جنایت و مکافات

‏روایت مجید کاظمی از زندان

من اسلحه نداشتم..هی زدند و گفتند اسلحه‌ها مال توست، گفتم آره مال من است. زدند و گفتند باید بیایی بازسازی صحنه جرم..دوباره زدند و گفتند باید این را در دادگاه بگویی… من همه‌اش زیر شکنجه بودم. من نه اسلحه‌ای داشتم و نه کاری کردم

Recent Posts

مناظره: آیا مذاکره بدون اعتماد ممکن است؟

به بهانه رسیدن نامه ترامپ به ایران

۲۳ اسفند ۱۴۰۳

آقای پزشکیان! یک دم نگاه کن که چه بر باد می‌دهی

آقای مسعود پزشکیان دو روز پیش در مجلس از وضع و حال بغرنج کنونی کشور…

۱۴ اسفند ۱۴۰۳

راز ماندگاری جمهوری اسلامی

حسن یوسفی اشکوری

۰۸ اسفند ۱۴۰۳

ابن­زبیر، کعبه و قبه­الصخره

«برای دوستدار راستین سینما، حسین سبزیان (م.)» مقدمه: مسأله در گزارش جنجال‌برانگیز یعقوبی (درگذشت: اوایل…

۰۷ اسفند ۱۴۰۳

به رهبر هشدار می‌دهم از لجاجت دست بردارد

مصطفی تاجزاده از زندان اوین:

۰۷ اسفند ۱۴۰۳

باید به نسل انقلاب مهسا اعتراف کنیم

در دورانی که رهبر حکومت به‌جای دانش‌افزایی و تدبیر، به دنبال افزودن سوخت و برد…

۰۷ اسفند ۱۴۰۳