وزیر آموزش و پرورش دولت یازدهم، در آستانه‌ی دومین استیضاح خود قرار گرفته است. هفته گذشته علی لاریجانی رئیس مجلس دهم، اعلام کرد که طرحِ استیضاح وزیر  به هیات رئیسه مجلس تحویل داده شده است .

در این طرح آمده،  یکی از دلایل استیضاح «ناتوانی وزیر در جلب توجه و عنایت عملی دولت در افزایش فضای آموزشی در مناطق محروم کشور» است که «سرانه فضای آموزشی آنها به‌مراتب از متوسط کشور کمتر است» .

علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش دولت یازدهم، گفتگویی با سایت تسنیم انجام داده ،که سرشار از آمار و ارقام و اعداد است. آقای وزیر در این گفتگو، تلاش کرده تا با کمک این آمار و ارقام نشان دهد که وزارت آموزش و پرورش در انجام وظایف خود توانا بوده و در مواردی عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته است. او در مواردی برای نشان دادن عملکرد خود از مغالطات «بزرگ‌نمایی» یا «کوچک‌نمایی» بهره گرفته است.

***

مغالطه «بزرگ‌نمایی» و «کوچک‌نمایی»، دو مغالطه‌ی  شبیه هم‌اند که مغالطه‌گر  به کمک آن‌ها سعی می‌کند ابعاد یک خبر یا پیام را از حالت طبیعی خارج کرده و احتمالا معانی غیرواقعی و یا نادرستی را به مخاطب برسانند و یا نتایج نادرستی را اخذ کند. در این مغالطات بخشی از خبر چنان برجسته می‌شود که بر سایر بخش‌ها سایه انداخته و یا آن‌ها را از نظر غایب می‌کند و یا جای آن‌ها را در ذهن مخاطب می‌گیرد.

به عنوان نمونه، نویسنده‌ای را در نظر بگیرید که ۳ کتاب و ۹۸ مقاله نوشته است و می‌خواهد در انتخابات شورای شهر کاندید شود. ستاد انتخاباتی او در یک آگهی تبلیغاتی میثنویسد:

به کاندیدای ما رای دهید، او محقق و نویسنده بیش  از صد کتاب مقاله است.

در این پیام تبلیغاتی مبالغه‌ی «بزرگ‌نمایی» شکل گرفته است چون خواننده مثلا گمان می‌کند که دست‌کم نیمی از صد اثر را کتاب‌های نویسنده تشکیل می دهد و نتیجه می‌گیرد که این فرد محقق و نویسنده بزرگی است و یا دست کم از بعضی از کاندیداهای دیگر شایسته‌تر است. این در حالی است که او فقط ۳ کتاب تالیف کرده و نتیجه‌گیری مخاطب درست نیست.
در نمونهثای دیگر این استدلال را بینید:

پوما بهترین کفش دنیا برای مسابقات دو میدانی است، چون از ۱۰ نفر اولِ مسابقات قهرمانی المپیک، ۴ نفر کفش پوما به پا داشته اند، این در حالی است که تنها ۳نفر کفش آدیداس و ۳ نفر کفش نایک  پوشیده‌اند.

به نظر می‌رسد استدلال درستی است و پوما بهترین کفش دنیاست؛ اما اگر مشخص شود که نفر اول تا سوم قهرمانی المپیک، کفش ادیداس و نفر چهارم تا ششم کفش نایک و نفر هفتم تا دهم کفش پوما به پا داشته اند، این استدلال رنگ می بازد و خواننده در می‌یابد که اطلاعات پوما «بزرگ‌نمایی» شده و خبر به صورت جهت‌دار به او اعلام شده است و گوینده دچار مغالطه «بزرگ‌نمایی» به نفع پوما و یا «کوچک‌نمایی» به ضرر رقبا شده است.

