150214135821_mousavi_karoubi_rahnavard_640x360_non_nocredit

پیام تلفنی اخیر زهرا رهنورد به ساعد باقری بار دیگر موضوع حصر رهبران جنبش سبز را در صدر رسانه های خبری تحلیلی قرار داده است.
جای هیچ بحث و شکی نیست که حصر رهبران جنبش سبز امریست خلاف تمام قوانین داخلی ، بلکه غیرشرعی و غیراخلاقی.اما وضعیت پیچیده این حصر از دید سیاست و دخالت عوامل مختلف در بغرنج شدن آن و همچنین نقش اساسی رهبر جمهوری اسلامی در ایجاد، تداوم و یا رفع آن احتمالات چندی را قابل بررسی کرده است. تلاش می کنم به چند احتمال و نقش عوامل در درصد تحقق هر یک از احتمالات بپردازم.

۱- مرگ یکی از رهبران محصور
این احتمال که در واقع بدترین و ظالمانه ترین حالت ممکن است، نقش تعیین کننده در تداوم یا رفع حصر خواهد داشت. مرگ هریک از رهبران محصور جنبش سبز به وجودآورنده موج اعتراض افکار عمومی داخل و خارج از ایران و موضع گیری رهبران ارشد سیاسی جهان خواهد بود و رهبر جمهوری اسلامی را در موضع ظالمانه و رفتاری غیرانسانی قرار خواهد داد. امکان حضور خیابانی مردم در شهرهای بزرگ با سرریز شدن خیل عظیم نیروهای سرکوب عملاً غیرممکن و یا بشدت محدود خواهد بود اما در سطح رسانه ها و افکار عمومی جهانی اعتراضات بسیاری ایجاد خواهد کرد. همچنین تدبیر مراسم و نوع تدفین خود ایجاد کننده بحرانی اساسی در بدنه سرکوب و تصمیم گیر نهایی یعنی رهبر جمهوری اسلامی خواهد بود. پس از آن هم شرایط به حالت عادی برنخواهد گشت و تصمیم گیری برای تداوم حصر دو رهبر دیگر خود به موضوعی بسیار بغرنج تبدیل خواهد شد و با ایجاد فضای منفی افکار عمومی نسبت به حصر، عملاً تداوم حصر غیرممکن خواهد بود.

۲- مرگ رهبر جمهوری اسلامی
این احتمال وجود دارد رهبر جمهوری اسلامی پیش از رهبران جنبش از دنیا برود. خلاء ناشی از نبود رهبر فعلی و جنگ نیروهای دخیل در انتخاب رهبر آتی می تواند فرصت خوبی برای رفع حصر باشد. البته نیز ممکن است برآیند نیروهای دخیل در تعیین رهبر آینده این باشد تا زمان انتخاب رهبر آینده، موضوع حصر و تصمیم گیری درباره آن به پس از تعیین رهبر بعدی موکول شود. تصمیمی که بزرگترین و خطیرترین و در واقع نخستین تصمیم حیاتی رهبر آینده خواهد بود. تصمیم رهبر آتی به تداوم حصر عملاً از مشروعیت و مقبولیت و محبوبیت وی به نحو قابل توجهی خواهد کاست و شکافهای موجود در حکومت را تشدید و بحرانی تر خواهد کرد. امری که رهبر جدید نه تنها نباید بل نمی خواهد بدانها دامن زند.

۳- انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶
فرارسیدن موسم انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ و نامزدی مجدد حسن روحانی در این انتخابات، بار دیگر فضای سیاسی ایران را بشدت تحت تاثیر موضوع حصر و موضع نامزدها در این باره قرار خواهد داد. به نظر می رسد در صورت رخ ندادن هر دو احتمال یک و دو، حسن روحانی سیاستی در دو سطح مدنظر قرار دهد. سیاست نخست این است که موضوع رفع حصر را به عنوان برگ برنده خود در انتخابات مطرح کند و یکی از شعارهای خود قرار دهد تا از رهگذر آن پیروزی خود را تضمین کند. سیاست دوم می تواند این باشد که پیش از انتخابات و برای تسخیر افکار عمومی از طریق رایزنی و مذاکره با رهبر جمهوری اسلامی حصر را به صورت مرحله ایی و تدریجی رفع نمایند. البته این سیاست با توجه به آگاهی رهبر جمهوری اسلامی از دلایل حسن روحانی و نیت او برای برتری یافتن بر دیگر نامزدها به دلیل رفع حصر، با مانع جدی روبروست اما بعید نیست رهبر جمهوری اسلامی به دلیل نیاز به مشارکت بالای مردم در انتخابات ریاست جمهوری حاضر به نرمش های تدریجی و آهسته درباره حصر رهبران جنبش سبز شود. البته فشار نیروهای رقیب روحانی بر رهبر جمهوری اسلامی برای عدم رفع حصر خود عاملی تعیین کننده در امکان موفقیت این سیاست است که به هیچ وجه نباید از نظر دور داشت.

۴- توبه و یا سازش رهبران جنبش سبز
این احتمال وجود دارد که به دلیل فشار و سنگینی میزان کنترل و حصر رهبران جنبش سبز به ویژه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد که به دور از خانواده خود نگهداری می شوند نهایتاً رهبران جنبش سبز را وادارد تا با دادن تضمین سکوت پس از رفع حصر، حاکمیت را به رفع تدریجی حصر قانع نمایند. اما این احتمال با دو مانع اصلی روبروست. مانع اصلی امکان سازش رهبران جنبش سبز است. رهبران جنبش سبز شناخت کافی از روحیات و رفتارهای رهبر جمهوری اسلامی دارند و می دانند شخص قابل اعتمادی نیست لذا به احتمال زیاد به سمت سازش با او پیش نخواهند رفت. مانع دیگر از سوی رهبر جمهوری اسلامی است. او نیز می داند رهبران جنبش سبز اهل سکوت و مسامحه و اغماض نیستند و همواره نظرات انتقادی خود را به اطلاع مردم خواهند رساند لذا او نیز تضمین کافی برای پذیرش این احتمال ندارد. ضمن اینکه این سازش می توانست بسیار پیشتر انجام شود اما نه رهبران جنبش سبز و نه رهبر جمهوری اسلامی حاضر نشدند به سمت سازش گام بردارند.

نتیجه گیری: برآیند نیروهای فعال و درگیر در فضای قدرت سیاسی در شرایط فعلی جمهوری اسلامی، نوعی سیاست تعویقی در پرداختن به حصر را ایجاب کرده است. رهبر جمهوری اسلامی به عنوان بازیگر اصلی در این میدان از یک سو و از سوی دیگر نیروهای اصلاح طلب و دولت اعتدال روحانی و دیگر بازیگران مانند اکبر هاشمی رفسنجانی نیز با توجه به بغرنج بودن شرایط و آگاهی از سرسختی دو طرف، و همچنین ناآگاهی از نتایج هر حرکت، منتظر رخدادی خارج از حیطه واقعیت ها و اقتضائات سیاسی هستند. اتفاقاتی از نوع احتمال شماره یک و دو.

بازگشت به صفحه اول