مغالطه ی «پهلوان پنبه»( Straw man) نوعی واکنش به مدعایی است که نمی توان آن را رد کرد و نادرستی آن را نشان داد. دراین مغالطه، مدعای جدیدی مطرح می شود که به ظاهر شباهتی با مدعای اصلی دارد، اما در حقیقت نسخه ای پوشالی و یا بدلی از آن است که تنها در ظاهر به آن شباهت دارد. مغلطه گر می کوشد با استدلال علیه نسخه ی بدلی و ردِ آن، مدعای اصلی را گم کند و از اعتبار مدعی بکاهد. یعنی به جای مبارزه با پهلوان اصلی، شخص ،یک پهلوان پنبه می سازد و به جنگ آن می رود و چون آن را بر زمین می زند، وانمود می کند که بر حریف پیروز شده است. مثلاً:

الف: حتی کسانی هم که در ترور شرکت می کنند، باید بتوانند از خود دفاع کنند.
ب: ترور در هر شرایطی محکوم است و غیر قابل دفاع! کشتن انسان های بی گناه در تمام ادیان و در میان تمام جوامع غیراخلاقی است و شدیدترین مجازات ها را دارد. دفاع از ترور و تروریست در هر شرایطی ناپسند است.

در این گفتگو، (ب) از مغالطه ی پهلوان پنبه استفاده کرده است. او مدعا و گزاره اصلی را نادیده گرفته و موضوع مورد بحث را که «حقوق اولیه ی» فرد متهم و یا تروریست است به کنار نهاده است و موضوع «ترور» را جایگزین آن ساخته و علیه آن استدلال کرده و به خیال خود مدعای (الف) را رد کرده است.
نمونه ی روزمره ی این مغالطه را می توان در سخنان آیت الله خامنه ای در اولین روز سال ۱۳۹۵ در مشهد یافت :

« درست توجه کنید من توضیح بدهم….من حرف طرف مقابل رو بگم بعد آنچه را اقتضای حق و حقیقت است بیان کنم. … ‎در مقطع کنونی، آمریکایی‌ها به‌دنبال تزریق تفکر خاصی در میان نخبگان جامعه و سپس افکار عمومی کشور هستند مبنی بر اینکه ملت ایران بر سر یک «دو راهی» قرار دارد و چاره‌ای جز انتخاب یکی از این دو راه ندارد!…براساس این تفکر خاص، با دولتی همچون آمریکا باید کنار آمد و با قبول تحمیل‌های آن، از برخی «مواضع، اصول و خطوط قرمز» صرف‌نظر کرد…‎ عده‌ای نیز در داخل کشور این تفکر خطرناکِ وجود دو راهی دروغین را قبول دارند و به‌دنبال قبولاندن آن به دیگران هستند…‎ این دیدگاه خاص معتقد است مشکلات اقتصادی کشور تنها در صورتی حل خواهد شد که در موارد مختلف با آمریکا گفت‌وگو کنیم و از مواضع خود کوتاه بیاییم، … این افراد می‌گویند همان‌طور که توافق هسته‌ای، «برجام» نام گرفت، گفت‌وگو با آمریکا در موارد دیگر و حتی موضوع قانون اساسی کشور می‌تواند «برجام‌های ۲ و ۳ و ۴» باشند تا با این گفت‌وگوها و توافق‌ها، مردم راحت زندگی کنند و مشکلات آنان حل شود‎… براساس این تفکر خاص، جمهوری اسلامی ایران باید همچون برخی دولت‌های عربی که با کمال وقاحت دست دوستی به سوی رژیم صهیونیستی دراز کردند، در نهایت با دشمن صهیونیستی کنار بیاید…

آیت الله خامنه ای در این اظهارات، از «مغالطه ی پهلوان پنبه» برای زمین زدن «برجام ۲» استفاده کرده است. آنچه را که او به عنوان «برجام۲» معرفی می کند، یعنی «کوتاه آمدن از مواضع در مقابل آمریکا»، «صرف نظر کردن از خطوط قرمز در مقابل آمریکا» و «دراز کردن دست دوستی به سمت رژیم صهونیستی»، ارتباطی با «برجام ۲» که برساخته ی حسن روحانی است،ندارد. اما رهبر جمهوری اسلامی با برجسته ساختن مفهوم دشمن و یادآوری شواهدی برای دشمن بودنِ آمریکا، «برجام۲» را هم به معنای تسلیم در مقابل دشمن معرفی می کند و آن را مردود می شمارد .
حقیقت این است که حسن روحانی در پیام نوروزی خود، «برجام۲» را اقدام مشترک ملی در «داخل کشور» معرفی می کند:

‎… ملت بزرگ ما که همیشه پیشگام بودند، «برجام۲» را در ۷ اسفند سال گذشته کلیـد زدند. «برجام دو» همان اقدام مشترک ملی در داخل کشور است که با وحدت، آشتی و با همدلی شروع خواهد شد؛ برجامی که قبل از اقتصاد از اخلاق آغاز می‌شود. انقلاب ما برای اسلام و اخلاق بود، بعثت پیامبران ما برای اخلاق بود.

حسن روحانی، قبلا هم از «برجام۲ » اینگونه یاد کرده بود:

…امروز زمانی است که باید برجام۲ شروع شود. برجام همان برنامه جامع اقدام مشترک بود بین ایران و ۱+۵ و امروز نیاز داریم به برنامه جامع مشترک ملی…. باید برجام۲ را آغاز کنیم. موافق دولت، مخالف دولت، منتقد، همه باید دست به دست هم دهیم؛ چرا که ما بر سر اهداف ملی و توسعه کشور اختلاف نداریم. برای آنکه معضل آب و محیط زیست را حل کنیم، دعوا نداریم. برای اینکه در فناوری های های علمی به موفقیت برسیم، اختلاف نداریم.

 

مصباح یزدی و مغالطه «اهمال سور»

صادق لاریجانی و مغالطه «دلیل نامربوط»  

بازگشت به صفحه اول