در مورد دلیل خروج ترامپ از برجام سخن بسیار رفته است؛ تحریک اسرائیل و عربستان سعودی، معامله بد خواندن از سوی ترامپ، و برنامه جنگ‌افروزی بنابر خواسته صنایع نظامی آمریکا.بسیاری از اپوزیسیون ایرانی هم طبق معمول ایران را مقصر اصلی خواندند که با سیاست آمریکا واسرائیل ستیزی‌اش ترامپ را بر آن داشت تا ایران را تنبیه کند.اما در این نوشتار نشان داده می‌شود که دلیل اصلی آن جلب رضایت مسیحیان دست‌راستی است که زندگی سیاسی ترامپ به حمایت آنان بستگی دارد.به عبارتی رفتار ایران هیچ نقشی در آن ندارد، بلکه انگیزه آن مسئله داخلی است همانند رد کردن پیشنهاد کارتر برای آزادی گروگان‌ها از سوی نیروهای دست‌ راستی و کنار آمدن با ریگانی که ایران را تهدید می‌کرد فقط برای سرکوب نیروهای رقیبشان چون بازرگان و بن‌ صدر؛ و یا امتناع از پذیرش صلح با عراق و گرفتن خسارت سنگین از اعراب پس از فتح خرمشهر.

ترامپ به عنوان یک بازیگر سیاسی ماهر می‌داند که حیات سیاسی او بستگی کامل به حمایت نزدیک به ۴۰ درصد جامعه دارد،۴۰ در صدی که بخش اصلی آن مسیحیان دست راستی و وطن پرستان متعصب نژاد پرست وطرفداران داشتن اسلحه بدون هیچ محدودیتی هستند. اینان تقریبا همه جمهوری خواه هستند. اینان چند خواسته اصلی دارند که سال های سال خواستار قانونی کردن و اجرای آن هستند که ترامپ آن ها را به آنان داد.

امتیازاتی که حتی جرج دبلیو بوش به آنان نداد، کسی که بیش از همه رییس‌جمهورهای آمریکا ادعای دین داری داشت وبه همین سبب این جمع سرسخت‌ترین حامیان او بودند.در ذیل به چند خواسته آنان می‌پردازم که برای عموم ایرانیان غیر قابل باور است و می‌گویند این مطالب را آمریکا ستیزان می‌سازند که علیه آمریکا بیان می‌شود. اما هر مطلبی که در ذیل آمده کاملا مستند است وهر کس جویای مدارک ومنابع آن است می تواندبه مقاله‌ای از همین نویسند زیر عنوان ؛ (مسیحیان دست راستی وترامپ )مراجعه کند .(۱)

۱- بی خبری از جهان: از ویژگی‌های این جماعت کم خبری و عموما بی‌خبری آنان از اخبار جهان است .البته این بی‌علاقگی به مسائل سیاسی و اخبار جهان در آمریکا عمومیت دارد. از جمله بر طبق آمار ۸۰ در صد مردم آمریکا اخبار سیاسی خود را از طریق برنامه‌های کمدی آخر شب می‌گیرند. شاهد دیگر مطالب نشریات است. چند نشریه در آمریکا معروف به نشریات سیاسی هستند نشریاتی که بیشتر از دیگر نشریات آمریکا به اخبار جهانی می‌پردازند و کشورهای دیگر ازجمله ایران به مطالب آن ها استناد می‌کنند. واشنگتن پست و نیویورک تایمز٬ آنجلس تایمز از شناخته شده‌ترین آنها هستند. امادرهمین نشریات ؛ ۲ تا ۵ صفحه از نزدیک به صد صفحه آنها به اخبار جهان می پردازند. بی جهت نیست که رییس کمیته روابط خارجی کنگره در زمان بوش و در اوج حمله به عراق نمی دانست در اسلام شیعه و سنی دو فرقه‌اند. اکثر دانشجویان من نمی‌دانند کاتولیک‌ها هم مسیحی هستند. لذا کمتر کسی از این جمعیت طرفدار ترامپ اصلا نمی‌دانند برجام چیست و مسئله بر سر چیست. فقط در اثر تبلیغات ترامپ می‌دانند آمریکا با کشوری که کمتر هم می‌دانند کیست و کجا است قراردادی بسته که در آن سر اوبامای بی‌عرضه و نالایق را کلاه گذاشته‌اند و با زرنگی بیلیاردها دلار پول آمریکا را به جیب زده‌اند رقمی نزدیک به ۱۵۰ بیلیون دلار آن هم نقد. بعد هم ایران همین پول را به تروریست‌ها داده تا آمریکا واسرائیل رانابود کنند.

