روزی که صدام حسین توافقنامه الجزایر مبنی بر تعیین خط مرزی ایران و عراق را که خود با پادشاه ایران امضا کرده بود پاره کرد، شاید هرگز گمان نمی‌کرد که این اقدام منجر به جنگی هشت ساله گردد.

ماجراجویی امروز اردوغان مبنی بر برخی ادعاهای ارضی نسبت به بخش‌هایی از خاک عراق و سوریه کم از ماجراجویی صدام حسین در آن روز ندارد.

هنگامی که  سه سال پیش اردوغان در دفتر یادبود بازدید از آرامگاه آتاترک (آنیت کابیر) در اوت ۲۰۱۳ نوشت: «ترکیه با عزمی جزم در حال تبدیل شدن به قدرتی منطقه ای و جهانی است» کمتر کسی گمان می‌کرد که منظور او از قدرت جهانی شدن ترکیه، بازگشت به دوران امپراتوری عثمانی است. اما، امروز اندیشه های نوعثمانی‌گرایی اردوغان (توسعه ارضی ترکیه از نوع فتوحات عثمانی‌ها) هر روز پر رنگ‌تر از روز پیشین آشکار می‌شود. او به تازگی پرده از نکته مهمی از نهان خود برداشت و گفت که:«مرزهای کنونی بین عراق و سوریه هرگز با رضایت خاطر ترکیه نبوده و شهر موصل، حلب و کرکوک به لحاظ تاریخی متعلق به ترکیه هستند». او در سخنی که می‌توان آن را برانگیختن حس نوستالژی مردم ترکیه دانست مدعی شد که این شهرها هم اینک در «قلب ملت ترکیه» قرار دارند. او همچنین گفت:«در تمامی این شهرها اثری از استخوان های پدران ما ؛ عَرق جَبین آنها و حتی خون ریخته شده آنها وجود دارد… ترکیه نمی‌تواند نسبت به وقایعی که در آنجا می‌گذرد بی تفاوت بماند».

افزون بر این اظهارات اردوغان، ترکیه با تسلیح گروه‌هایی از پیکارجویان به ادعای سرکوب داعش بدون مجوز بغداد عملا حضور نظامی در عراق پیدا کرده است؛ حضوری که  موجب واکنش حیدر عبادی نخست وزیر عراق شد تا از ترکیه بخواه  فورا نیروهایش را بیرون ببرد. اما، باز م  واکنش اردوغان تندتر از حد انتظار بود و به عبادی گفت: “حد خودت را بشناس. نیروهای مسلح جمهوری ترکیه تا آن حد تنزل نکرده‌اند که از تو [عبادی] دستور بگیرند… باید بدانی ما هر کاری که بخواهیم می‌کنیم».

این رفتار ترکیه در برابر همسایه جنوبی‌اش عراق در حالی صورت گرفته که ترکیه اقدامی مشابه را با نام «سپر فرات» در خاک سوریه نیز ترتیب داده است. گو اینکه تاکنون بشار اسد شخصا به حضور ترکیه در خاک سوریه واکنش نشان نداده ولی ارتش سوریه با صدور بیانیه ای گفته :«اقدام خصمانه جدید ترکیه، تنشی خطرناک و نقض آشکار حاکمیت سوریه است…ارتش سوریه با نظامیان ترکیه به عنوان نیروی اشغالگر برخورد می کند و آنکارا مسئول پیامدهای این اقدام در منطقه می داند».

به این ترتیب، دیده می‌شود که دو همسایه جنوبی ترکیه یعنی عراق و سوریه نسبت به حضور نظامی ترکیه واکنش نشان داده‌اند در حالی که این تمام ماجرا نیست. ترکیه در حالی برای خود دلایل امنیتی (جلوگیری از قدرت گرفتن مناطق کرد نشین) برای حضور در خاک عراق و سوریه قائل است که به حضور ایران در عراق و سوریه معترض است.

از طرفی دیگر روز به روز حضور موثر نظامی ایران در دو کشور عراق و سوریه آشکارتر می شود. بسیاری از رسانه‌های منطقه (رسانه‌های عربی و ترکی) این حضور را در راستای اعمال هژمونی شیعی از سوی تهران در منطقه ارزیابی کرده‌اند. رسانه‌های عربی، نام “ارتش صفوی” را بر حضور نظامی ایران در این منطقه گذاشته‌اند و معتقدند که ایران به دنبال شکل دادن به “هلال شیعی” است.

