زیتون-یلدا امیری: تنش در روابط ایران و عربستان موضوع تازه ای نیست و سابقه‌ای تاریخی دارد، ایران و عربستان در دوران حکومت پهلوی نیز روابط متشنجی داشتند، روابطی که با استقرار حکومت جمهوری اسلامی در ایران تیره‌تر شد، در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی رو به بهبود رفت اما انتخاب محمود احمدی‌نژاد به ریاست دولت باز هم  روابط را تیره و تار کرد.

با شروع بهار عربی در خاورمیانه خصوصا بعد از قدرت گرفتن محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، رابطه این دو کشور همسایه خلیج فارس به جنگی نیابتی در کشورهایی چون سوریه و یمن تبدیل شد. اما در حال حاضر این روابط بیشتر به جاسوس‌بازی‌های دوران جنگ سرد و فیلم‌های اکشن هالیوودی با شرکت سرویس‌های اطلاعاتی شبیه شده‌است.

اخیرا روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی نوشته است که حدود دو سال پیش، افراد نزدیک به ولیعهد عربستان، به دنبال استخدام ماموران اطلاعاتی خصوصی بوده اند تا با پرداخت هزینه‌ای کلان در اقتصاد ایران خرابکاری کنند و مقام‌های بلندپایه ایران را ترور کنند.

نیویورک تایمز در گزارشی اختصاصی که یکشنبه ۲۰ آبان، ۱۱ نوامبر، منتشر شد، به نقل از سه منبع نوشت که گروهی از فعالان اقتصادی برای خرابکاری در اقتصاد ایران توسط عربستان سعودی استخدام شده اند. بر اساس این گزارش این گروه بهار سال گذشته به عربستان پیشنهاد کرده با دریافت دو میلیارد دلار و با کمک شرکت‌های خصوصی به اقتصاد ایران ضربه بزند.

این طرح برای نخستین بار در دیداری در بلژیک با ژنرال احمد عسیری، مشاور محمد بن سلمان مطرح شده است. سپس در بهار سال ۲۰۱۷ میلادی گروهی کوچک از فعالان اقتصادی با شماری از مقامات بلندپایه سعودی در ریاض دیدار کردند. نام احمد عسیری، از فرماندهان ارتش عربستان،  پس از قتل جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد حکومت عربستان، در رسانه‌ها پر رنگ شد و نهایتا از سمت اطلاعاتی خود برکنار شد.

نام جورج نادر، تاجر لبنانی-آمریکایی و جوئل زامل، تاجر اسرائیلی که رابطه نزدیکی با اداره‌های امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل دارد، در این گزارش به عنوان واسط این گروه و مقامات سعودی مطرح شده است. ظاهرا این فعالان اقتصادی که ملیت آنها مشخص نیست، امیدوار بودند خرابکاری در اقتصاد ایران برای تجارت آنها سودآور شود و تصمیم داشتند با کمک مقامات امنیتی و اطلاعاتی عربستان طرح خود را اجرا کنند.

بنا بر این گزارش احمد عسیری در جلسه با این بازرگانان پرسیده است که آیا آنها توانایی ترور هم دارند یا خیر. او مشخصا از تامین مالی طرح ترور قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران سخن گفته است اما شرکت‌های طرف معامله تعلل کرده و گفته‌اند که باید با وکلای خود مشورت کنند. نهایتا شرکت‌ها و بازرگانان مذاکره کنند با عربستان گفته‌اند که نمی‌توانند دست به ترور بزنند اما جورج نادر طرح این ترور را به شرکتی مستقر در لندن پیشنهاد کرده که توسط مأموران سابق سازمان امنیت بریتانیا اداره می‌شود. در گزارش نیویورک تایمز اطلاعاتی در مورد این شرکت وجود ندارد.

ظاهرا فعالان اقتصادی مورد مذاکره با عربستان پیشنهاد کردند در ازای دریافت دو میلیارد دلار با اقداماتی از قبیل ساخت اکانت در شبکه‌های اجتماعی برای راه‌انداختن تظاهرات در ایران، آشکار کردن دارایی‌های سپاه قدس یا تبلیغ درباره اتهامات واقعی یا ساختگی علیه مقام‌های ایرانی با هدف تفرقه‌افکنی میان آنها، طرح پیشنهادی آنها را اجرا کنند.

در گزارش نیویورک تایمز مشخص نیست که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان از این جلسات خبر داشته یا نه. اما محمد بن سلمان رابطه نزدیکی با تعدادی از این فعالان اقتصادی از جمله جورج نادر دارد.

جورج نادر و جوئل زامل که پس از پیروزی دونالد ترامپ رابطه نزدیکی با کاخ سفید دارند، در سیاست‌های دولت آمریکا در قبال ایران تأثیرگذارند. البته نام هر دو آنها در پرونده نقش روسیه در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا هم آمده و به نوشته نیویورک تایمز زامل و نادر هر دو توسط رابرت مولر، بازپرس ویژه این پرونده بازجویی شده‌اند.

