زیتون-آیدا قجر: روز یک‌شنبه هفتم شهریور ماه احسان بداغی، خبرنگار پارلمانی روزنامه «ایران» از سوی نادر قاضی‌پور، نماینده ارومیه در مجلس مورد ضرب و شتم قرار گرفت. به گفته بداغی، او در راهروی مجلس از قاضی‌پور درباره تشکیل فراکسیون مناطق آذری‌نشین و همچنین امکان ایجاد شکاف قومی و هویتی سوالی پرسیده بود اما نماینده مردم ارومیه به جای پاسخ، رای بداغی را در انتخابات ۹۲ و ۹۴ مورد سوال قرار داده و پاسخ این روزنامه‌نگار را به سخره گرفته بود. بحث اما به مذهب و انقلاب کشیده شد و قاضی‌پور با حمله به بداغی او را مورد ضرب و شتم قرار داد.

در ادامه این درگیری روایت شده که قاضی‌پور این خبرنگار را به حراست مجلس برده و از او تعهد گرفته‌اند که دیگر باعث ایجاد ناآرامی نشود. در عین‌حال دستگاه ضبط صدا نیز از وی گرفته و فایل مربوط به این جریان نیز پاک شد.
یک روز پس از این اتفاق، ۲۰۸ روزنامه‌نگار و خبرنگار در نامه‌ای سرگشاده به علی لاریجانی و همچنین هیات نظارت بر رفتار نمایندگان خواستار رسیدگی وی به این مساله شدند. در بخشی از این نامه آمده است: «مشت به صورت احسان بداغی خبرنگار پارلمانی روزنامه ایران، تنها مشت به دهان ارگان رسمی دولت نبود؛ مشت به صورت همه خبرنگارانی بود که جز پرسش، خطای دیگری ندارند. بی‌گمان سال‌هاست دوره شعبان بی‌مخ‌ها در خیابان گذشته است و چه تلخ است اگر مجلس شورای اسلامی – که نهاد قانونگذاری است و کاری جز پاسداشت قانون ندارد – از خیابان‌ها عقب بماند.»

در همین خصوص با محمدصالح نیکبخت، حقوق‌دان و وکیل دادگستری گفت‌وگو کردیم. او پیش‌تر وکالت مدعیان پرونده شکایت از روزنامه کیهان و مدیر مسوول آن را به دلیل توهین، افترا و نشر اکاذیب که در دعاوی قبل از سال ۸۰ علیه حسین شریعتمداری اقامه شده بود، را برعهده داشت.

در ادامه متن کامل این گفت‌وگو را می‌خوانید:

با توجه به رفتاری که از قاضی‌پور به عنوان نماینده‌ مجلس مشاهده کردیم، ایشان با چه پشتوانه‌ای توانسته یک روزنامه‌نگار را مورد ضرب و شتم قرار دهد و با اظهاراتی مثل دفاع از ‌ترک‌ها خود را تبرئه کند؟ ایشان سابقه رفتارها و گفتارهای این‌چنینی هم دارد. آیا از نظر قانونی ایشان مصونیت دارد؟
در تمامی جوامع متمدن، خواه جوامعی که دارای تمدن قدیمی مثل ایران و مصر و چین هستند و خواه جوامع دیگری که در یک قرن اخیر توانسته‌اند کشوری مستقل تشکیل بدهند، احترام افراد به ویژه اهل قلم پذیرفته شده است و به آن‌ها با احترام و اکرام روبه‌رو می‌شوند. آن‌چه در روزهای اخیر در مجلس ایران اتفاق افتاده است، هرچند عملی تازه نیست و در گذشته هم مواردی مشابه وجود داشته ولی آن موارد بیشتر در حد توهین و هتاکی بود است.

کشاندن خبرنگار به حراست مجلس دور از شان مجلس است. مجلس باید از طریق روابط عمومی و سایر ادارات خود، تکلیفش را با خبرنگاران روشن کند.