۲- مخالفت با سازمان های جهانی :این جماعت بطور کلی مخالف روابط بین الملل هستند و بر آنند که همه سازمان های بین المللی به دنبال رابطه با آمریکا هستند تا سر آن کلاه بگذارند ودر راس آنها سازمان ملل متحد و شعبات آن هستند.اینان هم با پول آمریکا کیف می کنند وهم موقع رای گیری مرتبا نمک حرامی میکنندو گاه علیه آمریکا موضع می گیرند ومرتب هم علیه اسرائیل مظلوم قطع نامه صادر می کنند. و در این چند دهه اخیر هم مسلمانان بر این سازمان ها مسلط شده اند و بیشترین لطمات تبلیغاتی را به آمریکای مسیحی و اسرائیل یهودی می زنند. بی جهت نبود که نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد در جریان رای گیری در مورد محکوم کردن انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم با عصبانیت گفت، این که نمی شود کشورها پول مارا بگیرند و مطابق میل ما رای ندهند. به همین سبب ترامپ با زیرکی مرتبا به سازمان ملل حمله می کند. به این ترتیب جای تعجب نداردکه برای این گروه بزرگ از آمریکایی ها خروج از برجام نه تنها مسئله ای نباشد بلکه از این بابت ترامپ را تحسین کنند که بیشتر غم منافع آمریکا را دارد تا آن که مثل اوباما برای آن که روشنفکر شناخته شود به این سازما ن های نمک نشناس باج بدهد.

۳- دشمنی با اسلام :بطور کلی دانش آنان از ادیان جهان بسیار اندک است. در حدی که وقتی از  بسیاری از آنان می‌پرسیدم دین شما چیست می گفتد مسیحی. ولی وقتی می‌پرسیدم کاتولیک هستید یا پروتستان می‌گفتند نه من مسیحی هستم. به عبارتی دیگر  بیشتر آنان فکر می‌کنند مسیحیت هم یکی ازفرقه های متفاوت پروتستان است منتهی فرقه ای انحرافی. البته به ندرت یک آمریکایی حتی نام ارتدوکس را شنیده است. و وقتی به آنان می‌گویی بسیاری از کشورهایی مسیحی ارتدوکس هستند باور نمی‌کنند. کسانی هم که درچند دهه اخیر و به دلیل انتخاب کندی در مورد کاتولیک ها آکاهی پیدا کرده‌اند معتقدند آن هامسیحی مورد قبول خدا نیستند و فرقه‌ای ضاله و انحرافی هستند و این را موعظه گران دینی‌شان مرتبا می‌گویند. با این سطح آگاهی طبیعی است که آنان از اسلام کمتر بدانند و لذا به آسانی ضد اسلام شوند. در موقع نوشتن قانون اساسی آمریکا هریک از ۱۳ ایالت دین رسمی داشت که یک فرقه از پروتستان ها بود و دیگران از شرکت در انتخابات ممنوع بودند و درجواب کسانی که به این محدودیت غیر دموکراتیک اعتراض می‌کردند می‌گفتند اگر آزاد بگذاریم ممکن است یک کاتولیک یا حتی محمدی (اسلام را به این نام می شناختند) انتخاب شود و اساس دموکراسی مسیحی را به خطر بیندازد.

