سرانجام یک مقام رسمی به پرونده «تجاوز قاری مشهور قرآن به چند نوجوان» ورود کرد.
ماجرای تجاوز احتمالی محمد گندم‌نژاد طوسی معروف به «سعید طوسی» به چند نوجوان ۱۲ تا ۱۴ ساله در چند سال گذشته و بی‌انجامی شکایت‌ها و رسیدگی قضایی و بایگانی شدن پرونده‌ی آن، در روزهای گذشته نه تنها از طریق شبکه‌های اجتماعی بلکه در برنامه «صفحه آخر» صدای آمریکا، خبر ساز شده بود.

امروز( چهارشنبه ۲۸ مهر) ، معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار یادداشتی، با ابراز تاثر بابت اصل خبر، انتشار  آن را مصداق «اشاعه فحشا» دانسته و تاکید کرد که انتشار عکس، پرونده و تخلف مجرمین، جرمی «نابخشودنی» است. البته، محمدرضا حشمتی، همزمان  از قوه قضائیه نیز خواسته است که رسیدگی به این پرونده را در اولویت قرار دهد و از شاکیان پرونده نیز تقاضای صبوری داشته است.

بی آنکه بخواهیم اصل ماجرا را به هیچ عنوان تخفیف دهیم و از عواقب غم‌انگیز و دردناک این‌گونه جنایات فارغ شویم، یادآوری می‌شود که در هر جامعه‌ای و در هر جایگاهی وجود افرادی متجاوز و جانی محتمل است و تعمیم ناروای آن به جامعه، جایگاه و یا صنف، بنیانی منطقی ندارد. باز هم بی‌آنکه بخواهیم کمترین تقلیلی در عواقب وحشتناک این‌گونه اعمال پلید  بدهیم، لازم است که در کنار توجه ویژه به قربانیان، حقوق ابتدائی متهم اصلی نیز مورد توجه قرار گیرد و به مجموعه عوامل جانبی و روانی ماجرا نیز توجه داشت.

اما موضوع اصلی این یادداشت این نیست.

اقدام معاون قرآنی وزارت ارشاد، در جهت رسمیت بخشیدن به این پرونده و امکان طرح رسمی آن در رسانه‌ها و اشارات پایانی نامه و مخصوصا درج کنایه‌وار آیه ٣٠  سوره احزاب، در جای خود قابل تحسین است و می‌تواند نقطه روشنی در کارنامه چنین مسئولانی باشد. اما تاملی در محتوای یادداشت این مقام رسمی- که ممکن است با کسب اجازه و هماهنگی با مقامات بالاتر نیز صورت گرفته باشد – نکات  بیشتر و چه بسا مهم‌تری را گوشزد می کند که می‌تواند گوشه ای از سرچشمه ها و عوامل «فساد اصلی»  و بلکه «افسد» را افشا کند.

۱. معاون قرآنی وزارت ارشاد، بجز انجام وظیفه‌ای که در رسمیت بخشیدن به خبر اصلی کرده، دو بار موکداً بر «انتشار اصل خبر» به عنوان  مصداق «اشاعه فحشا» و «گناهی نابخشودنی» تاکید داشته است؛ انتشار و اشاعه‌ای که اگر صورت نمی‌گرفت، چه بسا هیچ‌گاه این مقام رسمی از وجود آن خبردار نمی‌شد و اگر هم خبردار می‌بود، مجبور به اتخاذ این موضع نمی‌گردید. یعنی تا اینجای کار ظاهرا انتشار این خبر نه  تنها مصداق اشاعه فحشا  نبوده که حداقل در همان چارچوب ادبیات دینی مصداق و  بانی «امر به معروف و نهی از منکر» شده است. بماند که اگر چشم بر همه چیز ببندیم و انتشار این خبر را مصداق اشاعه فحشا هم بدانیم، مسئولیت انتشار آن پس از چند سال پیگیری قانونی مظلومان پرونده، از ذمه‌ی آنان خارج شده و مستقیما متوجه مسئولین قوه قضائیه است که نه تنها صدای مظلوم را نشنیده اند که او را به فریاد زدن هم واداشته اند.

۲.لابد معاون وزیر، طرح موضوع «اشاعه فحشا» و تاکید بر آن در یادداشت خود را مصداق اعتدال دانسته و مثلاً کوشیده است در چارچوب مشی اعتدالی دولت با کمترین حساسیت‌ها و رعایت اعتدال هوای طرفین ماجرا را داشته و در عین حال قوه قضائیه را به پیگیری وادارد. ظاهرا مبارک است اما اصالتاً این گونه اقدامات و اینگونه تعبیر ها از  اعتدال،  حاصل و معنایی جز تحریف و ابتذال آن ندارد. در جایی که عدالت غایب است، دیر نیست که قوه ی قضائیه – که در این ماجرا خود نیزدر یک سوی ماجرا قرار دارد و پیشاپیش بی‌صلاحیتی خود را برای رسیدگی به این پرونده نشان داده است-، همین بخش نامه را چنان اجرایی کند و پرونده اصلی ر ا چنان منحرف و به جای رسیدگی به پرونده‌ی قاری مشهور چندین نفر را به جرم اشاعه‌ی فحشا چنان قربانی سازد که دیگر هیچ مظلومی هم حتی پس از چند سال، جرات بلند کردن صدایش را و پناه بردن از قوه ی عدلیه به رسانه و شبکه‌های اجتماعی را نداشته باشد. البته این گمانه‌زنی می‌توانست مصداق سیاه‌نمایی و ناامیدی باشد اگر در آخرین نمونه، جای یاشار سلطانی و باقر قالیباف عوض نشده بود و پدیده‌ای به نام قاضی مرتضوی با اسکورت در دادگاه حاضر نمی‌شد و نامی از کهریزک و کوی دانشگاه و محمدرضا رحیمی و… نشنیده بودیم.

۳. در ظرفیت این یادداشت نیست، اما اگر کمی بیشتر همین اصطلاح «اشاعه فحشا» جناب معاون وزیر را ریشه‌یابی کنیم به بنیان‌های فسادِ سیستماتیک قوه قضائیه نزدیک می‌شویم. جایی که یک قاضی مجتهد، می تواند با ترکیبی از قانون و اجتهادِ شخصی، نشات گرفته از چنین اصطلاحاتی فقهی (و دینی)، معجونی بسازد که در آن شخص فراتر از قانون بنشیند و لاجرم اطاعت از تشخیص و فرمان شخص بر اجرای قانون اولویت یابد تا «انتشار خبر» مصداق « اشاعه فحشا» شود و به دور باطلی برسیم که جز فساد از آن نمی خیزد. هر کسی اندک تردیدی در  این دور باطل و محصولات این فساد سیستماتیک دارد برای لحظاتی خود را در جای قربانیان این پرونده و خانواده‌های آنان قرار دهد و آن‌گاه بگوید به کجا پناه ببرند و داد مظلومیت خود را کجا سردهند تا اشاعه‌ی فحشا نکرده باشند اما صدایشان شنیده شود!

بازگشت به صفحه اول