زیتون ـ مهسا محمدی: بعد از گذار از دوره ۸ ساله شدت و فشار در دانشگاه‌ها در سالهای ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، سال ۹۲ با وعده گشایشی از سوی حسن روحانی آغاز شد. این شدت و فشار البته در سالهای پیش از آن هم بی‌سابقه نبود و تاریخ جنبش دانشجویی ایران ۱۸ تیر ۷۸ را هم به خود دیده بود. اما اخراج و تعلیق سیستماتیک دانشجویان فعال، با عنوان ستاره دار کردن، اجرای تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها از سال ۸۹، حذف و اخراج اساتید مخالف دولت و گاه مستقل و تک صدایی شدن فضای دانشگاه و استیلای بسیج دانشجویی و نهادهای مرتبط با اصولگرایان تندرو که در ماه عسل‌ خود با دولت منتخبشان بودند؛ میراث دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد درفضای دانشگاه‌های ایران را ساخت
روحانی با شعار تغییر فضای امنیتی در دانشگاه‌ها، حل مشکل دانشجویان ستاره‌دار، جلوگیری از ادامه تفکیک جنسیتی و بازگرداندنِ استادهایی که به دلایل سیاسی بازنشسته شده‌اند از یک سو و وعده رفع حصرموسوی و کروبی و آزادی زندانیان سیاسی بالاخص دانشجویان زندانی از سوی دیگر از راه رسید. برای دانشجویان٬ سال ۹۲ که بنا به ماهیت در حال گذار بودن و کوتاهی دوران دانشجویی، فضای باز حداقلی را نیز تجربه نکرده بودند در مقایسه با سالهای قبل این فرصت مغتنمی بود که براستی باید آن را می‌ربودند، بنابراین تبدیل به بدنه اجتماعی رای‌دهنده به روحانی شده و با چشم‌انداز تحقق این وعده ها وی را همراهی کردند.
یک شروع خوب
درابتدا پالس‌های خوبی از سوی دولت رسید. تعدادی از دانشجویان ستاره‌دار موفق شدند دوباره به دانشگاه برگردند. برخی از روسای دانشگاه‌ها همچون شریعتی رییس دانشگاه علامه طباطبایی، که اولین اجراکننده تفکیکی جنسیتی در دانشگاه‌ها هم بود، بعد از سالها از ریاست برکنار شدند. بعضی از اساتید نیز دوباره به کار دعوت شدند.

اما این تغییرات دیری نپایید و از این سو نبرد سخت و دامنه‌داری میان دولت و مجلس اصولگرا بر سر وزیر علوم درگرفت. مجلس به هیچ عنوان حاضر نبود سنگر دانشگاه را از دست بدهد. در طی ۱۵ماه بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم، ۵ وزیر علوم به مجلس معرفی شد.
جعفر میلی منفرد نخستین گزینه روحانی برای وزارت علوم بود. نام او از کمیته‌ای که رییس جمهور برای انتخاب وزیر علوم تعیین کرده بود، بیرون آمد. اما میلی منفرد نتوانست رای اعتماد مجلس اصولگرا را بدست بیاورد. جعفر توفیقی سرپرست وزارت علوم شد( وی از مخالفان سرسخت طرح تفکیک جنسیتی بود).
رضا فرجی دانا دومین وزیر پیشنهادی وزارت علوم توانست رای اعتماد مجلسی‌ها را بگیرد اما ۹ ماه بعد بر سر پرونده‌ای موسوم به « بورسیه‌های غیرقانونی» و افشای اختصاص ۳۰۰۰ بورسیه غیرقانونی توسط وزارت علوم دولت احمدی نژاد، فرجی دانا استیضاح و برکنار شد.

به نظر می‌رسید که تحقق مطالبات دانشجویان در همان پالس‌های مثبت اولیه باقی ماند و کم کم صدای اعتراض از گوشه و کنار شنیده شد.

محمدعلی نجفی سکاندار موقت بعدی وزارت علوم شد اما پست وزارت را نپذیرفت. ۳ ماه بعداز برکناری فرجی دانا٬ محمود نیلی احمدآبادی به عنوان سومین وزیر پیشنهادی علوم به مجلس معرفی شد اما مجلسی‌ها باز هم اعتماد نکردند.
گزینه پیشنهادی بعدی یعنی فخرالدین احمدی دانش آشتیانی نیز نتوانست مجلسی را قانع کند. روحانی یک روز بعد از رد آشتیانی پنجمین وزیر علوم خود را معرفی کرد و محمد فرهادی در نهایت توانست نظر مجلس را جلب کرده و تا به امروز در این پست بماند.
این کشمکش‌ها اما روند بهبود اوضاع در دانشگاهها و تحقق وعده‌های رئیس جمهور را کند کرد و به نظر می‌رسید که تحقق مطالبات دانشجویان در همان پالس‌های مثبت اولیه باقی ماند و کم کم صدای اعتراض از گوشه و کنار شنیده شد.

