زیتون- پریا منظرزاده- درحالی‌که دولت‌ با کسری بودجه ۱۳۷ میلیارد تومانی مواجه است و نهادهایی همچون بنیاد دایره المعارف‌ اسلامی تا آستانه تعطیلی پیش رفته اند، بودجه های محصولات فرهنگی همچون فیلم‌ها و سریال‌های جهت‌دار کم نشده و همچنان بودجه‌های کلانی صرف ساخت فیلم‌های همسو با ایدئولوژی جمهوری اسلامی می شود.

این درحالی‌ست که نظارت مناسبی بر بودجه های پرداختی به فیلم ها وجود ندارد. آشکارترین شاخص محصولاتی که عامه مردم را هدف قرار داده، یعنی جلب مخاطب، نشان می‌دهد که این محصولات نتیجه ای جز هدر رفت بیش‌تر بودجه ندارند. در بیشتر موارد هزینه اولیه این فیلم‌ها هم برنمی گردد.

جمهوری اسلامی ایران همواره با حمایت انتخابی از تولیدکنندگان محصولات فرهنگی، سعی کرده اندیشه خود را به مخاطبان القا کند. نمود بارز این عملکرد، محدود کردن رادیو و تلویزیون به یک رسانه ملی است. در حوزه رسانه‌های دیگر هم‌چون فیلم های سینمایی و مستند، اوضاع کمی پیچیده‌تر است. چون تولیدات در قالب‌های دولتی و غیردولتی مختلفی ساخته می شوند و به انواع و مقادیر مختلف بودجه دریافت می کنند.

سازمان رسانه‌ای اوج یکی از نهادهایی است که در سال های اخیر از محصولات سمعی بصری حمایت می کند و با محصولات مختلفی از جمله فیلم «به وقت شام» و سریال «پایتخت» را تولید کرده است. «اوج» همان سازمانی است که بیلبوردهای «صداقت امریکایی» را علیه برجام در سطح شهر تهران نصب کرده بود و شهرداری آنها را جمع کرد.

جمهوری اسلامی ایران همواره با حمایت انتخابی از تولیدکنندگان محصولات فرهنگی، سعی کرده اندیشه خود را به مخاطبان القا کند. نمود بارز این عملکرد، محدود کردن رادیو و تلویزیون به یک رسانه ملی است

گفته می شود که سازمان اوج وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. اما در سایت رسمی این سازمان هیچ اشاره ای به سپاه نشده و بنظر می رسد که این سازمان قصد دارد با نگاهی متفاوت، از زبان ارشادگونه ای که همواره از سوی نظام جمهوری اسلامی ایران برای فرهنگ‌سازی استفاده می شود فاصله بگیرد و در حوزه های متنوع تری ایفای نقش کند تا تاثیرگذار باشد.

سینماگران وابسته در پوشش بخش خصوصی

رسانه های ایران بارها به این روند پیدایش بخش خصوصی غیرواقعی در سینمای ایران اعتراض کرده اند. پس از سازمان اوج، سایر نهادهای مسئول در حوزه فیلمسازی بر سر زبان ها افتاده است. مساله اینجاست که این نهادها بودجه های کلان به فیلم ها اختصاص می دهند اما بیشتر این فیلم ها به محصولاتی ناموفق و شعاری تبدیل می شوند که نمی توانند در گیشه هم موفق باشند. در واقع، نوعی از فیلمسازی مورد حمایت قرار می گیرد که تولید و بودجه گیری برایش مهم تر از محصول کار و اکران است.

سایت خبری «تابناک» مدت هاست که این موضوع را پیگیری می کند و در پی درخواست هایش از بنیاد سینمایی فارابی اطلاعات پرداخت‌های فیلم سینمایی از سال ۱۳۹۰ تا پایان ۱۳۹۵ را دریافت کرد. این وبسایت دراین باره نوشت: «از دوره روی کار آمدن مدیران دهه شصتی در سینما ـ که رسوباتشان دامان سینما را گرفته ـ یک گروه از سینماگران وابسته به اقتصاد دولتی شکل گرفتند که هنوز گروهی از آنها فعال هستند. این گروه که شماری از نام‌های شناخته کنونی سینمای ایران را نیز شامل می‌شود، از فارابی و سایر نهادهای دولتی و حاکمیتی اعتبار جذب می‌کنند و فیلم‌هایشان را با پیشوند و پسوندهایی چون «اعتقاد»، «عقیده» و «تعهد» و… می‌سازند. برخی از این گروه دارای توانایی تکنیکی بهتری هستند و موقعیت بهتری از این رانت به دست آورده‌اند و برخی با وجود وصل بودن به چاه نفت حتی توان فیلمسازی باکیفیت را نیز ندارند.»