لذا با کمی دقت متوجه می‌شویم میراث نفرت جنگ‌های صلیبی در درون فرهنگ این جامعه جا افتاده است بی آن که لزوما بدانند از چه متنفرند. مثل نفرتی که صفویه از اهل تسنن در درون فرهنگ ما جا انداخته‌اند. این نفرت از اسلام در سال های اخیر به ویژه پس از واقعه ۱۱ سپتامبر عمومیت بیشتر یافته این نفرت جاهلانه در میان این جماعت چنان زیاد شده که برای دفاع از دیواری که در مرز مکزیک ترامپ تبلیغ کشیدنش را می کند ازبسیاری از اینان می شنویم که این دیوار بسیار لازم است تا جلوی مهاجرت مسلمانان را که تروریست هستند و دشمن قسم خورده آمریکا بگیرند. در حالی که  هرکس با اندک آشنایی از منطقه می‌داند مسلمانی از مرز مکزیک به آمریکا نمی‌آید. و با آن که هیچ کس از این جماعت شاهدی از این مهاجرت ندارد ولی در اثر تبلیغات ضد اسلامی ترامپ؛ این فرض تخیلی قوی‌تر و قوی‌تر شده است. همچنین از آنجایی که ایران به عنوان یک کشورسر سخت اسلامی شناخته می‌شود پس خروج از قراردادبا یک کشور مسلمان که در اندیشه نابودی مسیحیت است کار قابل تحسینی است.

۴ -حمایت کامل از اسرائیل: می‌دانیم اسرائیل در مظلوم نمایی از توانایی بسیار بالایی بر خوردار است. لذا به آسانی مسئله هولوکاست را با خطر ایران مسلمان ؛ دشمن مسیحیت و یهودیت در هم آمیخته و در طی چندین دهه با کار تبلیغاتی فشرده به این جمعیت غافل از جهان قبولانده که ایران مسلمان نقشه تسخیر فلسطین و نابودی اسرائیل را دارد. و باز می‌دانیم که این مسیحیان در دفاع از اورشلیم از یهودیان متعصب تر هستند تا آنجا سرسخت‌ترین ساکنان شهرک‌های تازه ساز در زمین فلسطینیان اینان هستند زیرا آنان کشته شدن در راه حفظ اورشلیم از دست مسلمانان را شهادت در راه حضرت مسیح می‌دانند.

آنان بر آن باورند که مسیح زمانی دوباره به جهان بر می‌گردد و حکومت الهی را ایجاد می‌کند و دنیا را از کفر و ظلم نجات می‌دهد که اورشلیم به دست یهودیان بیفتد. البته بر آن هستند وی که می آید از یهودیان می‌خواهد دست از دین خود بردارند و برطبق کتاب مقدس به مسیح موعود ایمان بیاورند. از یهودیان عده‌ای چنین می‌کنند وعده‌ای از آنان که نمی‌پذیرند مسیح آنان را می‌کشد. توجه شود مسئله آخر زمان و بازگشت مسیح و غیره در میان اینان بسیار قوی‌تر از امام زمان در میان ما شیعیان هست و هر مدت یک بار هم جمعی به پیش بینی آمدن آخر زمان خودکشی‌های دسته جمعی می‌کنند و چندین فرقه آنان مثل جهودا ویتنس ( شاهدان مسیح ) مرتب به در خانه‌ها میروند و مردم را به آمدن مسیح و فرا رسیدن آخر زمان هدایت می‌کنند. لذا با آن که آنان بسیاری‌شان ضد یهود هستند و بسیاری از خاخام‌های خطر اینان را به یهودیان گوشزد می‌کنند ولی باز حمایت از اسرائیل برایشان مثل حمایت از مکه برای مسلمانان است این حمایت چنان نقش آفرین است که نتنانیاهو مدت‌ها است سیاست خود رابر جلب نظرشان حتی به قیمت از دست دان حمایت یهودیان آمریکا متمرکز کرده است (۲)

از این روی ترامپ فرصت طلبانه برای نشان دادن حمایت خود ازاسرائیل  و با وجود مخالفت جهانی، اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت و برای آن که مسیحیان دست راستی را کاملا راضی کند دو کشیش اوانجلیکن سرسخت را برای سخنرانی در افتتاح سفارت خانه آمریکا تعیین کرد که یکی ازآنان به نام رابرت جفرز به نفرت از اسلام شهره است.