سخنگوی دولت عربستان و وکلای جورج نادر و جوئل زامل از پاسخ به پرسش‌های نیویورک تایمز در مورد این جلسات خودداری کرده‌اند.

اوج تنش در روابط ایران و عربستان به مهر ماه سال ۹۰ در زمان ریاست احمدی نژاد بر دولت باز می گردد. در آن زمان اتهام توطئه ترور عادل الجبیر، سفیر عربستان در آمریکا، توسط سپاه قدس، از سوی اریک هولدر وزیر دادگستری آمریکا مطرح شد. در همین زمینه یک شهروند ایرانی-آمریکایی به نام منصور ارباب‌سیر را به عنوان متهم اصلی و فرد دیگری به نام علی غلام شکوری افسر ارشد نیروی قدس سپاه معرفی شدند؛ موضوعی که هرگز واقعیت آن آشکار نشد.

بعد از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور، عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه وقت عربستان سعودی، از اولین رهبران سیاسی بود که انتخاب روحانی را تبریک گفت و برای او آرزوی موفقیت کرد. روحانی نیز چند روز بعد این پیام را پاسخ گفت و ابراز امیدواری کرد ایران و عربستان با کمک یکدیگر بتوانند ثبات را به منطقه خاورمیانه بازگردانند.

اما با مرگ عبدالله بن عبدالعزیز در بهمن ماه ۱۳۹۳، ژانویه ۲۰۱۵، سلمان بن عبدالعزیز آل سعود که مواضع تندی در برابر ایران داشت، رسما به‌عنوان پادشاه عربستان سعودی انتخاب شد. دولت جدید عربستان در اوج مذاکرات هسته‌ای ایران با غرب در روزهایی که مذاکرات «ژنو ۲» و «ژنو ۳» در حال پیگیری بود، نارضایتی خود را از امضای این توافق‌نامه ابراز کرد.

از جمله دلایل ناخرسندی عربستان از نزدیکی ایران و آمریکا، نگرانی از گسترش نفوذ تندروهای ایرانی در خاورمیانه بود. کمک‌های هنگفت سیاسی، نظامی و اقتصادی سپاه پاسداران که مستقل از دولت عمل می‌کرد، باعث پیروزی‌های ارتش بشار اسد می‌شد که در مقابل ارتش آزاد سوریه که مورد حمایت عربستان بود، می‌جنگید.

از طرفی، اعتراضات ۲۰۱۴-۲۰۱۵ و تغییر حکومت یمن که باز هم با حمایت سنگین سپاه انجام شد و عملا دولت ایران اجازه مداخله در آن را نداشت، عربستان را به مقابله با نفوذ ایران واداشت و موجب تیره‌تر شدن روابط ایران با عربستان سعودی شد. چند ماه بعد از آغاز به کار دولت سلمان بن عبدالعزیز، با دستور پادشاه، مداخلهٔ نظامی در یمن در ۲۵ مارس ۲۰۱۵ میلادی برابر ۶ فروردین ۱۳۹۴ با حملهٔ هوایی ائتلافی از کشورهای منطقه به رهبری عربستان سعودی به یمن با نام عملیات طوفان قاطعیت آغاز شد و یمن نیز به صحنه جنگ نیابتی میان ایران و عربستان تبدیل شد.

حمله گروهی تندرو که دولت ایران آنها را خودسر معرفی کرد به سفارت عربستان در تهران، تیر آخر را به روابط دو کشور زد. این حمله در شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ بعد از اعدام شیخ نمر باقر النمر، روحانی مخالف دولت عربستان صورت گرفت. از آن زمان تا کنون روابط دیپلماتیک میان این ایران و عربستان قطع شده‌است.

اگر چه مقامات دولت حسن روحانی چندین بار تلاش کردند روابط میان دو کشور را بهبود بخشند اما هر بار با در بسته تندروهای عربستانی مواجه شدند.

وضعیت بغرنج کنونی میان ایران و عربستان حاصل دخالت نظامیان تندرو ایرانی از یک سو و حاکمیت تندروها به رهبری محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور است. در این میان دستگاه دیپلماسی حسن روحانی با دستان بسته نتوانسته کاری از پیش ببرد. نتیجه این وضعیت همکاری عربستان با دونالد ترامپ رئیس جمهور نامتعادل آمریکا برای آغاز تحریم‌ها و جنگ اقتصادی تمام عیار علیه ایران است؛جنگی که گزارش پر سر و صدای نیویورک تایمز تنها گوشه ای از آن را نمایان کرده است و  آسیب‌دیدگان آن مردم مردم عادی و کسانی خواهند بود که سهمی از تندررویی‌های طرفین ماجرا ندارند.

بازگشت به صفحه اول