در بخش پیش نشان داده شد که مسیحیان دست راستی در چند دهه گذشته، روز به روز قوی تر شده اند و حال تا حد زیادی دولت ترامپ را در دست دارند. سوالی که در اینجا مطرح می شود؛ یکی آن است که چرا این مساله در غرب، کمتر مورد توجه قرار گرفته و در ایران تقریبا نشانی از آن نیست؟ در مورد اول: در بیشتر جوامع بخش مدرن جامعه از بخش سنتی و مذهبی بیگانه است و آن رادر خور مطالعه نمی داند. زیرا ترجیح نخست بر آن است که به مادیات و اعداد و ارقام، پرداخته شود. مثل بیکاری، سطح درآمد ودیگر مسائل اقتصادی یا رشد صنعت و تخصیص ارقام بودجه. به عبارتی دیگر، بخش کمی از پژوهشگران، توجه دارند که در سطح وسیعی از جامعه آمریکا مسئله سقط جنین، بیشتر از امور اقتصادی در روند رای دادن ارفاد، اهمیت دارد. و یا تدریس نظریه داروین برای جمعیت کثیری، چنان مهم است که فرزندانشان را به مدارس دولتی مجانی نمی فرستند. و یا با آن که چهل میلیون نفر ازمردم بیمه ندارند و با طرح اوباما صاحب بیمه می شدند؛ اما بسیاری از همان جماعتی که به دلیل در آمد کمشان برای اولین بار صاحب بیمه شدند، علیه آن رای دادند. زیرا با آن بیمه فراگیر، افراد کم در آمد می توانند با بودجه دولتی از دست جنین نا خواسته رها شده ومرتکب گناه شوند.
در سال۲۰۰۳ که سران اوانجلیکن در آرلینگتن، گرد هم آمدند تا شعار انتخاباتی خود را برگزینند، از میان صدها مسئله سیاسی، اقتصادی واجتماعی (ارزش های اخلاقی ) را انتخاب کردند واز ارزش ها، مبارزه علیه سقط جنین را برجسته کردند.(۱)
طرح این گونه مسایل به باورهای مذهبی مردم بر می خورد و بیشتر سیاسیون از درگیری با آن، نگران می شوند و گاهی نیز، چنین چیزهایی را خرافات و غیرقابل بحث می پندارند.
در شرایطی که درغرب وضعیت چنین است، در کشورهای جهان سومی همچون ایران؛ مسلما شکاف میان این دوبخش، عمیق تر وبیگانگی بیشتراست.
هنوز پس از چهار دهه از انقلاب، شبکه عملکرد نیروهای مذهبی برای متجددین ناشناخته است. این که سازمان بندی وسیع مساجد وتکیه ها و هیات ها چگونه و حول چه موضوعاتی فعال شده وبا یک دیگر کار می کنند. چرا گفته یک مقام غیررسمی مثل امام جمعه در بسیج مردم و در میدان عمل، وسیع تر و اثرگذارتر ازدستور شهردارو فرماندار است. همین شیوه عمل از مسجد محله تا مقام ولایت عمل می کند. شبکه عظیمی که قدرت عمل وسیع دارد؛ اما سمت و مسئولیتی ندارد و به کسی پاسخگو نیست. بنا بر گفته کامران دانشجو وزیر علوم دولت احمدی نژاد، آنان این شبکه را می شناختند و با استفاده از آن، به قدرت رسیدند. و یا وقتی سردار حسین همدانی فاش می کند که با سازماندهی لات ها واوباش توانست به آسانی، تظاهرات چند میلیونی جنبش سبز را بر چیند و از همین شگرد در سوریه، قدرت را به اسد برگرداند و در یمن و عراق و چند کشور دیگر با موفقیت از بسیج مردم محلی به نفع ایران؛ بدون مداخله مستقیم ایران بهره گرفت. شاید همین شگرد است که عربستان سعودی و امارات و غربیان را گیج کرده است. مرتب از دخالت ایران می گویند، اما جای پای چنداین آشکاری از حضور نظامیان ایران نمی یابند. تاسف بارتر آن، این است که بخش متجدد ما ایرانیان هم، فهم درستی از فرهنگ خود ندارند و تبلیغات غربیان را تکرار می کنند. در حالی که اگر کمی با بخش مذهبی – سنتی جامعه آشنا بودند، این شگرد را در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد می شناختند.