۵- رییس جمهورگردن کلفت: آمریکائیان بطور کلی حاکم قدر تمند را دوست دارند نه حاکمی که برای مراعات حقوق بشر از قدرت نمایی و سرکوب اجتناب کند. لذا کارتر را از بدترین رییس جمهوری‌ها و ریگان را قهرمان همه تاریخ می شناسند. البته این امراز عوارض قدرتمند بودن است و ما هم برای مثال نادر شاه را تجلیل می کنیم و بر قتل عام او در هندچشم می‌پوشیم. در میان میسحیان دست راستی عامل اعتقادات دینی این نظر را بسیار قوی‌تر می‌کند. اینان بر آن باورند که آمریکا سرزمین موعود است و وظیفه آمریکائیان آن است که همه جهانیان را به دین مسیح بخوانند. البته اگر با تبلیغ بشود بهتر است اما اگر لازم شد جنگ هم مجاز است. لذا آنان به شدت از داشتن یک ارتش نیرومند حمایت می‌کنند و همیشه یکی از موادی که در رای دادن در نظر می‌گیرند درجه حمایت کاندیدا از ارتش است و از همین زاویه بسیاری به شدت مخالف اوباما بوده و هستند.

ترامپ در مبارزات انتخاباتیش بیشترین بهره را از این مسئله گرفت. و حال هم مرتب از گردن کلفتی دولتش می‌گوید واین که دنیا متوجه شده دوران سستی اوباما به سر امده و حال کسی در کاخ سفید است که هرکه چپ به آمریکا نگاه کند تاوان سنگینی می‌پردازد. در همین رابطه است که می‌گوید اگر برجام را قرار داد خوبی نمی‌داند مجبور به قبول آن نیست وآن راپاره می‌کند. بعد هم نه تنها ایران راسرجایش می‌نشاند بلکه به اروپا هم نشان می دهد که چاره ای جز تبعیت از او ندارد. این قدرت نمایی چنان برای این جماعت سرخوشی می‌آورد که هربار که در سخنرانی‌هایش به آن اشاره می‌کند اینان عنان اختیار از دست داده و برای مدتی برای او کف زده و در حمایتش شعار می‌دهند. ضمن آن که آنان چنان به قدرت آمریکا معتقدند که فکر می کنند هر که در مقابلش بایستد به زانو در می‌آید. بی‌جهت نبود که رامسفیلد وزیر دفاع دولت جرج دبلیو بوش در جریان اوکراین اروپا را مسخره کرد که پیر و فرسوده شده است.

۶-معامله گر بزرگ : ترامپ همیشه با غرور از دو ویژگی خود می‌گوید یکی آن که کاسب توانایی هست و بهتر از هر کسی می‌داند چه گونه به نفع خود معامله کند. دوم آن که او برد را به هر قیمتی می‌خواهد. او به خوبی همین ویژگی‌ها را در رابطه با همین جماعت چهل در صدی نشان داد. ترامپ پس از آن که دید مردم بسیاری را به خود جذب کرده با هوش سرشار و فرصت طلبی متوجه شد که برای مبارزات انتخاباتی به یک سازمان مجهز وگسترده برای مبارزات احتیاج دارد آمریکا یک کشور جهان سوم نیست که یک رهبر کاریزماتیک به تنهایی بتواند قدرت را از دست احزاب نیرومند و جا افتاه بگیرد  اما این سازمان ها در اختیار دو حزب بزرگ آمریکا است که وی علیه آن هر دو برخواسته است. وی حتی به عنوان کاندیدای حزب جمهوری خواه از قدرت سازمان دهی وبسیج حزبش نیز نمی‌تواند بهره چندانی بگیرد. پس باید سازمان دیگری را بیاید. این سازمان شبکه نیرومند مسیحیان دست راستی است. مجموعه‌ای که از سال ۱۹۷۹ و تقریبا همزمان با انقلاب ایران با همه توان وارد سیاست شد؛ خفته‌ای که بیدار شدنش آمریکا را غافل کرد درست مثل بیدار شدن روحانیت در ایران. این سازمان در طول نزدیک به چهار دهه نشان داده بود از قدرت بسیج بسیاری بر خوردار است.

