سرانجام پس از چند هفته سکوت، رهبران سیاسی جمهوری اسلامی ایران در مورد فاجعه قتل خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد عربستان سعودی اظهار نظر کردند. در روز ۳۰ مهرماه، صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران، گفته بود که این قتل «ماهیت تروریست‌پرور» نظام عربستان سعودی را عیان می‌کند. در روز چهارشنبه ۲ ابانماه، رئیس جمهور کشورمان، اقای روحانی، در جلسه هیئت دولت گفت«گویا یک جمع قبیله ای بر کشوری حکومت دارد، از حاشیه امنیتی برخوردار است و ارتکاب چنین جنایتی با اتکا به ابر قدرتی است که از انها حمایت می‌کند و اجازه نمی‌دهد که دادگاه‌هایی که علیه جنایت بشری در جهان وجود دارند، علیه انها وارد عمل شود.» او ادامه داد«فکر نمی‌کنم بدون حمایت امریکا کشوری جرآت ارتکاب چنین جنایتی را داشته باشد». روحانی همچنین مدعی شد که قتل خاشقجی  «ازمایش بزرگ مدعیان حقوق بشر به ویژه در امریکا و اروپا» است و از دولت ترکیه خواست که به تحقیقات بی‌طرفانه ادامه دهد.

از اقای صادق لاریجانی به‌عنوان رئیس قوه قضائیه توقعی نیست که اظهارنظرهای او چقدر در چهارچوب واقعیات قضا در ایران مقرون به‌صواب است اما از اقای روحانی توقع این است که وقتی به‌عنوان رئیس جمهوری انتخابی ایران اظهار نظر می‌کند، اظهارات او دقیق وبه اعتبار دولت در داخل و خارج کشور کمک کند. اما متاسفانه اظهارات جناب روحانی بیشتر از هرچیز نشان داد که او هم تصمیم گرفته است که با دامن زدن به ایدئولوژی غرب و امریکاستیزی، به راست افراطی در ایران نشان دهد که ایشان هم با انها بر سر تئوری توطئه و حمایت دولت ترامپ از این فاجعه زبان مشترکی دارد. اقای روحانی بدون هیچ سند و مدرکی ادعا کرد که دولت امریکا حامی این جنایت بوده است و هم‌زمان گروه‌های طرفدار حقوق بشر را در امریکا و اروپا به‌چالش کشید که انها چگونه در اینده با این فاجعه برخورد خواهند کرد.

به‌دنبال قتل فجیع خاشقجی، هیچکس در هیچ مکانی از دنیا نتوانسته بود ادعا کند که دولت امریکا حامی این فاجعه بوده است. فشارهای بین المللی، از درون امریکا و اروپا و بقیه کشورهای جهان، از روز اول رخداد این فاجعه، اجازه نداده بود که استبداد عربستان سعودی بتواند از زیر بار مسئولیت این جنایت شانه خالی کرده  و به توجیهات غیر واقعی روی اورد. دنیا مسئولیت این فاجعه را به‌درستی متوجه محمد بن سلمان، شاهزاده مستبدو خودسر عربستان سعودی کرده است و پیش از تحقیاقات نهائی و فاش کردن ابعاد این جنایت توسط دولت ترکیه، بسیاری از کشورهای دنیا شرکت در کنفرانس سرمایه‌گذاری در عربستان سعودی را که در اخر ماه اکتبر تشکیل می‌شد تحریم کردند. بسیاری در غرب از این فرصت استفاده کرده  تا به‌درسای ادعا کنند که محمد بن سلمان یک اصلاح‌طلب نمایشی است و برنامه های اصلاح طلبانه او بیشتر به سرابی شبیه است تایم برنامه واقعی برای ایجاد اصلاحات ساختاری در کشوری استبداد زده مانند عربستان سعودی. فشارهای زیادی از طریق محافل مختلف سیاسی و خصوصا احزاب دمکرات و جمهوری‌خواه در امریکا بر روی دولت ترامپ وارد شده است تا تحریم‌های در خوری رپی عربستان سعودی وضع شود. بسیاری در غرب بر این اعتقاد هستند که فاجعه قتل خاشقجی در بدترین شرایط سیاسی برای دولت ترامپ و سیاست‌های دولت فعلی امریکا و خصوصا اعمال تحریم‌های نفتی بر روی ایران رخ داده است. دولت ترامپ و محافظه‌کاران امریکایی در صحنه سیاست امریکا، عربستان سعودی و اسرائیل را دو متحد استراتژیک مهم واشنگتن در خاورمیانه دانسته و توفیق اعمال تحریم‌های امریکا را با حمایت دولت عربستان سعودی مقدور می‌دانسته‌اند. از زمان وقوع فاجعه قتل خاشقجی، پرده بیشتری از جنایات عربستان سعودی و محمد بن سلمان در جنگ با یمن برداشته شده است و بزرگترین سئوالی که اکنون در غرب مطرح است این است که چگونه باید به جنگ در یمن خاتمه داد و از ادامه فاجعه ایکه محمد بن سلمان در این کشور ایجاد نموده جلوگیری به عمل اورد. دولت ترامپ بیش از گذشته با فشار گروه‌های مختلف سیاسی و کشورهای اروپایی برای توقف حمایت از جنگ‌طلبی محمد بن سلمان در یمن و فروش اسلحه به این کشور روبرو شده است. دولت المان از دنیا خواسته است که از فروش اسلحه به این کشور پرهیز نمایند.

