زیتون-نیلوفر سعیدی: برگزاری هم‌زمان انتخابات ریاست جمهوری پارلمانی در ترکیه، در شرایطی صورت می ‌گیرد که رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور فعلی این کشور، در جای‌گاه رهبر حزب عدالت و توسعه، به‌شدت مشتاق است تا تمام قدرت سیاسی و اجرایی کشور، هم‌چنان در دست او و حزب متبوعش باقی بماند. اما آیا به‌راستی حزب حاکم، این‌بار نیز به هدف و مقصود خود دست پیدا می‌کند؟.

معمولا خانواده‌های محافظه‌کار اسلام‌گرا، مشارکت بالایی دارند و وقتی که همه‌ی آنان به صحنه بیایند، اردوغان نتیجه دل‌خواه خود را به دست می‌آورد.

در انتخاباتی که در شرایط اضطراری امنیتی برگزار می‌شود، مخالفین اردوغان، چه شانس‌ها و اهرم‌هایی برای شکست دادن این سیاست‌مدار قدبلند اسلام‌گرا، در دست دارند؟ از این مهم‌تر، اگر اردوغان شکست بخورد و حزب عدالت و توسعه از جای‌گاه حزب حاکم به جایگاه اپوزیسیون تنزل پیدا کند، چه تغییری در موقعیت سیاسی ترکیه در منطقه‌ی خاورمیانه روی می‌دهد؟

ائتلاف مخالفین، پر سرو صدا اما متفرق
اردوغان در این دوره از انتخابات، توانسته با دو حزب مهم ملی‌گرا، ائتلاف «جمهور» را تشکیل دهد. اولی حزبی‌ست به نام «جنبش ملی‌گرا» که رهبر آن، سیاست‌مداری  پان‌ترکیست به نام دولت باغچلی است و دومی حزب دیگری به نام «وحدت بزرگ» که سکان رهبری آن در دستان مصطفی دستیجی است.

اردوغان، باغچلی و دستیجی در شیوه‌ی اداره‌ی کشور و میزان توجه به آرمان‌های اسلامی و ترکی، تقریبا اختلاف نظر جدی ندارند و می‌توانند از بسیاری جهات، مکمل و یاری دهنده‌ی همدیگر باشند.

اما در اردوگاه مخالفین، مهم‌ترین جریان حزب جمهوری‌خواه «خلق» است؛ حزبی که در سال ۱۹۲۳ توسط اتاترک تاسیس شده و سابقه‌ای طولانی دارد. این جریان چپی–کمالیستی، در اصل یک حزب سوسیال دموکرات است که در دو دهه‌ی اخیر، دچار افول و ضعف شده است.

اردوغان در این دوره از انتخابات، توانسته با دو حزب مهم ملی‌گرا، ائتلاف «جمهور» را تشکیل دهد. اولی حزبی‌ست به نام «جنبش ملی‌گرا» که رهبر آن، سیاست‌مداری  پان‌ترکیست به نام دولت باغچلی است و دومی حزب دیگری به نام «وحدت بزرگ» که سکان رهبری آن در دستان مصطفی دستیجی است.

حزب دیگر، یک جریان تازه تاسیس به نام حزب «خوب» به رهبری خانم مرال آکشنر است که پیش‌تر و در دوران تانسو چیللر وزیر کشور بوده و آرمان‌های ملی‌گرایانه‌ای دارد که اساسا چندان از دولت باغچلی، دور نیست.

حزب بعدی مخالف اردوغان، یک جریان اسلامی به نام حزب «سعادت» است که جمعی از شاگردان قدیمی نجم‌الدین اربکان آن را به‌وجود آورده‌اند و میانه‌ای با کمالیسم و سوسیال‌ دموکراسی ندارذ.

جریان بعدی، حزب کمونیستی «وطن» به رهبری دوغو پرینچک باحال‌وهوای چپ رادیکالی و با درصد آرای بسیار پایین در حد کمتر از یک درصد است. اما مخالف بعدی اردوغان یعنی حزب کُردی «دموکراتیک خلق‌ها»، داستان متفاوتی دارد.

این حزب به پ.ک.ک یا حزب کارگران کردستان ترکیه نزدیک است و رهبر آن، صلاح‌الدین دمیرتاش، نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری است اما به اتهام حمایت از ترور و تحریک افکار عمومی، در زندان به سر می‌برد.

بررسی افکار و اقدامات احزاب مخالف اردوغان نشان می‌دهد که تنها نقطه‌ی مشترک همه‌ی آنان، صرفا در مخالفت و ضدیت با اردوغان خلاصه می‌شود و برنامه‌ی جامع مشترکی برای تغییر مسیر سیاسی ترکیه ندارند و شاید این بزرگ‌ترین شانس اردوغان در مواجهه با این جریانات است.