هیچ نماینده‌ای نمی‌تواند به عنوان دفاع از یک ایده یا تفکری یا طرحی که او امضا کرده و مورد سوال واقع شده، این‌چنین با سوال‌کننده یا خبرنگار برخورد کند و او را با مشت مورد ضرب و شتم قرار دهد. این نماینده در سال گذشته با مطالبی که در مورد بانوان ایرانی و حتی نمایندگان و اهالی یک شهر ایران بیان کرده بود موجب ناراحتی افکار عمومی کشور به ویژه نصف مردم یعنی زنان شده بود، ولی متاسفانه چنین به نظر می‌رسد که او دارای حیاط خلوت خاص خود است و کسی متعرض وی نمی‌شود. عمل نامبرده غیر از این‌که عنوان ضرب و شتم و حمله به خبرنگار را دارد اساسا توهینی به خود نمایندگان مجلس است. زیرا به قول شاعری معروف «گرچه تیر از کمان همی‌ گذرد/ از کماندار بیند اهل خرد». مردم این‌گونه رفتار را تنها از دست و رفتار او نمی‌بینند و چه‌بسا همین امر موجب شود عامه مردم یا جمع زیادی از آن‌ها، این رفتار را به کل نمایندگان تعمیم دهند و این روا نیست. به همین‌جهت در مرحله اول نمایندگان مجلس شورای اسلامی باید به طور عمومی به این رفتار آقای قاضی‌پور اعتراض کنند تا شان و منزلت مجلس در میان مردم محفوظ بماند.

از مقامات عالی کشور نقل شده است که «مجلس در راس تمام امور قرار دارد» ولی عمل‌کرد آن قائل به رفتار نمایندگان است. نماینده‌ای که این‌چنین با خبرنگار روزنامه ارگان دولت رفتار می‌کند، طبیعتا نمی‌تواند حامل صفتی باشد که برای مجلس بیان شده است. از این جهت هم ضرب و شتم و هم ادعای او که این رفتار را با عنوان دفاع از اقوام انجام داده، غیر قابل قبول است. من به عنوان فردی از اقوام این کشور این رفتار را به هیچ‌وجه قابل توجیه نمی‌دانم. نباید از آبرو و حرمت اقوام ایرانی که اتفاقا به علت سکونت‌شان در استان‌های مرزی کشور سپر امنیت ملی هستند، برای توجیه رفتارهای این چنینی هزینه کرد.

در خبرها روایت شده که آقای قاضی‌پور خبرنگار را به حراست برده و حراست نیز فایل صوتی که از این درگیری ضبط شده بود را پاک کرده است. دستگاه ضبط صوت ابزار کار روزنامه‌نگار و هر آن‌چه در آن است، سندی در اختیار روزنامه‌نگار به شمار می‌آید. آیا حراست این حق را از نظر قانونی دارد که چنین کند؟
کشاندن خبرنگار به حراست مجلس دور از شان مجلس است. مجلس باید از طریق روابط عمومی و سایر ادارات خود، تکلیفش را با خبرنگاران روشن کند. زیرا اگر چنین مسایلی اتفاق بیفتد، ذهنیت تمامی خبرنگاران هم به مجلس تغییر خواهد یافت. در دنیای کنونی نقش قلم و اثر آن بیش از هر اسلحه‌ای کارگر است. در این مورد نمی‌دانم واقعا در حراست چه اتفاقی افتاده است.

در قانون بررسی هیات نظارت بر رفتار نمایندگان موارد و جهات مختلف ذکر شده است. یکی از اولین موارد این است که نمایندگان مجلس رفتار آقای قاضی‌پور را توهین‌آمیز، مجرمانه و خلاف شان نمایندگان تشخیص دهند و وی را به عنوان بزهکار به دادگستری معرفی کنند.