در این وضعیت، معلوم نیست که با پشتوانه کدام مدرک و استدلالی اقای روحانی، رئیس دولت ایران، می‌تواند ادعا کند که دولت امریکا در تصمیم‌گیری این جنایت دخیل بوده و از قتل خاشقجی حمایت نموده است. اقای روحانی می‌تواند برای رضایت و حمایت راست افراطی در ایران به هر ادعایی دست زند اما سئوال اصلی اینجاست که ایا این‌گونه اظهار نظر چگونه قادر خواهد بود که اعتباری برای دولت او و سیاست خارجی کشور ما ایجاد کند؟ اقای روحانی می‌تواند با ترامپ و دولت امریکا دشمنی کند و با سیاست‌های این کشور مخالف باشد، اما اعتبار بین المللی هرکشوری به مواضع اعلام شده دولت ان هم ارتباط پیدا می‌کند. دولت ترامپ در حال حاضر نهایت کوشش خود را به‌کار گرفته است که از کنار این فاجعه بگذرد و اجازه ندهد که قتل فاجعه بار خاشقجی در روابط بین امریکا و عربستان سعودی تاثیر گذارد. اما فشارهای بین المللی اجازه نخواهد داد که ترامپ بتواند از این ماجرا ارام و به‌راحتی بگذرد. فشارهای بین المللی و خصوصا اطلاعاتی‌ که دولت ترکیه به‌صورت تدریجی منتشر کرده، ریاض را در طول چند هفته گذشته مجبور کرد تا به روایات متعدد و متناقضی از این ماجرا روی آورد بلکه بتواند از بار فشارهای بین المللی بر خود بکاهد. البته تغییر در نقل این روایات بر اعتبار بین المللی عربستان سعودی سخت ضربه زده است. دولت عربستان سعودی در ابتدا اعلام کرد که خاشقجی از کنسولگری این کشور در استانبول خارج شده است. حتی یکی از ماموران عربستان سعودی لباسهای خاشقجی را بر تن کرده بود تا این دولت بتواند با مونتاژ یک عکس از خود سلب مسئولیت نماید. با ازدیاد فشارهای بین المللی، عربستان سعودی اعلام کرد که خاشقجی به‌طورر تصادفی و زیرفشار بازجویی‌ها، خارج از کنترل و ضوابط قراردادی، در کنسولگری این کشور در استانبول جان خود را از دست داده است. این توجیه هم در زیر فشارهای بین‌المللی تاب نیاورد و قابل قبول نیفتاد. سپس ریاض ادعا کرد که در یک زد و خورد در درون کنسولگری این کشور، خاشقجی کشته شده است. با عدم قبول این توجیه، نهایتا دولت عربستان سعودی در چند روز گذشته اعتراف کرد که خاشقجی با یک برنامه‌ریزی قبلی توسط افراد خودسر نیروهای امنیتی در کنسولگری این کشور در استانبول کشته شده است. اما محمد بن سلمان هنوز نتوانسته است خود را از طراحی این قتل تبرئه کند. تا این لحظه جامعه بین الملل نهایتا او را مسئول این قتل و فاجعه دانسته و روابط عربستان سعودی با غرب بعد از این فاجعه وارد مرحله جدیدی شده است.