غفلت بوش پدر او را که قهرمان جنگ عراق بود در برابر کلینتون که نابغه بزرگ سیاست بود نا کام کرد. بوش پسر از خطای پدر آموخت و از این جماعت بهره بسیار گرفت تا جایی که با وجود آن که از ناکامیش در جنگ عراق بسیار ضعیف شده بود با حمایت این جمع با موفقیت غیر منتظره‌ای برای بار دوم هم انتخاب شد. در حمایت از اواین جمع تنها سه میلیون ونیم داوطلب بسیج کرد تا درب خانه نزدیک به صد میلیون آمریکایی رابزنند و آنان را برای حمایت از بوش بسیج کنند. ضمن آن که رهبران دینی در کلیسا ها تبلیغ می‌کردند که اگر مسیح زنده بود به بوش رای می داد و دادن رای به اویک وظیفه دینی است. قدرت آنان تا بدانجا بود که سناتور مک کین باوجود آن که سیاست مدار برجسته و آگاهی بود برای جلب رضایت مسیحیان دست راستی ناچار شد سارا پی لین را به معاونت برگزیند؛ خانمی که بسیار عوام پسند بود اما آگاهیش از جهان در حدی بود که مرتب توسط رسانه ها مسخره می‌شد. اما همین بی‌خبریش از جهان این جماعت نا آگاه را بیشتر راضی می کرد چون او را از جنس خودشان می‌دیدند.

یکی از روحانیون طرفدار احمدی‌نژاد در پاسخ ناقدان احمدی‌نژاد که می‌گفتند او ماهی یک بار حمام می‌گیرد گفت بله به همبن سبب مردم او را دوست دارند واز جنس خودشان می‌دانند. اما اشکال در آن جا بود که مک کین یک سیاستمدار سکولار دارای اصول بود و پیوند او با خانم پی لین و مسیحیان دست راستی ممکن نشد. ترامپ با مطالعه این جمع و تاریخ عملشان به سراغ آنان رفت ومعامله سود آور و موفقی را جوش داد.

معامله بزرگ ترامپ با اوانجلیکن ها : با سوابق ترامپ به جز چندتن از سران بزگ ومعتبرمسیحیان دست راستی چون فرانکلین گراهام و جری فاول جونی یرپذیرای او نبودند. اما آن ها دیدند بخش وسیعی از نیروهای آنان با آگاهی اندکی که ازجهان دارند چون اورا ضد نظام موجود می دیدند. طرفدار او شده اند. گردن کلفتی که به آنان  وعده بهشت می داد.

جلو گیری از آمدن مهاجران که رقیب شغلی آنان هستند.آمریکای قوی ای که دوباره سرور جهان می شود ومثل اوباما نیست که قدرت آمریکا رادر قدرت نظامی آن نداندو واز جنگ تا حد ممکن پرهیز کند .اوباما از واقعیت جهان می گفت و ترامپ ازجهان رویایی  و طبق معمول این جماعت از آن وعده های شیرین بیشتر خوششان می آمد. تجربه ای که ما درانقلاب ایران شاهدش بودیم. اوبه سران اوانجلیکن گفت که شما چهل سال است که نشان داده‌اید قدرت بسیج فوق العاده دارید ریگان و بوش پدردر دور اول و بوش پسر را دوبار رپیس جمهوری کردید و چند بار مقامات بسیاری را از فرماندار و نمایندگان کنگره ایالتی و فدرال وبسیاری از مقامات محلی مورد نظر خود را پیروز کردید اما در نهایت به مقاصد اصلی خود نرسیدید. زیرا درست است که این مقامات به شما بسیار توجه می‌کردند از جمله شما را مرتب به کاخ سفید دعوت می‌کردند و حتی در زمان بوش پسر کارمندان کاخ سفید در ساعت نهاریشان در جلسات آموزش کتاب مقدس شرکت می‌کردند و نطق‌های ایشان سرشار از اصطلاحات مذهبی شده بود و فرهنگ مذهبی بر فرهنگ سکولار غالب شده بود اما وقتی پای اجرای قوانین دینی پیش می آمد چون سیاست مداران حرفه‌ای و معتبر بودند. خواسته اکثریت را بر خواسته‌های دینی ترجیح می‌دادند.