نهادهای دولتی حمایت کننده از سینما بودجه های کلان به فیلم ها اختصاص می دهند اما بیشتر این فیلم ها به محصولاتی ناموفق و شعاری تبدیل می شوند که نمی توانند در گیشه هم موفق باشند

در ادامه این مطلب، به گروه دیگری از فیلمسازان اشاره شده که تازه‌ وارد عرصه سینمای ایران شده اند و در پوشش بخش خصوصی فعالیت می کنند. این گروه با بودجه های ذولتی فیلم های ناموفق می سازند که با وجود تبلیغات پرهزینه در گیشه موفق نمی شود.

نقش بیش از ۹۰ درصدی دولت در افتصاد سینما

در پی بنیاد فارابی، موسسه رسانه‌های تصویری و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز اطلاعات مربوط به پرداخت هایش را منتشر کردند.

در فهرستی که مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی از حمایت‌های مالی‌ از فیلم‌های مختلف تولید شده در ایران از سال ۸۸ تا ۹۵ منتشر کرده، پرداختی هایی از جمله مبلغ ۶ میلیارد و ۵۵۰ میلیون تومان به فیلم تمام نشده «لاله» است که همچنان تکلیف مالکیت و ساخت آن مشخص نیست.

فیلم «شهابی از جنس نور» در سال ۱۳۹۱ نزدیک به دو میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان به علاوه ۳۰۰ هزار دلار دریافت کرده است. این فیلم از جمله فیلم هایی است که در لبنان و سوریه ساخته شده و دلار دریافت کرده اند.

علاوه بر این، فیلم «رنج و سرمستی» ساخته جهانگیر الماسی در سال ۱۳۹۱ یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان دریافت کرده است. این فیلم در گیشه به موفقیتی دست نیافت.

بنظر می رسد که در دوران دولت روحانی، سیاست های فرهنگی تغییر کرده و بودجه ها به سمت نهادهای تازه تاسیسی همچون بنیاد اوج رفته اند

در میان فهرستی که بیشتر آنها به مفهوم دشمن خارجی، بخصوص مقابله با آمریکا و اسرائیل پرداخته اند، برخی فیلم های منتسب به جریان روشنفکری هم دیده می شود. آیدا پناهنده، مجید برزگر، محسن امیریوسفی، عبدالرضا کاهانی، فردین صاحب زمانی و محسن عبدالوهاب از جمله فیلمسازانی هستند که برای تولید فیلم‌هایشان از مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی پول دریافت کرده اند.

درحالیکه فهرست دریافتی های منتشر شده، از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۶ را دربرمی گیرد، تنها ۸ مورد از ۷۶ مورد پس از سال ۱۳۹۱ بودجه دریافت شده است. به این ترتیب، بنظر می رسد که در دوران دولت روحانی، سیاست های فرهنگی تغییر کرده و بودجه ها به سمت نهادهای تازه تاسیسی همچون بنیاد اوج رفته اند.

مقام های دولت کنونی، از جمله سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، که بودجه زیادی برای هزینه در این بخش نداشته اند، انتشار فهرست های موجود را نشانه شفافیت دولت خوانده اند.

این کمک های مالی در نامه ای که هیئت مدیره انجمن مستندسازان سینمای ایران به عنوان خواسته صنفی انجمن مستندسازان سینمای ایران از دولت یازدهم نوشت نیز مورد انتقاد قرار گرفت. آنها تاکید کردند: « دولت به جای رفع مشکلات حضور یافتن بخش خصوصی در سینما، خود، حضور سرمایه گذارانه داشته باشد طوری که گفته می شود چرخش مالی دولت (به معنای گسترده آن شامل همه ی نهادهای دولتی، حکومتی، عمومی،…) اکنون در سینما به بیش از ۹۰% رسیده است.»

مستندسازان در ادامه این نامه افزودند: « سرمایه گذاری دولت در سینما دولت را به “ذینفع” بدل کرد و دولت به جای «حامی» بخش خصوصی به  «رقیب» بخش خصوصی تبدیل شد. این سیاست دولت را به بزرگترین «مانع رشد» بخش خصوصی تبدیل کرد و حقانیت آن به عنوان یک نهاد ملی در سینما از میان برد.»

این روزها بازی جدیدی در سینمای ایران در حال اکران است که از ایدئولوژی تزریق شده با پول های دولتی الهام گرفته و نهادهای مرتبط با فیلمسازی و دولت در آن نقش شفاف سازی و پاسخگویی را ایفا می کنند.

 

بازگشت به صفحه اول