اکنون نمونه‌ب روزمره این مغالطه را در اظهارات علی اصغر فانی، وزیر در آستانه‌ی استیضاح دولت یازدهم، در سایت تسنیم ببینید :

وزیر آموزش و پرورش افزود: ۱۰۷ هزار مدرسه در سطح کشور داریم و اگر یک درصد آنها مشکل داشته باشند در مجموع با هزار و ۷۰ مشکل مواجه می‌شویم اما متأسفانه برخی رسانه‌ها به سراغ ضعف‌ها می‌روند بالاخره آموزش و پرورش اقدامات خوب هم انجام می‌دهد و ضعف‌ها نیز ضعف‌هایی بوده که از قدیم وجود داشته و بخشی از آن جبران شده و بخشی به دلیل کمبود امکانات و منابع جبران نشده است.

آقای وزیر در این اظهارات استدلال می‌کند که اگر هزار مدرسه هم در آموزش و پرورش اشکال داشته باشند، قابل قبول است، چون این تعداد در مقابل صدهزار  مدرسه بدون مشکل، بسیار کم است. ظاهراً استدلال قانع کننده‌ای به نظر می‌رسد اما اگر خوانندهثی پیام  دریابد که از این هزار مدرسه مشکل‌دار،  ۵۰۰ تای آن‌هامثلا در سیستان و بلوچستان قرار دارند و هیچ‌کدام از آن‌ها در استان تهران نیست، متوجه می‌شود که اقای وزیر در آمار مدارس سیستان بلوچستان «کوچک‌نمایی» و در آمار تهران «بزرگ‌نمایی» کرده، یعنی بدون توجه به «متوسط سرانه آموزشی»  مغالطه کرده است و این‌جاست که سخن استیضاح کنندگان درست می‌نماید که می‌گویند: «وزیر در جلب توجه و عنایت عملی دولت در افزایش فضای آموزشی در مناطق محروم کشور که سرانه فضای آموزشی آنها به‌مراتب از متوسط کشور کمتر است، ناتوان بوده ». جالب توجه است که آقای فانی در جایی دیگری در  همین مصاحبه می‌گوید: به عنوان مثال در استان سیستان و بلوچستان […] ۵۰۰ کلاس خشت و گلی وجود دارد که تا پایان سال ۹۶ باید جمع شود. ( چند کلاس خشت و گلی در استان تهران وجود دارد ؟)

نمونه روزمره دیگری از این مغالطه  را می‌توان در همین گفتگوی  آقای وزیر مشاهده کرد:

فانی با اشاره به اینکه طی سه سال گذشته ۴ میلیون و ۷۰۰ مترمربع مدرسه ساخته شده است، بیان کرد:این رقم بسیار زیاد است و ساخت ۲۰ بیمارستان یا حتی ۱۰۰ بیمارستان قابل مقایسه با ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار مترمربع مدرسه نیست، از این میزان۲۵ درصد توسط خیران ساخته شده و بقیه را نیز دولت تقبل کرده است. این حجم کار تنها یک قلم از اقدامات عمرانی آموزش و پرورش است.

آقای فانی در حالی که در سراسر مصاحبه‌اش از واحدهای «کلاس» و «مدرسه» برای شمارش استفاده کرده است، در این اظهارات ناگهان واحد را به «متر مربع» تغییر می‌دهد تا عدد عجیب و‌درشت ۴ میلیون و ۷۰۰ در میان سایر اعدادی که در این مصاحبه آمده اند ذهن مخاطب را تسخیر کند و البته این عدد را هم همان‌جا با ۲۰ تا ۲۰۰ تا بیمارستان «مقایسه» می کند تا جادوی عدد و مبالغه‌ی بزرگ‌نمایی را کامل کرده باشد و البته در نهایت هم لازم می‌بیند بگوید «این تنها یک قلم از اقدامات عمرانی است»؛ یعنی شنونده می‌تواند مثلا در سه سال ده ها و بلکه صدها مورد از این اعداد میلیونی را تصور کند!

در مغالطات بخوانید:

بازگشت به صفحه اول