زیتون- علی اکبر صالحی از معدود کسانی است که سابقه معاونت روحانی و احمدی نژاد را با هم دارد و اتفاقا از معدود کسانی است که هم در مذاکرات هسته ای دولت دهم حضور داشته و هم در دولت جدید یکی از عناصر اصلی توافق هسته ای به شمار می رود. او در مقایسه مذاکرات آلماتی ( به ریاست سعید جلیلی) با مذاکرات و تفاهم لوزان (به ریاست محمد جواد ظریف) می گوید:« اگر قرار بود مذاکرات آلماتی دست آوردی داشته باشد، باید مطرح میشد. اینکه محرمانه نیست. باید میگفتند مثلا ما غنی سازی شما را به رسمیت می شناسیم. صرف ادعا که نمی تواند قابل اعتنا باشد. اما من روایت تاریخی که خودم در آن حضور داشتم را برای شما نقل می کنم. پیش از مذاکرات آلماتی ۱، مذاکرات محرمانه با آمریکا شروع شده بود و این از سال ۹۰ مقدمه چینی شده بود. در سال ۹۱ عملا مذاکرات دوجانبه در عمان شروع شد، در آن زمان وزارت خارجه مسئول مذاکرات دوجانبه بود و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسئول مذاکرات ۵+۱. ولی باید این دو با هم هماهنگ عمل می کردند. اما چون دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی خیلی مشوق مذاکره با آمریکا نبود سعی نمی کرد راهگشایی کند. ما هم باید این هماهنگی ها را انجام می دادیم و سر خود نمی توانستیم پیش رویم. به همین دلیل کار خیلی پیچیده شده بود. هر نهاد و شخصی سلیقه خود را داشت، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی یک روش را می پسندید، شخص رئیس جمهور مدل دیگری و همینطور وزارت خارجه هم سلیقه دیگری داشت و این شیوه ها با هم هم راستا و هم جهت نشدند.»

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-03-27 07:19:15Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

صالحی در ادامه این گفتگو با خبرآنلاین، مورد شیوه پیشنهادی اش در دوره ای که وزیر امور خارجه ایران بود توضیح داد:« وزن آمریکا قابل توجه بود و می توانست روی اروپایی ها اثرگذاری داشته باشد. اگر اروپا و آمریکا همه با هم به یک توافقی برسند چین و روسیه هم مخالفتی نداشتند. ضمن اینکه آن زمان دوره آقای مدودوف بود و روابط روسیه و آمریکا هم خوب بود. ما وقتی که می خواستیم این مسیر دوم را پیشنهاد دهیم باید با دبیرخانه هماهنگ می کردیم، دبیرخانه خیلی راغب نبود و به ما گفتند اگر آمریکایی ها راست می گویند در آلماتی انعطافی نشان دهند. من به دبیرخانه گفتم اگر آمریکایی ها در آلماتی انعطاف نشان دهند، شما با ما همراهی می کنید؟ گفتند بله. اگر آمریکایی ها در آلماتی انعطاف نشان دهند نشانه خوب و مثبتی خواهد بود. در نتیجه در مذاکرات آلماتی اتفاقا آمریکایی ها انعطافی نشان دهند.»

او در مورد نوع مذاکراتی که با آمریکای ها در آن دوره صورت گرفت توضیح داد:«مذاکراتی هم که ما با آمریکایی ها داشتیم دو نوع بود. یکی مذاکرات حضوری که افراد ما با نفرات آنها در مسقط به گفتگو می نشستند و معاون وزیر در گفتگوها حضور داشت. یا مذاکره از طریق واسطه عمانی به صورت مکتوب و یا شفاهی انجام می شد. ما این را به صورت شفاهی از طریق واسطه عمانی به آمریکایی ها اعلام کردیم که اگر می شود شما به نماینده تان، خانم شرمن بگویید انعطافی نشان دهد. من آن زمان برای نشستی در وین حضور داشتم و در آنجا بودم که خبر رسید مذاکرات آلماتی مثبت بوده و هم خانم اشتون و هم آقای جلیلی هر دو مثبت صحبت کردند و نسبت به آینده گفتگوها ابراز امیدواری کردند. اما در حالیکه دبیرخانه قول داده بود در صورتی که این پالس مثبت را در آلماتی دریافت کرد با ما همراه باشد، چنین نکرد و استدلال می کردند که منطق آنها (تیم مذاکره کننده قبلی) آمریکایی ها را وادار کردند که خواسته های ایران را بپذیرند. در نتیجه در جلسات بعدی با همین منطق مسئله را حل می کنند و نیازی نیست وزارت خارجه مسیر دوم و گفتگو با آمریکا را پیش ببرد. در نتیجه من احساس کردم هیچ همراهی از سوی دبیرخانه صورت نمی گیرد و من همه مسئولیت را باید خود می پذیرفتم و کسی پشت سرم نیست. من فقط اجازه مقام رهبری را داشتم، ولی دیگر نمی شد برای تک تک مراحل از ایشان اجازه بخواهم یا بگویم همراهی نمی شود. در نتیجه در آلماتی ۲ طرفین متوجه شدند گشایشی ایجاد نشده است و همه چیز به حالت قبل برگشت. حالا سوال من این است اگر در آلماتی شرایط خیلی خوب بود چرا ادامه پیدا نکرد؟ بالاخره بعد از آنهم مذاکرات انجام شد که روند منفی و منفی تر شد.»