از جمله ریگان قاضی‌ای برای دادگاه عالی بر گزید که موافق سقط جنین بود و یا جرج دبلیو بوش با تمام اعتقاد دینیش بر خلاف باور خود هم جنس گرایی را غیر قانونی نکرد ویا از اسرئیل بدون قید وشرط حمایت نکرد از جمله کشتاز غزه را تایید نکرد و یا قوانین ضد مهاجرت و ضد اسلام را به تصویب نرساند. در مقابل من هیچ اعتبار سیاسی ندارم و در قید اعتبار اخلاقی وسیاسی آمریکا در عرصه بین المللی هم نیستم که مثلا نگران خروج از معاهدات بین المللی در مورد آلودگی محیط و گرم شدن زمین باشم لذا اگر شما مرا به کاخ سفید بفرستید هر چه بخواهید اجرا می‌کنم. از جمله از داشتن هر اسلحه‌ای باوجود این همه کشتار حمایت می‌کنم . مالیات‌ها راکم می کنم و دولت را کوچک می‌کنم. از مدارس خصوصی حمایت می‌کنم تا شما بتوانید فرزندانتان را با کمک دولت به مدارس مذهبی بفرستید و مانع آن شوید که نظام آموزشی سکولار مغز فرزندان شما را بافرضیه تکامل بجای خلقت شستشو دهد . نظام آموزشی‌ای که مدعی است جهان بیلیون‌ها سال است که به وجود آمده و درپروسه تکامل چنین شده است در حالی که اکثر شما معتقدید بر طبق گفته خداوند در کتاب مقدس جهان ده هزار سال پیش خلق شده است ولذا گرمایش زمین یک دانش دروغین است که درست شده تا جلوی توسعه هرچه بیشتر صنایع آمریکا را بگیرند.

مسیحیون دست راستی این معامله را بسیار شیرین دیدند لذا از او خواستند که پنس را که یک مسیحی سرسخت است و در مقام فرماندا ربر علیه همجنس گرایی جبهه گرفته است به معاونت بر گزیند. به ویژه که او مثل سارا پی لین ناآگاه نیست بلکه راه ورسم حکومت کردن را می شناسد. به این سان جفتی مناسب شکل گرفت یکی عوام فریبی که برنده شدن به هر قیمتی را می‌خواهد و دیگری معتقدی سرسخت که نحوه کار با کنگره ودیگر مقامات رابلد است .یکی پرهیاهو ومرم پسند وبدون اصول ودیگری سیاستمداری ساکت و به قول معروف آب زیر کاه که می‌داند چه گونه به ترامپ کمک کند تا خواسته‌های این جماعت برآورده کند.

قبولاندن ترامپ بد نام به مسیحیان مومن :اما هنوز یک مشکل اساسی بر سر راه بود و آن قبولاندن مردی که مشهور به بی‌اخلاقی و فسادمالی و جنسی است به پیروان مومن خودشان. تشویق مسیحیان که بسیاریشان صادقانه و با همه وجود به آموزش های کتاب مقدس و اخلاقیاتی که تبلیغ می‌کند به حمایت از شخصی که بیشتر اعمالش خلاف آموزش‌های دینی است؛ کسی که کازینو دار است و برنامه ملکه زیبایی را اداره می‌کند و ممیزه اصلی او کسب ثروت و قدرت به هر قیمتی است تا جایی که آشکارا از دادن محاسبات مالیش می‌گریزد تا دروغ‌ها وتقلب‌های مالیش بر ملا نشود آن هم در کشوری که گریز از پرداخت مالیات نا بخشوده‌ترین گناه است.