اتهام‌های حزب حاکم

انتخابات ترکیه پانصد هزار ناظر مردمی دارد و ساختار الکترونیک، مکانیسم اجرایی و نظارتی و دیگر ابعاد اداری و حقوقی آن، طوری طراحی شده که امکان تقلب و مهندسی در آن وجود ندارد. اما این به معنی سلامت کامل انتخابات نیست، چرا که حزب حاکم، از تمام امکانات رسانه‌ای و اداری دولت به میل خود استفاده می‌کند و توزیع امکانات در انتخابات، عادلانه نیست.

یکی دیگر از اتهامات احزاب مخالف علیه حزب حاکم، این است که دولت از تمام اقدام‌ها و افتتاح پروژه‌های دفاعی، خدماتی و عمرانی، در مسیر تبلیغ برنامه‌های خود استفاده می‌کند و با این حربه، خود را کارآمد و دیگران را بی‌تجربه و نالایق جلوه می‌دهد.

همچنین منتقدین ادبیات اردوغان نیز کم نیستند. منتقدین می‌گویند که ادبیات و الفاظ اردوغان، به شدت تند و تحقیرآمیز است و در تاختن به رقبا و مخالفین، هیچ حریمی قائل نیست.

سناریوهای برنده‌ها و بازنده‌ها
اغلب نظرسنجی ها حاکی از آن است که حزب عدالت و توسعه و دو حزب حامی آن، پیشتاز هستند اما فاصله‌ی آنان از رقبا، چندان زیاد نیست و همگی بر لبه‌ی تیغ حرکت می‌کنند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که احتمال کسب نصف به‌علاوه‌ی یک آراء در هر دو حوزه‌ی ریاست‌جمهوری و مجلس برای اردوغان و حامیان او، پایین است و بعید نیست که انتخابات به دور دوم کشیده شود.

اما رسانه‌های نزدیک به حزب عدالت و توسعه بر این باورند که اردوغان با کسب ۵۲ درصد آرا در همان دور نخست رییس‌جمهور می‌شود و ائتلاف «جمهور» نیز در همان دور نخست اکثریت کرسی‌های مجلس را در اختیار می‌گیرد.

در اردوگاه مخالفین،اردوغان مهم‌ترین جریان حزب جمهوری‌خواه «خلق» است؛ حزبی که در سال ۱۹۲۳ توسط اتاترک تاسیس شده و سابقه‌ای طولانی دارد.

حال باید دید در روز انتخابات کدام‌یک از این پیش‌بینی‌ها درست از آب در می‌آید. مخالفین به این موضوع دل‌خوش‌اند که اگر انتخابات به درو دوم کشیده شود تمام تلاش و توان خود را برای پایین کشیدن اردوغان به عمل بیاورند اما در این میان نقش کردها بسیار مهم است. چرا که حزب کردها که شانس کسب ده درصد از آراء را دارد، در موقعیت سیاسی و اجتماعی خاصی قرار دارد که نه حزب حاکم و نه مخالفین، نمی‌خواهند با آن، ائتلاف کنند.

در هر صورت واقعیت این است که اردوغان از حالا خود را آماده جشن پیروزی کرده اما ترس‌هایی نیز در دل دارد.

اقدامات پیش‌دستانه
ترکیه در سال ۲۰۱۹ انتخابات شهرداری‌ها را برگزار خواهد کرد و احزاب این کشور در آن انتخابات نیز برای کسب اختیار اداره‌ی بیش از سه هزار شهرداری در ۸۱ استان، فعالیت خواهند کرد.

شواهد نشان می‌دهد که اردوغان و تیم او، از حالا خود را آماده کرده‌اند تا در آن میدان نیز پیروزی بزرگی به‌دست بیاورند و رقبا را به‌تمامی به حاشیه برانند. اردوغان اعلام کرده که در کابینه‌ی بعدی تعداد وزراتخانه ها از ۲۶ به ۱۶ تقلیل پیدا خواهند کرد و دولت کوچک‌تر و چابک‌تر خواهد شد.

مشارکت بالا، راز پیروزی
تحلیل‌گران و شرکت‌های نظرسنجی، پیش‌بینی کرده‌اند که بین ۸۳ تلا ۸۸ درصد از مردم ترکیه در انتخابات مشارکت کنند. آنان بر این باورند که معمولا خانواده‌های محافظه‌کار اسلام‌گرا، مشارکت بالایی دارند و وقتی که همه‌ی آنان به صحنه بیایند، اردوغان نتیجه دل‌خواه خود را به دست می‌آورد.

حال باید دید در روز انتخابات دقیقا چه روی می‌دهد. آیا حزب عدالت و توسعه به‌تمامی، قدرت را در دستان خود قبضه خواهد کرد؟ آیا تداوم این وضعیت به نحیف‌تر شدن دموکراسی ترکیه منجر شده و در عوض توسعه‌ی سیاسی و عمرانی به دنبال می‌آورد یا خیر؟

بازگشت به صفحه اول