
We value your privacy
We use cookies to enhance your browsing experience, serve personalized ads or content, and analyze our traffic. By clicking "Accept All", you consent to our use of cookies.
We use cookies to help you navigate efficiently and perform certain functions. You will find detailed information about all cookies under each consent category below.
The cookies that are categorized as "Necessary" are stored on your browser as they are essential for enabling the basic functionalities of the site. ...
Necessary cookies are required to enable the basic features of this site, such as providing secure log-in or adjusting your consent preferences. These cookies do not store any personally identifiable data.
No cookies to display.
Functional cookies help perform certain functionalities like sharing the content of the website on social media platforms, collecting feedback, and other third-party features.
No cookies to display.
Analytical cookies are used to understand how visitors interact with the website. These cookies help provide information on metrics such as the number of visitors, bounce rate, traffic source, etc.
No cookies to display.
Performance cookies are used to understand and analyze the key performance indexes of the website which helps in delivering a better user experience for the visitors.
No cookies to display.
Advertisement cookies are used to provide visitors with customized advertisements based on the pages you visited previously and to analyze the effectiveness of the ad campaigns.
No cookies to display.
نزاع فکری میان مخالفان جمهوری اسلامی درباره جمهوریخواهی و مشروطهخواهی، یکی از رایجترین چالشهای نظری است که طی سالهای گذشته در جریان بوده است که تحقق آن، ارتباط چندانی به امروز ندارد. گذشته از کمفایدگی
۱– تفاوت نظر سیاسی افراد در یک تقسیمبندی کلان، یا در سطح راهبردها، بنیانها و مبانی است یا در سطح رویکردها، روبناها و راهکارها.
از منظر اکادمیک هیچ «فاکت ناب» یا «واقعیت بیواسطه» در تحلیل، فهم و تاویل رخدادها و انقلابها وجود ندارد. بلکه
بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401
2 پاسخ
بقیه نکات را صرفا فهرست وار می نویسم، بجهت ضیق وقت و عدم دسترسی به مخاطب.
3. سعادت انسانی را وقتی می توان از ان سخن گفت که ابتدا انسانشناسی را گذرانده باشیم. آیا انسان میمون توسعه یافته است؟ و یا پیشرفته؟ پیشرفتگی به چه چیز تعریف می شود. خلجی در این مصاحبه میگوید: حتی تفاوت انسان و حیوان از بین می رود!
با این دید ماتریالیستی-داروینیستی، دیگر سخن از سعادت و شقاوت امری ذهنی، بی پایه و صرفا ایده آلیستی و از نوع نحوست سیزده است.نه امری واقعی و منطقی و با ریشه های عقلانی.
4. سخن از قانون و جمهوری و برابری حقوقی و خیر عمومی، بدون پایه و مبنا نمیشود. به صرف گفتن “درک جدیدی از قانون” و …. مسایل حل نمیشود. مبنای بینش دینی، جعل و قراردادن حریت و اختیار در ذات انسان عاقل و بالغف توسط خداوند است. در تفکر سکولار، حق طبیعی انسان با حیوان چگونه و با چه مبنائی مشخص و نیز متمایز و تعریف می شود؟
.۵. در صحنه ی عمل، اومانیسم و لیبرالیسم پدیده هایی چون بوش وترامپ را بر بشریت حاکم کرده اند. اشغالگر، دچار پارانویا و هزمونیک. الگوی عملی فقیهی چون سیستانی دنبال کردن اشغالگران و اجبارشان به برقراری انتخابات برای قانون اساسی و مدیریت اجرایی مردم رها شده از حکومتی مزدور ارتجاع عرب و سوء استفاده گر متقابل نسبت به غرب بود. در ایران، با همه ی کاستی ها، برتری آماری زنان تحصیل کرده و مشارکت ۷۵ درصدی در انتخابات سرنوشت ساز اخیر را شاهدیم. خلجی جویای نام، خود به نقش و مشارکت بالای زنان در فرایند تحولات ایران اعتراف دارد. او همچنین با تناقضی اشکار، سخن از نمایندگان تحمیلی میگوید، اما از تغییر گفتمان کاندیداها و منتخبین مردم در تبلیغات انتخاباتی حرف می زند، یعنی نقش گفتمان کاندیدها در نسبت با جذب اراء. یعنی انتخابات فرمایشی نیست!
سخنان خلجی بیش از همیشه فرمایشی است و بدرد شبکه های خاص می خورد! والسلام.
بخش اول مصاحبه را دیدم. مشحون از تناقض و بدون انسجام فکر منطقی بود.
خلاصه وار نکات مهم را، بر اساس سیر و ترتیب گفتگو می نویسم:
1. سعادت و سیاست دو بحث مختلف اند. سعادت بحثی فلسفی دینی است. اما سیاست امری اجتماعی و معطوف به مدیریت و قدرت است.
اینکه فساد زیاد شده، اختصاصی به ایران ندارد. بیشتر فساد ها از دول غربی توسعه طلب و دنبال منابع نفت و انرزی ارزان ناشی میشود. سیاست های خاورمیانه ای آنها عمدتا بر اساس منافع مادی و با پوششی از حقوق بشر و دموکراسی تنظیم و اجرا می شود. اینکه کسی ادای روشنفکری و فرهیختگی و مطالعه ی زیاد در اتاق مطالعه چپاولگران بکند، چیزی را حل نمی کند.
2. هانا آرنت یکی از صدها متفکر فلسفه ی سیاسی است. هر چه او گفته، وحی منزل نیست.
بسیاری از اندیشمندان از فلاسفه و حتی متفکران فلسفه سیاسی از فضای عمومی دور بوده اند. اما در باره ی سعادت و نیز سیاست اندیشیده و نوشته اند.
اینکه گفته شود کسی که مداخله سیاسی ندارد، شهروند نیست، سعادت ندارد، کاملا من درآوردی و شاذ است. بسیاری متفکرین، فلاسفه(مثل ملا صدرا و یا علامه طباطبائی)، شاعران و نویسندگان(مثل سپهری و شاملو) و یا اولیاء الله(افراد گمنام با قدرت های معنوی بالا، مثل مرحوم حافظیان در مشهد و رجبعلی خیاط در خیابان مولوی تهران) بنا برگفته ی ایشان خود را تبعید و در نتیجه اعدام کرده اند. چون نمیخواستند با هیاهوی عمومی همراه باشند!
حتی امروزه نصف مردم آمریکا، در فعالیت سیاسی هیچ مشارکت و حتی دلبستگی ندارند. آنوقت، آیا دیگر شهروند نیستند؟؟
اینکه هانا آرنت بگوید شهروندی با انزوا مخالف است، با کلی تفسیر و تعبیر و استثاء و…می تواند مورد اعتنا قرار گیرد.
ادامه دارد.
دیدگاهها بستهاند.