رییس سازمان انرژی اتمی با این همه تلاش برای رسیدن به توافق از مسیر دوم را رها نکرد :«با مشکلات فراوان آن مسیر دوم را ادامه دادیم. آخرین جلسه ای که ما با آمریکایی ها گذاشتیم و من نتوانستم هماهنگی لازم را آن مقدار که نیاز بود انجام دهم، خودم مسئولیت امر را به عهده گرفتم و به دیپلمات هایمان گفتم با مسئولیت من به بروید و مذاکره کنید. همان زمان هم بسیار مورد اعتراض واقع شدم، اما من پاسخم این بود که نمی شود قولی دادیم و جلسه هم گذاشتیم، این همه هم مکاتبه داشتیم بعد یکباره رها کنیم. این جمهوری اسلامی است که قول داده، شخص که نیست. برای اعتبار ایران خوب نیست. اتفاقا چقدر هم خوب شد که این مسیر را پی گرفتیم. درست است که بعد از اینکه ما مذاکره آخر را انجام دادیم من بسیار مورد سوال قرار گرفتم، ولی نتیجه اش آنقدر خوشایند بود که به همه آن فشارها می ارزید. نهایت امر این بود که من را برکنار می کردند، ولی حداقل در تاریخ می ماند که صالحی چنین قدمی برداشته است.»

اما آن نتیجه خوشآیند چه بود؟ صالحی توضیح داد: « یک نامه رسمی از سلطان عمان گرفتیم و آقای ویلیام برنز در حضور سلطان اعلام کرد که ما غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسیم و سلطان هم عین همین مطلب را برای آقای احمدی نژاد به صورت مکتوب نوشت، یک نسخه هم برای آقای اوباما فرستاد. وقتی این نامه آمد بحث اصل شناسایی غنی سازی حل شد چون تا پیش از آن آمریکایی ها رسما می گفتند شما نباید غنی سازی داشته باشید.» هرچند واکنش دبیر خانه شورای عالی امنیت ملی نسبت به این نامه خوب نبود:«دوستان که قبول نمی کردند. می گفتند اتفاق خاصی نیفتاده است و می توانند بزنند زیرش. من گفتم خب این که مسلم است هرچیزی را می توانند زیرش بزنند اما تا به حال چنین نامه ای نداشتیم. اما همان نامه را هم به تسمخر گرفتند. »

صالحی در بخش دیگری از این مصاحبه به مرور خاطراتش به عنوان یکی از اعضای کابینه محمود احمدی نژآد پرداخت. او در پاسخ به این سوال که چطور از سوی احمدی نژاد به عنوان وزیر امور خارجه برگزیده شد، گفت:«بیشتر تقدیر است. من که قبلا هم گفتم در هیچ جبهه سیاسی نیستم و به خاطر همین هم برخی ها می گویند چرا صالحی در همه دولت ها بوده. من هم یکبار به شوخی در مجلس گفتم فامیل کسی نبودیم، نه داماد کسی هستم، ضمنا گفتم عروس کسی هم نبودم (با خنده) در نتیجه من هیچ مسئولیتی را راغبا نگرفتم. با آقای احمدی نژاد من از قبل هیچ آشنایی یا دوستی نداشتم، اولین بار که ایشان انتخاب شد در سال ۸۴ من جده و در سازمان کنفرانس اسلامی بودم. آن زمان از من خواستند به ایران بیایم و بنده را برای وزارت علوم و خارجه در نظر داشتند. حالا چرا را باید از خودشان بپرسید. من بی تقصیرم. به هر حال من جلسه ای با ایشان داشتم و درخواست کردم اجازه دهند در همان کنفرانس اسلامی بمانم. چون هم از وضعیت کاری ام راضی بودم و هم آمادگی جابه جایی نداشتم.»

او در مورد دولت دوم محمود احمدی نژآد توضیح داد:«این بار به من گفتند که به سازمان انرژ‌ی اتمی بروم که من گفتم من دیگر اصلا آمادگی ندارم و ۳۳ سال است که از فعالیتم می گذرد و ترجیح می دهم بقیه عمر اداری ام را در دانشگاه تمام کنم و بازنشسته شوند. ایشان خیلی اصرار کردند و به من گفتند: خداوند به شما یک فرصت خدمت را پیش آورده ولی شما ناشکری می کنید. من گفتم پس بگذارید من یک استخاره کنم، ایشان گفتند من استخاره کردم. اینطور شد که من پذیرفتم به سازمان انرژی اتمی بروم.»

اما چه شد که صالحی قبای وزارت بر تن کرد:« حدود یک سال و نیم از حضور من در سازمان انرژی اتمی می گذشت که ایشان زمزمه های رفتن به وزارت خارجه را با من شروع کرد. از ایشان اصرار و از من انکار.  تا اینکه من یکبار برای مراسم بزرگداشت شهید شهریاری در دانشگاه شریف رفته بودم که سخنرانی کنم، در سالن نشسته بودم که یکی از دوستان پیامکی به من نشان داد که علی اکبر صالحی به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه منصوب شده است.»

بازگشت به صفحه اول