویش را بی تفاوت نشان می دهد، اما حجم انتشار مقالات همدلانه با استقلال، بیانگر نوعی جهت گیری در این زمینه است. اما در زمان پسارفراندوم، سایت أولا با انتشار دو مقاله صریح، به نقد استقلال کردستان می پردازد، و ثانیا نظر مخالف آن، یعنی نظر سردبیر سایت که تلویحا از زمین گیر شدن رفراندوم استقلال کردستان اظهار تاسف می کند، را به شکلی غیر مستقیم مطرح می کند. این بار، پس از شکست رفراندوم، سردبیر سایت، بدون نگاشتن مقاله ای مستقل، بلکه در ضمن و در لابلای مقاله ای دیگر که مربوط به زلزله است، اظهار تاسف خویش از زمین گیر شدن رفراندوم استقلال کردستان را می گنجاند.

و- اکنون ما در برابر این پرسش قرار داریم که سایتی که ادعای حمایت از منافع ملی کشورمان را دارد، در خوشبینانه ترین حالت (و صرفنظر از مواضع همدلانه سردبیر با جدایی اقلیم کردستان عراق)، آیا می تواند نسبت به مساله ای چنین حساس، منفعل و بی طرف باشد و با اتخاذ بی طرفی، دست به انتشار مقالات دو طرف موافق و مخالف بزند؟ و یا اینکه سایت، با نحوه ورود و خروج از مبحث، و با چگونگی شکل طرح صورت مساله، به شکل تلویحی و غیرمستقیمی در پی جهت دادن اندیشه ها در مسیر خاصی بوده است؟ البته انتشار اظهارات طرفین و نقد و بررسی آن، شرط انصاف و آگاهی بخشی به مخاطبین است، اما سایتی که جهت دار و هدفمند است آیا، به هنگامه بحران، برای خویش وظیفه ای فراتر از نقل صِرف بیانات طرفین، قائل نیست؟

آیا این نقد، بر سایت و بر ما وارد نیست که به هنگام بحران رفراندومی که با امنیت ملی کشور ما مرتبط بود، در نگاهی خوش بینانه (اگر نظرات سردبیر را فراموش کنیم و به مثابه نظر سایت تلقی نکنیم)، حداکثر بسان بلندگویی برای بیان اظهارات طرفین بوده ایم و دل خوشیم که چونان «ناظری بی طرف» عمل کرده ایم؟

اگر فرض را بر این بگذاریم که سایت، حتا به صورت تلویحی نیز هیچ جهت گیری خاصی نداشته است و در مقام القای تفکر خاصی نبوده است، در این صورت تفاوت بین یک سایت هدفمند و یک سایت غیرهدفمند چیست؟

بازگشت به صفحه اول