زیتون-سروش دباغ، پژوهشگر دانشگاه تورنتو، با ارسال یادداشتی، پیرامون گفت‌وگوی اخیر بهاءالدین خرمشاهی با زیتون، نسبت به خاطره‌ای از ایشان واکنش نشان داد.

بهاءالدین خرمشاهی در بخشی از گفت‌وگو با«زیتون» در ذکر خاطره‌ای از سروش دباغ یاد کرده و گفته بود«آقای سروش دباغ، فرزند دانشمند و فاضل دکتر عبدالکریم سروش، که کتب و مقالات ارزشمندی هم نوشته‌اند، یکبار به بنده می‌گفتند آیا شما و آقای ملکیان و آقای مجتهد شبستری و دکتر سروش و دکتر داوری و دکتر مهدی گلشنی، روشنفکر دینی نیستید؟ حرفشان این بود که روشنفکر دینی مصداق دارد؛ پس چرا ما این عنوان را به کار نبریم؟ در جوابشان گفتم این افرادی که شما نام بردید، روشنفکران دیندار هستند نه روشنفکران دینی. یعنی دانش روشنفکری را دارند. شاید حتی بتوان گفت این افراد دینداران روشنفکرند. یعنی ابتدا دیندار بوده‌اند، سپس دانش روشنفکری را تحصیل کرده‌اند.»

سروش دباغ در توضیحی که به زیتون ارسال کرده، این خاطره را «اشتباه» خوانده و نوشته است «روزگاری که ایران بودم، در مجالس و محافلی که به مناسبت های گوناگون تشکیل می شد، خدمت جناب خرمشاهی می رسیدم و از همسخنی با ایشان وقتم خوش می شد و از محضر گرم شان می آموختم و بهره می بردم. به خاطر ندارم در این دیدارها، هیچوقت دربارۀ دکتر داوری و دکتر گلشنی و ربط و نسبت ایشان با نحلۀ روشنفکری دینی و نواندیشی دینی، سخنی گفته و سؤالی طرح کرده باشم»

متن کامل توضیحات سروش دباغ که به زیتون ارسال شده، در ادامه می آید:

اخیرا مصاحبۀ استاد محترم بهاء الدین خرمشاهی با سایت «زیتون» تحت عنوان «فکر میکنم اما روشنفکر نیستم» را خواندم و لذت بردم. در بخشی از مصاحبه، جناب خرمشاهی از سر لطف اشاره ای به من کرده و گفته اند: « آقای سروش دباغ، فرزند دانشمند و فاضل دکتر عبدالکریم سروش، که کتب و مقالات ارزشمندی هم نوشته‌اند، یکبار به بنده می‌گفتند آیا شما و آقای ملکیان و آقای مجتهد شبستری و دکتر سروش و دکتر داوری و دکتر مهدی گلشنی، روشنفکر دینی نیستید؟ حرفشان این بود که روشنفکر دینی مصداق دارد؛ پس چرا ما این عنوان را به کار نبریم؟ در جوابشان گفتم این افرادی که شما نام بردید، روشنفکران دیندار هستند نه روشنفکران دینی. یعنی دانش روشنفکری را دارند. شاید حتی بتوان گفت این افراد دینداران روشنفکرند. یعنی ابتدا دیندار بوده‌اند، سپس دانش روشنفکری را تحصیل کرده‌اند.» روزگاری که ایران بودم، در مجالس و محافلی که به مناسبت های گوناگون تشکیل می شد، خدمت جناب خرمشاهی می رسیدم و از همسخنی با ایشان وقتم خوش می شد و از محضر گرم شان می آموختم و بهره می بردم. به خاطر ندارم در این دیدارها، هیچوقت دربارۀ دکتر داوری و دکتر گلشنی و ربط و نسبت ایشان با نحلۀ روشنفکری دینی و نواندیشی دینی، سخنی گفته و سؤالی طرح کرده باشم. حتما فرد دیگری این سؤال را طرح کرده و جناب خرمشاهی در نقل از حافظه، ایشان را با بنده اشتباه گرفته و خطا کرده اند. آرزو می کنم، استاد خرمشاهی عزیز نازنین سالیان سال بمانند و بپایند و چونان گذشته، آثار ماندگاری در حوزه های حافظ پژوهی، قرآن پژوهی، ترجمۀ متون فلسفی و ادبی… منتشر کنند.

بازگشت به صفحه اول