ناشناخته بودن مسیحیان دست راستی: می اندیشیدم که چرا من حدود یک سال است در این مورد می نویسم اما توجه اندکی به آن می کنند. می دانم بخشی از این مساله طبیعی است و بیشتر به این بازمی گردد که نام ونشانی ندارم. ولی بسیار که اندیشیدم، دیدم آن قدر این مطلب دورازذهن ما ایرانیان است که نشنیده می ماند. چند نفری هم که به آن توجه کردند گفتند بله می دانیم مسیحیون صهیونیست که نسبت یهودیان در مورد اشغال فلسطین، کاسه از آش داغ تر هستند. وقتی از برنامه های مشخص سیاسی و سازمان دهی فوق العاده و برنامه ریزی دقیقشان؛ برای فتح سنگر به سنگر قدرت، در جامعه سکولار آمریکا می گویم، به جمع منکران می پیوندند. کوتاه سخن آن که این بی خبری را در هر دو بخش مدرن وسنتی جامعه، می توان دید.
روشنفکران نوگرا برای شناخت فضای مذهبی اهمیتی قایل نیستند وفهم عملی از شبکه اجتماعی ندارند و بیشتر به بسیج توده ای از طریق تبلیغ می اندیشند، تا به ضرورت سازمان و شبکه روابط و نهادهای بسیج کننده. آنان، بیشتر متفکر سیاسی هستند تا فعال سیاسی.
بخش مذهبی که عمیقا اهمیت شبکه سازی را می فهمد و در این مورد تجربه قرون دارد، و روزانه به آن عمل می کند؛ تنها فضای محدود خود رامی شناسد. همان فضای سنتی و فضاهای مرتبط با آن در کشورهای همسایه. تمام اطلاعش از غرب، از کانال همان روشنفکران نوگرا است. گاه که معدودی از آنان در کنفرانس هایی در غرب حضور می یابند؛ نا آگاهی شان، مشهود و خجالت آور است.
اسرائیل ستیزی ابلهانه
تصور خطایی در حاکمیت و اپوزیسیون ایران جا افتاده که اسرائیل گوش ترامپ را در دست دارد و راه مذاکره ما با آمریکا ناچار از کانال اسرائیل می گذرد. لذا حکومت از سر خشم واستیصال به اسرائیل فحش می دهد. اپوزیسون هم مرتب به دولت می تازد که دست ازسیاست اسرائیل ستیزی اش بر دارد و به آسانی از کنار سیاست ایران ستیزی اسرائیل می گذرند. نتینایاهو هم از هر دو این کژ فهمی ها، نهایت بهره را می برد.
بدین ترتیب سنتی ها و روحانیت در حکومت ایران، راه مذاکره با آمریکا را کاملا بسته می بینند. زیرا اسرائیل -حداقل دست راستی های مقتدر آن- شرط مراوده با ایران را عرب ستیز شدن آن می دانند . این که اعتراضی به جنایات اسرائیل نسبت به فلسطینیان نشود، بر شهرک سازی ها و غصب زمین های فلسطینیان دیده فرو بندد، از حمایت حزب الله لبنان دست بردارد و از کنار قتل و کشتار فلسطینیان بدون توجه بگذرد. شرایطی که نه تنها خلاف همه اعتقادات آنان است؛ بلکه تمام هستی اشان را به خطر می اندازد و تمام مدت باید از بیم خشم اسرائیل، بر جان خود بلرزند. لذا از سر استیصال مرتب به اسرائیل فحش می دهند؛ و شعار مرگ بر اسرائیل سر می دهند.
همان گونه که همگان می دانند؛ این شعارهای توخالی، فقط به درد مقامات اسرائیل می خورد. تا آن را بردارند ودر سراسر دنیا پخش کنند و ده ها برابر آن رابزرگتر کنند. در جهان فریاد برآرند که ایران به دنبال نابودی ما است. وایران از خود نمی پرسد اگر اسرائیل از این شعارهای توخالی می ترسید؛ چرا وقتی در روز قدس ودر نماز جماعتی این شعار داده می شود؛ تمام بلند گوهایش را در جهان به کار می اندازد تا همه، شعا اسراییل ستیزی ایران را ببینند و بشنوند.
