در اوج جنبش سبز و اعتراض مردم به کودتای انتخاباتی در خیابان‌های ملتهب پایتخت، در شرایطی که حکومت و رئیس رسوای دولت کودتا نیاز به کاستن فشار خارجی و ایجاد شکاف در بین متحدین اروپایی و آمریکایی داشتند، با دعوت از رئیس‌جمهور برزیل و نخست‌وزیر ترکیه، قرارداد خروج ذخیره اورانیوم ایران را امضا کردند.
آن‌روز، هم‌زمان با ورود اردوغان به خاک ایران، ۵ زندانی کرد که سال‌ها بی‌دلیل و بر اساس اتهامات واهی و تحت شکنجه و دادرسی مضحک و‌ ظالمانه در زندان و‌ زیر تیغ بودند، اعدام شدند تا دل اردوغان گرم و نرم شود و حکومت نشان دهد آئین قربانی کردن را خوب بلد است. فرزاد کمانگر و شیرین علم هولی و سه نفر دیگر، خونشان، فرش قرمز ورود اردوغان شد.

اگر مهیب رهبران جنبش سبز و بی‌اعتنایی آمریکای اوباما و تروپیکای اروپایی نبود، چه بسا دست خالی حکومت، با آن قرارداد مضحک خالی‌تر می‌شد، اما نشد آنچه در سر می‌پروراندند.

در دورانی که ورود ساکن فعلی کاخ سفید و بازگشت دوباره تحریم‌ها از یک‌سو و از سوی دیگر، حضور نظامی اسرائیل در سوریه‌ی ویران‌شده و ترس حکومت از هم‌دستی امریکا، اسرائیل و عربستان، و هم‌چنین درگیری هر سه کشور ایران، روسیه و ترکیه در جنگ سوریه و تحریم‌های آمریکا، جبهه‌های جدیدی از رویارویی و یارکشی و فرار از تحریم‌ها گشوده، به اسم مذاکره برای پایان جنگ در سوریه، اردوغان به ایران آمد، این‌بار در کسوت رئیس‌جمهور ترکیه، بار دیگر سه کرد زندانی و سال‌ها گروگان و بیگناه و متهم به جرم ناکرده، قربانی قدوم وی شدند تا رفاقت و مرام مشترک در آدم‌کشی با خونهای داغ، رنگی‌تر شود.

حکومتی مدعی و پررو و گستاخ، که در طول ۴۰ سال تسلطش بر مقدرات مردم، هم‌چنان خوی گروگان‌گیری و انتقام‌جویی و کینه‌ورزی با مخالفانش تشفی نیافته و بخشی از روش تدبیر امور شده، هر بار چه با اسم گرفتن انتقام از حمله مسلحانه و چه به اسم قربانی در پیشگاه رهبری خارجی، گشاددستانه جان زندانیان بی‌گناه را می‌ستاند، اگر چند روزی را با رعب و وحشت اعدام، سالم بگذراند، زودتر از آنچه می‌اندیشد، گرفتار همان چرخه اعدام و خونریزی خواهد شد.

آینده ایران، روزی که جان انسان ایرانی عزیز باشد، دور یا نزدیک، اگرچه همگان محق‌اند خونخواهی کنند و مطالبه‌گری جان‌های ستانده شده، اما ملت بخشنده ایران، جز به حق و عدالت و دادگری رفتار نخواهد کرد و چرخه معیوب خونریزی را پایان خواهد داد.

روسیاهی تاریخی اما از آن حکومتی است که به اسم اجرای احکام شرع و حفظ امنیت، حتی بدیهیات و اولیات دادرسی و محترم دانستن خون مردم،  در آن به پشیزی گرفته نشد و خون را با خون شستن، مرام و مسلکش بود.

بازگشت به صفحه اول