زیتون- فائزه مهرابی: سخنان حسن روحانی درباره تجمع‌های اخیر به سخنان او در روز ۲۳ تیر سال ۸۸ شبیه تر بود تا سخنان سال‌های اخیرش. مخاطب اصلی معترضان در تجمع‌های روز اخیر در درجه اول رهبر جمهوری اسلامی است و هم‌او باید در مقابل آنان سخن بگوید، هر چند در نظام جمهوری اسلامی رسم است که آیت‌الله خامنه ای در روزهایی که اطمینان به پایان تجمعات دارد ظاهر می شود. به تعبیری حسن روحانی خود را سیبل رهبر جمهوری اسلامی کرده و در مقابل معترضان سخن گفته است. این سخنان برای بخشی از طرفداران روحانی ناامید کننده بود، مگر این‌که تصور کنند او در پشت صحنه امتیازهایی از رهبر جمهوری اسلامی گرفته است.

حسن روحانی و نزدیکانش نیز شاید احساس می‌کنند این تجمع کودتایی علیه دولت است تا با امنیتی کردن فضا از اجرای برنامه‌های اقتصادیش دست بردارد

حسن روحانی با ادبیاتی تند با معترضان سخن گفته، هر چند در دو سخنرانی خود تاکید کرد که حق اعتراض را به رسمیت می‌شناسد اما با کسانی که به گفته او «به مقدسات و ارزش‌های انقلاب توهین و اموال عمومی را تخریب»می‌کنند، برخورد خواهد شد.

روحانی در سخنان خود به سبک معمول در جمهوری اسلامی هم‌چنین ریشه اعتراض‌ها را به «تحریک» کشورهای خارجی مانند آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی نسبت داد و برخلاف انتظار حامیانش از ریشه های داخلی این تجمع‌ها سخن نگفت. اگر رفتار روحانی مانند رفتار خاتمی در سال ۷۸ باشد، در جدال‌های داخل جمهوری اسلامی بر سر تجمعات اخیر او بازنده خواهد بود.

محمد خاتمی هم در ماجرای کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ رفتاری شبیه این روزهای حسن روحانی داشت اما در نهایت نه تنها امتیازی نگرفت بلکه پس از سرکوب اعتراض‌ها، بارها ازسوی اصول‌گرایان سرزنش شد. در روزهای پس از حمله به کوی دانشگاه تهران برخی از فعالان دانشجویی پیشنهاد کردند که رئیس‌جمهوری در جمع دانشجویان حاضر شود اما او در نهایت به جمع دانشجویان نیامد.

ابراهیم اصغرزاده هم پیشنهاد کرد که خاتمی در ورزشگاه شیرودی با دانشجویان سخن بگوید. خاتمی اما به هیچ یک از پیشنهادها توجهی نکرد تا این‌که در نهایت راهپیمایی روز ۲۳ تیر برگزار شد. برگزار کنندگان این راهپیمایی از محمد خاتمی خواسته بودند که سخنران این تجمع باشد اما خاتمی نپذیرفت تا این‌که حسن روحانی در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی سخنرانی کرد.

بیشتر بخوانید

یادداشت

گزارش

روحانی در آن سخنرانی تهدید کرد که «با عناصر خشونت‌طلب در این چند روز و با این اشرار برخورد قاطع خواهد شد تا برای دیگران درس عبرت باشد» و «قوه قضائیه در روزهای آینده به وظیفه قانونی، شرعی، ملی و انقلابی خود به خوبی عمل خواهد کرد».

محمد خاتمی نیز هر چند حمله به کوی دانشگاه تهران را «تاون افشای قتل‌های زنجیره‌ای»خواند اما یک ماه بعد در یک سخنرانی اعتراض‌های پس از حمله به کوی دانشگاه تهران را «شورش و بلوا» و «حادثهٔ زشت و نفرت‌آور» خواند.

اگر رفتار روحانی مانند رفتار خاتمی در سال ۷۸ باشد،در جدال‌های داخل جمهوری اسلامی بر سر تجمعات اخیر او بازنده خواهد بود.

خاتمی گفت که «حادثهٔ شورش، یک حرکت کور، یک بلوا، یک حرکت ضد امنیتی، با شعارهای منحرف‌کننده بود که به نظر من برای مخدوش کردن شعارهای مطرح‌شده در دوران جدید ریاست‌جمهوری به وجود آمد. تحریک احساسات مردم متدین و دل‌سوز و وطن‌خواه که تاب تحمل حمله به ارزش‌ها، رهبری، و مقدسات خود را ندارند، فقط از آن جهت صورت گرفت که ملت به خشونت واداشته شود. در واقع این شورش، نه تنها یک اقدام ضد امنیتی بود بلکه اعلام جنگی بود به رئیس‌جمهور و شعارهای او. به یاری خداوند این بلوا خاموش شد».

درحالی‌که به جز عزت ابراهیم‌نژاد که در حمله به کوی دانشگاه تهران کشته شد، تعدادی از دانشجویان از جمله فرشته علی‌زاده مفقود شده بودند، خاتمی اعلام کرد که در سرکوب اعتراض‌ها پس از حمله به کوی دانشگاه تهران «گلوله‌ای شلیک نشد» و «خون از دماغ کسی نیامد».

 

تصور این روزهای حسن روحانی شاید همان تصور محمد خاتمی است. برخی از نزدیکان خاتمی تصور می‌کردند که حمله به کوی دانشگاه تهران و حوادث آن در واقع کودتایی علیه دولت بوده است.

مصطفی معین، وزیر وقت علوم نیز اعلام کرد که هدف از حمله به کوی دانشگاه تهران«ساقط کردن دولت» بود. با همین تصور محمد خاتمی و نزدیکانش نگاه مثبتی به اعتراض‌های روزهای پس ازحمله به کوی دانشگاه تهران نداشتند و نه تنها از آن حمایت نکردند، بلکه در مقابل آن نیز ایستادند.

حسن روحانی و نزدیکانش نیز شاید احساس می‌کنند این تجمع کودتایی علیه دولت است تا با امنیتی کردن فضا از اجرای برنامه‌های اقتصادیش دست بردارد و تلگرام و شبکه‌های اجتماعی باقیمانده فیلتر شود. روحانی هم‌چنین احساس می‌کند که در نهایت این اعتراض‌ها باعث می‌شود او در سیاست داخلی دست پائین‌تری را داشته باشد.

حتی اگر تصورهای روحانی درباره ریشه‌های تجمع های اخیر درست باشد، باز هم ادبیات او از ادبیات سال‌های اخیر فاصله گرفته و به ادبیات دهه ۸۰ نزدیک‌تر شده است.

بازگشت به صفحه اول