دانشگاه امنیتی یا دانشگاه امن
در روز ۱۶ آذرسال ۹۴ در حالی که دو سال از آغاز بکاردولت گذشته بود٬ دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف در پیگیری مطالبات خود٬ روحانی را به چالش کشیدند. ذاکری نماینده انجمن علمی دانشجویان خطاب به رئیس جمهور گفت: « به ادامه سهمیه‌بندی‌های علمی و جنسیتی پایان دهید و دانشجویان زندانی را آزاد کنید» و « راه فرجی دانا» را در وزارت علوم ادامه دهد. و « یک بار هم که شده به جای مدیریت امنیتی به دانشگاه و نیروی اجتماعی اعتماد کنید.»
وعده‌های عمومی‌تر و سیاسی‌تر هم محقق نشده و اتفاقات ناخوشایند جدیدی هم افتاده بود، در همین رابطه خشایار پورطاهری دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف از رئیس جمهور پرسید :«چرا امروز نه تنها مسئله حصر برطرف نشده بلکه یکی از اصلی‌ترین حامیان شما سیدمحمد خاتمی بدون تشکیل دادگاه ممنوع‌التصویر شده است٬ آیا این با وعده‌های انتخاباتی شما سازگار است؟» او حرف‌های روحانی را « دو پهلو و کنایه‌آمیز» خواند و گفت که فقط «وعده» تحقق وعده‌هایش را می‌دهد. حسن روحانی را به سخنرانی ‌اش در۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ارجاع داد که در آن در پاسخ سوالی درباره سرنوشت حصر موسوی و کروبی گفته بود: « مشکل نیست شرایطی را در یک سال آینده بشود فراهم کرد که نه تنها آن‌ها که در حصرند آزاد شوند، حتی آنهایی که به خاطر سال ۸۸ در زندان هستند، آن‌ها هم آزاد بشوند.» اما گویی در عمل کار مشکل‌تر از آن بود که به نظر می‌رسید!
همچنین دانشجویان بسیجی نیز دیدار خود را با رئیس‌جمهور فرمایشی خواندند و به روحانی جاکلیدی اهدا کردند! نماینده اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل نیز با تاکید بر اینکه دولت روحانی فاقد گفتمان سیاسی و اجتماعی است عنوان کرد: « برای جبران این خلا آینده سیاسی خویش را به کسانی گره زده‌اید که هیچ‌گاه دلسوز شما نبوده و شما را معاون اول کابینه آقای هاشمی رفسنجانی می‌دانند. اینان دیر یا زود پروژه عبور از روحانی را کلید خواهند زد. ما رئیس‌جمهور مستقل می‌خواهیم.»

رابطه دانشجویان با دولتمردان به یک نوع بلوغ و تعادل رسیده است. مطالبات مطرح و پیگیری می‌شود و روحانی به اندازه تحقق وعده‌هایی که داده حمایت دریافت خواهد کرد، نه بیشتر و نه کمتر

روحانی در پاسخ به دانشجویان گفت:« ما فضای امن می‌خواهیم نه فضای امنیتی.» و البته تاکید کرد « من احساس می‌کنم فضای دانشگاه نسبت به سال ۹۲ زمین تا آسمان فرق کرده است»
تفاوت فضایی که روحانی در سال ۹۴ آن را احساس کرد، تا حدی درست و منطقی بود و این تفاوت همان بود که امکان برگزاری مراسم روز دانشجو و اساسا مطالبه‌گری را به دانشجویان می‌داد. اما درباره اینکه آیا این تغییر در حد انتظار بود یا نه و اینکه بعد از تحقق بعضی از خواسته‌ها می‌توان باقی آنها را نادیده گرفت به نظر می‌آید که دانشجویان چندان با روحانی هم نظر نیستند.
در پایان این دوره ۴ ساله به نظر می‌رسد که کارنامه دولت در رابطه با وعده‌های دانشجویی نه چندان درخشان، اما به حد بضاعت‌اش است و با توجه به نقطه عزیمت آن در بعضی از حوزه‌ها حتی قابل قبول به نظر می‌رسد. به عنوان مثال در طول هفت ماه آخر سال ۱۳۹۲ از مجموع ۱۰۱ دانشگاه تحت پوشش وزارت علوم رئیس ۳۸ دانشگاه یعنی حدود ۳۸درصد دانشگاه‌ها تغییر کرد که البته در مقایسه با مدت مشابه در دولت نهم کمتر بوده است. اما حسین شریعتمداری سردبیر کیهان این میزان تغییرات را هم برنتابیده و آن‌را به «کلید بولدوزر» تشبیه کرد. طرح تفکیک جنسیتی که در دانشگاه‌ها از دانشگاه علامه طباطبایی آغاز شده بود، با گذشت دو سال متوقف شد و از دستور کار وزارت علوم نیز خارج شد هر چند این تغییرات به تعبیر جعفر توفیقی با «فراز و نشیب» هایی همراه بود، اما به نظر می‌رسد حالا حداقل دانشجویان دولت را در صف اول مخالفان خود نمی‌بینند.
اما با این وجود هنوز تعدادی از دانشجویان زندانی هستند؛ عده‌ای از ستاره‌دارها نتوانسته‌اند به دانشگاه برگردند؛ نابرابری جنسیتی در بعضی از رشته‌ها و دانشگاه‌ها هنوز هم اعمال می‌شود و روسای بسیاری از دانشگاه‌ها هنوز از زمان احمدی نژاد بجا مانده اند.
این‌طور که به نظر می‌رسد رابطه دانشجویان با دولتمردان به یک نوع بلوغ و تعادل رسیده است. مطالبات مطرح و پیگیری می‌شود و روحانی به اندازه تحقق وعده‌هایی که داده حمایت دریافت خواهد کرد، نه بیشتر و نه کمتر.

بازگشت به صفحه اول