شگفت است که روحانیت که کارش تبلیغ است و قدرت مظلوم نمایی را می شناسد؛ چگونه در دام اسرائیل افتاده است. این شعارها از نظر هر فرد نیمه آگاهی مثل تفنگ به دست گرفتن صدام است در زیر بمباران ویرانگرآمریکا و تیر هوایی در کردن و شعار دادن که اگر آمریکا پایش را در عراق بگذارد نابودش می کنم. و همان زمان دستگاه های تبلیغاتی غرب در همه بلندگوهایشان فریاد مظلومیت سر داده بودند که عراق چهارمین ارتش دنیا را دارد!
آیا این بی خبران نمی دانند که جهان خاطره هولوکاست را دارد وهرروز هم با صدها فیلم ومقاله آن را در اذهان زنده نگه می دارند؟ در چنین فضایی با شنیدن این شعارها احساساتش به جوش می آید که گویی هیتلری دیگر ونازی هایی دیگری در راه است و در مقابل آین همه شعار خشونت بار و مرگ بر اسرائیل، صدای آقای خامنه ای به گوش کسی نمی رسد که ایران به دنبال نابودی یهودیان نیست و هرچه مردم فلسطین در یک انتخاب آزاد بپذیرند مورد قبول ما است. مگر می شود به شیعیانی که سینه می زنند، قبولاند که در شعار العطش خود تجدید نظر کنند زیرا در کربلا در خیمه گاه آنقدر آب بود که در شب عاشورا آنان غسل شهادت کردند .
آیا اینان که کارشان تبلیغات است نمی بینند که نتانیاهو بزگترین توهینی که یک مقامی در طول تاریخ به مردم کشوری کرده است؛ در حق ایرانیان کرده است. آن هم نه یک بارو گذرا؛ بلکه ده ها بار ودر بزرگ ترین ورسمی ترین مجالس دنیا. اینان بهجای آن که آن را به دست بگیرند و به جهان بگویند او ملت ایران را و نه جمهوری اسلامی را در تمام تاریخ، جنایت کارترین و وحشی ترین مردم خوانده است، غافلانه از کنار آن می گذرند(۲). اما باز هم بامشت گره کرده در جلوی دوربین ها فریاد مرگ بر اسرائیل یر می دهند. اینان نمی بینند با این همه توهین نتانیاهو، هنوز هر روز در تلویزیون می آید تا به همان مردم بازی فوتبالشان را تبریک بگوید و یا مدعی شود که مشکل بی آبی ایران را حل می کند. وی با بیشرمی همان ملتی را که دیروز، رذلترین ها و قاتل یهودیان در طول تاریخ خوانده را نجیب و دوست اسراییل می خواند. آیا این حکومتگران نمی بینند ایرانیان به خاطر شکستی که چند قرن پیش از روسیه خورده و بخش از خاکشان را ازدست دادند و یا به دلیل واقعه پیشه وری، با تمام تبلیغات حزب توده، هنوز به روسیه اعتماد نمی کنند. حتی در این زمان که به حمایت آن در مقابل آمریکا نیاز دارند. و یا حتی خاطره تلخ کشتار اعراب، که حتی با وجود پذیرش دین آنان، از ذهنشان بیرون نرفته است. چه گونه انتظار دارند کلیمیان جهان؛ با دیدن این مشت های گره کرده و فریادهای خشمگینانه مرگ بر اسرائیل، خاطره هولو کاست در ذهنشان زنده نشود . در حالی که ایران می توانست به جای این همه ژست جنگ طلبانه ونابودی خواهانه و با همه توان تبلیغ می کرد، آن چه را یکبار آقای ظریف گفت واز آن گذشت. این که ایرانیان در طول تاریخ، سه بار از قتل عام یهودیان جلو گیری کرده اند و در جنگ جهانی دوم، رقم بسیار بزرگی از آنان را ازدست نازی ها نجات دادند (۳)
چرا مقامات ایران متوجه نیستند که سیاست آنان در مواجهه با اسرائیل، نا کارآمد و ابلهانه است؟ نتانیاهو به ملت ایران بزرگترین توهین ها را می کند و درتمام جهان برعلیه ایران توطئه می کند ؛ولی موقع بازی فوتبال ایران و پرتغال، همه جا تصویر اسرائیلیان راپخش می کند که آنان از برد یا مبارزه قهرمانانه ایرانیان شادی می کنند. در مقابل ایران که هیچ راهی برای ضربه زدن به اسرائیل ندارد و در طول تاریخ، بیش از هرکشوری مراعات یهودیان را کرده، باشعارهای تو خالی اش، کلیمیان جهان را از خود هراسان ومتنفر کرده است.

