زلزله کرمانشاه گسل نارضایتی ها را فعال کرد گویی که خیزش ها در انتظار زلزله ای بود که سنگ محک مدیریت چهل ساله و چهل سال های پیش رو باشد.
تل عظیمی از آوار ماحصل سستی مهر مدیران به مردم بود و در سرما لرزیدن پس از آن ماحصل تدبیر.
گویی در این خراب آباد بنا نبود لرزشی در کنش مسئولان پدید آید.

ایران خود را در قامت کرمانشاه می دید، کرمانشاهی که در سوگ خود نشسته بود در حالی که ولی نعمتانش ابایی از عیان نمودن رذالت خود با طرح “پول یا کانکس” نداشتند ، یا از سرما بمیرید و پولی دریافت کنید و یا از گرسنگی بمیرید اما با سرپناه! این بود سرنوشت غم انگیز مردمی که آرزوهایشان فرسنگ ها آنسوی مرزها به تحقق می پیوست. آنجا که پرتاب هر سنگی پول های رنج این مردم را به جیب ها حواله می کرد، حکومت نمی خواست بپذیرد که دشمن ملت رنج آنان است که باید مرتفع گردد.

گستاخانه فریاد می کشید که که نمی تواند ثروت مردم را برای خودشان هزینه کند بار غم این نتوانستن بسیار سنگین بود.
دهن کجی به نارضایتی ها در ایران مسبوق به سابقه است. نارضایتی هایی که تا پیش از این محدود به مطالبات گروه یا قشری خاص بود، از اعتراض برای مطالبات سیاسی تا اعتراض مال باختگان و یا اعتراض به نهادینه کردن فرهنگ مذهبی در جامعه. در همه ی این موارد پاسخ ها اما مشابه بوده، سرکوب!

ناملایمات اربابان در خلال زلزله اما محدود و معطوف به گروهی خاص نبود. عامه شمول بودن آن موجب شد همه ی گروهها و اقشار در میان زلزله زدگان گزینه ای برای همزاد پنداری داشته باشند، قصه ی غم افزای مردمی که یک شبه همه ی دارایی شان به تلی از خاک مبدل شده بود و از حاکمیت نیز سیلی می خوردند.
رخ نمایی حکومت در کرمانشاه چهره ی کریه قدرت مطلقه ی، فاسد و غیرپاسخگو بود. طوری که امید اصلاح از مجرای انتخابات را به ناامیدی مبدل نمود و باور به تحصن و اعتصاب گروهی برای احقاق حق را بی اثر کرد چرا که گوش ها کر بود از شنیدن. وقت آن رسیده بود که زمزمه ها فریاد شود، فریاد نارسایی ها بر سر صدر تا ذیل حاکمیت، تدبیرها برای زنده داشتن امید مردم به تغییر، زیر سایه ی شورای نگهبانان چاره ساز نبود.
راه اصلاح ریشه ی فاسد هرس شاخ و برگ نیست.

نمیدانم این اعتراضات به کجا ختم خواهد شد اما آنچه طی این روزها از رفتارها فهمیده می شود این است که صداقت و سیالیت مطالبات دیگر واژه ای برای انگ زدن باقی نگذاشته است، فضا شفاف تر از آن است که حکومت بار دیگر کلیدواژه ها را برای انحراف اذهان به رقص در آورد.
حقیقت عیان تر از واژه رخ می نماید.
اینک مردم شیوه قاطع تری برای صحبت با خادمان خودکامه خود یافته اند،
خیابان.

بازگشت به صفحه اول