جالب اینکه بدانیم تقریبا مواضعی با همین مضامین از سوی بن علی ییلدریم نخست‌وزیر ترکیه علیه ایران اتخاذ شده است. وی تا آنجا پیش رفته که در رویارویی شیعه و سنی در منطقه گفته که باید از «تکرار حادثه کربلا» جلوگیری شود. او با ادعای اینکه دولتمردان ایران و عراق سیاست «مذهبی» و «طایفه گرایی» را تعقیب می‌کنند، گفته  است: «این دو کشور باید نسبت به جنگ مذهبی هوشیار باشند. آن چه که ما را متحد می‌کند مذهب نیست بلکه دین اسلام است…نمی‌خواهیم شاهد خلق کربلایی دیگر باشیم. نمی‌خواهیم شاهد ایجاد درگیری مذهبی در عالم اسلام باشیم».

به شرحی که گفته شد اینک چهار بازیگر عمده در منطقه مشاهده می‌شود که عبارتند از: ایران، عر اق، سوریه، ترکیه و  البته اقلیم کردستان راهم نباید فراموش کرد. اما، از یاد نباید برد که تمنای اردوغان برای بازگرداندن کشورش به قدرت جهانی (همچون عثمانی) محدود به عراق و سوریه نیست. این ادعا می‌تواند خطری برای عربستان نیز باشد که تا صد سال پیش جزء قلمرو عثمانی بود و والی مکه و مدینه توسط سلطان عثمانی تعیین می‌شد.

صرف نظر از اینکه اردوغان ادعای ارضی خود را متوجه عربستان نکرده ولی اگر رویای او بازگشت به دوران عظمت ترکان عثمانی باشد نه تنها عربستان بلکه بسیاری کشورهای دیگر را که بر اساس قرارداد سایکس پیکو (Sykes-Picot) از عثمانی جدا شدند، شامل می‌شود.

اما، صرف نظر از اینکه عربستان تهدیدی از ترکیه دریافت کند (که بعید به نظر می رسد) این کشور ضلع پنجم منازعات خاورمیانه است که از ناحیه ایران و شکل گیری هلال شیعی از جمله در یمن ابراز نگرانی می کند.

حضور عربستان به عنوان ضلع پنجم تحولات مخرب خاورمیانه در حالی است که این کشور با دلارهای نفتی خود پشتیبانی کشورهای عربی و بسیاری از کشورهای سنی را دارد.

به این ترتیب، مشاهده می‌شود که کانون‌های نزاع چند سویه عملا در منطقه در حال شکل گرفتن است. همان طور که جمهوی اسلامی حضور نظامی خود (البته به ادعای کمک استشاری) در سوریه و عراق را فعلیت بخشیده، ترکیه نیز عملا وارد خاک ترکیه و عراق شده در حالی که کردهای استقلال طلب عراق و سوریه نیز به دلیل ضعف قدرت مرکزی در بغداد و دمشق عملا توانسته‌اند به قدرتی مسلح در منطقه تبدیل گردند. عربستان نیز از آمادگی نظامی خود برای اعزام نیرو به داخل سوریه خبر داده است.

در این میان فرق اردوغان با دیگر رهبران منطقه این است که اینک او آشکارا از تغییر مرزهایی سخن می‌گوید که با عدم رضایت ترکیه (بر اساس سایکس پیکو) از عثمانی جدا شده است. اردوغان دانسته یا ندانسته پرونده ای از گذشته (عثمانی) را می‌گشاید که اگر قرار بر گشودن آن باشد هر کشور دیگری می تواند بر قرائت خود از تاریخ  اصرار ورزد. بی دلیل نبود که نخست وزیر عراق در واکنش به اردوغان که گفته بود موصل و کرکوک جزء عثمانی بودند، گفت:«ما هم می‌توانیم بگوییم که بغداد پایتخت خلافت عباسی بود و کل ترکیه بخشی از آن بود».

به این ترتیب، می‌توان نتیجه گرفت گویا تحولات منطقه در جهتی است که خطر فروپاشی مرزهای برجا مانده از سایکس پیکو را  هشدار می‌دهد. در صورت چنین رویدادی که اردوغان ابایی از بیان آن ندارد، نمی‌توان روزهای خوش و آرامی را برای خاورمیانه پیش‌بینی کرد.

 

بازگشت به صفحه اول