ولی به هر صورت در دنیای امروز مطبوعات٬ دستگاه ضبط صوت، دوربین و قلم روزنامه‌نگار ابزارهای کار او محسوب می‌شود. هیچ مقامی غیر از مراجع قضایی نمی‌تواند بدون حکم قاضی ابزار روزنامه‌نگار را از اختیار او خارج کند یا فایلی را پاک کند. اگر چنین عملی اتفاق افتاده باشد جای تاسف دارد. زیرا از این به بعد هیچ روزنامه‌نگاری نمی‌تواند از خود در مقابل رفتار دیگران دفاع کند. تعرض به افراد یکی از عوامل وجود ناامنی در جامعه است چه برسد به این‌که چنین اقدامی در محیط مجلس اتفاق افتاده باشد.

چرا مجلس را مورد توجه خاص قرار دادید؟ اگر این اقدام‌ها در محیط مجلس باشد چرا به گفته شما شرایط ناامنی تشدید می‌شود؟
زیرا علی‌القاعده نمایندگان مجلس بایستی افراد نخبه جامعه باشند. افرادی که نماینده جمعیت ۸۰ میلیونی کشور هستند. محیط مجلس هرکشور نیز محیط بررسی تمامی مسایل کشور است. از طرف دیگر بارها گفته شده که مجلس در راس تمام امور است. وقتی این گفته صحت دارد که نمایندگان به قانون، مقررات و حفظ حقوق مردم پایبند باشند. اگر چنین نباشد، اگرچه نمی‌توان رفتار یک نفر را به بقیه نمایندگان تعمیم داد ولی در افکار مردم چنین رفتارهایی در نسبت با نمایندگان عمومیت پیدا می‌کند. این مساله برای آبرو و اعتبار جهانی و مردمی خطرناک است.

در اعتراض به رفتار آقای قاضی‌پور گروهی از روزنامه‌نگاران نامه‌ای اعتراضی امضا و به هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس ارسال کرده‌اند. از نظر قانونی این هیات برای مقابله با رفتاری که ایشان با روزنامه‌نگار داشته و همچنین توجیهی که شما آن را هزینه کردن از آبرو و حرمت اقوام ایرانی توصیف کردید، چه می‌تواند انجام دهد؟ درحالی‌که آقای قاضی‌پور پیشتر اظهارات توهین‌آمیزی درباره زنان نیز داشت اما اعتبارنامه‌اش مورد تایید قرار گرفت. آیا امروز می‌توان این اعتبارنامه را مورد سوال و ابطال قرار داد؟

خیر. هیات نظارت بر رفتار نمایندگان در این مرحله و به خاطر این رفتار نمی‌تواند اعتبارنامه او را که قبلا تایید کرده، زیر سوال برده و رد کند. ولی در همان قانون پیش‌بینی‌های لازم صورت گرفته است. ای‌کاش به جای آن‌همه توجه به بعضی از مسایل که با تذکر حل می‌شد یا با تغییر رفتار آن خانم نماینده و رعایت حجاب برطرف می‌شد، اندکی توجه در مورد این‌گونه مسایل به ویژه مساله بررسی اعتبار نمایندگان قبل از تشکیل جلسات رسمی مجلس صورت می‌گرفت.. اگر توهین به نیمی از جمعیت کشور یا نمایندگان قبلی و اهالی یک شهر که هم‌اکنون مرکز مهم صنعتی کشور است، مورد توجه قرار می‌گرفت، این آقا به خود حق نمی‌داد که چنین برخورد کند. متاسفانه امثال او کم‌ نیستند و قبلا نمایندگانی بوده‌اند که به نمایندگان غیرهم‌فکر خود توهین کرده‌اند. به تصور من هرکس که با چنین مواردی روبه‌رو شود باید از حق قانونی خود مثل دفاع، شکایت و برملا کردن خلاف‌گویی‌های این‌گونه افراد استفاده کند. من یک‌بار از این حق شخصی خود استفاده کردم و نتیجه مطلوبی از آن گرفتم. [اشاره به روزنامه کیهان]