چنین بود که آنان بایک نظریه دینی جدید و قرائتی تازه از کتاب مقدس این مشکل را حل کردند. این نظر می‌گوید که خداوند گاه برای خیر مردم یک فرد گناه کار و فاسق را به قدرت می‌رساند. ازجمله سلیمان نبی وداود نبی که یهودیان را به اوج قدرت رساندند زن باره بودند. سلیمان حرم سرای بزرگی برای ارضای میل جنسی بسیارش داشت. داود نیز برای تصاحب زن زیبای دوستش اورا به جبهه جنگ فرستاد تا کشته شود و یا هرود که تلاش فراوان کرد که مسیح نوزاد را یافته و بکشد. اما همین گناهکار بزرگ یهودیان را به قدرت بسیار رساند؛ قدرتی که آنان رادربرابر رومیان دشمن یهودیان حفظ کرد. یا خلق خوانشی از مسیحیت در ایام جنگ داخلی که برده‌داری را از نظر کتاب مقدس توجیه می‌کرد و کوکلاس کلان را از میان مسیحیان مومن سفید پوستان ایجاد کرد.

بدین سان شاهدیم که دین هرجا وارد سیاست می شود به جای آن که سیاست را از آلودگی نجات دهد خود آلوده می شود وبرای این آلودگی نیز توجیهات دینی لازم را پیدا کند. در اسلام هم با همین توجیه ابوسفیان که دشمن سرسخت پیامبر بود و تنها موقعی به اسلام گروید که پیامبر مکه را گرفته بود و  چاره ای جز تسلیم نداشت چنان وارد قدرت شد که فرزندان این دشمن اسلام حاکمان امپرا طوری اسلام شدند و اولاد پبامبر و بهترین صحابه او را که بیشترین مبارزات را در راه اسلام کرده بودند به دست این فرصت طلبان کشته یا خانه نشین شدند.امری که پس از انقلاب اسلامی در ایران هم شاهدش هستیم مصباح یزدی‌ها و ری شهری‌ها و احمد خاتمی‌ها که آشکارا مخالف انقلاب بودند با جنتی که به دست بوسی ملکه فرح مفتخر بود قدرت را گرفتند و روحانیون ومسلمانانی که سالها زندانی شده و مبازه بی‌امان برای پایه ریزی انقلاب اسلامی کرده بودند از میدان قدرت رانده شدند و این امر نه محدود به روحانیت که در همه ارکان قدرت تکرار شد.

نتیجه : ترامپ به دلیل سیاست داخلی آمریکا و نفع او در این رابطه از برجام خارج شد از این روی حاضر به کنار آمدن با سران اروپا نشد زیرا هر سیاست مداری که در اندیشه بردن است اصل رابر حفظ پایگاه سیاسیش می‌گذارد و الا ممکن است مثل گورباچف محبوب جهان شود ولی با آوردن کمتر از یک درصد آرای مردم شوروی برای همیشه از قدرت کنار گذاشته شود.

عربستان واسرائیل با درک این امر با این موج همراه شدند و در راه پیروزی ترامپ هرچه توانستند کردند. هر دو روابط نزدیکی با مسیحیان دست راستی برقرار کردند.

نا آگاهی از این شرایط داخلی آمریکا سبب شده که ایرانیان مرتبا آن چه را رسانه‌های غربی به آنان تلقین کرده‌اند بازگو کنند که علت اصلی خروج آمریکا از برجام آمریکا واسرائیل ستیزی ایران و سیاست خارجی تنش آفرین و زیاده خواهی سیاسی آن و دخالت او در کشورهای همسایه است.
—————————————————————————————
۱- برای شناخت بیشتر اینان به نه شماره مقالات این نویسنده  در این‌باره در زیتون.
۲- واشنگتن پست ۲۲ ماه می

بازگشت به صفحه اول