بعضی از مغالطات «مقام دفاع» به توجیه رفتار یا گفته‌ی پیشین شخص تعلّق دارند که «توسّل به معنای تحت‌اللفظی» (extensional pruning) یکی از آنان است. اکثر الفاظ به مرور و به‌خاطر تنوّع کاربردشان دارای معانی فرعی و زائدی می‌شوند که به تناسب محلّ استفاده، آن زوائد نیز به ذهن مخاطب متبادر می‌شود. این مغالطه وقتی رخ می‌دهد که گوینده به هنگام ضرورت، یعنی وقتی نمی‌تواند از گفته‌ی پیشین خود دفاع کند، فقط به اتّکا به معنای لغوی و تحت‌اللفظی، معنای گفته‌اش را دگرگون جلوه می‌دهد.

مثال اوّل: زنی مسلمان پس از پیامبر اسلام ادّعای پیامبری کرد، به او گفتند که مگر پیامبر نگفت «لانبیّ بعدی»؟ جواب داد: چرا گفت ولی نگفت «لا نبیّه بعدی»! (گذشته از مباحث ادبی، برداشت مسلمانان از این گفته و دیگر آیه‌ها و احادیث «ختم رسالت» بود)

مثال دوّم: کارمند شرکت گاز به مردم معترض یک منطقه: ما به شما گفتیم که تا فلان تاریخ، لوله‌کشی گاز را به در منازل می‌‌آوریم ولی آیا گفتیم که جریان گاز هم در آن برقرار خواهد بود؟ (لوله‌کشی بدون گاز با نبود لوله‌کشی تفاوت چندانی ندارد)

مثال سوّم: احمدی‌نژاد در ابتدای تبلیغات انتخاباتی خود گفت که باید پول نفت را بر سر سفره‌ی مردم آورد. پس از بحران اقتصادی طرفدارانش در جواب کسانی که وعده‌ی او را یادآوری می‌کردند گفتند که پرداخت یارانه‌ها همان آوردن پول نفت سر سفره‌ها بود. (پول نفت یعنی «رفاه اقتصادی» وقتی مبلغی به مردم بدهید و بیشتر از آن را با تورّم از جیبشان بردارید،‌ دقیقاً در جهت خلاف آن عمل کرده‌اید)

و اما  اخیراَ محمدجواد ظریف در مصاحبه با هفته‌نامه‌ی «لوپوئن» فرانسه ادّعا کرد که ایران هیچ‌گاه نگفته است که اسرائیل را نابود خواهد کرد و گفته‌ی آیت‌الله خمینی که «اسرائیل از صفحه‌ی روزگار محو خواهد شد» یعنی اسرائیل با سیاست‌هایی که دنبال می‌کند خواه‌ناخواه به این سرنوشت مبتلا خواهد شد. (+)

حرف ظریف نادیده‌گرفتن سیاست‌های چهل‌ساله‌ی جمهوری اسلامی به مدد مغالطه‌ی «توسّل به معنای تحت‌اللفظی» است. وقتی آیت‌الله خمینی گفت که «راه قدس از کربلا می‌گذرد» در پی ترسیم نقشه‌ی جغرافیایی نبود،‌ به این معنا بود که پیروزی در جنگ با عراق مقدّمه‌ی رسیدن به اسرائیل است. وی در همین رابطه صریح‌تر گفت که «جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت» (صحیفه امام خمینی،‌ ج ۲۱، ص ۲۸۳) از طرف دیگر نابودکردن یک کشور حتماً نباید با درگیری مستقیم با آن باشد.‌ برای مثال بسیاری از کشورهای منطقه و امریکا در جنگ هشت‌ساله با پول یا کمک اطلاعاتی به صدام حسین کمک کردند،‌ بی‌‌آنکه الزاماً سرباز به جبهه بفرستند؛ آیا آنان می‌توانند ادّعا کنند که در جنگ با ایران مشارکت نداشتند؟ وقتی آیت‌الله خمینی از لزوم «محو اسرائیل» می‌گوید و در عمل بنا به اعتراف تمام سران نظامی و کشوری به مخالفان آن کمک می‌کند، یعنی در جهت نابودی اسرائیل حرکت می‌کند. رهبر فعلی نظام نیز در ۱۴ شهریور ۹۳ گفته‌ی آیت‌الله خمینی در ۱۷ شهریور ۶۱ را تکرار می‌کند و می‌گوید که «اسرائیل یک غدّه‌ی سرطانی است و باید از بین برود».

اینها فقط درباره‌ی همین گفته از آیت‌الله خمینی بود ولی آیا او حرفی صریحتر درباره‌ی اسرائیل زده است؟ ببینید:

۱۴ آبان ۶۲: اگر خداوند توفیق دهد،‌ می‌رویم و مردم را از شرّ اسرائیل نجات می‌دهیم. (صحیفه‌ی امام خمینی، ‌ج ۱۸، ص ۲۰۳)

واضح است که این کلام جای انکار و حتّی توسّل به معنای تحت‌اللفظی باقی نمی‌گذارد.

در پایان دو نکته‌ی مهم را یادآوری می‌کنم:

یک. تلاش برای نابودی اسرائیل (یعنی یکی از کشورهای عضو سازمان ملل) با کمک به فلسطینیان برای تشکیل حکومت فلسطینی در مرزهایی که سازمان ملل به رسمیّت می‌شناسد،‌ دو موضوع جدا از هم‌اند.

دو. تمرکز این سلسله نوشته‌ها بر خطاهای منطقی در کلام است نه حواشی آن. کاربرد منطق در عرصه‌ی حقیقت و بررسی درستی و نادرستی کلام است و سیاست عرصه‌ی منفعت و مصلحت؛ پس طبیعی است که سیاستمدار برای پیش‌برد منافع کشور خود گاهی دست به بازی با الفاظ بزند ولی این موضوع به جوینده‌ی حقیقت ربطی ندارد گرچه گفته‌ی ظریف و عملکرد نظام با نظرداشت ملاک مصلحت و منفعت کشور نیز جای نقد و تأمّل بسیار دارند.

بازگشت به صفحه اول