گفتید پیش‌بینی‌هایی در قانون وجود دارد. این‌که قبلا باید اعتبارنامه‌اش مورد بررسی قرار می‌گرفته، جای خود را دارد. اما الان اگر هیات رفتار بر نظارت نمایندگان بخواهد رفتاری قانونی داشته باشد، چه باید بکند؟
در قانون بررسی هیات نظارت بر رفتار نمایندگان موارد و جهات مختلف ذکر شده است. یکی از اولین موارد این است که نمایندگان مجلس رفتار آقای قاضی‌پور را توهین‌آمیز، مجرمانه و خلاف شان نمایندگان تشخیص دهند و وی را به عنوان بزهکار به دادگستری معرفی کنند. زیرا عمل او پیش از آن‌که توهین به یک خبرنگار باشد، توهین به شان و مقام مجلس است. به نظر من این رفتار باید از طریق مراجع قضایی تعقیب شود و اکنون که این نماینده عادت به تکرار چنین رفتارهایی کرده‌ است، موضوع قبلی وی را نیز به مقامات قضایی اطلاع دهند واز وی سلب مسوولیت نمایندگی بشود.

در صحبت‌های‌تان به اهل قلم اشاره کردید. در ادامه به مساله روزنامه‌نگاران و امنیت آن‌ها بپردازیم. امروز روزنامه‌نگاران انجمن صنفی یا سندیکایی ندارند که مدافع حقوق آن‌ها باشد. روزنامه‌نگاران از نظر قانونی چقدر مورد حمایت‌ قرار دارند که در چنین مواردی بتوانند پیگیری‌های لازم را انجام دهند؟ وضعیت قانون در قبال این صنف از جامعه چگونه است؟
در واقع یکی از عوارض نامطلوب قطع فعالیت سندیکاها یا انجمن‌های صنفی‌ روزنامه‌نگاران این است که صنف روزنامه‌نگار که در جامعه متمدن بیش از هر صنف دیگری مورد احترام است، در کشور ما بی‌کس مانده‌ است. به این معنا که آن‌ها نه می‌توانند اعتصاب کنند، نه شخصیت حقوقی مستقلی وجود دارد که از حقوق آن‌ها دفاع کند و نه در این رابطه برای این صنف احترام و حرمتی که لازمه رعایت حقوق مردم است، وجود دارد. به همین جهت فکر می‌کنم آقای بداغی باید به تنهایی شکایت کند و هیات نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس نیز بایستی از این نماینده شکایت کند. با تکرار رفتارهایی این‌چنینی احترام روزنامه‌نگاران در ذهنیت مردم ما در جامعه بیشتر و متقابلا از احترام چنین افرادی مثل آقای قاضی‌پور در جامعه کاسته می‌شود. لازم است اضافه کنم ممکن است این نماینده در شهری که نمایندگی مردمش را برعهده دارد، از آن‌ها بخواهد فردا تظاهراتی به نفع خودش راه بیندازد که معمولا چنین مواردی صورت می‌گیرد. ولی واقعیت این است آن گروه که به خیابان می‌آیند و به نفع آن‌ها شعار می‌دهند؛ نه نماینده همه مردم آن شهر و نه ذره قابل توجهی از کل افکار عمومی کشور ما هستند.

شما حاضرید وکالت احسان بداغی را برعهده بگیرید؟
بله، اگر آقای احسان بداغی چنین درخواستی داشته باشد، من حاضرم وکالت وی را برعهده بگیرم.

فکر می‌کنید در صورتی که شما وکیل او در این پرونده شوید، چه اتفاقی در دادگاه خواهد افتاد و روند بررسی چگونه پیش خواهد رفت؟ پرونده به کجا ختم خواهد شد؟
نمی‌دانم روند دادگاه چگونه خواهد بود. اما ضرب و شتمی اتفاق افتاده و اگر دستگاه ضبط صوت را نیز گرفته و فایل صوتی را پاک کرده باشند، وجدان عمومی بر این مورد قضاوت خواهد کرد. اگرچه من ناروایی‌ها و نارسایی‌های بسیاری در دادگستری دیده‌ام اما همچنان در کلیت تا حدود زیادی به عدالت دستگاه قضایی اعتماد دارم.

بازگشت به صفحه اول