اما چرا بعد از چند هفته سکوت، کشور ما و شخص رئیس جمهور نمی‌توانند با تمسک به چهار چوبهای ارزشی بین‌المللی حقوق بشر، ازادی بیان و حق حرفه ای روزنامه نگاری، قتل فاجعه امیز خاشقجی را محکوم کنند؟ چرا پیش  از اینکه اقای روحانی دولت عربستان را قبیله ای بداند نمی‌تواند اعتراف کند که این سیاست‌ها از طبیعت یک نظام استبدادی ریشه می‌گیرد و نظام‌های استبدادی برای ازادی بیان کمترین حرمتی قائل نیستند و اهل قلم را به زنجیر می‌کشند؟ چرا اقای روحانی به‌جای پرداختن به ریشه مشکل استبداد، کوشش می‌کند که برای جهالت و خشونت خاندان مستبد آل سعود و محمد بن سلمان توجیهی درست کند و این جنایت را برای تسویه حساب دیگری با امریکا به این کشور ارتباط دهد؟ مگر این خاندان در گذشته چندین نفر از خاندان سلطنتی مانند سلطان بن ترکی بن عبدالعزیز را از ژنو در سال ۲۰۰۳ نربودند و یا نخست وزیر دولت قانونی لبنان، سعد حریری، را در همین سال در ریاض زندانی نکردند؟ مگر بسیاری از خاندان سلطنتی در هتلی در عربستان سعودی برای اخاذی ثروت انها ماهها زندانی نبودند که این بار خاندان سلطنتی و محمد بن سلمان به تایید و حمایت دولت امریکا نیازمند بوده باشند که مرتکب چنین جنایت اشکاری شود؟ اقای روحانی حتی با طعنه به «مدعیان حقوق بشر به ویژه در امریکا و اروپا» می‌خواهد سیاستهای ضد حقوق بشری ازادی بیان را در ایران از هر انتقادی مبرا سازد. هربار که سازمان‌های حقوق بشری مستقل بین المللی از سیاست‌های ضد حقوق بشری ایران انتقاد کرده‌اند، این دولت و این نظام انهارا مغرضانه دانسته است. در کشوری‌که جواد لاریجانی، برادر رئیس قوه قضائیه و رئیس مجلس، مسئول حفاظت از حقوق بشر باشد، روشن است که حقوق بشر و شهروندی به‌کجا ختم می‌شود. بدون شک غرب و امریکا خصوصا در زمان ترامپ به حقوق بشر در موارد بسیاری گزینشی نگاه کرده اند و خصوصا حمایت ترامپ از عربستان سعودی و جنایتی که این کشور در یمن مرتکب می‌شود بر کسی پوشیده نیست اما کارنامه کشور ما در حرمت به حقوق بشر قابل دفاع نبوده و نیست تا رئیس دولت کشور ما غربی‌ها  برای شکستن حریم‌های حقوق بشر به چالش بکشد.

اقای روحانی با سابقه بیش از سی سال حضور در نهادهای امنیتی کشور به‌خوبی می‌داند خاشقجی‌های متعددی در حال حاضر در کشور ما در دل خاک این وطن ارمیده‌اند. بسیاری از انها به همین شیوه جان خود را از دست داده اند. استبداد با زیر پا گذاشتن حقوق ازادی بیان و شهروندی از پوینده و مختاری به فروهرها میرسد. مگر فروهرها به همین شیوه به قتل نرسیده اند؟ از شهدای کهریزک می‌گذرد و بازبه کاووس سید امامی می‌رسد. تجربه فاجعه خاشقجی مرتب در ستار بهشتی و فرشید هکی ها تکرار می‌شود و رئیس جمهورکشور ما برای دادن باجی به راست افراطی از حق و انصاف عدول می‌کند و هیچ‌گونه اهرم و ابزاری برای نشان دادن قدرت اخلاقی در صحنه سیاست خارجی کشور ندارد. مردان قدرت کشور ما از رفتن بدرون سوریه و حمایت از یک مستبد و ارتکاب جنایت علیه بشریت در کشتن مردم سوریه ابائی ندارند و دخالت نظامی خودرا در این کشور توجیه می‌کنند اما اقای روحانی ادعا می‌کند که ابر قدرت حامی عربستان سعودی اجازه نمیدهد که جنایت قتل خاشقجی در «دادگاه هایی که علیه جنایت بشری در جهان وجود دارند» این کشور را محاکمه کنند. هم‌پیمان استراتژیک ایران، پوتین، که توسط رهبری جمهوری اسلامی ایران به «رهبر استثنائی» لقب گرفته است و خود دست به‌ چنین جنایاتی در خارج و در مقابله با مخالفین خود می‌زند، از همان ابتدای این فاجعه اعلام کرد که قتل خاشقجی در ترکیه هیچ تاثیری در روابط مسکو و ریاض نخواهد گذاشت. معلوم نیست چرا اقای روحانی می‌بایست بین ترامپ، پوتین و محمد بن سلمان فرقی قائل شود. اقای پوتین همان رهبری‌ست که با چراغ سبز به اسرائیل، حملات هوایی این کشور را در سوریه به پایگاههای ایران مقدور ساخته است. ایا اقای پوتین از چنین دادگاهی برای محکوم کردن عربستان سعودی در جنایت علیه بشریت حمایت خواهد کرد؟

چهل سال  پس از انقلاب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کاملا از اصول اخلاقی و انسانی تهی شده است. مردان قدرت ما محصور نظامی شده‌اند که با خودکامگی خو گرفته است و دائما در حال بازسازی نهادهای استبدادی‌ست. زمانی که فرصتی فراهم می‌شود تا در صحنه بین المللی از ارزش‌های دمکراتیک و اخلاقی دفاع کند، چیزی برای عرضه کردن ندارد. زبان سیاسی کشور ما با شعار خو گرفته و مردان سیاسی حکومت ما به اصول و اخلاق در صحنه بین الملل بی تفاوت مانده‌اند. فرصت ها می‌ایند و می‌روند اما استبداد در کشورما هم‌چنان نمی‌تواند از این فرصت ها استفاده کند. مواضع رئیس جمهور کشور ما در فاجعه قتل خاشقجی بیش از انکه چیزی را ثابت کند و بر اصولی تاکید داشته باشد، طبیعت نظام استبداد در ایران را نشان می‌دهد.

بازگشت به صفحه اول