راه مذاکره با امریکا
حال به هر دلیلی حداقل با وجود دولت نتانیاهو، راهی برای کاهش تنش با دولت اسرائیل نیست. مقامات ایران باید بدانند برخلاف آن چه اسرائیل جا انداخته؛ این تنها راه گفتگو با آمریکا نیست. به چند دلیل در این مذاکره می توان اسرائیل را دور زد و مستقیم با آمریکا وارد مذاکره شد.
۱- همان گونه در چند مقاله از جمله عامل اصلی خروج ترامپ از برجام (۴) نشان داده ام، ترامپ برای خشنودی اسراییل نیست که با ایران در ستیز است. بلکه این ها خواسته های پایگاه خودش است که در مواردی، با خواسته اسرائیل، یکی شده است .توجه شود که نه اوانجلیکن ها و نه ناسیونالیست ها؛ که بدنه اصلی جماعت حامی او را شکل می دهند؛ علاقه ای به یهودیان ندارند و به نظرم تصادفی نیست که از میان این همه خطیب اوانجلیکن، ترامپ کسی را برای سخنرانی در مراسم افتتاحیه سفارت فرستاد که معتقد است یهودیان با ظهور مسیح نجات نمی یابند مگر آن که مسیحی شوند و با همه فشارها، اسراییل آن را پس نگرفت. هم چنین موج ضد یهودی از زمان انتخاب ترامپ و احساس قدرت این جماعت در حد غیر منتظره ای در آمریکا بالا گرفته است.
۲- دموکرات ها، پایگاه اصلی حزب دموکرات هستند نه جمهوری خواهان. لذا برطبق گزارش ها از جمله در واشنگتن پست؛ نتانیاهو از لابی نیرومند یهودیان که بیشتر لیبرال ودموکرات هستند به مقدار زیادی دل کنده و روی رابطه با مسیحیان دست راستی تکیه کرده است. این یهودیان، مرتب یه او هشدار می دهند که این گرایش او به جمهوری خواهان، قمار بزرگی است. زیرا یهودیان، حمایت هر دو حزب را دارند، ولی به این طریق وارد رقابت میان دوحزب می شوند
۳- مل گیبسن هنرپپشه مشهور آمریکا، فیلم (مصائب مسیح) را در مورد زندگی مسیح ساخت که در آن، یهودیان را عامل کشتن مسیح نشان می داد . پخش کنندگان بزرگ فیلم در آمریکا از پخش آن خوداری کردند. او به سراغ همین گروه از مسیحیان رفت که بزرگترین کلیساها را گاه با گنجایش بیش از بیست هزار تن و با امکانات بسیارپیشرفته صوتی و نمایشی در اختیار دارند. او از طریق همین گروه ویدئوهای آنرا برای فروش عرضه کرد.
۴- کارتر کتاب مشهورش تحت عنوان (فلسطین صلح؛ نه آپارتاید) باتمام مخالفت لابی یهود؛ در سطح وسیعی پخش شد و پوشش خبری بسیار خوبی هم گرفت. لابی یهود، برای مبارزه با آن تا انجا پیش رفت که او را باتمام شهرتش به صداقت و پاکی؛ متهم به جعل و تحریف کرد.
۵- این نمونه ها نشانگر آن است کهُ برخلاف ان چه که اسراییل مدعی است؛ او دارای چنان قدرتی نیست که برای آمریکا تعیین سیاست کند. عقل هم حکم می کند که کشوری با این عظمت، اسیر یک کشورکوچک نمی شود.

تجریه عملی
۱- بارها تجربه نشان داده که ایران باسیاست درست، توانسته مستقیما وارد مذاکره با آمریکا شودو تمام تلاش اسرائیل نتوانسته مانع آن شود. برجام نمونه بارز آن بود و نشان داد که اگر سیاستمداران ما متوجه باشند؛ در شرایط مساعد؛ می توانند برخلاف تمام کارشکنی های کشورهای منطقه، موفق شوند.
۲- خرید اسلحه در زمان ریگان نمونه دیگری بود. مک فارلین در کتابش می نویسد سفرش به ایران بدون اطلاع اسرائیل بود. در برگشت، زیر فشار لابی اسرائیل قرار گرفت تا بگوید در مورد اسرائیل چه مذاکراتی شده است. او می نویسد وقتی به آنها گفتم در تمام این چندروز فقط یکبار به اسرائیل اشاره شد آن هم کوتاه و حاشیه ای؛ اسرائیل به شدت نگران شد که چرا در بازی نیست . پس از آن بود که آمریکا با کمک قاچاق فروشانی چون قربانی فرو برادران هاشمی و عدنان قاشقچی، ثروتمند عرب ترتیب خرید اسلحه و رساندن آن به ایران داده شد. در این زمان، اسرائیل فرصت طلبانه وارد معامله شد تا با دستی سلاح های مورد نظر را به ایران بدهد و با دستی، همان اسلحه ها را به اسراییل پس بدهد. جالب آن است که اسرائیلِ کاسبکار، اسلحه ها را به سه برابر قیمتی که از آمریکا می گرفت، به ایران می فروخت . بعدها هم سال ها است که در بوق وکرنا می کند که اسرائیل دوست طبیعی ایران، در برابر دشمن مشترکشان اعراب است. به مین سبب هم در موقعی که ایران در جنگ با عراق؛ نیاز به خرید سلاح قاچاق داشت، به یاری ایران آمد. حکومت ایران که نمی خواست بگوید برخلاف شعار مرگ بر آمریکا، با آمریکا معامله کرده، با سکوتش اجازه داد که این ادعای دوستی ایران واسرائیل علیه اعراب چنان جا بیفتد که هنوز به عنوان مدرک ایران دوستی اسرائیل؛ توسط خود ایرانیان به کار می رود. مردم حکومت ایران را سرزنش می کنند که چرا با دوستش ستیزه می کند. آن هم به حمایت از کسانی که در موقع لزوم جانب صدام را علیه ایران گرفتند.
۳ – بارها اسراییل تلاش کرده که آمریکا به ایران حمله کند، ولی آمریکا آن را رد کرده است .حتی وقتی که عربستان هم به کمکش آمده و قبول کرده همه مخارج حمله به ایران رابپردازد.
۴-توجه شود چون آمریکا نیرومندترین کشور دنیا است برای هرسیاستی، ولو محدود و محلی، ناگزیراست به ملاحظات جهانی توجه داشته باشد. در حالی که اسرائیل کشوری است کوچک با منافع ملی و محلی خودش. مثلا سیاست اسرائیل در رابطه با فلسطین، تاثیری بر برزیل یا کره ندارد. در حالی که هر گونه موضع گیری آمریکا در هر نقطه از جهان، مورد توجه همه جهان است. لذا این آمریکا است که در مذاکره با ایران تعیین کننده است نه اسرائیل .هرچند نفوذ لابی اسراپیل و پول عربستان را نمی توان دست کم گرفت و در رابطه با آمریکا، نباید از نفوذ آن ها غافل شد.

بنابراین شاید برای برقراری رابطه با آمریکا در این زمان، شناخت هرچه بیشتر مسیحیان دست راستی؛ و یافتن راهی برای برقراری رابطه با آنان لازم است. جماعتی که کمتر کسی از آنان می داند که ایران کجا است و بیشتراز آن که نگران اسرائیل ومنافع آن باشد؛ در فکر قدرت آمریکا ورهبری آن در جهان است.

—�—�—�—�—�—�—�—�—�
۱- Frances Fitzgerald (The Evangelicals) Simon&Schuster,pp483-495 New York,2017
۲-(آقای نتانیاهو: این همه نفرت شما از مردم ایران چیست) رادیو آزادگان و سایت زیتون
۳- (سخنی با هموطنان کلیمی) در چند سایت از جمله زیتون وگویا
۴(عامل اصلی خروج ترامپ از برجام) آز جمله درسایت زیتون و ملی مذهبی ها

بازگشت به صفحه اول